پایان نامه حقوق

اسناد بین الملل

دانلود پایان نامه

چنین برداشت میشود که فساد در زمین تنها بر وقوع تباهی و فساد در زمین اطلاق نمیشود، بلکه بر انجام فعالیتهایی که بر ضد نظام با هدف بر هم زدن نظم سیاسی یا اجتماعی و مقاومت در برابر عدالت بهطوری که نظام حکومتی را در معرض تهدید قرار دهد یا ضرر همگانی به جامعه وارد سازد، نیز صدق مینماید.
بعضی ازمفسران درتفسیر آیه 33 سوره مائده عنوان محاربه و افساد فی‌الارض را دو عنوان جداگانه دانستهاند و بعضی دیگر نیز آیه را فقط مربوط به جرم محاربه دانسته و فساد ذکر شده در این آیه را شرطی برای تحقق محاربه تلقی کردهاند. طبق تفسیر نخست، شیخ طوسی، علامه طباطبایی و آیت الله مکارم شیرازی به این قائلند که جمله «و یسعون فی الارض فساداً» جنبه تأکیدی دارد، نه تأسیسی و آیه مذکور تنها عنوان محاربه را مطرح کرده است، زیرا آیه یک موضوع و مبتدا بیشتر ندارد و عبارت « یحاربون الله » و « و یسعون فی الارض فساداً» هردو صله هستند که با واو عطف به هم مربوط شدهاند که دلالت بر جمع بین آن‌ها دارد، یعنی برای تحقق محاربه مورد نظر در آیه‌ مذکور عنوان «افساد فی‌الارض» هم باید تحقق پیدا کند، بنابراین آیه مخصوص محاربه است و افساد فی‌الارض عنوان جرم جداگانهای از محاربه از این آیه بدست نمیآید که مجازاتهای چهارگانه را برای افساد فیالارض نیز بسط دهیم.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-8-3- بغی
بغی یا جرم سیاسی که در متون اسلامی تحت همین عنوان مطرح گردیده و منشأ انتخاب این عنوان آیه شریفه 9 سوره حجرات:
«وَان طائفتان من المومنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما فان فان بغت احدیهما علی الاخری فقتلوا التی تبغی حتی تفیئ الی أمر الله فإن فائت فأصلحوا بینهما بالعدل و أقسطوا إن الله یحب المقسطین»،
میباشد؛ این آیه مستند جرمانگاری بغی قرار گرفته است.
همان‌گونه که قبلاً اشاره گردید بین تروریسم و جرم سیاسی وجوه مشترکی وجود دارد که بسیاری از مواقع در عمل، تمایز این جرایم‏ با تروریسم مشکل به نظر میرسد.
پس در مورد تعریف بغی، فقهای تمام مذاهب، اتفاق نظر دارند، تفاوتی که وجود دارد در مورد امام است، فقط شیخ طوسی و ابن ادریس لفظ امام را در تعریف خود آوردهاند. و به نظر میآید که منظورشان امامان دوازدگانه باشند. البته کاشف الغطاء و امام خمینی تحقق بغی را در زمان نایب امام و فقیه جامع‌الشرایط نیز امکان پذیر میدانند.
در فقه عامه در این مورد اختلاف وجود دارد.طبق دیدگاه فقهای مالکی و حنفی بغی در صورتی تحقق می‌یابد که امام حق و امامتش ثابت شده باشد. ولی به عقیده فقهای مذهب شافعی و حنبلی خروج بر امام اگر چه ستمگر و جائر باشد، نیز مصداق بغی خواهد بود.
از آنجا که در تعریف بغی اشاره گردید، جرم بغی مترادف با خروج و مبارزه علیه امام عادل دانسته شده؛ لذا نمیتوان به بعضی از مصادیق تروریستی، عنوان بغی اطلاق نمود. مانند دزدی دریایی، هواپیماربایی، گروگانگیری، قتل و ایجاد رعب و وحشت بین مردم؛ زیرا نمیتواند به قصد برکناری امام باشد. به خصوص که این جرایم خصوصیت برون مرزی و بینالمللی به خود میگیرد.

به عبارت دیگر تروریسم جرم علیه امنیت و آسایش مردم است و به قصد ایجاد رعب و وحشت عمومی انجام میپذیرد در صورتی که جرم بغی جهت خروج علیه امام و یا نایب او انجام میشود.
تفاوت دیگری که تروریسم با بغی دارد، این است که در تروریسم صرف تهدید به خشونت و ترساندن هم موجب تحقق جرم میشود و حال آنکه در بغی باید از مرحله تهدید بگذرد و عملیات اجرایی جرم انجام شود تا بغی محقق گردد، تا زمانی که به اعمال قوه قهریه بر ضد حکومت شروع نکرده است، نمیتوان با آنان جنگ را آغاز کرد؛ در نتیجه بغی همراه با خشونت است در حالی که جرم سیاسی اگر با خشونت همراه باشد از جرم سیاسی به تروریسم تبدیل میشود.
یکی از بزرگترین واجبات اطاعت ازامام(ع)است و لذا کسی که علیه امام ایجاد آشوب کرد، به تعبیرصاحب جواهر بزرگترین گناهان را انجام داده و لذا امام، حق دارد به هر طریقی که صلاح میداند او را مجازات کند؛ مگر این که دست از مخالفت با امام بردارد. بغی بر امام به حکم آیه 9 سوره حجرات و روایات پیرامون آن، یکی از موارد وجوب جهاد و حتی موجب واجب القتل بودن، باغی است.
1-8-4- فتک
واژه دیگری که در متون اسلامی از لحاظ مفهومی مشابه با تروریسم بکار رفته، واژه «فتک» است. در قرآن کریم در مورد حرمت فتک آیهای نیامده است، اما موارد نهی فتک را میتوان از حدیث امام صادق(ع) دریافت که از رسول خدا(ص) نقل نموده که فرمودند: «ان الاسلام قید الفتک»؛ همچنین از رسول خدا(ص) نقل شده است که: «الایمان قید الفتک ولا یفتک المؤمن»؛ با عنایت به روایات ذکر شده و همچنین سیره عملی پیامبر(ص) و ائمه(ع) و صحابه، چنین نتیجه گرفت که اسلام نمیتواند فتک و ترور پنهانی را بپذیرد و از مسلمات فقهی مسلمین ارائه علنی صدور حکم در این باره است.
دو ویژگی میتوان برای فتک با توجه به تعاریف موجود ارائه داد، نخست اینکه فتک علاوه بر قتل بر جرح هم اطلاق میشود و دیگری اینکه اقدام به فتک در خفا و آشکارا صورت میگیرد.
علیرغم نزدیکی مفهومی فتک با تروریسم، تفاوت‌هایی نیز با هم دارند، از یک سو در تروریسم هدف حملات و آماج اقدام از هم تفاوت دارد ولی در فتک هر دو یکسان میباشد. از سوی دیگر در فتک الزاماً نمیتوان معیار و انگیزه سیاسی را وارد کرد و میتواند با انگیزهها دیگری انجام شود. از این رو مشکل است که فتک را در زمره تروریسم قرار داد.
1-8-5- اغتیال
واژه دیگر مشابه تروریسم که در فقه مورد استفاده قرار گرفته، «غیله» است.تفاوت اغتیال با فتک در این است که در اغتیال شخص، خدعه و فریبی بکار میبرد، در حالی که فاعل جرم پنهان است، شخصی را به موضعی میکشاند، هنگامی که شخص فریب خورده آنجا رسید، بدون اینکه فاعل را شناسایی کند، او را به قتل برساند؛ اما در فتک، فاعل عمل قتل یا جرح، برای غافل (مجنیی علیه) معلوم است، غافل مطمئن است و نمیداند که فاعل قصد قتل وی را دارد.
اگر اغتیال را با تروریسم مقایسه نماییم، علیرغم یکسانی که در عنصر مخفیانه بودن عملیات با هم دارند؛ به این نتیجه میرسیم که در اغتیال مانند آنچه که در فتک ذکر آن به عمل آمد، هدف و آماج اقدام یکسان است؛ بر عکس آنچه در تروریسم ذکر شد که هدف رسیدن و دست‌یابی به اهداف سیاسی است ولی آماج اقدام، شهروندان بی‌گناه میباشند. تفاوت دیگر در انگیزه هر دو نمایان میشود به نحوی که قریب به اتفاق عملیات تروریستی، بر خلاف اغتیال با انگیزههای سیاسی انجام میپذیرد.
با ارائه توضیحات در مورد مفاهیم مشابه با تروریسم در اسلام به این نتیجه میرسیم که اسلام خشونت و اعمال رعب و وحشت را در جامعه مورد نهی قرار داده، بلکه تدابیری برای جلوگیری از این اعمال از طریق وضع ضمانت اجرایی در مورد محاربه، افساد فی‌الارض و بغی سنجیده و پی‌جوی مبارزه جدی با اعمالی که امنیت عموم و اجتماع را از بین میبرد، است. اسلام، نه تنها با خشونت سازگار نیست؛ بلکه توسط احکام خود به باز دارندگی آن توجه وافر نشان داده است.
توضیحات گذشته نشاندهنده این مطلب است، که دین اسلام بر خلاف آنچه که بسیاری از مخالفین این دین به جای جستجوی ریشههای تروریسم، در نابسامانیهای اجتماعی، تبعیض اقتصادی، بیعدالتیهای سیاسی و مناسبات نابرابر قدرت، ادعا دارند که «دین اسلام حامی تروریسم است» را به شدت رد مینماید و در حالی که دین مبین اسلام دین صلح و سلام است نه جبر و خشونت، دین امن، امان و امنیت است، دین کرامت انسان و ارزشمندی نفس انسانی است که کشتن یک نفر را برابر با کشتن تمام انسان‌ها میداند و دین عدالت است و ظلم را برنمیتابد.

2- تدابیر و مجازات تروریسم در اسناد بین الملل و قوانین افغانستان
با عنایت به توسعه روز افزون علم و تکنولوژی، روش‌ها و مصادیق جرایم تروریستی در حال گسترش است. از این لحاظ نمی توان آن را شمرد؛ اما با توجه به مصادیقی که در قوانین افغانستان و کنوانسیون‌های بین‌المللی ضد تروریسم احصا یافته است، می‌توان این موارد را بررسی نمود.
برای بررسی تبیین حقوقی جرایم تروریستی و مجازات آنها که در قوانین افغانستان و کنوانسیونهای بین المللی درج یافته، لازم است به صورت مختصر گونه‌های هر یک از این مصادیق، مورد بررسی قرار گیرد؛ جرایم علیه تأسیسات خاص جرایم علیه اشخاص جرایم با استفاده از مواد خاص جرم تأمین مالی تروریسم برای اجتناب از به درازا کشیدن مطالب، در فصل بعد مصادیق و گونه‌های آن،به نگارشدرمی‌آید.
فصل دوم: جرایم علیه تأسیسات خاص وجرایم علیه اشخاص
1- عناصرجرایم تروریستی
قبل ازپرداختن به مبحث جرایم علیه تاسیسات خاص وجرایم علیه اشخاص لازم میدانمبه عناصر وارکان جرایم تروریستی پرداخته شود، زیرا افعال را زمانی میتوان، عنوان جرمی داد که در قانون آن عمل به عنوان جرم تعریف شده باشد، علاوه بر آن، نیاز است قانون آن عمل را مشمول مجازات بداند؛ پیش‌بینی قانون برای مجازات عامل افعال به تنهایی کافی نیست، بلکه شخص باید فعل منع شده قانونی را انجام داده باشد، به عبارت دیگر شخص مرتکب، باید افکار و مقاصد مجرمانه خود را از مرحله تفکر و قصد به مرحله عمل مادی در آورده باشد؛ البته این عمل منع شده قانونی را با اراده آزاد انجام داده باشد یا حداقل در ارتکاب آن بیاحتیاطی یا بیمبالاتی داشته باشد؛ این مجموعه ذکر شده در فوق را «عناصر سه‌گانه جرم» یا «شرایط عمومی تحقق جرم» نامیدهاند. برای اینکه ماهیت این جرایم روشن گردد، نیاز است که در یک نظر کلی ارکان این جرایم را بررسی نماییم.
1- 1- رکن قانونی
رکن قانونی را نباید به عنوان یک عنصر مجزا مورد بررسی قرار داد، رکن قانونی در واقع پرتوی از اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و زیر بنای ارکان مادی و روانی است. به دیگر عبارت، رکن قانونی هم عرض عناصر مادی و روانی نیست تا در کنار آنها و همسنگ با آنها مورد بحث قرار گیرد، بلکه هم عنصر مادی و هم عنصر روانی مبتنی بر قانون هستند، یعنی بنا به تصریح قانون است که ما میتوانیم رفتار یا حالت خاصی را به عنوان عنصر مادی یا روانی جرم بشناسیم. پس رابطه میان عنصر قانونی و دو عنصر مادی و روانی یک رابطهی طولی است نه عرضی، بدین ترتیب بحث عنصر قانونی به طور جداگانه از عناصر مادی و روانی موضوعیت ندارد.
اهمیت عنصر قانونی تنها در این نیست که مقنن اعمال خاصی را تحت عنوان جرم و یا حالت خطرناک معرفی و احصا نماید، بلکه باید مجازات یا اقدامات تأمینی و تربیتی وابسته به هر عمل خلاف قانون را قبلاً تعیین نموده باشد تا مقامات قضایی در هنگام تعقیب پدیده جنایی و صدور حکم از محدوده تعیین شده به وسیله قانون تجاوز ننمایند.
جرمانگاری یک فعل در قالب قانون، این یکی از اصول منشعب از اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها می‌باشد، بر این اساس، جرم بودن یک عمل باید در قانون به رسمیت شناخته شود؛ مطابق به ماده بیست و هفتم قانون اساسی افغانستان که اشعار دارد: «هیچ عملی جرم شمرده نمیشود، مگر به حکم قانونی که قبل از ارتکاب آن نافذ گردیده باشد». همچنین ماده 2 قانون جزای افغانستان به صراحت بیان میدارد که: «هیچ عملی جرم دانسته نمیشود مگر به موجب قانون…» و فقره 1ماده 37 قانون جزا عنصر قانونی را چنین تعریف نموده است: «1ـ عنصر قانونی جرم، عبارت است از تصریح اعمال جرمی و جزاهای آن در قانون». این سه ماده قانونی، مؤید این امر است که فقط قانون میتواند افعال را جرم تلقی و برای آن مجازت تعیین نماید. پس برای دانستن اینکه قوانین افغانستان کدام افعال را تروریسم و جرایم تروریستی تلقی نموده، نیاز است به قوانین افغانستان نظری افکنیم. عنصر قانونی این جرایم را میتوان علاوه بر فقره 1 ماده 3 ، بر اساس مواد 8 تا20 قانون مبارزه علیه جرایم تروریستی و مواد 3، 4 و 5 قانون جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی و همچنین مواد 3 به بعد قانون مبارزه علیه تمویل تروریزم بدانیم.
1-2- رکن مادی
حقوق و قوانین کیفری در عصر کنونی بر خلاف آوان رشد خود که حتی فکر مجرمانه را قابل مجازات میدانست، قصد و نیت مجرمانه را قابل مجازات ندانسته و در حوزه حقوق کیفری نمیگنجاند. زمانی میتوان یک عمل را مجرمانه تلقی و به شخص، مجرمانه بودن آن را نسبت داد که نمود خارجی پیدا نماید، به دیگر عبارت از دایره فکر و قصد عبور و در دایره رفتار و یا فعل خارجی ظهور یابد، تنها در این صورت است که قانون‌گذار این عمل را میتواند جرم بنامد و مراجع عدالت کیفری را جهت بررسی و قرار دادن در چرخه فرایند کیفری واجد صلاحیت فرض نماید.
همچنین بر خلاف اخلاق که وجدان را بررسی کرده، افکار بد و نیات گناهکار را مجازات میکند، حقوق جزا که وظیفه حمایت و صیانت از جامعه را بر عهده دارد، افکار و نیات ساده بزهکار و حتی تصمیم ارتکاب یک جرم را قابل مجازات نمیداند؛ زیرا نظم اجتماعی را به هم نمیزند. حقوق جزا این‌ها را وقتی مجازات مینماید که به صورت یک واقعه، یا مظهر یک اراده ظاهر شوند. واقعه یا مظهر یک اراده که در خارج واقع شده و قصد بزهکار یا تقصیر جزایی مرتکب را ظاهر می‌سازد، عنصر مادی جرم را تشکیل میدهد. عنصر مادی جرم را ماده 27 قانون جزای افغانستان تعریف نموده است،
1-2-1- رفتار مجرمانه
رفتار مرتکب جرایم تروریستی، عبارت از فعل مثبت اعم از مادی یا غیر مادی است و ترک فعل موجب تحقق این جرم نمیشود. فعل ارتکابی، ممکن است عنصر مادی جرایم عمومی دیگر باشد؛ به عبارت دیگر رفتار مجرمانه اختصاصی ندارد و رفتار مرتکب آن میتواند، عنصر مادی سایر جرایم باشد. مهم‌ترین مسأله در رفتار مجرمانه این‌گونه جرایم این است که خشونت آمیز باشد.
یکی از شرایطی که افراد، تروریست قلمداد میشود، این است که رفتار آنها به نحوی توأم با خشونت باشد، قتل، صدمات جانی، تخریب و آسیب شدید اموال، نتیجه احتمالی آن است، بر این اساس تظاهرات آرام، اعتصاب، تظاهرات گروهی و شورش‌های شهری را نباید مصداق تروریسم شناخت.
خشونت ممکن است مجرمانه یا غیر مجرمانه باشد، خشونت مجرمانه یا غیر مشروع، خشونتی است که ناامنی عمومی را ایجاد میکند. ضابطهای که برای تمیز این نوع خشونت میتوان در نظر گرفت، رعایت و عدم رعایت اصول اساسی و انسانی حقوق کیفری است. از خشونت مشروع میتوان به دفاع مشروع و بازیهای ورزشی و یا در حقوق بینالملل، خشونت برای بیرون راندن متجاوزان خارجی یاد نمود.
تروریسم لزوماً مقید به‌کارگیری و استفاده از ابزارهای ارعاب آور نیست، بلکه صرف تهدید به استفاده از خشونت هم میتواند موجب تحقق تروریسم شود. چنانچه در موارد متعدد، قانون مبارزه علیه جرایم تروریستی این رفتار را مجرمانه تلقی نموده، سزاوار واکنش دانسته است.
از عبارت استفاده از خشونت یا تهدید به آن که در تعاریف تروریسم به عنوان عنصر مشترک تمامی تعاریف تروریسم قلمداد نمودیم، مشخص است که برای تحقق تروریسم ضرورتی ندارد که خشونت به صورت فیزیکی باشد، بلکه خشونت روانی هم تحقق جرایم تروریستی را در قبال دارد. در واقع تمام انسان‌ها نیازمند احساس امنیت، چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روانی هستند، هر فرد زمانی که با حادثه دهشتبار روبرو میشود، به طور غریزی احساس رعب و وحشت مینماید. این دقیقاً همان چیزی است که تروریست‌ها از مخاطبان اقدامات خود انتظار دارند.
به طور کلی با توجه به مواد مندرج در کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط با تروریسم است و همچنین قوانین کیفری افغانستان میتوان رفتارهای مجرمانه جرایم تروریستی که در آن‌ها معیار خشونت از ارکان مهم این اعمال به شمار میرود، را به انجام اعمالی که باعث به خطر افتادن سلامت هواپیما میشوند، یا تصرف آن و یا ارتکاب اعمال خشونت آمیز در هواپیما و فرودگاه، تعرض نسبت به افراد اعم از داخلی و دارای مناصب عالی دولتی و افراد برخوردار از حمایت و مصونیت بینالمللی، گروگان‌گیری، استفاده غیر قانونی از مواد هستهای، تصرف غیرقانونی کشتیها و یا انجام اعمال خشونتآمیز در آنها و بر روی سکوهای ثابت در فلات قاره، به‌کارگیری مواد منفجره پلاستیکی و بمب‌گذاری، حمایت مالی از تروریسم، استفاده از مواد میکروبی و شیمیایی،

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درمورد هزینه های اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید