پایان نامه مدیریت

بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه

و فاکتورهایی که این دو متغیر را تحت تأثیر قرار می دهند پیش بینی می کند و نشان داده شده است که این دو متغیر به موارد زیر حساس می باشد:
تعداد سرمایه گذاران
ترکیب بدبین ها و خوشبین ها و افراد نامطلع
سطح واقعی انتظارات هر دسته از سرمایه گذاران
انتقاداتی که خود محققان به این مدل وارد می کنند عبارت است از اینکه به طور آشکاری این مدل نمی تواند شکل دقیقی از فرایند تعدیل عدم تعادل را ارائه دهد زیرا این مدل شامل یک سری از تعادل های بازار می باشد.
از پیچیدگی های این مدل این است که ممکن است در هر لحظه از زمان چندین شوک اطلاعاتی به بازار وارد شود و مانع از تشکیل یک تعادل نهایی شود و قبل از اینکه یک خبر به همه مبادله گران برسد، خبر دیگر به بازار وارد شود. همچنین دو شکل از رفتار سرمایه گذاران مطلع هیچ اطلاعاتی از تغییر قیمت دریافت نمی کنند. اینکه چگونه سرمایه گذاران از تغییر قیمت اطلاعات خاصی را می گیرند خودش یک زمینه مطالعاتی دیگر می طلبد اما پاسخ به این سوال خود اثرات مهمی بر مدل SIAH دارد.
2-10- بسط مدل ترکیب توزیع ها
مدل MDH در ابتدا توسط کلارک در سال 1973 ارائه شد و بعدها در سال 1976 توسط اپس و اپس توسعه داده شد. فرضیه MDH به عنوان جایگزینی برای فرضیه SIAH بر این موضوع دلالت دارد که ارتباط بین حجم معاملات و بازده سهام به نرخ جریان اطلاعات به بازار وابسته می باشد .در این مدل همه مبادله گران سیگنال های قیمت جدید را به صورت همزمان دریافت می کنند و انتقال به تعادل های جدید فوراً صورت می پذیرد و تعادل های واسطه شکل نمی گیرند این موضوع بر خلاف SIAH است که می گوید تعادل های واسطه جهت رسیدن به تعادل نهایی شکل می گیرد. درنتیجه بر طبق فرضیه MDH نباید هیچ گونه اطلاعاتی در داده های نوسانات گذشته وجود داشته باشد که بتوان از آن برای پیش بینی حجم ( یا بالعکس) استفاده نمود زیرا این متغیرها به صورت همزمان در پاسخ به ورود اطلاعات جدید تغییر کرده اند.
فرضیه MDH به عنوان تفسیری از ارتباط بین حجم معاملات، تغییر قیمت و نرخ جریان اطلاعات پیشنهاد شده است. این مدل فرض می کند که قیمت ها و حجم معاملات به جریان ورود اطلاعات در طول زمان معاملات واکنش نشان می دهد. از این رو تغییر قیمت روزانه مجموعه ای از تغییرات قیمت روزانه است.
در مدل MDHکلارک ،1973 و اپس و اپس جریان اطلاعات به عنوان متغیر نهانی که حجم معاملات را تحت تأثیر قرار می دهد دیده شد. این مدل پیشنهاد می کند که تغییر قیمت و حجم معاملات به واسطه وابستگی شان در یک حادثه مشترک یک ارتباط مثبت دارند.
مدل های مختلف MDH تفاسیر متفاوتی از ارتباط مثبت بین بازده جاری سهام و حجم معاملات ارائه داده اند.
در مدل کلارک، جایگزینی حجم معاملات به جای سرعت اطلاعات که به عنوان فاکتور مشترک پنهانی معرفی می شود ارتباط مثبت مشاهده شده بین حجم معاملات و واریانس تغییر قیمت را توضیح می دهد. در این مدل همچنین رابطه علّی از حجم معاملات به بازدهی وجود ندارد. برعکس اپس و اپس از حجم معاملات به عنوان معیار اختلاف نظر بین مبادله گران استفاده نموده است، زیرا مبادله گران هنگامی که اطلاعات جدید وارد بازار می شود نظرات خودشان (و قیمت های مورد نظرشان) را مورد بازنگری قرار می دهند .بنابراین انتظار می رود سطح حجم معاملات با افزایش اختلاف نظر بین سرمایه گذاران افزایش یابد. در این مدل وجود روابط علّی از حجم معاملات به قدر مطلق بازدهی سهام قابل پیش بینی است.
در یک شکل فرضیه MDH ارائه شده توسط اپس و اپس ،1976 مدلی استخراج شد که در آن واریانس تغییر قیمت در یک معامله شرطی بر روی حجم آن معامله می باشد. مدل آنها مشابه مدل SIAH است که در آن راه های اخذ اطلاعات و پاسخ دادن سرمایه گذاران به آن ها همه یک ساختار ویژه می باشد و آن ها برای مدلشان تأییدهای تجربی نیز مبنی بر ارتباط ,V در سطوح معاملات آورند، این یافته ها در مطالعات وود، مک اینیش و اورد ،1985 و مطالعات دیگری نیز تأیید شد.
بایستی توجه شود که در مدل اپس و اپس ،1976 ضروری است که همه سرمایه گذاران به طور همزمان و نه تدریجی (همانند مدل SIAH که مبادله گران به صورت متوالی و تدریجی مطلع می شوند) صاحب اطلاعات شوند.
به طور کلی مدل های MDH به دو دلیل متداول تر از مدل های SIAH هستند:
این مدل ها هم با انتشار اطلاعات به صورت همزمان و هم تدریجی سازگارند. در حالی که مدل کوپلند دلالت بر یک ارتباط منفی بین ,Vوقتی که به صورت همزمان منتشر می شود، دارد.
مدلMDH با توزیع تجربی تغییرات قیمت و تفاوت در همبستگی بین ,V در فراوانی های متفاوت سازگار می باشد.
2-11-پیشینه تحقیق

2-11-1-پیشینه داخلی
بررسی رابطه حجم معاملات، تغییر قیمت و بازده سهام از موضوعاتی است که از سال١٩۵٩ تا کنون مورد توجه شدید محققان مالی و اقتصادی قرار داشته است. اهمیت این رابطه به گونه ای است که در وال استریت ضرب المثل هایی درباره ارتباط حجم معاملات و تغییرات قیمت شکل گرفته است. بورس اوراق بهادار و بازار سرمایه در ایرن بازار جوانی است، اما گاهی دیده شده است که بسیاری از مبادله گران جزء در بازار سرمایه از حرکات حجم معاملات و یا تغییرات قیمت برای تصمیمات آنی و کوتاه مدت خود چشم پوشی نمی کنند و تغییرات قیمت و حجم معاملات را ناشی از اخبار و اطلاعاتی می دانند که ممکن است به گوش آنها نرسیده باشد.
نجارزاده(1388) در مطالعه ای روابط همزمان و علّی حجم معاملات و تغییرات قیمت(بازده سهام)موردبررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق ارتباط همزمان بین حجم معاملات و بازده سهام راتایید کرده و نیز یک ارتباط بازخوردی (دو طرفه) بین حجم معاملات و بازده سهام را تاییدمی کند .

 
 
جهانخانی و اسدی در سال( 1374 ) تغییرات قیمت سهام را پس از تقسیم سود بررسی کردند. آنها شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را طی سال73 بررسی کردند. نتایج آنها نشان می دهد که میانگین کاهش قیمت سهام پس از اعلام تقسیم سود کمتر از میانگین سود تقسیمی هر سهم است.
سجادی در سال( 1377 ) عوامل مرتبط با سود غیر منتظره و رابطه آن با قیمت سهام را بررسی کرد. نتایج به دست آمده از 70 شرکت مورد بررسی بین سال های73 تا 75 نشان داد که رابطه معنادار میان تغییرات غیرمنتظره سود و تغییرات غیر عادی در بازده سهام وجود دارد که از محتوای اطلاعاتی متغیر سود حکایت دارد.
خواجوی، قاسمی و اله یاری در سال ( 1388 ) با استفاده ازداده های بورس اوراق بهادار تهران روابط تجربی بین بازده سهام و حجم معاملات را در بازه زمانی مهرماه 1377 تا خرداد ماه 1385 بررسی کردند. آنها با بررسی وجود همزمانی و علمی در روابط بین بازده سهام و حجم معاملات به این نتیجه رسیدند که اطلاع از این متغیرها تا حد اندکی به پیش بینی متغیردیگر کمک می کند و بین تغییر بازده و حجم معاملات رابطه همزمان وجود دارد .به علاوه، با استفاده ازآزمون علمی گرنجر مشخص شد که تغییر بازده، دارای محتوای اطلاعاتی در مورد حجم معاملات آتی است.
راعی و چاوشی(1385) طی تحقیقی توان پیش بینی بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران را با بهره گرفتن از مدل شبکه های عصبی مصنوع ی و مدل چند عاملی مورد بررسی قرار دادند .
جهت آزمون این مسأله، قیمت روزانه سهام شرکت توسعه صنایع بهشهر به عنوان نمونه انتخاب شد . متغیرهای کلان اقتصادی شامل شاخص کل قیمت بورس تهران، نرخ ارز ( دلار )، قیمت نفت و قیمت طلا متغیرهای مستقل تحقیق بودند. نتایج زیر حاصل شد.
الف) بازده سهام در بورس اوراق بهادار قابل پیش بینی و متأثر از متغیرهای کلان اقتصادی است.
ب) مدل چند شاخصی قادر به پیش بینی بازده سهام با بهره گرفتن از متغیرهای کلان اقتصادی می باشد، اما شبکه های عصبی مصنوعی در این امر موفق ترند و می توانند خطای پیش بینی را به طور معنی داری کاهش دهند.
پ) استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی، قابلیت انعطاف پذیری بسیار زیادی دارد.
ت) ارتباط بین بازده سهام و متغیرهای کلان اقتصادی همواره ثابت نمی باشد وبه علل مختلف، این همبستگی دچار تغییر می شود.
رحمانی سعیدی (1378) با ارزیابی عملکرد مدل های لاجیت در پیش بینی بازده سهام به این نتیجه رسیدند که نسبتهای حسابداری قابلیت پیش بینی تغییرات بازدهی سهام را دارند.
شعری ( 1383 نقش اطلاعات بنیادین حسابداری در پیش بینی بازده سهام را بررسی کرد. وی برای انتخاب متغیر های حسابداری مرتبط با بازده، از مدل قیاسی استوارت استفاده کرد، سپس عوامل تشکیل دهنده آن را بسط داد. مدل های رگرسیون یبرای صنایع مختلف برازش شد. تعدیل شده مدل های نمونه اصلی R تایید کننده توان پیش بینی اطلاعات حسابداری است.
دکتر رضا نجارزاده ومهدی زیودار در سال 1385با بررسی رابطه تجربی بین حجم معاملات و بازده سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران به این نتایج رسید که همبستگی بین حجم معاملات و قدر مطلق بازده سهام مثبت است ونیزهمبستگی بین حجم معاملات و بازده سهام مثبت است.
در مطالعه دیگری (1386)بررسی ارتباط بین حجم معاملات و بازده سهام که توسط دکتر رضا نجار زاده در فاصله زمانی بین سالهای 1383 الی 1384 در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است دراین تحقیق محقق اطلاعات مربوط به 14 شرکت را از بورس استخراج کرده و به بررسی این رابطه پرداخته است نتیجه حاصل شده از این تحقیق بیان می کند که یک رابطه بازخوری بین حجم معاملات و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد..
ابطحی (1392)، در این مطالعه از الگوریتم BFGS برای حصول برآوردهای حداکثر درستنمایی پارامترهای مدل چرخش رژیم سری رشد شاخص قیمت و بازده نقدی استفاده شده است. این الگوریتم به عنوان یکی از روش‌های عددی برآوردهای مختلفی از توابع خودرگرسیونی در رژیم‌های دو و سه وضعیتی ارائه می‌دهد و با توجه به مقدار لگاریتم درستنمایی مجموعه پارامترهای برآورد شده برای هر مدل، مدل مناسب بر مبنای معیار بزرگ‌ترین لگاریتم درستنمایی برآورد شده، انتخاب می‌شود.(هامیلتون، 1994). بر این اساس با توجه به مقادیر لگاریتم درستنمایی برآورد شده در رژیم‌های 2K= و 3K=، مدل مناسب (3,6)MSAR حاصل شد. در این مطالعه داده‌های شاخص قیمت و بازده نقدی (TEDPIX) بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 5/1/1385 تا 28/12/1390 به کار گرفته شده است. روند مربوط به داده‌های لگاریتم شاخص قیمت و بازده نقدی و نرخ رشد این شاخص طی دوره مورد بررسی قرار گرفت و همان گونه که ملاحظه می‌شود، طی دوره 5/1/1385 تا 28/12/1390 جهش‌های قابل توجهی هر دو جهت مثبت و منفی در رشد این شاخص به وجود آمده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهمدیریت عملکرد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این مطالعه رفتار چرخش رژیم‌های مختلف بورس اوراق بهادار ایران بر اساس مدل‌های رژیم چرخشی مارکوف مورد بررسی قرار گرفته است و بر این اساس الگوریتم BFGS برای حصول برآوردهای حداکثر درستنمایی پارامترهای مدل چرخش رژیم سری رشد شاخص قیمت و بازده نقدی بکار رفته و مدل (3,6)MSAR برای بازده بورس اوراق بهادار ایران حاصل شده است. بنابراین نتایج مدل برآورد شده در مجموع وجود سه وضعیت یا رژیم را برای بازده این بازار ارائه می‌دهد. یک رژیم دارای میانگین منفی و دو رژِیم دارای میانگین مثبت.
احتمال پایداری بازده بورس ایران در رژیم با میانگین مثبت اما اندک بسیار بالا برآورد شده است و احتمال پایداری رژیم دارای بیشترین بازده بسیار پایین است. سرانجام احتمال قرار گرفتن بازده در رژیم با میانگین منفی بسیار بیشتر از رژیم با میانگین بالاست. هم‌چنین احتمال آنکه وضعیت دو (رژیم با میانگین منفی) توسط وضعیت یک (رژیم با میانگین مثبت و بازده کم) دنبال شود 77% و احتمال آنکه وضعیت سه (رژیم با میانگین مثبت و بازده بالا) توسط وضعیت یک (رژیم با میانگین مثبت و بازده کم) دنبال شود 79% است و احتمال انتقال برآورد شده برای سایر وضعیت‌ها بسیار اندک است. بنابراین در مجموع نتایج نشان می‌دهد که بورس ایران در رژیم با میانگین بازدهی مثبت اما بسیار اندک دارای درجه پایداری بالایی است و انتقال سایر وضعیت‌ها به این وضعیت در بورس ایران از احتمال بالایی برخوردار است.
2-سیاست گذاران پولی باید در جهت کاهش تورم از سیاست هایی که به ایجاد شوک های منفی پولی در ابعاد کوچک منجر می شود پرهیز کنند؛ چرا که اثرات منفی چنین سیاست هایی بر رشد تولید قابل توجه است.
نتایج مطالعه ی حاضر به کمک مدل های چرخش رژیم و خودرگرسیون برداری و با بهره گرفتن از داده های فصلی1367:1-1384:4 نشان می دهد که اثر شوک های منفی بر رشد – تولید همواره بیش از اثر شوک های مثبت پولی است و شوک های مثبت پولی در اقتصاد ایران اثری بر رشد تولید ندارند. هم چنین مطابق با دیدگاه کینزی جدید، شوک های کوچک پولی همواره بیش از شوک های بزرگ پولی، تولید را تحت تأثیر قرار می دهند.
امید قائم(1379) رابطه بین قیمت سهام و حجم معاملات سهام در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران را بررسی کرد. بدین منظور 56 شرکت پرمعامله بورس اوراق بهادار تهران را در مقطع زمانی مرداد ماه 3196 تا پایان آذرماه 3199 مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که همبستگی مثبت بین تغییرات قیمت سهام در یک روز و تعداد سهام معامله شده در همان روز وجود دارد و برای ایجاد یک تغییر قیمت بزرگ در قیمت سهام لازم است تا هم تعداد معاملات بیشتری و هم تعداد سهام بیشتری مورد معامله قرار گیرد.
2-11-2 – پیشینه خارجی
اولین تحقیقات آکادمیک در دهه 1960 در مورد رابطه بین قیمت سهام و حجم معاملات بوسیله اوزبرن انجام شده است. او تلاش کرد که مدلی را برای تغییر قیمت بعنوان یک فرآیند نشأت گرفته از تعداد دفعات معامله بسازد و در آن تحقیق به این نتیجه رسید که یک همبستگی مثبت بین حجم معاملات و قدر مطلق تغییرات قیمت وجود دارد این مدل بعدها توسط کلارک توچن و پیتز و هریس توسعه یافت.
با فرض اینکه تعداد معاملات بصورت مساوی و متناسب در طول زمان توزیع شده است. اوزبرن توانست فرآیند تغییر قیمت را در فاصله های زمانی مساوی تفسیر کند ولی بطور مستقیم اشاره ای به رابطه حجم معاملات و قیمت نکرد. یکی دیگر از تحقیقاتی که در این رابطه انجام شده است مربوط به تحقیقات گرانگر و مورگسترن می باشد. آنها با بهره گرفتن از اطلاعات هفته ای بازار سهام از سال 1939 تا 1961 هیچ رابطه ای را بین شاخص ترکیبی بازار و سطح معاملات در بازار سهام نیویورک پیدا نکردند. همچنین اطلاعاتی که از معاملات سهام در شرکت خاصی توسط آنها مورد آزمون قرار گرفت هیچ گونه رابطه ای را بین قیمت سهام و حجم معاملات نشان نداد. در سال 1964 گود فری و مورگسترن و گرانگر شواهد جدیدی را از چند سری اطلاعات شامل اطلاعات روزانه معاملات سهام چند شرکت خاص پیدا کردند اما یکبار دیگر نتوانستند همبستگی قابل ملاحظه ای را

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان درموردقراردادهای بیمه

دیدگاهتان را بنویسید