پایان نامه ها

تحقیق با موضوع ارزش افزوده، افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی، بازده سهام

و دلیل عمده برای تعدیلات کم را ذکر کردند (یانگ و اوبیرم، 2001، 157)27.
1ـ مدیران دوست ندارند تغییراتی را انجام دهند که انحراف با اهمیتی از اعداد حسابداری داشته باشند زیرا این موجب می شود که مدیران ،‌سهامداران و بازار به ارزش افزوده اقتصادی با بی اعتمادی نگاه کنند .
2ـ مدیران به کارکنانی نیاز دارند که معیار را درک کنند و فرایند تصمیم گیری خود را بهبود بخشند ( اسکالونا، 2002، 25)28.
استیوارت به دلیل حجم زیاد این تعدیلات که موجب انتقاد به ارزش افزوده اقتصادی از طرف منتقدان و همچنین بوجود آمدن روشهای مبتنی بر مدیریت مبتنی بر ارزش به غیر از ارزش افزوده اقتصادی همچنین CVA ارزش افزوده نقدی و …. شده است ، در حدود 5 الی 15 تعدیل را به شرکتهایی که مشاوره می دهند پیشنهاد می کند . استیوارت در این باره می گوید : ما صرفاً تعدیلاتی را با توجه به تعریف ارزش افزوده اقتصادی توصیه می کنیم که از عهده آزمونهای زیر برآیند :
آیا آنها تأثیر با اهمیتی بر ارزش افزوده اقتصادی دارند ؟
آیا مدیران می توانند به نتایج حاصله تأثیر گذار باشند ؟
آیا برای نیروهای سطوح عملیاتی به سهولت قابل درک هستند ؟
آیا اطلاعات مورد نیاز برای ردیابی یا تجزیه و تحلیل نسبتاً آسان می باشد ؟ (ویزرد، 1998، 9) .
در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی ،NOPAT ، سرمایه و هزینه سرمایه را باید بدست آوریم . برای محاسبه NOPAT و سرمایه استیوارت دو رویکرد را مطرح می کند (استیوارت، 1990، 70)29.
2-10- ارزش افزوده اقتصادی سهام30
از آنجائیکه در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی کل سرمایه در نظر گرفته می شود، اگر کل سرمایه را تغییر دهیم و بصورت حقوق صاحبان سهام بصورت زیر تعریف کنیم در آن صورت داریم :
حقوق صاحبان سهام *(هزینه حقوق صاحبان سهام – ROE) = ارزش افزوده اقتصادی سهام
حقوق صاحبان سهام * هزینه حقوق صاحبان سهام – درآمد خالص =E*Ke- NI
که ارزش افزوده اقتصادی سهام یا مازاد بازده31 نیز می نامند.
شرکتی که ارزش افزوده اقتصادی سهام مثبت به دست می آورد برای سهامداران ارزش ایجاد می کند در صورتی که شرکت با ارزش افزوده اقتصادی سهام منفی موجب تخریب ارزش سهامدار می شود .
با این تعریف از ارزش افزوده اقتصادی ، تشخیص این که ارزش ایجاد شده در طی دوره ، مدیون کدام یک از این محرک های ارزش می باشد مشکل است . همچنین این که کدام یک از محرک ها مهم است و باید پاداش داده شود . با توجه به فرمول ارزش افزوده اقتصادی روش هایی که شرکت می تواند بدان وسیله ارزش را اضافه کند به شرح زیر هستند:
1- افزایش سود عملیاتی خالص ، که مستلزم افزایش کارآیی در استفاده از دارائی ها و منابع در دسترس می باشد . به عبارت دیگر افزایش NPV ، که این عمل منجر به افزایش سود عملیاتی خالص گردیده (هنگامی که هزینه منابع ثابت باشد) این اقدامات اساساً نتیجه تصمیمات عملیاتی است .
2- کاهش منابع کل بدون در خطر انداختن سود عملیاتی خالص یعنی فروش دارائی های غیرمفید که این عمل باعث افزایش NPV این پروژه ها شود. با این اقدام سود عملیاتی ثابت است اما هزینه منابع کاهش می یابد (سرمایه گذاری کاهش می یابد) که اساساً نتیجه تصمیمات سرمایه گذاری است.
3- کاهش هزینه مالی و از این رو کاهش نرخ تنزیل، که این به معنی افزایش NPV است. این کاهش مستلزم افزایش مقدار بدهی از یک منبع مالی ارزان است و مزایای مالیاتی دارد. (تأمین مالی از این طریق دارای ریسک مالی است) این اقدام موجب می شود که سود عملیاتی ثابت بماند و هزینه منابع کاهش یابد که اساساً نتیجه تصمیمات تأمین مالی است.
4- سرانجام اینکه چندین حالت باقی می ماند که طبقه بندی آنها مشکل است. می شود آنها را از دو بعد در نظر گرفت در حقیقت دو روی سکه اند.
افزایش سود خالص عملیاتی با سرمایه گذاری جدیدکه کل منابع را افزایش دهد و از طرفی نرخ بازده بیشتر از هزینه مالی باشد. این اقدام یعنی اجرای پروژه های جدید با NPV مثبت.
کاهش کل منابع از طریق کاهش هزینه های تأمین مالی که اثر این کاهش بیشتر از کاهش در سود خالص آن عملیات است. فروش دارائی هایی که به اندازه کافی سود تولید نمی کنند. و این استراتژی یعنی مشخص کردن دارایی هایی که در تولید ارزش نقشی ندارند.
اگر ارزش افزوده اقتصادی بعنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد شرکت، سیستم مدیریت در نظر گرفته شود بسیاری از تحلیلگران ممکن است که سطحی از تولیداتی را بخواهند که در آن سطح ارزش افزوده اقتصادی برابر صفراست. این نقطه که نقطه آستانه ارزش افزوده اقتصادی است بصورت زیر بدست می آید (رودریگز، 2002، 9)32:

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه با موضوعنقض قرارداد، عدم تقارن اطلاعات، مراجع صالح

2-11- پیشینه تحقیق
الف) پیشینه داخلی
شریعت پناهی و بادآور (1383)، صاحبنظران مالی به دلیل انتقادات وارد شده بر EVA ، شکل پالایش شده ای از آن را مطرح می کنند که به جای تأکید بر قابلیت اتکاء اطلاعات بر مربوط بودن آنها تأکید می کند. به عبارت دیگر این معیار هزینه فرصت منابع بکارگرفته شده را بر مبنای ارزش بازار آنها محاسبه می کند و تحت عنوان REVA موسوم است که تحقیق آن ها درصدد مطالعه محتوای اطلاعاتی و قابلیت توضیح دهندگی آن برای معیارهای مختلف بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک، RVOL، RVAR بوده است. با استفاده از جامعه آماری دردسترس که شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است، آزمون فرضیات تحقیق بر روی 50 شرکت فعال معرفی شده برای دوره تحقیق انجام شد و شدت همبستگی بین متغیرهای تحقیق و قابلیت توضیح دهندگی REVA برای تغییرات هرکدام از معیارهای بازده سهام تعد
یل شده براساس ریسک ، RVOL، RVAR مورد آزمون قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین REVA و معیارهای بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک رابطه همبستگی ضعیف مثبت وجود دارد و اینکه، (بازده تفاضلی یا غیرعادی سهامRVAR بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک کل و RVOL بازده سهام تعدیل شده براساس ریسک سیستماتیک به ترتیب دارای بیشترین میزان همبستگی با REVA می باشند.
نوروش و همکاران ( 1383 ) رابطه بین جریان های نقدی عملیاتی، سود عملیاتی و ارزش افزوده اقتصادی با ثروت ایجاد شده برای سهامداران را بررسی نمودند و نتیجه گرفتند که ارزش افزوده اقتصادی شاخص بهتری برای پیش بینی ثروت ایجاد شده برای سهامداران بوده است.
مشایخی و همکاران (1387) سودمندی ارزش افزوده اقتصادی را در پیش بینی سود حسابداری در شرکت های تولیدی در بازه زمانی 1381-1386 مورد بررسی قراردادند . آن ها اعلام نمودند که ارتباط معناداری بین تغییرات سود حسابداری و تغییرات ارزش افزوده اقتصادی در این شرکتها وجود دارد.
تاکی(1388) به بررسی ارتباط بین ارزش افزوده اقتصادی ، سودقبل از بهره و مالیات و جریان نقدی فعالیت های عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج بیانگر این است که سودقبل از بهره و مالیات دارای همبستگی بیشتری نسبت به ارزش افزوده اقتصادی با بازار است .
مهدوی و گوینده (1388)، ارزیابی عملکرد فعالیتی است که به سهامداران جهت تصمیم گیری به منظور سرمایه گذاری بهینه کمک می کند. هیچ یک از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد از قبیل سود، سود هر سهم و رشد سود نمی تواند با کل بازده ایجاد شده برای سهام داران همبستگی داشته باشد. از دیگر معیارهای دیگر ارزیابی عملکرد که ممکن است با بازده ایجاد شده برای سهام داران همبستگی داشته باشد، ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده است. بر این اساس، هدف اصلی مطالعه آن ها بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا با استفاده از داده های ترکیبی شرکت و سال 71 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در خلال 10 سال مورد آزمون قرار گرفته است. فرضیه های پژوهش از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون آزمون شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با بازده سهام رابطه معنی دار وجود ندارد.
یحیی زاده فر و همکاران، (1389) سرمایه گذاران در بازار سهام همواره در صدد کسب سود بالا هستند . آنها سهامی را خریداری می کنند که از نظر آنها بهترین سهام باشد و بیشترین سود و بازده به آن ها تعلق گیرد. این که چقدر فعالیت مدیران در راستای خواست سهامداران بوده، و مدیران تا چه اندازه توانسته اند در ایجاد ارزش و ثروت برای سهامداران موفق باشند از طریق سیستم ارزیابی عملکرد تعیین می شود . اصولا معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت ها در بازار سرمایه به دو دسته معیارهای سنتی و معیارهای مبتنی برارزش تقسیم می شوند.
جهانخانی و سهرابی (1390)، سهامداران مالک اصلی واحد تجاری می‌باشند و پیوسته به دنبال حداکثر کردن ثروت خویش هستند و این ثروت برای آنها در نتیجه عملکرد مطلوب واحد تجاری حاصل خواهد شد. عدم استفاده از معیارهای مناسب برای اندازه‌گیری عملکرد و ارزش سهام یک شرکت باعث می‌شود ارزش شرکت به سمت ارزش واقعی آن سوق پیدا نکند. در این میان ادعا شده که ارزش افزوده اقتصادی قادر به نشان دادن ارزش واقعی شرکت است. به هرحال تورم موجب انحراف‌هایی در مدل ارزش افزوده اقتصادی می‌شود و معیار نامناسبی از عملکرد شرکت و ثروت سهامداران را به نمایش می‌گذارد. هدف از این پژوهش تعدیل ارزش افزوده اقتصادی به موجب انحراف‌های حاصل از تورم و نزدیک کردن آن به سود صحیح اقتصادی،‏ یافتن مدلی مناسب جهت تعیین ارزش خلق شده یا ارزش افزوده ایجاد شده در بازار سرمایه ومقایسه آن با مدل‌های تعدیل نشده می‌باشد که ارزش افزوده حاصله در بازار ملاک افزایش ثروت سهامداران است. از طرفی اهمیت اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی وسایر معیارهای عملکرد رقیب نیز مد نظر قرار گرفته است. نتایج تحقیق که طی سال‌های 1381 الی 1385 و با استفاده از مدل‌های رگرسیون معمولی ورگرسیون تلفیقی (Panel Data)‎تخمین زده شد نشان داد که وقتی ارزش افزوده اقتصادی را تصحیح یا تعدیل می‌کنیم رابطه معناداری بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار برقرار می‌شود و در مقابل وقتی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را به درستی اندازه نمی‌گیریم وآن را از بابت انحراف‌های حاصل از تورم تعدیل نمی‌کنیم ارتباط معناداری بین آنها حاصل نمی‌شود. این موضوع نقش ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده در افزایش یا کاهش ثروت سهامداران وضرورت تعدیل آن جهت انعکاس درارزش افزوده بازار را نشان می‌دهد. همچنین بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و سایر معیارهای عملکرد رقیب با بازده سهام،‏ ارتباط معنادار اما ضعیف این متغیرها با بازده سهام را نشان داد.
یحیی زاده فر و همکاران(1390) استفاده از معیارهای سنتی در بازار سرمایه تا سالیان متوالی مرسوم بوده است تا اینکه معیارهای مبتنی برارزش برای ارزیابی عملکرد شرکت ها مطرح شدند. در ارزیابی عملکرد به روش سنتی فقط به سود حسابداری توجه می شود که به دلیل درنظر نگرفتن هزینه های تأمین منابع سرمایه شرکت ها روش مطلو
بی محسوب نمی شوند .یکی از جدیدترین معیارهای مبتنی برارزش، معیار ارزش افزوده اقتصادی است. براساس این معیار، ارزش شرکت به بازده و هزینه سرمایه به کارگرفته شده شرکت بستگی دارد. بنابراین تفاوت بین ارزش افزوده اقتصادی و معیارهای سنتی در این است که دراین روش تلاش می شود تا کلیه هزینه های تأمین مالی مورد توجه قرار گیرد.
محرمی و اکسون (1391)، تحقیقی را با هدف، تعیین رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) و بازده سهام تعدیل شده بر اساس ریسک انجام دادند. جهت نیل به این هدف، تحقیق آن ها با آزمون یک فرضیه اهم و سه فرضیه اخص انجام شده است. فرضیه اهم به این صورت می باشد: بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) و بازده سهام تعدیل شده بر اساس ریسک رابطه وجود دارد. و سه فرضیه اخص به این صورت می باشد: بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA)بازده سهام تعدیل شده بر اساس ریسک کل (RVAR رابطه وجود دارد. بین ارزش افزوده اقتصادی پالایش

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهمحل سکونت، قانون حاکم، اشخاص حقوقی، قانون گذاری

دیدگاهتان را بنویسید