مقالات و پایان نامه ها

تعریف توسعه و ابعاد آن

تعریف توسعه

مایکل تودارو[1] معتقد است که توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم ونهادی ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی،کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقرمطلق است. توسعه دراصل باید نشان دهدکه مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی وخواسته های افراد وگروههای اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگی گذشته، خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی ومعنوی بهتر است،سوق می یابد.(ازکیا،1381 ، ص8).

موثقی  (1385) معتقد است که “توسعه دارای بنیادهای نظری وفلسفی در پیوند با مدرنیته و مقوله هایی چون عقل، علم، دنیاگرایی، کارو تولید، تقسیم کار و تخصص و شایسته سالاری، انباشت سرمایه و صنعتی شدن می باشد.که از گذر تغییرات اساسی و ساختاری در ابعاد مختلف وبه نحوی سیستمی و یکپارچه، با هدایت نخبگان مدرن و متعهد به توسعه و دولت قوی و کارآمدو توسعه خواه ضمن تقویت کارآفرینان بخش خصوصی و بورژوازی ملی و صنعتی، تحقق می یابد”.(موثقی،1385، ص 12).

ازدیدگاه آمارتیاسن[2]، توسعه آن هنگام تحقق می شود که عوامل اساسی ضد آزادی از بین برود:  عواملی چون فقروظلم، فرصت های کم اقتصادی،محرومیت ضد نظام اجتماعی، بی توجهی به امکانات عمومی، و عدم تسامح ویا دخالت بیش از حد دولتهای سرکوبگر. علیرغم افزایش بی سابقه ثروت عمومی در جهان معاصر، کماکان گروههای وسیعی از مردم جهان بی بهره از آزادی های اولیه هستند.(زارع، 1390، ص47).

2-4-4- توسعه و ابعاد آن

امروزه توسعه همپای زندگی بهتر تلقی می شود و جوامع نسبت به گذشته از آن بیشتر منتفع می گردند. «گاه توسعه بیشتر با روش ها، سیاست ها و شیوه های اقتصادی پیش برده می شود که هم در زمینه تعیین وسنجش ارزش واقعی منابع محیطی و انسانی و هم  به خاطر محدودیت های که در صورت افزایش بیش از حد، انسانیت وسایر انواع حیات را تهدید می کنند، شکسته خورده و ناکام مانده اند». (پایلی یزدی و ابراهیمی،  1381، ص32).

مطلب مشابه :  عملکرد مغز در تصمیم گیری در سرمایه گذاری مالی

توسعه همان رشد اقتصادی نیست؛ زیرا توسعه جریانی چند بعدی است که در خود تجدید سازمان وسمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد. توسعه علاوه بر بهبود در میزان تولید  و در آمد ، شامل دگرگونی اساسی در ساختمان های نهادی ، اجتماعی، اداری و همچنین ایستارها و وجه نظر های عمومی مردم است. توسعه در بسیاری موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربر می گیرد». (ازکیا،  1364، ص 18). در واقع توسعه مفهومی فراتر از رشد اقتصادی دارد. به طوری که هم اکنون بسیاری از کشورهای که رشد اقتصادی آنها متکی به در آمد های نفتی است از جمله کشور های عربی به رغم بالا بودن در آمد و ثروت حاصل در زمره کشورهای در حال توسعه محسوب می شوند( پایلی یزدی، ابراهیمی،1381، ص 32).

«برای تعیین اهداف توسعه ، باید ابعاد و جودی انسان را شناخت و مطابق آن عمل کرد. در سال های پس از 1969، اگر چه بحث نوگرایی در توسعه مطرح شد، این امر تنها به دلیل تحول در ساختار اقتصادی کشور های مرکزبود ودر پی آن لازم بود جوامع سنتی روستای ـ کشاورزی  جهت انتشار رفتار مادیگرایانه و مصرف گرایی به جوامع مدرن شهری و صنعتی تغییر شکل دهند. در آن زمان تصور می شود که توسعه، انتقال سرمایه تکنولوژی و تجربه از کشورهای توسعه یافته به سایر کشورهاست. این اندیشه وجود داشت که توسعه همان قدرت محرکه واری رشد اقتصادی است، درحالی که این طور استدلال می شد که این رشد اقتصادی بوده که جوامع  توسعه یافته را به موفقیت کنونی رسانده است. از این رو به پیروی از کشورهای توسعه یافته احداث مراکز آموزشی و بهداشتی و واردات و در پی آن فشار بر منابع طبیعی افزایش یافت.

رشد اقتصادی کشورهای پیرامونی در اوایل دهۀ 1970 منجر به افزایش نابرابری و توزیع نا عادلانه گردید. این وضعیت موجب نگرانی کشورهای مرکز در مورد نابودی منابع طبیعی شد . به طوری که در کنفرانس سازمان ملل در تابستان 1972 که در رابطه با محیط زیست در استکهلم برگزار شد بر اهمیت  جهانی برابری و عدالت اجتماعی در توزیع منابع ملی و بین المللی و عوارض منفی ناشی از بهره مندی غیرمسئولانه از منابع شدیداً تأکید  شد . بنا بر این لازم شد کشورهای پیرامونی بر اساس توزیع عادلانه استراتژی فقر زدای را به کار برند. هدف از توزیع عادلانه اجرای طرح های زیر بنای در نواحی محروم است تا همه از فرصت اشتغال و امکانات رفاهی مساوی برخوردار شوند ؛  اما کشور های مرکز باز هم از این استراتژی بهره برداری کرده و به دنبال گسترش صنایع در کشور های پیرامونی اقدام به انتقال سرمایه و صنایع با فنّاوری کارگر بر به کشور های مزبور نمودند و بدین ترتیب نوع جدیدی از تقسیم کار را  اعمال کردند». (پایلی یزدی، ابراهیمی، 1381،ص  34).

مطلب مشابه :  معیارهای مورد استفاده در تعیین اهلیت مشتریان

همان زمانی سر ویلیام آرتور لوییس[3] گفت: توسعه کشور های جهان سوم در بلند مدت به وجودکشور های توسعه یافته وابسته نیست و حتی اگر همه کشورهای توسعه یافته به زیر در یا فرو روند در مکان رشد کشور های جهان سوم تأثیر نمی کرد. دادلی سیرز، که یکی از نظریه پردازان عمده توسعه است توانسته است فراگیر بودن ابعاد توسعه را در یابد ولی تا حدودی راه افراط را پیمود، چرا که توسعه لزوماً نیازمند تحول در عادات و عقاید نیست؛  برای نمونه کشور ژاپن که هم اکنون در زمره کشور های توسعه یافته در سطح بالا قرار دارد ، توانسته است اصول عقیدتی خود را حفظ نماید. در حالی که ترکیه که در مسیر توسعه  یافتگی قرار دارد ، از سیستم حکومتی لائیک بر خوردار است در عین حال بخش اعظم جمعیت آن را مسلمان تشکیل می دهد و می توان گفت انسجام فرهنگی و دینی خود را از دست داده است؛ در حالی که انسجام در ابعاد مختلف از شروط توسعه است (ازکیا،  1387، ص 25).

«میسرا به نقل از مریل جکسون می نویسد: که توسعه به عنوان یک مفهوم متعالی، دستاوردی بشری و پدیده ای چند رشته ای است و فی نفسه یک مسلک (ایدئولوژی ) به حساب می آید. توسعه به دلیل اینکه دستاورد انسان محسوب می شود، در محتوا و نمود دارای مختصات فر هنگی است و بر تحول ار گانیک دلالت دارد. هدف از توسعه دستیابی فزاینده انسان به ارزش های فرهنگی است. این مفهوم سازی بر معانی زیر تأکید دارد:

الف ـ توسعه یک فرایند است نه وضع ایستا

مطلب مشابه :  توزیع لینوکس

ب ـ این فرایند در نهایت به ارزش های موجود مربوط می شود .

ج ـ این ارزش ها ، ارزش های مردمانی است که تعلق به جهان غرب یا هر جهان دیگر ندارد» ( پاپلی یزدی و ابراهیمی، 1381 ، ص 37) .

با توجه به مطالب فوق می توان دریافت که توسعه پدیده ای است که زندگی همه ما را به شکلی تحت تأثیر قرار می دهد . توسعه صرفاً پدیده ای نیست که هر فردی بخواهد وضعیت خودش را بهبود بخشد. هدف  د لخواه توسعه بهبود کیفیت زندگی همه است. بنابراین کوشش ما برای دستیابی به توسعه باید به شکلی باشد که منافع اکثریت مردم را در بر گیرد. این اصل همیشه باید در توسعه مبتنی بر برنامه مد نظر باشد. در واقع، توسعه پدیده ای است با ابعاد مختلف، که هر یک به نوعی در زندگی انسان نمود دارد. اگر چه ابعاد مذکور از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند و بسته به سطح توسعه جوامع مختلف ، تفاوت های دارند ولی باوجود این«هماهنگی بین ابعاد توسعه لازم و ضرورری است ودر محافل علمی و بین المللی توسعه را با این صفت می شناسند و مورد بحث قرار می دهند ؛ یعنی پدیده یا عنصری که هماهنگی در تمام ابعاد آن باشد.

1-Michael todaro

2-Amartya

1-Lewis

92