پایان نامه حقوق

دانلود مقاله با موضوع آسیب های اجتماعی

برخی از موارد دست به خشونت های بی مورد می زنند . اینان در تعامل با دیگران اغلب دچار مشکل بوده و انزوا طلبی را به شکل حاد خود برمی گزینند و از طرفی در رابطه با اغلب پدیده ها ، تصمیمات و اتفاقات معترض هستند . در محل کار خود ایجاد آشوب و بلوا می کنند و یا نسبت به تحریک دیگران علیه سیستم حاکم بر محیط کار و یا محل زندگی خود می پردازند . رفتار این گونه افراد در محیط کار و یا محل زندگی خود ابعاد سیاسی نداشته و آنها تنها به یک مبارزه بی تدبیر علیه نابرابری ها اقدام می نمایند .این روش نیز نوعی سیستم امنیتی در جهت تخلیه عقده های روانی است که انجام آن (تخلیه روانی) و رسیدن به آرامش ، بیشتر از طریق فریاد زدن و بعضاً همراه با اعمال خشونت انجام می شود و البته در برخی موارد به دلیل عدم کنترل ، به صورت اعمالی به دور از هنجارهای اجتماعی تبدیل شده و فرد را در جامعه مجرم و خلاف کار می نماید .
2-3) واکنشهای رفتاری در برابر فقر؛ در این مرحله روش های خروج و رهایی از فشار روحی توسط فرد عمداً یا سهواً انتخاب می شود . انسان ها راه های متفاوتی را برای خلاص شدن از تمامی مشکلات روانی (به طور عام) و مشکلاتی که ناشی از فقر و نابرابریست (به طور خاص) تا کنون استفاده کرده اند که هرچند بسیاری از آنها مورد پسند عموم جامعه نیست ولی به عنوان یک سیستم امنیتی در برابر رفع برخی از مشکلات به کار گرفته می شوند . از جمله این راهکارها می توان به مواردی ذیل اشاره نمود : 
2-3-1) بی تفاوتی یا تقدیر گرایی ؛ برخی از انسان ها خود را با شرایطی که برایشان ایجاد شده است سازگار می نمایند . هرچند در برخی از اوقات از وضعیت موجود گلایه می کنند ولی شرایط را پذیرفته و آن را ناشی از شانس ، اقبال و تقدیر خود پنداشته اند . تقدیر گرایی سیستمی است امنیتی که در خیلی از فرهنگ های بومی و سنتی مانع از کجروی های انسان ها در برابر بروز مشکلات شده واز طرفی بسیاری از اعضای جوامع سنتی را در برابر فشار مسائل ومشکلات روزمره مقاوم ساخته است . همچنین باید به این نکته نیز اشاره نمود که تقدیر گرایی یکی از خرده فرهنگ هایی است که در بسیاری از مواقع مانع از تحرکات اجتماعی و مقابله با مشکلاتی همچون فقر شده است .

2-3-2) پناه بردن به عوامل و مواد کمکی واسطه ؛ در بسیاری از اوقات ، فرار از فشارهای روانی به کمک عوامل ثانوی همچون داروهای آرام بخش ، الکل و مواد مخدر توسط انسان ها تجربه شده است . برخی از انسان ها به دلیل عدم تحمل فشارهای روانی و به دلیل فرار از ناملایمات سعی می کنند با کمک عوامل ثانوی ذهن خود را به طور مصنوعی از مشکلات خود تخلیه نمایند . این نوع گرایش انسان ها ، بکار گیری نوعی سیستم امنیتی به منظور فرار از افکار پریشان و ناملایمات زندگی است که آگاهانه یا ناآگاهانه از خطراتی که به دنبال خواهد داشت انتخاب می گردد . این گونه افراد به دلیل آنکه نمی توانند با روش های معمول مسیر پاداش مغز خود را تحریک نموده و از داشته های زندگی خود لذت ببرند ، متوسل به عوامل محرکی می شوند که ممکن است تبعات مخاطره انگیزی را به دنبال داشته باشد . متأسفانه به واسطه وابستگی های شدیدی که برخی از این داروها و مواد برای انسان ایجاد می نمایند و یا ایجاد حالت هایی همچون مستی و یا توهمات شدید ، مصرف کنندگان این مواد بعضاً دست به اعمالی می زنند که جزء اعمال ناهنجار جامعه به حساب آمده و این امر باعث می گردد که این گونه افراد بجای آنکه بیماران جامعه محسوب شوند مجرمان جامعه قلمداد گشته و از شرایط عادی جامعه ترد گردند .
2-3-3) ایجاد حقوق نا حق برای خود و هم سطحان خود ؛ بسیاری از انسان هایی که از نابرابری و فقر (در هر بعد آن) رنج می برند در اعتراض با این پدیده از شیوه مبارزه منفی تبعیت نموده و با اجرای این روش به آرامش موقتی خود دست پیدا می کنند . این افراد برای اجرای این شیوه از روش های متفاوتی استفاده می نمایند که تماماً جزء رفتارهای ناهنجار جامعه محسوب شده و وجه مشترک تمام این روش ها نیز تفکر جایگزینی آن بجای حقوق از دست رفته است . محصلی که به خاطر کم توانی تحصیلی جزء شاگردان ضعیف کلاس است چنانچه مورد بی مهری معلمین خود واقع شده و احساس کند که معلمین مدرسه بین او و سایر دانش آموزان فرق گذاشته و وی را مورد تبعیض قرار داده اند اگر به طور مثال جزوه یا کتاب یکی از شاگردان پیشرو کلاس را در نزدیکی های امتحان مخفیانه برداشته و نابود نماید احتمالاً این حق را برای خود ایجاد نموده که “حالا که وضع به این منوال است بهتر است او (شخص مقابل) هم درس نخوانده و از چشم معلمان بیفتد ” این روش نوعی صدمه زدن به افرادی است که به واسطه رفتار آنان نابرابری در بین اعضای جامعه بروز نموده است و عده ای از اعضای جامعه در قبال این نابرابری مورد ظلم واقع شده اند . در نابرابری و فقر اقتصادی که در جوامع در حال توسعه و توسعه نیافته نمود بسیار چشم گیری دارد رفتارهایی ازاین قبیل در انواع مختلف وجود دارد و این رفتارها تنها به واسطه نابرابری و فقر اقتصادی نبوده و نابرابری ها و فقر در ابعاد دیگر نیز در بروز این گونه رفتارها دخیل و سهیم و تشدید کننده نابرابری های اقتصادی می باشند . افرادی که در این شرایط قرار می گیرند در اعتراض به نابرابری هایی که منجر به فقر آنان شده به اعمالی همچون دزدی ، غارت ، زورگیری ، قاچاق ، کم فروشی ، ارتشاء ، اختلاس ، کلاه برداری ، باج گیری ، بهره کشی ، آدم فروشی ، خود فروشی ، قتل و آدم کشی ، آدم ربایی و شکنجه ، تجاوز به عنف ، تکدی گری ، کلاه برداری ، استثمار دیگران تخریب شخصیت هم نوعان ، بکار گیری آزار های مخفیانه به منظور تحریک و واداشتن مخاطبین به عکس العمل های نا هنجار ، اخاذی و بسیاری از اعمال خلاف دیگر دست می زنند . اقدام به این اعمال کاملاً ارادی بوده و در جهت رهایی از فشار روحی و روانی ایجاد شده از نابرابری های موجود و تا حدودی نیز در جهت انتقام از افرادی است که به ضن وی ممکن است در ایجاد این نابرابری سهیم بوده باشند . البته بخشی از اهداف این افراد از انجام چنین اعمالی بدست آوردن قسمتی از حقی است که به نوعی از دست داده اند ، مثلاً فردی که به واسطه فقر مالی دست به دزدی ، کم فروشی ، بهره کشی از دیگران و … و یا خود فروشی می زند بخشی از هدفش بدست آوردن پول است و خود را محق می داند که این پول را به نوعی غیر قانونی از کسانی بگیرد که قانون در ایجاد نابرابری و وضعیت مالی و اجتماعی بهتر آنان کمک نموده و یا در مقابله با آنان ناتوان بوده است . این روش نوعی مبارزه منفی با قانون به حساب می آید .
مسلماً به دلیل آنکه اعمال خلاف قانون طی کنترل های محسوس و نامحسوس جامعه ، شناسایی و سرکوب می گردد ، افرادی که به این اعمال دست می زنند کمتر انفرادی عمل نموده و همیشه سعی می کنند از هم سطحان خود کسانی را در کارهای خود شریک نمایند و لازمه این کار هم بوجود آوردن حقوق ناحق برای آنان است . متأسفانه بیشترین ناهنجاری ها ، معضلات و آسیب های اجتماعی در تمام جوامع از رفتارهایی ناشی می شود که حاصل بدست آوردن حقی به صورت غیر قانونی است و چنانچه قانون در جهت احقاق حق همه اعضای جامعه تنظیم نشده باشد و یا قدرت اجرایی نداشته باشد این ناهنجاری ها ، معضلات و آسیب های اجتماعی به واسطه افزایش نابرابری ها ، روز به روز افزایش خواهد یافت .

مطلب مشابه :  منابع تحقیق درمورد مثلی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3-4) مبارزه با پدیده فقر و نابرابری ؛ یکی از عکس العمل ها و واکنش هایی که ممکن است برخی از افراد جامعه در برابر پدیده فقر و نابرابری از خود بروز دهند مبارزه منطقی و مدبرانه با آن است که شیوه های بسیار گسترده ای را دارد و البته ویژگی مشترک همه آنها رو در رو و آشکار بودن آنها است . هر انسانی در شرایط بی عدالتی ، نابرابری و فقر به یکی از راه ها ی گفته شده و یا راه های دیگری که در این مجموعه ممکن است بدانها اشاره نشده باشد پناه می برد ولی این بدان مفهوم نیست که این گونه عکس العمل ها صرفاً به دلیل فقر و نابرابری بروز می کند . شرایط بد روحی و روانی از هر طریقی که ایجاد شود می تواند باعث برخی از این رفتارها گردد . البته اگر آن هم ریشه یابی شود مسلماً در آن پایه هایی از نابرابری یافت خواهد شد .
به طور کلی می توان گفت هرچه نابرابری در یک جامعه بیشتر باشد شدت ناهنجاری های اجتماعی حاصل از آن نیز در جامعه بیشتر خواهد بود این شرایط در طول روند توسعه در تمام جوامع دنیا به نوعی بروز نموده و با آن مقابله شده است یعنی افزایش نابرابری موجبات بروز جرائم را فراهم نموده که جوامع مختلف به شکل های متفاوتی با این امر مقابله نموده اند .
مبحث دوم- فقر،خشونت،تروریسم
هیچ چیز آسانتر از انتقاد و تخطئه فرد شرورو
هیچ چیز سخت تر از درک و فهم او نیست.
گفتار اول- نظریه های مربوط به خشونت
به نظر می رسد ارائه یک تعریف برای خشونت که مورد قبول همگان باشد امکان پذیر نیست زیرا نظرهای متفاوت درباره این که آیا بایدخشونت را بر اساس نتایج ملموس و عینی آن و یا بر اساس نیت و مقاصد شخصی افراد تعریف کنیم، باعث پدید آمدن تعاریف متفاوتی از خشونت شده است. برخی از روانشناسان خشونت را رفتاری می دانند که موجب آسیب دیگران شود یا بالقوه بتواند به دیگران آسیب بزند. این آسیب می تواند بدنی مانند کتک زدن، لگد زدن و گاز گرفتن، یا لفظی مانند ناسزاگویی و فریاد زدن و یا حقوقی، مانند به زور گرفتن چیزی باشد. ایراد چنین تعریفی این است که نسبت به برخی رفتارها که پرخاشگرانه به حساب نمی آیند مانعیت ندارد. مثلا اگر کودکی هنگام بازی، اسباب بازی خود را پرتاب کند اما ناخواسته به فرد دیگری برخورد کند، رفتار وی بر اساس تعریف مزبور، رفتار پرخاشگرانه به حساب خواهد آمد. تعریف دیگری که برای خشونت ارائه شده است بر نیت فرد پرخاشگر تکیه دارد و خشونت رفتاری دانسته شده که به قصد آسیب یا آزار رساندن از فرد سر بزند. برخی این تعریف را مورد نقد قرارداده و گفته اندنیت امری عینی و ملموس نیست و می تواند مورد تفسیرهای گوناگون قرار گیرد. بسیاری از محققان ترکیبی از این تعاریف را پذیرفته اند و رفتاری را که موجب آسیب دیگران گردد، پرخاشگرانه می دانند، به ویژه اگر فرد بداند عمل او آسیب و آزار دیگران رابه دنبال دارد.
به نظر می رسد قصد و نیت در آن دخالت دارد و هر کس با علم حضوری از نیت خود آگاه است و می توان از راه آثار مشابه، آن را در دیگران نیز شناسایی کرد و از این جهت، وسیله قابل تفکیک از سایر نیت ها و حالات درونی می باشد. بدین ترتیب، اگر فرد رفتار خشنی را برای هدفی از روی عمد انجام دهد، رفتار وی پرخاشگرانه تلقی می شود، چه از عواقب آن آگاه باشد و چه نباشد.
تحقیقات زیادی حاکی از آن است که وجود یک عامل ریسک در یک فرد به تنهایی نمی‌تواند موجب بروز رفتار ضد اجتماعی و خشونت بار بشود. عوامل متعددی لزوماً باید با هم ادغام شوند تا در یک دوره زمانی مربوط به رشد فرد و تحول به دوره بلوغ و بزرگسالی رفتار وی را شکل ویژه‌ای بخشند.عوامل ریسک به عواملی اطلاق می‌شوند که شواهد قوی برای ارتباط علمی آنها با یک مساله یا پدیده خاص وجود داشته باشد. عواملی چون: بیکاری و فقدان درآمد کافی برای زندگی، بویژه برای تامین امکانات ورزشی، تفریحی، و گذران سالم اوقات فراغت برای نوجوانان و جوانان و یا شرایطی چون طرد شدگی، اخراج از مدرسه و یا اجبار در ترک تحصیل، احساس بی عدالتی و بی قدرتی اجتماعی، نبود خانواده حمایت گر و قابل اتکا، احساس محرومیت وناکامی در برآورده شدن خواسته ها و آمال کوچک و بزرگ و عواملی نظیر اینها می توانند فرد را در مسیر حوادث و شرایط نامطلوب و خطرآفرین قرار دهند. به ویژه اگر الگوهای یادگیری اجتماعی و گروه های نقش آفرین مناسبی در اختیار نباشد، احتمال الگوپذیری و مدل سازی منفی و ناسالم برای جوان فراهم تر می شود و زمینه مناسبی برای رفتارهای نابهنجار و ضد اجتماعی فراهم می گردد.
بند اول- نظریه ناکامی و محرومیت
شرایط سد کننده‌ای که راه را بر فعالیت معطوف به هدفی خاص می‌بندد یا مزاحم چنین فعالیتی می‌شود و ناراحتی یا آشفتگی و یا خشم ناشی از عقیم ماندن فعالیت را ناکامی می‌گویند. ناکامی یک حالت فرضی است که در آن راه رسیدن با هدف‌ها و خواسته‌ها با مانع برخورد می‌کند. علت اینکه ناکامی را حالت فرضی در نظر می‌گیرند آن است که نمی‌توان آن را مستقیما مطالعه کرد بلکه آن از رفتار استنباطی می‌شود. یک موقعیت ناکام کننده ممکن است قوی یا ضعیف باشد، طولانی مدت (حتی دائم العمر) یا کوتاه مدت و همچنین ناشی از عوامل درونی (شخص ، یا بیرونی محیطی) باشد.
عوامل موثر بر ناکامی را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد. عوامل درونی از ویژگیهای خود فرد ناشی می شود. گاهی چیزی که مانع دستیابی آدمی به هدف و خشنود شدن وی می‌شود از کم و کاستیهای خودش سر چشمه می‌گیرد. معلولیتهای جسمانی ، نداشتن بعضی توانایی‌ها و استعدادها و خویشتن داری ناپسنده (عجول بودن) نیز ممکن است آدمی را از رسیدن به هدف باز دارد. اگر هدف متناسب با توانایی‌ها انتخاب شوند احتمال ناکامی کم خواهد بود. اگر کسی هدف‌هایی برای خود انتخاب کند که فراتر از توانایی‌های او باشد به احتمال زیاد دچار ناکامی خواهد شد. یک واکنش خوب برای سازگاری با ناکامی‌ها تغییر دادن اهداف است. موفقیت یک مسیر ندارد؛ آن شامل راههای متفاوتی است. عوامل بیرونی که مانع دستیابی آدمی به هدف و خشنودن شدن وی می‌شود از محیط سرچشمه می‌گیرند. ناکامی ناشی از محیط ممکن است در اثر عوامل فیزیکی باشد مانند راهبندان در خیابان ، صف‌های دراز خرید نان ، خشکسالی و وجود سروصدا که تمرکز را بر هم می‌زند؛و یا ممکن است ناشی عوامل اجتماعی باشد. محدودیت‌هایی که مردم بر آدمی تحمیل می‌کنند نظیر تبعیض نژادی ، تبعیض جنسیتی، فقر و نابرابری که همه از عوامل بیرونی موثر در ناکامی هستند.
گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گسترده‌ای دارند در مجموع می‌توان گفت که پاسخ معمولی و اصلی به ناکامی، پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره است و ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد. ناکامی پرخاشگری را افزایش می‌دهد. پرخاشگری می‌تواند ناکامی‌های فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد مزاحم آورد اما پایان آن معمولاً رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مساله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد. «جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه می‌دانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها می‌توانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز می‌تواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک موثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریکهای عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمی‌شود.» به عبارت دیگر اگر فردی در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود ناکامی حاصل احتمال پاسخ پرخاشگرانه او را افزایش میدهد. در این نظریه افراد به واسطه نیروهای محرومیت ساز بیرونی برای توسل به خشونت و اقدام به هجوم تهییج می شوند. بنابراین چنانچه خشونت در جامعه کنترل شود به واسطه علت اصلی که همان محرومیت است فقط محل آن تغییر می کند و در مواردی که مجال بیشتری دارند(مثلا در خانواده) ظهور می یابد البته واضح است که بروز رفتارهای تهاجمی علاوه بر محرومیت نیاز به زمینه ها و پیش شرطهای دیگری نیز دارد در محرومیت را باید یکی از علل این پدیده دانست.
پرخاشگری و خشونت می‌تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد. در نوع مستقیم فرد خشم خود را به منبع اصلی ناکامی ابراز می‌دارد. برای مثال به منبع ناکامی حمله می‌کند، فحش می‌دهد، بر سرش فریاد می‌کشد، این گونه

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درباره رابطه نامشروع
92

دیدگاهتان را بنویسید