پایان نامه حقوق

دانلود مقاله با موضوع همبستگی اجتماعی

پرخاشگری‌ها به معنی خصومت با منبع ناکامی نیست بلکه یک راه حل آموخته شده است برای حل یک مساله اگر چه روش ناقص است و کمتر به سازگاری منجر می‌شود. در نوع غیرمستقیم فرد به منبع ناکامی نمی‌تواند پرخاشگری نشان دهد که می‌تواند به علت قدرت یا مبهم و ناملموس بودن منبع ناکامی می‌باشد. در این حال ممکن است پرخاشگری جابجا شود. به این معنا که عمل پرخاشگری بجای علت واقعی متوجه شخص یا شی بی تقصیر می‌شود. برای مثال فردی که توسط رئیس‌اش ناکام شده خشم خود را بر سر خانواده‌اش می‌ریزد. نوعی از پرخاشگری غیر مستقیم در برابر ناکامی، پیشداوری درباره اقلیت و جنسیت‌ها است. برای مثال در دوره‌های رکود اقتصادی که بی‌پولی و بیکاری فراوان می‌شود مردم وسوسه می‌شوند که مسولیت این مشکلات را به گردن یک اقلیت ناتوان مانند مهاجرین یک کشور بیندازد.
اگر چه پرخاشگری پاسخ معمول در برابر ناکامی است؛ اما روش های دیگری نیز وجود دارند که ممکن است در برابر ناکامی به کارگرفته شوند. افراد ممکن است در اثر تجربه‌هایی یاد بگیرند که تلاش برای برطرف کردن منبع ناکامی بیهوده است بنابرای بر جای تلاش یا پرخاشگری بی‌تفاوت باشند. استفاده از مکانیسم‌های دفاعی برای حفظ بهداشت روانی در همه افراد معمول است ولی بعضی افراد در موقعیت‌های ناکام کننده از مکانیسم‌های استفاده می‌کنند که اگر چه در کوتاه مدت مفید است ولی در دراز مدت اضطراب‌زا و آشفتگی‌آور هستند. این مکانیسم‌ها مانند حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه هستند چرا که در سطح ناهشیارعمل می‌کنند و فرد بر وجود آنها آگاهی ندارد. برخی از مکانسیم‌هایی که استفاده زیاد از آنها آسیب زا است عبارتند از: جابجایی ، دلیل تراشی ، بازگشت ، سرکوبی ، انکار .
بند دوم- ساختار اجتماعی؛ تنش تضاد
در میان نظریات مطرح در علم جرمشناسی، نظریه موسوم به تضاد دامنه بسیار وسیعی دارد و شامل طیف وسیعی از نظریات می شود که جوهره همه آنها این مساله است که عامل اصلی وقوع جرائم شرایط و ساختار اجتماعی است. در رابطه با خشونت و جرائم خشونت آمیزی همچون تروریسم نیز، اندیشمندان این حوزه بیشتر بر تضادهای موجود در ساختار جامعه تاکید می کنند. به هر روی نظریه تضاد مجموعه ای است از نظریات گوناگون که در این بند برخی از مهم ترین آنها مورد بررسی قرار می گیرد.
«جامعه شناسان مکتب تضاد بر این عقیده هستند که زندگی مجموعه ای از درگیری وتضاد وکشمکش است هر نفر ،هرگروه،وهر ملتی در تلاش بدست آوردن چیزهایی است که این تلاش ممکن است مبتنی بر همکاری ویا اتحاد با دیگران نیز باشد اما در نهایت تلاش همه ما این است که منابع محدود را در کنترل خویش آوریم از این جهت رقابت یک عنصر اساسی در صحنه بازار است وهر رقابتی با ابعاد اساسی زندگی اجتماعی رابطه پیدا میکند ودر اینجاست که رفتارهای انحرافی مطرح میشود». به اعتقاد دورکیم مسائل اجتماعی را با توجه به میزان همبستگی اجتماعی قابل تحلیل اند به زعم وی، پرخاشگری ممکن است از فقدان سازگاری فرد با اجتماع بزرگتری ناشی شود که وی را احاطه کرده است. این ناسازگاری از دو منظر قابل بحث است. از یک منظر بیانگر ناسازگاری فرد با جامعه بزرگتری است که تعیین کننده شیوه‌های هنجاری است که در این حالت می‌توان اشکال رسمی تنظیمات اجتماعی اعم از قوانین و مقررات مدنی و جزایی را مشاهده کرد. پلیس در چنین وضعیتی سمبل اراده سیاسی دولت و قوه اجرایی قوانین رسمی است. از منظر دیگر، ناسازگاری فرد با اجتماع عام می‌تواند دال بر سازگاری یا انسجام وی با گروه‌های کوچکتر مورد علاقه او باشد. در این حالت، مفاهیم فرد واجتماع کجرو قابل توجه‌اند و نشان می‌دهند که سست شدن یکپارچکی و وحدت فرد با جامعه کلان می‌تواند به معنای تشدید وحدت و انسجام او با گروه‌های دیگر محسوب گردد. دورکیم راه حل مشکل اجتماعی را در ایجاد سازمان گروه‌های حرفه‌ای می‌بیند که جذب افراد و ادغام آنها در کلیت اجتماعی را تسهیل خواهند کرد. در غیر این صورت، تشکیل گروه‌های نابهنجار و معارض امری مسلم و قابل پیش‌بینی است. دورکیم برای پدیده های اجتماعی دنبال علل اجتماعی بود ونقشی برای علل زیستی وروانی قائل نبود.«دورکیم معتقد بود که عوامل اجتماعی از قبیل شرایط نامناسب خانواده ،کمبود محبت،ناسازگاری والدین،طلاق،بزه کاری والدین،مهاجرت ،مطبوعات ،وسایل ارتباط جمعی،ضعف اعتقادات وباورهای دینی،وضع نامناسب اقتصادی خانواده،عوامل سیاسی وجنگ و… است که نقش تعیین کننده ای در بزه کاری اعمال مجرمانه افراد دارد».ساترلند در تحلیلی که از انحراف و چگونگی شکل‌گیری آن به دست می‌دهد در واقع، به نوعی در نظریه همبستگی اجتماعی دورکیم تعدیل ایجاد می‌نماید. تمایل شخص به سازگاری یا انحراف از هنجارهای اجتماعی به ارتباطات نسبتاً پی‌درپی او با دیگرانی بستگی دارد که تشویق کننده رفتار متعارف و یا تخلف و انحراف از هنجارها هستند.
رابرت مرتن ، از دیگر صاحبنظران در این زمینه است. وی ساخت فرهنگ جامعه برای تمامی افراد جامعه هدفهای واحدی را مشخص کرده واز طرف دیگر هم راهها ووسایل مشروعی را جهت رسیدن به این هدفها مشخص کرده است .از نظر مرتن اگر وسایل مشروع برخلاف هدفها یکسان در اختیار افراد قرار داده نشود همین نا کامی وسر خوردگی افراد را در پی دارد که باعث بروز رفتارهای انحرافی میشود. مرتن معتقد است که سا خت اجتماعی تنوعی از شیوه های انطباق را در اختیار افراد قرار میدهد. وی معتقد است که تنها تلاش شخصی افراد در بقای شخص و رسیدن به موفقیت کافی نیست بلکه وجود مقررات اجتماعی حاکم بر وسایلی که اشخاص از طریق انها به موفقیت می رسند. مرتن معتقد است  پذیرش جمعی اهداف و وسایل دستیابی ، با عث هماهنگی  بین این دو جنبه ختار زندگی است. که به ان همنوایی میگویند.امتناع از هدف یا وسایل یا هر دو  شخص را به سمت  یکی از چهار شیوه  انطباق فردی سوق میدهد.نوآوری؛ هدف پذیرفته شده اما وسایل طرد شده اند.مناسک گرایی؛وسایل پذیرفته شده اند اما اهداف  طرد شده اند. انزوا؛نه اهداف و نه وسایل هیچ کدام پذیرفته شده نیست.شورش ؛ اهداف ووسایل تغییر یا فته وممکن است نوع جدید یاز یکپارچگی  بین اهداف ووسایل جدید ایجاد شده است. مرتن معتقد است هر زمان تضاد زیاد باشد و کسب موفقیت تنها هدف مورد توجه باشد؛ قواعد غیر رسمی قدرت خود را بر تعلیم  امور دست می دهند و احترام به مقررات به کلی ارزش خود را از دست می دهد . بنابراین در چنین جامعه ونظامی  مردم برای رسیدن  به موفقیت  به شیوه های انحرافی روی میاورند چرا که دریافته اند امکان دسترسی به موفقیت را ندارند . یاحداقل در محدوده مقررات اجتماعی  موجود چنین امکانی وجود نداردکه نتیجه چنین وضعی بی قانونی و عدم یکپارچگی است.
مارکس و دیدگاههای انتقادی وی نیز در این دسته نظریات قابل طرح است. او معتقد است که «جنایت ،فحشاء،فساد،رفتار خلاف اخلاق در درجه نخست ناشی از فقر است که زائیده سیستم سرمایه داری است». « از نظر مارکس بهبود سرشت انسان اگر چه با حل مساله فقر آغاز می شود ولی با آن پایان نمی یابذ ونجات انسان علاج بی کسی وبد بختی او اساسا در حمله مشترک به فقر است».
پارسونزمعتقداست که محورتمام نظریه های نظریه پردازان  کنش است. کنش غیرازرفتاراست. کنش بنیادی، از یک کنشگر و وسایل و اهداف ومحیط ویاوضعیت تشکیل شده است. یعنی هر کنشگر اجتماعی اهدافی دارد وبرای رسیدن به ان اهداف وسایل وابزارمناسب را اختیارمی کند والبته او درخلاء انتخاب نمی کند بلکه محیط درانتخاب او کاملا نقش دارد. منظورازمحیط عوامل مادی واجتماعی است . بنابراین هرفرد دارای کنش بنیادی است اما از آنجا که این کنش درخلاء انجام نمی شود بلکه دریک محیط کنش انجام می شود ویکی ازموضوعات موجود درمحیط کنش ، کنشگران دیگراند یعنی هرکنشی درحقیقت واکنشی است نسبت به یک کنش ویادیگرعوامل محیطی وازاینجاست که مفهوم نظام کنش دراندیشه ای پیچیده ای پارسونزشکل می گیرد. نظام کنش ازمناسبات میان کنشگران ساخته می شود. وقتی مجموعه ای زیادی ازکنشگران درجامعه زندگی کنند نظامهای کنش شکل گرفته و این مجموعه ای ازنظامهای کنش عبارت دیگرهمان نظام اجتماعی است. درسطح کلان ( نظام اجتماعی) نظام اقتصادی وظیفه ای انطباق را دارد. برای اینکه جامعه بتواند نیازمندیهای اعضاء خودرا براورده سازد باید شرایطی را آماده کند که اعضاء بتوانند خودرا با محیط زیستی خویش وفق دهد، ارزشهای موجود باید هماهنگی لازم با شرایط محیطی را داشته باشند.
بند سوم- نظریه سیستمی
آنچه تا کنون مطرح شد، بیشتر در برگیرنده نظریاتی بود که بر یک عامل خاص در ایجاد خشونت تأکید می کردند. اما خشونت مجموعه ای از دلایل و شرایطی را شامل می شود که به ظهور آن در زندگی خانوادگی کمک می کند. در این دیدگاه، خانواده نظامی (سیستمی) در نظر گرفته می شود که دارای مرز های باز یا بسته یا قابل نفوذ با محیط اطراف خود است. این مبادله، به صورت باز خورد منفی یا مثبت صورت می گیرد و اهداف نهفته در نظام، بر باز خورد تاثیر دارند. مثلاً ممکن است خشونت در جهت دستیابی به هدف یا بقای نظام وسیله موثری باشد. تحلیل سیستم الگوهای رفتاری بدیلی را نشان می دهد که طبق باز خورد از سیستم، امکان بروز پیدا می کنند واز این طریق می توان مشخص کرد که توسل به خشونت سبب ایجاد خشونت بیشتر می شود یا ثبات در میزان آن.

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق : توسل به زور

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند چهارم- نظریه مبادله
در تاریخ علم جامعه‌شناسی تعابیر و برداشت‌های گوناگونی تحت عنوان نظریه مبادله ارائه شده است. «در میان مردم‌شناسانی از قبیل فریزر و مالینوفسکی و در بین جامعه‌شناسانی چون اسپنسر، اشتراوس و مارسل موس نیز برداشتی از نظریه مبادله دیده می‌شود. اما در جامعه‌شناسی، هومنز به‌عنوان مؤسس نظریه مبادله، طرح جدیدی از نظر مبادله در جامعه‌شناسی امریکایی داشته است. «هومنز از دریچه جامعه‌شناسی رفتاری به مطالعه مبادله با تأکید بر فردگرایی در مقابل جمع‌گرایی پرداخته است.» در نظریه مبادله هومنز، بیش از آن‌که روابط گروهی و نهادی قابل طرح باشند، رابطه فرد با فرد مطرح می‌شود و تأکید، اساساً بر فرد یا روابط میان دو فرد است؛ لیکن هر‌نظریه جامعه‌شناختی باید به واحدهای جمعی بیش از دو نفر نیز توجه کند. «هومنز نیز از سطح مبادله فرد با دیگری فراتر رفته و در نظریه خود، مسأله نهادها، گروه‌ها و زیرنهادها را هم مورد بررسی قرار داده است.» «هومنز معتقد است نهادهای اجتماعی بر اصول اساسی مبادله استوارند و رفتارهای میان دو فرد و تفاوت آن‌ها، صرفاً در این است که نهادها، شبکه روابط بسیار پیچیده‌تری را شامل می‌شوند؛ که به پیچیدگی فعالیت‌ها و روابط غیر مستقیم مبادله مربوط می‌شود.» وی برای رفتار اجتماعی چندین خصوصیت را برمی‌شمرد؛ که عبارتند از:
الف) رفتار باید اجتماعی باشد؛ یعنی این‌که وقتی یک شخص در یک موقعیت خاص دست به کنش می‌زند، در مقابل فرد دیگر قرار گرفته باشد؛
ب) توأم بودن عمل اجتماعی با پاداش یا مجازات فرد دوم؛ عمل اجتماعی با پاداش یا مجازات فرد دوم، نه شخص دیگری که در موقعیت عمل نبوده است، توأم باشد؛
ج) عمل و رفتار باید واقعی باشد؛ و تنها آن‌چه که در کتاب، نوشته‌ها و اقوال وجود دارد، ملاک نیست.
به طور خلاصه می توان ویژگی‌های نظریه مبادله را اینگونه برشمرد:
«1.موضوع اصلی آن مبادله است.
2.در نظریه مبادله، تنوع روش و موضوع وجود دارد و گرایش‌های مختلف از اقتصاد و روان‌شناسی و … تا جامعه‌شناسی در شکل‌دهی آن نقش داشته‌اند.
3. مسأله اصلی وابستگی درونی روابط بین افراد و جریان واقعی رفتار اجتماعی است.
4.روش‌های متعددی در نظریه مبادله از قبیل مقیاس‌های اقتصادسنجی ایستاری، مطالعه کتابخانه‌ای و مشاهده ارتباط در موقعیت‌های واقعی رفتار، دوستی و روابط خانوادگی به‌کار برده شده است.
5.نظریه مبادله اجتماعی، در جهت توزیع و تبیین رابطه بین رفتار، براساس پاداش یا مجازات است.
6.مفاهیم و فرضیات مورد استفاده در دیدگاه مبادله، در مطالعات تجربی و نظری رفتار خانوادگی، عشق و ازدواج گسترش بیشتری یافته است.»
هومنز پنج قضیه، در نظریه مبادله دارد؛ که از آن‌ها به‌عنوان قضایای عام نام می‌برد:
1.انگیزه؛ قضیه یا گزاره اول انگیزه نام دارد؛ که در برخی کتب جامعه‌شناسی از آن با عنوان قضیه موفقیت نیز یاد می‌شود. در این گزاره، وی معتقد است هرچه در گذشته موقعیّتی خاص برای یک فرد، پاداشی را در پی داشته باشد، احتمال این‌که فرد آن کنش را دوباره انجام دهد، بیشتر است.
2.محرّک؛ هومنز معتقد است اگر در گذشته رخداد یک محرّک خاص یا مجموعه‌ای از محرک‌ها، موقعیّتی را ساخته باشند که کنش فردی با پاداش روبرو شده باشد، هرچه که محرک‌های فعلی بیشتر شبیه به محرک‌های گذشته باشد، احتمال این‌که فرد کنش مشابه کنش‌های گذشته انجام دهد، بیشتر است.

3. ارزش؛ گزاره یا قضیه ارزش نیز از این قرار است که هرچه یک کنش و نتیجه آن برای یک فرد ارزشمندتر باشد، احتمال انجام آن کنش بیشتر است.
4. اشباع؛ هومنز معتقد است هرچه در گذشته، شخص پاداش ویژه‌ای را دریافت کرده باشد، برای آن شخص، واحد بیشتری از آن پاداش، ارزش کمتری پیدا می‌کند.

5. پرخاشگری و تأیید؛ آخرین قضیه هومنز پرخاشگری و تأیید نام دارد که در آن، هومنز می‌گوید: شکست در دریافت پاداش موجب بروز عصبانیت می‌شود. بدین معنی که کنش‌گر انتظار دارد، پاداش دریافت کند؛ در حالی‌که مجازات می‌شود. بنابراین رفتار پرخاشگرانه بروز می‌دهد. در مقابل، اگر کنش‌گر در مقابل رفتار خود، پاداشی بگیرد که انتظار آن را نداشته است، رفتاری تأییدآمیز از خود نشان می‌دهد.»
به‌عقیده هومنز، هر رفتاری که پاداشی را در پی داشته باشد، گرایش به بسط موقعیت‌های مشابه دارد. برای مثال اگر کسی بر اثر فعالیت‌ در یکی از رشته‌های بازرگانی، سود برده باشد، گرایش به این دارد که در رشته‌های دیگر بازرگانی نیز سرمایه‌گذاری و فعالیت کند. در واقع هر رفتاری از فرد که پیامد مثبت و موفقیت‌آمیزی داشته باشد، گرایش به حرکت به‌سوی رفتارهای مشابه دارد و آمادگی آن فرد را برای انجام رفتارهای همانند بیشتر می‌سازد. به‌طور خلاصه، هومنز سعی دارد قضایای نظریه مبادله را در تبیین انواع رفتارهای اجتماعی، اعم از رفتارهای ساده بین دو نفر یا رفتارهای نهادی‌شده بسیار پیچیده گروهی به‌کار گیرد و از طریق استنتاج منطقی، پدیده‌هایی مانند تأثیر افراد بر یکدیگر، قدرت، احترام، رقابت و همنوایی را تبیین کند. همچنین او با تکیه بر تحقیقات محققین، قضایای استنتاجی خود را معتبر می‌سازد و اعتبار روش خود را در تحلیل ساخت گروه‌های ویژه نشان می‌دهد.
گفتار دوم- تاثیر فقر بر خشونت
در گفتار قبل، مهم ترین نظریات در رابطه با علل خشونت و پرخاشگری ارائه شد. دیدیم که مهم ترین علل خشونت طلبی و رفتارهای پرخاشگرانه از چند عامل اساسی نشات می گیرد که عبارتند از ناکامی در دستیابی به اهداف، تنش های اجتماعی، نابرابری ساختاری در جامعه، فشارهای اقتصادی و… در این گفتار برآنیم که تاثیر فقر و محرومیت را بر عوامل تنش زا و خشونت آفرین بررسی کنیم.
بند اول- فقر و ناکامی
بی شک یکی از بدیهی ترین نتایج فقر، ناکامی است. فقر و محرومیت مادی یکی از اساسی ترین عوامل بیرونی در پیدایش ناکامی است. در جوامع امروزی که مسائل اقتصادی و مادی نقشی بسیار تعیین کننده در تمام جنبه های زندگی افراد دارد؛ فقر مادی و محرومیت از امکانات رفاهی موجب ناکامی شدید و گسترده ای خواهد شد که افراد را به واکنش وا می دارد. این ناکامیها از عدم دسترسی به امکانات مادی برای گذران امور تا عدم برخورداری از شان و منزلت اجتماعی گسترده می شود.
فقیر از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیست و همواره مورد تحقیر قرار می‌گیرد. احتمالاً بتوان گفت که بیشترین آثار روانی فقر از نگرش منفی مردم نسبت به آن نشأت می‌گیرد. مردم با فقرا به شیوه‌ای کاملاً متفاوت از ثروتمندان رفتار می‌کنند. این نگرش منفی و تحقیرآمیز در مورد فقرا را در مدارس، فروشگاه، مطب پزشک، بیمارستان، بانک و مراکز اجتماعی

مطلب مشابه :  منابع تحقیق درمورد قدرت خرید پول
92

دیدگاهتان را بنویسید