No category

دانلود پایان نامه ارشد درباره انتقال اطلاعات، آموزش و پرورش

و حل مسائل ذهنی خود وادار می‌سازد. البته محیط و موقعیت یادگیری باید متناسب با آمادگی ، استعداد ، نیاز و گرایش شاگردان باشد.اگر مجموعه عوامل موجود در محیط برای شاگرد برانگیزنده و قابل درک نباشد، مساله‌ای در ذهن او ایجاد نخواهد شد یا در صورت وجود مساله ، شاگرد توانایی حل آن را نخواهد داشت. به هر حال ، امکانات محیط آموزشی ، اعم از نیروی انسانی و تجهیزات ، وضع اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی خانواده نگرش والدین و مربیان نسبت به تحصیل و آموزشگاه و هزاران عامل محیطی دیگر می‌تواند در کیفیت و کمیت یادگیری شاگردان موثر باشد(همان منبع).
روش تدریس معلم:
در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط‌های آموزشی است.تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست.اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت.معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی می‌پردازدمحیط و امکانات آموزشی را سازماندهی می‌کند‌،موقعیت آموزشی مناسب را بوجود می‌آورد وبا شناخت استعداد،علایق و توانایی شاگردان ،آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت می‌کند(سروستانی،1381)
البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیت‌های علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف‌های آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت. (همان منبع).
کسی که می‌خواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعال‌تر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند.با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا می‌گیرد. بلکه با روش‌های علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مساله را خواهد آموخت و در فرِآیند یادگیری ، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت(همان منبع).
توجه به کل به جای جز:
طرفداران مکتب گشتالت معتقدندکل ،اجزا را در یک طرح و زمینه قرار می‌دهد و ارتباط آنها را روشن می‌سازد. به نظر ایشان ، اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامفهوم هستند ولی وقتی در یک طرح زمینه قرار بگیرند، معنی و مفهوم آنها روشن می‌شود.طرح یا کل قابل انتقال و تعمیم است، اما اجزا و کیفیت خالص آنها این خصوصیت را ندارد طرح یا کل ، عناصر را مشخص می‌سازد و آنها را در یک زمینه خالص به هم ارتباط می‌دهد.مطالعه فرایند یادگیری نشان خواهد داد که حرکت از کل به جز روند یادگیری را بهتر و فهم مطالب را آسان‌تر می‌کند. اجزا به تنهایی بی‌معنی و نامربوط هستند و در طرح و کل ، معنی پیدا می‌کنند. البته کل معادل مجموع اجزا نیست و بررسی تک تک اجزا و روی هم قرار دادن آنها سبب تصور کل نمی‌شود. کل عبارت است از نحوه ارتباط و پیوند اجزا با هم و تا این ارتباط مشخص نشود، اجزا قابل فهم نیستند(دژکام،1383).
در جریان تدریس ، معلم باید در حد امکان ، ابتدا مطالب درسی را به صورت کل مطرح کند و ارتباط اجزا با کل را مشخص سازد و پس از آن به بررسی و تحلیل اجزا بپردازد. مطالعه جزئیات بدون در نظر گرفتن رابطه آنها با هم و همچنین رابطه آنها با کل ، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جز با مشخص کردن روابط جز با کل ، قدرت تحلیلی در فراگیران می‌دهد و در نتیجه یادگیری معنی‌دار می‌شود. به عبارت دیگر ، حفظ و فکر و تکرار ، جای خود را به فهم و اندیشه می‌دهد(همان منبع).
تمرین و تکرار:
برای بسیاری از دست‌اندرکاران آموزش و پرورش، هنوز این سوال‌ها مطرح است : تمرین و تکرار چه نقشی در فرآیند یادگیری دارد؟ آیا پیشرفت یادگیری مستقیما تابع تکرار است؟ اگر چنین نیست، شرایط تمرین و تکرار چیست؟ مساعدترین موقعیت برای تمرین کدام است؟ تکالیف تکراری مدارس می‌تواند برای شاگردان مفید باشد یا نه؟در پاسخ به سوالات مطرح شده باید گفت: تاثیر تمرین و تکرار در کل فرآیند یادگیری و حیطه‌های مختلف آن بویژه در حیطه روانی – حرکتی ، انکار ناپذیر است. همه این ضرب‌المثل قدیمی در کار نیکو کردن از پر کردن است،را شنیده‌اند و واقفند که بازی روی یخ یا رانندگی فقط در نتیجه تمرین و تکرار یاد گرفته می‌شود. و اگر تکرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده خواهند شد(فتحیان،1374).
ولی این نکته نیز غیر قابل انکار است که کیفیت اجرای تمرین ، مقدار و زمان آن نقش بسیار مهمی در تثبیت یا عدم تثبیت رفتار دارد. چنانکه آزمایش‌های متعدد نشان داده است، اجرای تمرین در زمان غیر متمرکز ، اثر یادگیری بیشتری نسبت به اجرای تمرین در زمان متمرکز دارد. مثلا شاگرد موضوع مورد یادگیری را در دو تمرین بیست دقیقه‌ای ، زودتر از یک تمرین چهل دقیقه‌ای یاد می‌گیرد. از همین رو ، تمرین و تکرار موثر باید شرایط و ویژگی خاصی داشته باشد، از جمله اینکه باید منظم و مرتب و طول دوره‌های آن مناسب باشد و در شرایط واقعی و طبیعی انجام پذیرد(همان منبع).
اگر شاگرد در اوضاع و احوال ساختگی و غیر طبیعی تمرین کند، مطلع شود. زیرا اطلاع از پیشرفت ، او را به کوشش وا می‌دارد. تمرین نباید بیش از حد طولانی و خستگی‌آور باشد. هر گاه عملی به طور سریع و متوالی تکرار شود ، اغلب موجب کاهش کارایی تمرین می‌شود. به این معنی که شخص در انجام دادن آن عمل به تدریج کندتر و ضعیفتر می‌شود، تا اینکه سرانجام از انجام دادن آن سرباز می‌زند. در واقع خستگی یادگیری را کاهش می‌دهد(همان منبع).
یادگیری ازمهمترین موضوعات درروان شناسی امروز ودر عین حال یکی از مشکلترین مفهومها برای تعریف کردن می باشد .یادگیرندگان از بسیاری جهات باهم متفاوتند.این تفاوتها از لحاظ جنسیت،شخصیت،استعداد،هوش،مهارتهای خاص (ازقبیل توانایی هنری وموسیقی)علایق ونیزیادگیری دیده می شود. مایر3 در کتاب روان شناسی ترتیبی خود (1986) تفاوتهای عمده یادگیرندگان رابه طور کلی به پنج دسته تقسیم کرده است:
1-تفاوت در توانایی عمومی یادگیری
2-تفاوت در دانش اختصاصی (دانش قبلی در قلمرو خاص)
3-تفاوت در انگیزش
4-تفاوت درویژگی های جمعیت شناختی نظیرجنسیت،سن،نام،موقعیت اجتماعی-اقتصادی،قومیت ومذهب.
5-تفاوت در سبکهای یادگیری(سبکهای شناختی).
مدارک وشواهد بسیاری برتأثیرواهمیت این ابعاد درعملکرد پیشرفت تحصیلی تأثیردارند(سیف,1382).
تعریف یادگیری:
یادگیری یکی ازمهمترین موضوع ها درروان شناسی ودرعین حال یکی از مشکلترین مفهومها برای تعریف کردن می باشد. یکی از مشهورترین تعریف های یادگیری تعریف کیمبل4(1961) می باشد،یادگیری ایجاد تغییر پایدار دررفتار بالقوه است که از تجربه ناشی می شود ونمی توان آن رابا حالتهای موقتی بدن مانند آنچه براثر بیماری،خستگی یا داروها ایجاد می شود نسبت داد(میلانی فر,1374).
سبکهای یادگیری:
دراین بخش تفاوتهای فردی که ارتباط خیلی کمی باهوش دارد اما دریادگیری می تواند مؤثرباشد بررسی می شوداین تفاوتها سبکهای یادگیری یا سبکهای شناختی تعریف میشوند
تعریف سبکهای یادگیری:
ازسبکهای یادگیری تعریفهای مختلفی بدست آمده که دومورد ازمهمترین آنها ذکرمی شود:
1-تفاوتهای فردی که در یادگیری کلاس تأثیر دارد
2-سبکهای یادگیری به راههایی اشاره دارند که در آنها مفاهیم،قوانین و اصولی رابه وجود می آورند که آنان رادر برخورد با موقعیتهای جدید هدایت می کند(سیف,1382).
انواع سبکهای یادگیری: علی رغم اختلاف نظرهای فراوان در انواع سبکهای یادگیری می توان آنها را به سه دسته زیر قرار داد:
1-سبک فیزیولوژیک
سبک فیزیولوژیکی:
سبک فیزیولوژیکی به جنبه های زیست شناختی یعنی به واکنشهای یادگیرنده نسبت به محیط فیزیکی که بر یادگیری اثر می گذارد اشاره می کند.یعنی افراد برای محیطی که می خواهند در آن مطالعه کنند اولویت هایی قائل می شوند آن اولویت ها می توانند کجا؟ چه
2-سبک عاطفی
3-سبک شناختی
وقت؟باچه کسی ،باچه نوری، باچه غذا یا موزیکی واینها باشد.مثلاً بعضی از یادگیرندگان دوست دارند اوقات مطالعه را به شب اختصاص دهند،گروهی ترجیح می دهند بر روی میز صاف وصندلی ود روزمطالعه کنند.نتایج بعضی ازپژوهش ها نشان داده اند هنگامی که دانش آموزان در سبک ترجیحی خود مطالعه می کنند بیشترمی آموزند.برای مثال: کلاداس5 در سال1989،دان ودان درسال1987درتحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که دانش آموزان وقتی بهتر وبیشتر یاد می گیرند که در مکانی مورد پسند وبه روش دلخواهشان مطالعه می کنند وهمچنین شواهدی وجود دارد که دانش آموزان خیلی باهوش باساختار کمتری احتیاج دارند وترجیح می دهند به تنهایی ودر سکوت یاد بگیرند(کریمی ,1382).
بنابراین دانش آموزان ترجیحات مختلفی برای اینکه چگونه وکجا دوست دارند یاد بگیرند،ازخود نشان می دهندکه دراین زمینه ممکن است برای ایجادمحیط هایی براساس ترجیحات هریک از دانش آموزان وحمایت از یادگیری آنها از معلمان انتظارات بیشتری برود(همان منبع,1382).
سبک عاطفی:
چنانچه گفتیم یک دسته دیگر ازسبک های یادگیری سبک های عاطفی هستند،سبک های عاطفی شامل ویژگیهای شخصیتی هستند از جمله ویژگیها می توان پشتکار یادگیرنده ،کارکردن به تنهایی یابا دیگران،پذیرفتن یا نپذیرفتن تقویتهای بیرونی رانام برد(سید محمدی,1379).
دانش آموزان ممکن است اولویتهای بسیاری برای شرایط ومحیط های یادگیری متفاوتی داشته باشند برای مثال:بعضی ازآنها ترجیح می دهند در موقع یادگیری به تنهایی مطالعه کننند ودسته دیگر از دانش آموزان ترجیح می دهند باهم سن وسالهایشان یا همکلاسیهایشان به صورت گروهی مطالعه کنند. گروهی از دانش آموزان ودانشجویان پشتکار خوبی در مطالعه ویادگیری دارند.می تواننداز حداکثرتوان خود استفاده لازم را ببرند در صورتی که گروهی هم هستند از این پشتکار لازم برخوردار نیستند ومرتبا بایدبه آنها گوشزد کرد که چگونه وکجا وچه وقت وتاچه مقدار درس بخوانند بعضی از دانش آموزان برای رسیدن به اهداف خودشان احتیاج به تشویق وتقویت ندارندوخود برانگیخته هستند درصورتی که بعضی ازدانش آموزان حتما باید مورد تشویق وتأکید دیگران قرارگیرند تا موفقتر عمل کنند.به طور خلاصه هریادگیرنده ای سبک یادگیری منحصر به خود دارد.اشنایدر6(1991)می گوید افراد باهم تفاوت دارند درست ان است که تفاوتهای افراد را بشناسیم وخودمان رابا آن منطبق کنیم(کریمی,1382).
سبکهای شناختی:
سبکهای شناختی برچگونگی دریافت وسازماندهی اطلاعات اشاره دارند بررسی ها نشان داده اند که افراد درچگونگی پرداختن به یک تکلیف متفاوت عمل می کنند اما این تفاوتها سطح هوش یا الگوی توانایی های ویژه آنها رانشان نمی دهند بلکه بیشتربرراهای توجیحی که افراد متفاوت برای پردازش وسازمان دهی اطلاعات دارند اشاره می کنند.(سیدمحمدی,1379).
تعریف سبکهای شناختی:
ازسبکهای شناختی

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوعاسترس، سیستم، افزایش

دیدگاهتان را بنویسید