No category

دانلود پایان نامه ارشد درباره خانواده ها، اوقات فراغت، آموزش و پرورش

گاری با آنها خواهد بود . به هر حال کودکانی که والدین آن ها از تحصیلات خوبی برخوردارند احتمالاً بیشتر از سایر کودکان علاقه مند تر خواهند بود که در تحصیلات خود توفیق داشته باشند . (ابطحی ،1371)
نوع زندگی خانوادگی نیز روی یاد گیری کودک مؤثر است مثلاً کودکی که با خانواده خود به بیشتر جاها مسافرت می کند بیشضتر از کودکی که تجارت مسافرتی کم و محدود دارد به مطالعات اجتماعی ، تاریخ و جغرافیا آمادگی دارد ما معتقدیم که مهمترین بخش های تولید کننده نظم و امنیت اجتماعی دو نهاد خانواده و آموزش و پرورش هستند اگر این دو نهاد بتوانند به خوبی فرزندان را با مقوله ی نظم و امنیت اجتماعی آشنا سازند هیچ گاه آنها در زندگی با چالش روبرو نخواهند شد.(همان منبع).
والدین می توانند با فراهم کردن وسایل و امکانات آموزشی – تفریحی ورفاهی به پیشرفت تحصیلی کودکان کمک کنند . محبت کردن والدین به فرزندان در رفتار اجتماعی آنان تأثیر گذاری است البته محبت کردن به فرزندان نباید به استقلال آن ها لطمه ای بزند . ایجاد محیط آرام و مساعد برای مطالعه و انجام تکالیف درسی والدین با ایجاد کردن محیط امن و آرام ومساعد برای مطالعه و انجام تکالیف درسی دانش آموزان در غنی سازی محیط خانواده بر پیشرفت تحصیلی فرزندان خود نقش مهمی ایفا کنند . آنان باید به جای خرید اشیای ضروری برای استفاده فرزندان خود کتاب های کمک درسی و وسایل آموزشی تهیه کنند (سیف ،1376).
جو عاطفی خانواده یا به عبارت دیگر رابطه افراد خانواده با هم در ماههای اول زندگی روی رفتار کودک و ارتباط او با دیگران تأثیر می کند . نظر کودک نسبت به والدین در قضاوت او در باره سایر بزرگسالان تأثیر دارد کودک برای جلب محبت والدین وتثبیت وضع خود در خانواده کوشش می کند رفتار خود را با والدین همانند سازد . به طور کلی خانواده در سلامت روانی کودک و نوجوان نقش چشمگیری دارد . اگر محیط خانواده امن و آرام باشد آنان قدرت سازگاری بیشتری را با محیط خواهند داشت و ْآماده پذیرش مسئولیت ها و ایفای نقش های آنان قدرت سازگاری بیشتری را با محیط خواهند داشت و آماده پذیرش مسئولیت های و ایفای نقش های مختلف اجتماعی خواهد داشت( افروز ،1371).
درمطالعه ای که در هفت کشور جهان و همچنین در مطالعه ای بین المللی دیگری که در بیست و دو کشور انجام پذیرفت نشان داد شده که محیط خانواده مهمترین عامل د ر پیشرفت تحصیلی ، علاقه به آموزشگاه و ادامه تحصیل است اگر چه نتایج بدست آمده در ممالک مختلف متفاوت بود ولی تأثیر تربیت خانوادگی در پیشرفت تحصیلی در تمام موارد به اثبات رسید مطالعات نشان داده است پدر و مادر هایی که با کودک تعامل بیشتری دارند فرزندانشان موفقترین دانش آموزان بودند . همچنین پدر و مادر هایی که با کودکان خود بحث و گفتگو می کنند و آنها را در تصمیمات خانوادگی شرکت می دهند مسئولیت گروهی را قبول می نمایند و اعتماد به نفس بیشتری دارند . ( بدری مقدم،1383)
جنبه ی آگاهی و بینش حاکم بر خانواده :
خانواده مهمترین عاملی است که بر رشد کودک تأثیر مستقیم دارد و حل بسیاری از مشکلات رشد و تعلیم و تربیت کودکان نیز باید اساساً دردرشد . آگاهی والدین انجام شود . والدین آگاه وبا سواد از نظردرک وظایف مدرسه ، برنامه های آن وتداوم حضور مرتب دانش آموزان در در مدرسه در سطحی هستند که در جهت هماهنگ با این برنامه پیش می روند و علاوه بر نقش کمک رسانی در آموزش فرزندان خود الگوی منسجمی از یک فرد باسواد نیز به شمار می آیند . آنان می توانند هم برای فرزندام خویش نقش آموزشی داشته باشند و هم انگیزه ی لازم برای درس خواندن در آنها ایجاد نمایند(،سیف و دیگران،1376) .
والدین آگاه به فرزندان خود می آموزند که چه موقع کجا و چگونه باید مطالعه کنند همچنین زمینه های لازم را برای مطالعه آنان فراهم می نمایند و به آنها شیوه های صحیح مطالعه را می آموزند . والدینی که آگاه هستند آگاهی آنها در فرزندان بینشی ایجاد می کند که بفهمند چیزی بیش از توانشان از آنها انتظار نمی رود به عبارت دیگر این خانواده ها به سبب داشتن اطلاعات مفید نوعی تعادل و توازن بین امکانات و انتظارات خویش از فرزندان برقرار می نمایند اینگونه بچه ها در همه حال موفق بوده وهستند . اصولاً والدین آگاه در برخورد های خویش با کودکان کمتر خشمگین می شوند و رفتار ناپخته از خود نشان نمی دهند بلکه آنان ثبات و استقامت بیشتری دارند در تصمیم گیری تمام جوانب امر را درنظر می گیرند آنان هیچ گاه اصرار ندارند که رای و نظر خویش را به فرزندان تحمیل نمایند (بدری مقدم ،1383).
در مورد اظهار محبت هم هیچ گاه به یک میزان و یک نوع به فرزندان عمل نمی نمایند آنان معتقدند که هر کدام از فرزندان به تناسب و مقتضیات سنی ونوع خاصی از اظهار محبت نیازمندند وبه این نکته نیز واقفند که این اظهار محبت ها تباید مانع رشد فکری ، عقلی ، اجتماعی آنان شود ودر کل استقلال آنان حفظ نماید .
والدین تحصیل کرده و آگاه در ارتباط با فرزندان خویش از پنج قاعده زیر تبعیت می نمایند :
1- فرزند خویش را دوست دارند .
2- برای فرزند خویش الگوی خوب می باشند .
3- فرزند خویش را آموزش می دهند .
4- فرزند خویش را با انضباط بار می آورند .
5-نسبت به مسئولیت های خویش آگاه هستند . (کاظمی مقدم،1381 )
ارتباط و تأثیر آن بر عملکرد دانش آموزان ودانشجویان :
در تعریف ارتباط می توان گفت که فعالیتی که در یک محیط به طور مستمر در حال جریان است
” فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط اینکه دهنیات مورد نظر فرستنده بر گیرنده انتقال یابد و بالعکس ” .ارتباط بزرگترین عاملی است که نوع رفتارها را با دیگران واتفاقاتی که ردجهان اطراف برایمان پیش می آید را تعیین می کند . کودک زمانی می تواند رشد نماید و به مرحله تکامل برسد که بتواند با دیگران روابط اجتماعی برقرار نماید کودک از ناحیه پدر و مادر دوستان ، همسالان و اولیای مدرسه تأثیر پذیر است و با آنان در ارتباط است پس لازم است با هر کدام از آن ها رابطه صحیح و صمیمانه داشته باشد . و این مستلزم آن است که آن ها این رابطه صحیح را به کودک آموخته باشند .( شعاری نژاد،1381)
به طور کلی بچه هایی که پدر و مادر محبوب را از صمیم قلب دوست می دارند و شخصیت والدین آنان از رفیع ترین جایگاه والاترین ارزشمندی برخورد ار است انرژی روانی بیشتری برخوردار بوده و نسبت به دیگران تمایل کمتر به تماشای تلویزیون اوقات فراغت از مدرسه در کوچه و خیابان دارند و اگر والدین در نزد فرزندانشان از بیشترین محبوبیت اعتبار اهمیت و ارزشمندی برخوردار باشند به طبع فرزندانشان موفقیت تحصیلی فراوان تری خواهند داشت بدون آنکه نگرانی چندانی نسبت به موفقیت تحصیلی فرزندان درمیان باشد(علی آبادی ،1379) .
آن چه در جامعه می گذرد از طریق حالات و رفتار والدین به داخل خانه نفوذ می کند و آن چه در دورن خانواده می گذرد وبه جامعه منتقل می شود و. بنابر این والدین هوشیاری اجتماعی داشته باشند و عوامل تأثیر گذار در اوضاع خانه راب ه ردستی بشناسد و تأمل کنند که چگونه می توانند آثار و پیامده های منفی عوامل اجتماعی و فرهنگی را تقلیل دهند و در مواجهه ی منطقی ما آنها سستی و اهمال از خودنشان ندهند(سیف ،1376).
خانواده و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی فرزندان :
مهمترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموزان و دانشجویان نسبت به تحصیل خانواده است مهمترین نقشی که والدین در زمینه یپیشرفت تحصیلی فرندان می توانند داشته باشند ایجاد محیطی ارام ومساعد جهت انجام تکالیف است هر چه محیط مطالعه برای فرزندان آرام تر و محرکهای فراهم از جمله تلویزیون ، بازی با سایر کودکان و سرو صدایهای دیگر کمتر باشد موفقیت دانش آموزان بیشتر خواهد بود(افروز 1371).
والدین با اجتناب از ترتیب دادن جشن ها و مراسمات مختلف و یا شرکت در آن ها رد ایام امتحانات می توانند بر پیشرفت تحصیلی فرزندان خود تأثیر داشته باشند و همچنین می توانند بجای خرید اشیای غیر ضروری برای دانش آموزان کتاب های کمک درسی و وسایل کمک آموزشی تهیه کنند تا این طریق هم دانش آموزان اوقات فراغت خود را به خوبی بگذرانند و هم به یاد گیری آن ها کمک کنند . وضعیت اقتصادی خانواده می تواند از عوامل مهم و پیشرفت تحصیلی فرزندان باشد . توجه به فرهنگ خانواده ، نحوه برقراری ارتباط با خواهران و برادران دیگر نیز می تواند از عوامل پیشرفت وتحصیلات فرزندان باشد . ( میلانی فر ، 1378)
نقش توجه والدین به فرزندان :
در آموزش های غیر رسمی بخشی از امکانات بالقوه افراد آن هم به صورت تصادفی و فقط به اقتضای عوامل محیطی به فعل درمی آید و مورد بهره برداری قرار گیرد بنابر این درتعلیم و تربیت فرزندان نباید فراموش شود که خانواده ای که اهمیت برای علم و دانش قائل است و از مسائل تعلیم وتربیت آگاهی دارد و به سرنوشت فرزندان خود فکر می کند نسبت به خانواده ای که در این زمینه ضعف دارد تأثیر متفاوتی روی فرزندان خود خواهد داشت حتی محیط زندگی و محل رفت و آمد فرزندان هم می تواند در پیشرفت تحصیلی فرزندان تأثیر بگذارد(بدری مقدم ،1383).
مشکل مالی خانواده ها مشکل مهمی است که می تواند در موفقیت فرزندان تأثیر مستقیم بگذارد. خانواده هایی که نتواند از کودکی تغذیه مناسب جسمی وروحی برای فرزندانشان تهیه نمایند و وسایا بازی و اسباب بازی هیا آموزشی را نتوانند در اختیار فرزند خود قرار دهند و یا در دوره آمادگی امکان فرستادن به آمادگی را نداشته باشند مسلماً در طول دوران تحصیل هم می توانند فرزندانشان را در کلاس های تقویتی یا آموزشی ودروس جانبی قرار دهند که همه این ها به طور مستقیم و غیر مستقیم رد وضعیت تحصیلی و پیشرفت تحصیلی فرزندان آنها مؤثر خواهد بود ( میلانی فر ، 1378)
عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان:
1- برنامه ی درسی
برنامه درسی را می توان به سه گروه برنامه ی درسی مورد انتظار( آنچه که در فهرست دروس و یا هدف های یادگیری مندرج است ) برنامه ی درسی اجرا شده ( آنچه که معلمین عملاً تدریس می کنند و در زبان پژوهش اغلب به آن فرصت یادگیری می گویند ) و برنامه ی درسی فرا گرفته ( آنچه که کودکان واقعاً یاد می گیرند ) تقسیم نمود به طور خلاصه می توان اظهار داشت که اگر دانش آموزان فرصت یادگیری چیزی را داشته باشند.معمولاً آنرا فرا می گیرند و اگر این فرصت برای آنها فراهم نباشد از یادگیری آن محروم خواهند شد.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه دارای مرکز برنامه ریزی هستند گر چه در بسیاری از کشورها برنامه های درسی برای رهایی از نفوذ برنامه های قدرت های استعماری گذشته به صورت ملی تدوین شده اند هنوز در برنامه های درسی برخی از کشورها این وضعیت وجود ندارد و یا آنکه در طرف دیگر طیف به آنچه که در دیگر کشورها کودکان برای یادگیری مخصوص در زمینه خواندن،ریاضیات و علوم دارند توجه کافی مبذول نشده است
2- کتاب های درسی و مواد آموزشی:
هر جا که کمبود کتاب و مواد آموزشی وجود دارد پیشرفت تحصیلی پایین تر است.تأمین یک کتاب به ازای هر دانش آموز( و تضمین اینکه کتاب ها به مدرسه برسند و مورد استفاده معلمین و دانش آموزان قراگیرند ) میزان پیشرفت تحصیلی و نرخ ماندگاری را افزایش می دهد.در فیلیپین وقتی تعدادکتابهای درسی دوره ابتدایی از یک کتاب برای ده دانش آموز به یک کتاب برای دو دانش آموز تغییر یافت درصد قبولی دانش آموزان از50 به70 درصد یک سال تحصیلی افزایش پیدا کرد.(بانک جهانی 1989 )
مطالعات و هر دو نشان می دهدکه هرچه تعداد بیشتری کتاب از کتابخانه مدارس توسط دانش آموزان به امانت گرفته شود میزان پیشرفت

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایطلاق، سوره بقره، حقوق زنان

دیدگاهتان را بنویسید