No category

دانلود پایان نامه ارشد درباره پردازش اطلاعات، احساس حقارت

تعاریف مختلفی ارائه شده که در زیربه بعضی ازمهمترین آنها اشاره می شود:
1-روشهای انفرادی مورداستفاده یادگیرند برای پردازش اطلاعات دریادگیرنده مفاهیم تازه
2-روشهایی که فردازطریق آنها اطلاعات راسازماندهی می کندبنابراین اصطلاح روانشناختی سبکهای شناختی به تفاوتهای بین افراد درترجیح روشهای دریافت،سازماندهی وپردازش اطلاعات وتجربیات اشاره می کنند.(همان منبع).
انواع سبکهای یادگیری:
چنانچه گفته شد افراد با مواجهه با مسائل وتکالیف ذهنی ترجیح می دهند که با سبک ویژه ای به آن پاسخ دهند که این سبک ویژه افراد سبک شناختی آنها نامیده می شود. بسیاری از سبکهای شناختی به ویژگیهای ادراکی اشاره می کند درحالی که تعداد اندکی به ویژگیهای شناختی پرداخته اند. سبکهای شناختی رابه طریقی مختلف دسته بندی کرده اند.
الف) سبکهای وابسته به زمینه ونابسته به زمینه
ب) سبکهای تکانشی وتأملی
ج) سبکهای واگرا وهمگرا.انطباق یابنده وجذب کننده.
الف)سبکهای وابسته به زمینه:
این سبک توسط هرمن7 در اوایل دهه ی 1940براساس آزمایشات برروی خلبانان خطوط هوایی کشف شد او علاقمند بود بداند چطور بعضی از افراد یک عامل رااز کل زمینه دیداری جدا می کنند؟ ویتکین براساس آزمایشات به این نتیجه رسید که افراد وابسته به زمینه تمایل دارند یک الگو را به صورت کل ادراک نموده ویک جزئی وقسمت رااز کل زمینه دیداری جدا نمایند. افراد دارای این سبک از اینکه بر روی جنبه ای از یک موقعیت و جزئیات تمرکز کنند همچنین یک الگو را به صورت قسمت های مختلف تجزیه وتحلیل نمایند دچارمشکلات می شوند آنها تمایل دارند که به خوبی در گروهای اجتمائی بپردازند. افراد دارای این سبک به موضوعاتی درزمینه ادبیات وتاریخ علاقمند هستند(کریمی,1382).
سبکهای نابسته زمینه:
افراد دارای سبک نابسته به زمینه بیشتر تمایل دارند قسمت های جزئی یک الگوی کلی را درک نمایند. آنها قادرند یک الگورا طبق مؤلفه هایش تجزیه وتحلیل نمایند.افراد نابسته به زمینه نمی توانند به روابط اجتماعی خو بگیرند ولی به جهت توانایی تحلیلیشان می توانندبه خوبی در ریاضیات و علم پیشرفت کنند .افراد نابسته به زمینه زمانی که تلاش می کنند جنبه های مورد نظر دریک موقعیت خاص رامجزا نمایند قادرند به زمینه ای مزاحم غلبه تحلیلی هستند در مقایسه بین یادگیرندگان وابسته به زمینه ونابسته به زمینه ،افراد وابسته به زمینه در جاهایی که متن یا زمینه مهم است عملکرد بهتری دارند مثل موقعیتهای زیرا افراددارای این سبک در این زمینه ها با مباحث کلی سروکار دارند.درمقابل یادگیرندگان نابسته به زمینه درعلوم پایه مانند ریاضیات،فیزیک وزیست شناسی موفقترند این یادگیرندگان به آسانی هدفهای عینی را تجزیه و تحلیل می کنند. افراد دارای این سبک یادگیری به طور کلی در علومی که با جزئیات سروکار دارند عملکرد بهتری دارند(شاملو,1384).
درمقایسه دیگر افراد دارای سبک یادگیری وابسته به زمینه بیشتر تحت تأثیر شرایط انگیزش درونی قرار دارند. افراد دارای سبک یادگیری وابسته به زمینه به نظام شرط بیرونی وابسته اند وخواهان موضوعات سازمان یافته اند درمقابل افراد دارای سبک یادگیری نابسته به زمینه موضوعات مبهم را ترجیح می دهند در صورتی ترجیح می دهند که همه ی سرنخ ها را امتحان نمایند. نکته ای که در انتها به افراد دارای این دو سبک است .به عبارتی همه ی افراد رابه طور قطع نمی توان دریکی از این دو قطب قرار دارد(کریمی,1382).
سبکهای یادگیری تکانشی و تأملی:
دراین سبک یادگیری سرعت درمقابل وقت موردنظراست.یادگیرندگان ازلحاظاین سبک یادگیری به دودسته تقسیم می شوندکه یک دسته به سرعت پاسخ دهی وانجام تکالیف یادگیری اهمیت میدهند،دسته دیگربه وقت وصحت پاسخ اهمیتمی دهند وچندان توجهی به سرعت درپاسخ دهنده نمی کنند.به گروه اول یادگیرنده گان تکانشی وبه گروه دوم تأملی می گویند.
1-سبک یادگیری تکانشی :
وولفولک یادگیرنده گان تکانشی (شتابزده)رااینگونه معرفی می کند.افراددارای سبک یادگیری تکانشی باسرهت پاسخ می دهندبدون اینکه به جزیئات مطلبتوجه نمایندبه این ترتیب آنها بیشتر دچار اشتباه وخطا می شوند.افراددارای این سبک یادگیری تندوسریع وبدون معطلی یک مسئله راحل می کنند.افراددارای این سبک سرعت ذهنی یا عقلانی سریعی دارند وبه اولین جوابی که به ذهنشانمی رسد پاسخ می دهند.درنتیجه افراد تکانشی بیشتر مرتکب خطا می شوند (ساعتچی,1377).
دانش آموزان تکانشی همیشه آزمون های عینی رازودتر تمام می کنند واین افرادتمرکزشان روی این سرعت است (شاملو,1384).
2- سبک یادگیری تأملی:
وول فولک یادگیرندگان تأملی (تفکری) رااینگونه تعریف می کند.افراد دارای سبک یادگیری تأملی به کندی پاسخ داده ودر کارهایشان با دقت می باشند .یادگیرندگان دارای سبک تأملی دربرخورد با یک مسئله آنرا با سرعت مناسب حل میکنند.آنها با تأخیر به مسئله جواب می دهند ابتدا مکث می کنند،تمام راهها وشقوق مختلف را درنظر می گیرند.بعد جواب صحیح می دهند وکمتر مرتکب خطا می شوند. افراد تأملی تاآنجا که قادر باشند جواب را خوب تجزیه وتحلیل می کنند وبیشتر روی دقت وصحت جواب تمرکز دارند (همان منبع) .
افراد دارای سبک تأملی بویژه در تکالیف سخت ودشوار تمایل دارند به نسبت افراد برای سبک تکانشی کمتر اشتباه کنند . از آنجایی که تمایلی نیرومند برای درست بودن در اولین برخورد نشان داده اند به نظر می آید قادرند موضوعات مبهم وگنگ راتحمل کنند گفته میشود سکوت آنها در کلاس درس بدین خاطر است که قبل از پاسخ دادن به جواب صحیح می اندیشیدند .
3-سبکهای شناختی واگراوهمگرا،جذب کننده وانطباق یابنده:
کلب8(1984) رویکردی را برای طبقه بندی سبکهای یادگیری به وجود آورند که تا اندازه ای بار کارهای ویتکین وهمکارانش متفاوت است مهمترین تفاوتهایی که آنها شناسایی نموده اند خیلی شبیه به فرآیند یادگیری است که در شکل نشان داده شده است .در این مدل یادگیری چرخ ( انتزاعی وکلی ) درنظر گرفته شده که شامل :(تجربه عینی، آزمون معنایی مفاهیم در شرایط جدید،مشاهده تأمل،شکل گیری مفاهیم کلی وانتزاعی) می باشد.آنها اظهار داشتند که درهر یادگیری حداقل بین دو قطب این ابعاد یک تعارض وتنش وجود دارد .(سیدمحمدی,1379).
سبک یادگیری واگرا:
افراد دارای سبک یادگیری واگرا دو شیوه یادگیری تجربه عینی ومشاهده تأملی رادر هم می آمیزند .افراد دارای این سبک مسائل را از زوایای گوناگون می نگرند ،در به وجود آوردن ایده ها از توانایی برخوردارند ودر موقعیت های بیشتر به جای اینکه عمل کنند به مشاهده کردن می پردازند افراد دارای علایق فرهنگی هستند ودر مشاغلی که نیاز به نوآوری وخلاقیت دارند بیشترین توانایی رااز خود نشان می دهند(همان منبع) .
تفاوت سبک های تدریس و سبک های یادگیری
الف)سبک های یاد گیری
1-دانش آموزان پیوسته: این قبیل دانش آموزان به طور منظم و گام به گام موضوعات یادگیری را دنبال می کنند و به آرامی بر دانستنی ها ،معلومات و نگرش خود می افزایند.اینان به طور پیوسته بر اطلاعات خود می افرایند.
2-دانش آموزان شهودی:در این گروه بصیرت ناگهانی وخودانگیختگی به وجود می آید،و به یادگیری می پردازند چنین دانش آموزانی با بهره گیری از تجربه های پراکنده،توجه به محیط خویش و اطلاعات غیر اصولی به درک و توضیح یک مفهوم می پردازند.
3-دانش آموزان یک حسی:این دسته از دانش آموزان از یک حس،بیش از سایر حواس استفاده می کنند این نوع یاد گیری بخشی کوچک از حوزه ی یادگیری را پوشش می دهد.از آن جایی که یاد گیری ابعاد مختلفی دارد استفاده از چندین حس به یاد گیری پایدار تری می انجامد.
4-دانش آموزان چند حسی:برای یاد گیری حواس پنجگانه خود را به کار می برند.
5-دانش آموزان تعاملی:همکاری و رابطه صحیح میان معلم و شاگردانش به یاد گیری پایدار و فعال می انجامد.مشارکت جویی دانش آموزان،بحث های گروهی و…زمینه را برای تعامل ایجاد می کند.
6-دانش آموزان ساختار روش:هرگاه دانش آموزان در مدرسه احساس آرامش کنندودر آن جا روابطی دوستانه برقرارباشدوساختار درس برایشان به خوبی و با استدلال روشن شود،در این صورت درس ها را به خوبی فرا می گیرند.بنابراین معلم باید بکوشد ساختار یاد گیری را از ابهام دور سازد و از حاشیه روی بپرهیزد.
7ـدانش آموزان انتخابی:برخی دانش آموزان با توجه به شرایط زمان و مکان قادرند، سبک مناسبی را انتخاب کنند وخود را با آن هماهنگ سازند (سیف،1382)
تفاوت روش تدریس باسبک تدریس : معلمان تدریس خود را براساس روش انجام می دهند و آن را بهبود می بخشند. روش تدریس جنبه ی عمومی دارد اما سبک تدریس دارای جنبه ی شخصی و اثر گذار بر دانش آموزان می باشد. با ترکیب سبک های یاددهی و یادگیری می توان به نتایج ارزنده تری دست یافت. (سیدمحمدی,1385).
ب)سبک های تدریس:
1-سبک تکلیف مدار:معلم برای همه دانش آموزان تکالیف یکسانی تعیین می کند تا یاد بگیرنددر صورتی که هر دانش آموز بر اساس ویژگی های خود یاد می گیرد.
2-سبک هم کاری:معلم از طریق برقرار تعامل و همکاری بین دانش آموزان برنامه ها رااجرا می کندو آنان را به یاد گیری و یاری رساندن به هم تشویق و رهنمون می سازند.
3-سبک دانش آموز محور:معلم شرایطی را به وجود می آورد که دانش آموزان به فعالیت های مورد علاقه ی خود بپردازند .از آنجا که دانش آموزان در آینده نیاز های متنوعی خواهند داشت،ضروری است با مهارت های متفاوتی آشنا شوند و درستی ها را از نادرستی ها تشخیص دهند.این سبک فاقد کارایی لازم است.
4ـسبک یادگیری محور:این سبک به استقلال دانش آموزان در یاد گیری تأکید دارد،اما در سبک دانش آموز محور به خواست دانش آموز توجه می شود .این سبک در مقابل سبک دانش آموز محور قرار دارد.
5ـ سبک احساسی:معلم می کوشد تا نسبت به یاد گیری ،فضایی عاطفی ایجاد کند تا دانش آموزان با احساس مسئوولیت به یادگیری بپردازند و هدف ها تحقق یابد.در این سبک معلم از طریق احساس و هیجان می کوشد تا دانش آموزان درگیر موضوع درس شوند(همان منبع).
پیشرفت تحصیلی :
درجات یا نمرات درسی یا امتحانی معیارهایی هستند که کودکان موفقیت و پیشرفت شان را با آنها ارزیابی می کنند بدیهی است که موفقیت باعث افتخار و شکست و نا کامی موجب احساس حقارت کودکان می شود .
تأثیر مستقیم خانواده بر عملکرد دانش آموزان ودانشجویان :
محیط خانه ، همسایه ها و انواع اشخاصی که کودک را احاطه می کند در یاد گیری و پیشرفت اوموثر است ناحیه شهری ، حومه شهر یا روستایی که کودک زندگی می کند فرصت های یاد گیری گسترده یا محدودی را برای کودک فراهم می آورند . خدماتی که بوسیله همسایه ها و مردم نواحی وعوامل آن ها ارائه می شود و انگیزه هایی که بوجود می آورند همه روی اینکه کودکان چه چیزهایی را یاد گیرند چگونه یاد گیری بگیرند تا تأثیر می گذارند همچنین است شاغل والدین اینکه پدران آنان کشاورز ، کارمند ، مهندس و غیره باشد و کلیه تجاربی که درنتیجه معاشرت با انواع مردم ورفت آمد های خانوادگی کسب می کند همه اساس یادگیری کودکان را تشکیل می دهد . خلاصه اینکه کودک در جامعه خویش یادمی گیرد که چه چیز هایی را یاد بگیرد وبا چه چیزهایی زندگی کند (افروز،1374)
ارزش ها و فضایل اخلاقی خانواده روی اینکه کودک چه چیزی را یاد بگیرد و چگونه یاد بگیرد تأثیر می گذارد . کودکی که در خانه ای زندگی می کند که مردم آن اهل علم و ادب هستند در آن جا علاقه و رغبت به بحث و گفتگو در باره ی اندیشه های نو ، اختراعات و اکتشافات جدید وجود دارد بیشتر از کودکی که در خانه وی در باره کتابی با موضوع ها و اکتشافات جدید صحبت نمی شود آماده شرکت دربحث ها ، درک مسائل جدید احیاناً هماهنگی و ساز

مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوعتحت درمان

دیدگاهتان را بنویسید