پایان نامه های روانشناسی

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی در مورد پیشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه

پذیری جنبه برانگیختگی غیر ارادی اضطراب است. اثرات بازدارنده نگرانی بر عملکرد توسط محققان زیادی تأیید شده است. پژوهشگران معتقدند که مؤلفه هیجان پذیری کمتر احتمال دارد که در عملکرد آزمودنی های دارای اضطراب امتحان بالا اختلال ایجاد کند، در حالیکه مؤلفه نگرانی توجه بیشتری را می طلبد و مستقیماً به افت تحصیلی در عملکرد و پیشرفت منجر می شود(بیابانگرد،1380). اضطراب ناشی از امتحان نه تنهاباعث می شود که فراگیران نتوانند با مهارت و سرعت مناسب و به طور کاملاً واضح فکر کرده، پاسخهای مطلوب را ارائه دهند، بلکه آرامش روانی آنها را نیز به خطر می اندازد. بسیاری از اختلالات روانی و بیماریهای جسمانی در کودکان و نوجوانان ناشی از یک منبع قوی اضطراب است. همواره شایسته است با درک صحیح از ماهیت تفاوتهای فردی و شناخت درست از ویژگیهای ذهنی، روانی و جسمی فراگیران از مقایسه بی مورد کودکان با یکدیگر اجتناب ورزیده، رقابت های فردی و گروهی را صرفاً در شرایط عادلانه و با در نظر گرفتن تفاوتهای فردی و فراهم ساختن محیطی صمیمی ایجاد کرد(افروز،1381).
2-1-1-3- شرایط جسمانی فراگیران
شرایط فیزیولوژیکی فراگیران از جمله عواملی است که عمدتاً در بررسی علل افت تحصیلی مورد غفلت واقع می شود. عدم تغذیه مناسب، تحمل دردهای مزمن، بی خوابی، کم خوابی های مکرر، خستگی های مفرط، معلولیتهای فاحش عضوی و به خصوص ضعف بینایی و شنوایی از مهم ترین عوامل زیستی مرتبط با عملکرد تحصیلی است. بیماریهایی همچون تیک های پی در پی، انواع مختلف صرع، لکنت زبان، وسواس از جمله عوامل مؤثر در افت تحصیلی به شمار می آید(افروز،1381).بیماریهای جسمی، نقص در رشد و تکامل بدن و از همه مهم تر مغز و بعضی از غدد مترشحه داخلی تأثیر مهمی در رشد ذهنی افراد دارد، بیماریهایی مانند گواتر، تومورهای مغزی می توانند بر پیشرفت تحصیلی تأثیر بگذارند. دیسلکسی یا نارساخوانی یکی دیگر از ناتوانی های عضوی و بدنی برای یادگیری به شمار می آید که با افت تحصیلی در رابطه است. این افراد از بهره هوشی طبیعی برخوردارند ولی پیشرفت آنها پایین تر از سطح مورد انتظار است، واژه ها و معنی آنها را به خوبی می شناسند و در مکالمه به کار میبرند اما خواندن آنها برایشان دشوار است. نارساخوانی با بینایی و شنوایی ارتباط پیدا می کند(بیابانگرد،1380).
افرادی که به گونه ای مبتلا به این قبیل اختلالات هستند، عمدتاً دچار اضطراب بوده، غالباًبا نوعی فشار و تنش روانی در کلاس حاضر می شوند. توجه به این گونه اختلالات می تواند عاملی برای پیش گیری از افت تحصیلی دانش آموزان به شمار آید(افروز،1381). فراگیرانی که دارای بنیه ای ضعیف هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند، نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند. این دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلا به انواع بیماریها از پیشرفت درسی باز می مانند و دچار عقب ماندگی درسی می شوند(بیابانگرد،1380).
2-1-1-4- سایر عوامل فردی
بدون شک یکی از عوامل مهم در افت تحصیلی کمبود هوش و تواناییهای ذهنی است، با این وجود، بسیار مشاهده شده است دانش آموزی را که مشکل تحصیلی داشته و با تشخیص کمبود هوش به مراکز مشاوره و کلینیک ها ارجاع داده شده است، پس از ارزیابی دقیق مشخص شده که دانش آموز هیچ گونه ضعف شناختی یا هوشی نداشته و علت یا علل دیگری عامل مسأله بوده است. امروزه گفته می شود علاوه بر هوش و توانایی ذهنی،عوامل دیگری چون صفات شخصیتی، از عوامل تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی است، چنانچه مشاهده شده است از بین دو فرد با بهره هوشی برابر، فردی موفق تر خواهد شد و پیشرفت تحصیلی بهتری خواهد داشت که تلاش بیشتری نموده و پشتکار زیادتری داشته باشد(بیابانگرد،1380).
2-1-1-4-1- صفت های شخصیت
اگرچه شخصیت در زبان عامه و در عرف معانی مختلفی دارد، امّا در روانشناسی شخصیت به مجموعه ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند اطلاق می شود. مطالعه و شناخت شخصیت هم از جنبه ارضای حس کنجکاوی و هم از نظر روابط متقابل اجتماعی دارای اهمیت است. آگاهی از ویژگیهای شخصیتی کودکان برای والدین اهمیت پیدا می کند، زیرا نحوه رفتار و برخورد با آنها را در دوره های مختلف رشدتعیین می کند. برای معلمان این شناخت می تواند در چگونگی برخورد و حتی چگونگی عرضه کردن اطلاعات درسی به شاگردان در سنین مختلف راهحل خوبی باشد. و بالاخره این شناخت می تواند برای پیشگیری از مسائل رفتاری و اخلاقی نیز مورد استفاده قرار گیرد( کریمی،1376).
تجربه آموزش نشان داده است که این فقط متغیرهای شناختی نیستند که پیشرفت کودک را تعیین میکنند؛ بلکه این متغیرها با نگرش ها و علایق فردی، انگیزش ها، و گستره وسیعی از پاسخ های هیجانی افراد نظیر بر انگیختگی، همدردی، همدلی، در تعامل قرار می گیرند. مثلا دانش آموز یا دانشجویی که خجالتی و عصبی است، یا دیگری را سرشار از اعتماد به نفس می خوانیم، سومی را یک نگران واقعی، و درباره چهارمی می گوییم که با همه چیز کنار می آید. این بر چسب ها به معنی آن است که از این کودکان انتظار داریم در هر موقعیتی که بودند همان الگوی رفتاری مورد نظر را در پاسخ به استرس نشان دهند. نظریه های صفت در کاوش هایی که در زمینه پیوند شخصیت با یادگیری شده است نقش بارزی داشته اند، که اطلاعات جالبی در سطح کلاس های درس فراهم آورده اند(فونتانا،1382). ارزش پژوهشهایی که تا به امروز در این زمینه انجام شده بیشتر در آن است که معلمان را از وجود پیوندهای عمده ای بین شخصیت و یادگیری آگاه می کنند، نه آنکه ماهیت این پیوندها را دقیقاً به آنها نشان دهند؛ شخصیت روابط پیچیده ای با شماری از سایر متغیرها، موضوع تدریس، روش های آموزش، عادت های مطالعه و شخصیت خود معلم دارد. بنابراین معلمان باید شخصاً نقش پژوهشگر را ایفا کنند، به شخصیت فردی هر یک از شاگردان خودحساس و از واکنش این شخصیتها با سایر متغیرها آگاه باشند (فونتانا،1382). سیمونز بیان کرده است که متغیرهای غیر شناختی (مانند شخصیت) در تشخیص دانش آموزان موفّق و ناموفّق از لحاظ تحصیل مفید می باشند(شکرکن و همکاران،1379).
2-1-1-4-2- سبکهای یادگیری
مفهومی که به عنوان مکمل رفتارهای ورودی به کار می رود و عامل تأثیر گذار دیگری بر یادگیری فرض شده سبک یادگیری است(دی چکوو کرافورد،1974 به نقل از سیف 1383). سبک یادگیری به چگونگی یادگیری یادگیرنده اشاره می کند نه به اینکه او به چه خوبی از عهده یادگیری بر می آید. به سخن دیگر، سبکهای یادگیری ترجیحات فرد هستند نه تواناییهای او. به همین سبب است که به این ویژگیهای افراد سبکهای یادگیری گفته می شود نه تواناییهای یادگیری. از آنجا که دانش آموزان و دانشجویان دارای سبکهای مختلف یادگیری هستند و این سبکهای مختلف بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان تأثیر می گذارد، لازم است معلمان از چگونگی و انواع آنها آگاه باشند تا دانش آموزان خود را در استفاده بهینه از سبکهای مختلف یادگیری کمک کنند(سیف،1383). دی چکو و کرافورد( 1974) به نقل از سیف( 1383) سبکهای یادگیری را به عنوان «راه های شخصی که در آن افراد اطلاعات را در جریان یادگیری مفاهیم و اصول پردازش می کنند» تعریف کرده اند. هوهن (1995)گفته است« اصطلاح سبک یادگیری به باورها، رجحانهاو رفتارهایی که به وسیله افراد به کارمی روندتا به یادگیری آنان در یک موقعیت معین کمک کنند گفته می شود» پیرس(2000) سبک یادگیری را به عنوان « روشی که دانش آموز یا دانشجو در یادگیری مطالب درسی خود بر روش های دیگر ترجیح می دهد» تعریف کرده است.(سیف،1383). شماری از مطالعات وجود دارند که رابطه بین سبک یادگیری و پیشرفت و سبک یادگیری در تنوعی از ابعاد را مورد مطالعه قرار داده است (دمایرباس،دمایرکن،2007).
2-1-1-4-3- سبکهای تفکّر

 

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوع انتظارات مشتریان

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

رابرت استرنبرگ مفهوم سبکهای تفکّر را معرفی کرده که بسیار شبیه به سبکهای یادگیری مورد بحث است استرنبرگ سبک تفکر را به عنوان طریقی که فرد می اندیشد تعریف کرده و در این باره گفته است« سبک تفکر یک توانائی نیست بلکه به چگونگی استفاده ما از توانائیهایمان اشاره می کند. افراد ممکن است عملاً در توانایی ها مشابه اما در سبکهای تفکر متفاوت باشند»(استرنبرگ به نقل از سیف،1383).سبکها از نظر دارا بودن جنبه شناختی بیشتر، با شخصیت تفاوت دارند؛ در عین حال بعضی سبکها شباهت زیادی به صفات شخصیت دارند. در حقیقت وجود ویژگیهای شخصیتی است که افراد را به سوی تفکر خاصی هدایت می کند ولی تفکر یک امر شناختی است؛ بنابراین، سبک تفکر، زمینه مشترکی بین تفکّر و شخصیت است (استرنبرگ،1381).
2-1-2- عوامل اجتماعی مؤثر در پیشرفت تحصیلی
2-1-2-1- عوامل خانوادگی
یادگیری یک محصولی نیست که فقط در مدرسه شکل داده شود، بلکه خانواده ها، جوامع و همسالان در آن تأثیر گذارند. نیروهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر یادگیری و پیشرفت مدرسه تأثیر می گذارند( انگین دمیر،2009).
خانواده اولین محیطی است که شخصیت اجتماعی کودک را شکل می دهد. خانواده از این نظر اهمیت دارد که محل انتقال سنتها، باورهاو انواع شناخت هاست. خانواده از طریق اجتماعی بار آوردن کودک، میراث فرهنگی آماده و تجربه شده بوسیله نسل های گذشته را دراختیار کودک می گذارد؛ همچنین برای او ایدئولوژی خاص و دنیای خاصی را فراهم می آورد(گنجی،1380). خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی می تواند نقش بارزی در پیشرفت تحصیلی داشته باشد. عمده ترین عوامل خانوادگی مؤثر در پیشرفت تحصیلی عبارتند از: شرایط عاطفی و امنیت محیط خانواده، شرایط اجتماعی و اقتصادی، تحصیلات و سطح فرهنگ خانواده، تعداد اعضای خانواده، اشتغال مادران، ارتباط بین اولیاء و مربیان،حاکمیت ارزشهای مادی. شاید بتوان گفت مهم ترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل، خانواده است. این که والدین با دانش آموز و درس و تحصیل او چگونه برخورد کنند و در الگوهای تربیتی خود برای چه نوع رفتارهایی ارزش قائل شوند، یکی از اجزای اساسی در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل است. پدران و مادرانی که درس را کاری بیهوده و اتلاف وقت تلقی می کنند همین نگرش را به فرزندان خود منتقل ساخته و برای پیشرفت درسی آن ها هیچ گونه کوششی انجام نمی دهند. به طور کلی فقر مالی، پایین بودن سطح فرهنگ، اختلاف و کشمکش در خانواده، روش های تربیتی و فرزند پروری، انتظارات و آرزوهای خانواده، نگرش های آنها نسبت به درس و تحصیلات از جمله عوامل خانوادگی هستند که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر میزان موفقیت تأثیر می گذارند(بیابانگرد،1380). پژوهش ها نشان داده اند؛ کسانی که برای تحصیل در مراکز آموزشی باقی می مانند ترجیحاً از خانواده هایی هستند که والدینشان تمایل به لذت بردن از باز اندیشی بیشتر را دارند، دموکراتیک تر و حمایت کننده ترند و روابط تعارض آمیز کمتری با فرزندانشان دارند( مریل، ترنت، رویلبه نقل از شکرکن و همکاران،1379).
2-1-2-2- عوامل مربوط به آموزشگاه
دسته دیگر از عواملی که می توانند تأثیر بسزایی در میزان موفقیت و شکست تحصیلی دانش آموزان داشته باشند عوامل مربوط به آموزشگاه و معلم هستند. مهم ترین عوامل آموزشگاهی که بر پیشرفت تحصیلی مؤثرند عبارتند از: روابط معلم و دانش آموز، مهارت معلمان، شرایط آموزشی و امکانات مطلوب تحصیلی، ارزشیابی، کتاب های درسی و مواد آموزشی، ناهماهنگی برنامه ها و روش های آموزشی، آماده کردن درس و نمره دادن، تقویم و ساعات آموزشی، فضای کلاس و تسهیلات مدرسه، انتظارات مدرسه از دانش آموزان، به عنوان مثال، روش های تدریس باید با توجه به تفاوت های فردی و شناخت کامل دانش آموزان به کار رود. در واقع فضای آموزشی بهتر و روش های تدریس مؤثرتر اگر با نیازهای دانش آموزان تطبیق کند مانع عقب ماندگی آنان می گردد. روان شناسان معتقدند که بهترین روش های آموزشی آنهایی هستند که بر اساس نیازها و امکانات بدنی و روانی یادگیرندگان تنظیم و اجرا گردند، نه آنهایی که شاگردان مختلف را وا می دارند تا خود را با روش آموزشی خاصی سازگار کنند( بیابانگرد،1380). همچنین، مشکلات ساختاری و یا بنیادی نظام آموزشی، یعنی مجموعه تنگناها و دشواریهایی که متأثر از ناکارآمدی و نارسایی طرح ها و برنامه های درسی و آموزشی است که در بالاترین سطح سلسله مراتب مدیریتی و توسط سیاست گذاران و برنامه ریزان نظام آموزش و پرورش طراحی و تدوین می گردد، می توانند در عملکرد تحصیلی تأثیر گذار باشند(تمنایی فر و همکاران،1386). پژوهش هایی که از سوی بانک جهانی در کشورهای جهان سوم از جمله هند و پنال، در مورد علل افت تحصیلی صورت پذیرفت، نشان داد که سطح تحصیلات پائین مدیران و معلمان، عدم امکانات و فضای آموزشی نامناسب، نامطلوب بودن روش تدریس معلمان، پائین بودن ساعات آموزشی یا سطح انتظار پائین معلم از دانش آموزان در امور تحصیل، ارزشیابی نامناسب از عملکرد تحصیلی دانش آموزان از عامل های مؤثر در افت تحصیلی دانش آموزان محسوب می شود(فولربه نقل از یار محمدی و مقامی،1389). به نقل از یار محمدی،تحقیقات توارو همکاران ( 2006) نشان داد؛ که روش تدریس معلمان در افت تحصیلی دخیل است(یارمحمدی واصل و مقامی،1389). به طور خاص ادراکات دانش آموز از محیط مدرسه بر انگیزش پیشرفت آنها تأثیر می گذارد(وانگا و اسلسب، 2013).زمانی که تجارب فرهنگی دانش آموزان با هنجارهای مدرسه تضاد پیدا می کند، دانش آموزان با علاقه کمی به معلمان وکارکنان، در معرض افت تحصیلی قرار می گیرند(شکر کن و همکاران، 1379).
عوامل شناختی
تفکّر
هوش
عوامل فردی
عوامل مؤثردرپیشرفت تحصیلی
عوامل اجتماعی
عوامل خانوادگی
عوامل عاطفی
انگیزش
عزت نفس
اضطراب امتحان
عوامل آموزشگاهی
عوامل جسمانی
سایرعوامل
صفاتشخصیت
سبکهای یادگیری
سبکهای تفکر
فردی
شکل 2-1- طرح نظری عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی
2-2-پیشینه نظری سبکهای تفکّر
2-2-1- تعریف تفکّر
تفکّر، عبارت است از باز آرایی یا تغییر شناختی اطلاعات به دست آمده از محیط و نمادهای ذخیره شده در حافظه دراز مدت این تعریف کلی انواع مختلف تفکّر را در بر می گیرد(مورگان،کینگ، ویس،و اسکوپلر به نقل از سیف،1383).منظور از تفکّر فرایندی است که توسط آن یادگیری های گذشته دستکاری و سازماندهی می شوند. از آنجا که یادگیریهای گذشته ما در حافظه ذخیره می شوند، پس می توان تفکر را به عنوان دخل و تصرف و ایجاد تغییر در اطلاعات ذخیره شده در حافظه تعریف کرد(سانتروک،2004 به نقل از سیف 1391). سه جنبه مهم شناخت، ادراک، یادگیری و تفکّر هستند. ادراک به رابطه آنی فرد با محیط، یعنی پاسخ دادن به محرکها در زمان حال، گفته می شود، اما تفکر به استفاده از تجارب گذشته اشاره می کند. با این حال، تفکر و ادراک از هم جداشدنی نیستند، زیرا تجرب

مطلب مشابه :  پایان نامه :ویژگی های سازمانی-خرید فایل

دیدگاهتان را بنویسید