مقالات و پایان نامه ها

مفهوم و تعریف مهندسی مجدد فرآیندهای کاری

رویکردهای مختلف به BPR

مهندسی مجدد را با نامهای متفاوتی مــــی توان شناخت، نامهایی از قبیل طراحی مجدد فرآیندهای اصلی (کالپان و مورداک) نوآوری فرآیندی (داونپورت)، طراحی مجدد فرآیندهای کسب و کار (داونپورت و شورت، ابلنسکی)، مهندسی مجدد سازمان (لوونتال، هامر و چمپی)، طراحی مجدد ریشه ای (جوهاتسون) و معماری مجدد سازمان (تالوار) همگی از نامهایی هستند که مقوله مهندسی مجدد را معرفی می کنند.

از آنجا که نظریه مهندسی مجدد، نظریه نسبتاً جدیدی برای بهبود کسب و کار است، روشها و رویکردهای آن همچنان در حال توسعه است. در ضمن از آنجا که کاربرد مفاهیم مهندسی مجدد می تواند فرم های مختلفی به خود بگیرد، متدولوژی های آن نیز از یکدیگر متمایزند، زیرا تاکید روی برخی فاکتورها از یک پروژه مهندسی مجدد تا پروژه دیگر فرق خواهد داشت.

رویکردها و متدولوژی های متفاوتی توسط محققان برای مهندسی مجدد ارائه شده است که می توان دسته بندیهای مختلفی برای آنها در نظر گرفت.

یک روش برای دسته بندی پروژه های مهندسی مجدد، چگونگی تاکید و تمرکز آنها روی فاکتورهایی از قبیل فناوری اطلاعات، استراتژی، مدیریت کیفیت، عملیات و منابع انسانی است.

یک روش دیگر، چگونگی نگرش متدولوژی ها به ماهیت ابداعی مهندسی مجدد و ذاتی بودن آن است. به عنوان مثال، هامر و چمپی درجه وابستگی مهندسی مجدد، به خلاقیت، ابداع و تفکر نو را بسیار بیشتر از وابستگی به تجربیات جاری و گذشته می دانند، چنانکه معتقدند برای مهندسی مجدد، سازمان می بایست با یک صفحه سفید، آغازی دوباره داشته باشد. با چنین نگاهی تعریف یک رویکرد ساخت یافته برای مهندسی مجدد غیرممکن است. از طرف دیگر افرادی چون داونپورت، شورت، هاریسون و فیوری اعتقاد به تعریف چارچوبی مشخص برای مهندسی مجدد هستند و استفـاده از تجربیات در مهندسی مجدد را لازم دانسته و معتقدند برای انجام پروژه مهندسی مجدد، ارائه طرحها و برنامه های کاری به همراه آموزش و انگیزش افراد الزامی است.

مطلب مشابه :  ابعاد مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری

در صورتی که اگر مهندسی مجدد به طور اصولی و صحیح اجرا و راهبری شود، می توان مزایایی چون کاهش هزینه های عملیاتی، افزایش کارائی کارکنان، رضایتمندی مشتریان و در نهایت افزایش بهروری سازمانی را انتظار داشت. (همرو چمپی،1999)

2-1-5- تعریف مهندسی مجدد

مدیریتی است که ابعاد کسب وکار و تعامل میان آنها را مورد بررسی قرار داده و می‌کوشد تا کارایی فرآیندهای کلیدی را بهبود بخشد. مهندسی مجدد، اولین بار توسط فردریک دبلیو.تیلور[1] به هنگام انتشار مقاله اش تحت عنوان اصول مدیریت علمی معرفی شد. پس از جنگ جهانی دوم این مفهوم، توسط دکتر دمینگ و ژوزف ام. جوران با مدیریت کیفیت جامع تعویض شد و بدین ترتیب کشور ژاپن به ابرقدرت اقتصادی جهان تبدیل گردید. بعدها، در اوایل دهه1990،  مایکل همر و جیمزچمپی[2] کتاب خود با عنوان مهندسی مجدد شرکتها را ارائه کردند که جان تازه ای به مهندسی مجدد فرآیندها بخشید. ازآن به بعد، مهندسی مجدد، جایگاه بهتر و مطلوبتری را در میان سازمانها به خود اختصاص داده است.

علی رغم اینکه مهندسی مجدد فرآیندهای کاری با اسامی دیگری چون نوآوری فرآیندی، طراحی مجدد فرآیندهای کاری، مهندسی کسب وکار، یا مهندسی فرآیند نامیده می شود، اما تمامی این اسامی به یک مضمون اشاره دارند و آن عبارتست از ایجاد تحولات بنیادین در فرآیندهای کاری به منظور نیل به حداکثر کارآیی و اثربخشی. بدلیل نوظهور بودن این مفهوم، نظریه پردازان مدیریت هر یک به شکلی سعی در تشریح این مفهوم داشته‌اند که اگر چه نگاه و شیوه تعریف آنها متفاوت است، اما همگی آنها به یک مضمون و درونمایه اشاره دارند وآن عبارت است از افزایش کارایی و اثربخشی از طریق رفع نیازهای مشتریان. درجدول زیر خلاصه‌ای از این تعاریف آورده می شود.

مطلب مشابه :  فروشگاه اینترنتی بروز کالا

 

جدول (2-2): تعاریف مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کاری

 

نام نظریه پردازان تعاریف مختلف مهندسی مجددفرآیندها
 پارکر تحلیل و طراحی مجدد آن فرآیندهای کاری که هیچ ارزش افزوده ای ندارند.
گراورو مالهوترا تغییرات اساسی یا حداقل چشمگیر.
همرو چمپی مجموعه فعالیتهایی که با یکدیگر، نتایج ارزشمندی را برای مشتریان می‌آفرینند.
تالوار هرگونه ترتیبی از فعالیتهای ازپیش تعیین شده که برای نیل به دامنه ای از نتایج ازپیش معین اجرا می‌شوند.
المشیری و زئیری هرگونه تغییر و تحول در رفتار و فرهنگ افراد، فرآیندها و تکنولوژی.
داونپورت و شورت مجموعه ای ازفعالیتهای منطقی به هم مرتبطی که برای نیل به یک نتیجه کاری معین انجام می شوند.
آلتر

 

فرآیندی روش شناختی که به منظور بازسازی بنیادین فرآیندهای کاری از فناوری اطلاعات بهره می‌برد و بدین وسیله به اهداف مهم کاری دست می‌یابد.
لاونتهال

 

بازاندیشی و طراحی مجدد اساسی فرآیندهای عملیاتی و ساختار سازمانی که بر پایه شایستگی‌های کلیدی به موفقیت های چشمگیری در عملکرد سازمانی می رسد.

 

 

با توجه به تعاریف متعدد فوق، در این پژوهش مهندسی مجدد را چنین تعریف می کنیم:

“بازاندیشی بنیادین، طراحی نو و ریشه‌ای فرآیندها برای دستیابی به پیشرفتی شگفت‌انگیز در بحران با توجه به معیارهایی چون کیفیت، هزینه، خدمات و سرعت ”

 2-1-6- الگوها و رویکردهای بهبود فرآیند های کسب و کار

مهندسی مجدد شیوه ای برای بازسازی سازمان و مدیریت است(Carneiro,2001). آنچه که مهندسی مجدد را از سایر متدولوژیهای مدیریتی پیش از خود متمایز ساخت و آن را به عنوان یک تئوری انقلابی در سازمانها و مباحث مدیریتی مطرح نمود، شیوه بدیع مهندسی مجدد بود که بر اساس بررسی و اصلاح فرآیند طرح ریزی می‌شد. دانپورت برای اجرای عمومی، چارچوب پنج مرحله‌ای زیر را بیان می‌کند(ابلنسکی، بیک(1376)، (همر و چمپی،1999).:

  • شناخت فرآیندهایی که به نو آوری نیاز دارند.
  • تعیین سطوح تغییرات
  • تدوین دیدگاههای فرآیندی
  • درک و فهم فرآیندهای جاری
  • طراحی و ارائه فرآیندهای جدید

[1]– Fredrick. W. Taylor

[2]– Michael Hammer and James Champy

مطلب مشابه :  خطاهای مرگبار استراتژیک
92