پایان نامه ها

منابع مقاله درباره مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی، رفتار سیاسی، افزایش مشارکت

ساختاری و ماهوی دارند وانتخابات را تحریم میکنند.
نکته قابل تامل این است که هر طیفی از جمعیت خاموش نسبت به موضوعی مشخص حساسیت دارند.به عبارتی مشوقهای مشارکت افزایی میان دهکهای پایین جامعه (کارگران )با دانشجویان متفاوت است . منافع ملی و مصالح عالیه نظام ایجاب میکند از تمام سازوکاربرای ظرفیتسازی استراتزیک استفاده شود.
(دفتر مطالعات مجلس، شماره مسلسل 9650 ،1389)

نمودار شماره 2-3 :
آرایش واجدان شرایط رایدادن:
رهبران سیاسی

طبیعی است هر میزان از محیط به کانون حرکت کنیم،ضریب مشارکت نیز افزایش مییابد.لذا شایسته است متولیان برای مشارکت افزایی هر حلقه ،از سیاست متناسب با آن استفاده نمایند.

2-12- عوامل موثر بر مشارکت در انتخابات نمودار شماره 2-8 :

یکی از بارزترین نمونههای مشارکت مردمی، مشارکت در امور اجتماعی-سیاسی است که کمک فراوانی به حفظ وحدت و همبستگی ملی میکند.مشارکت سیاسی فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیر مستقیم در سیاست گذاری عمومی است.
بنابراین عوامل اثرگذار برافزایش مشارکت در انتخابات را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
الف) عوامل محیطی و سیستماتیک ب) عوامل فردی و اجتماعی،انگیزشی.
2-12-1 عوامل محیطی و سیستماتیک
2-12-1-1سطح نوسازی:
منظور از نوسازی،نفوذ صنعتی به جوامع سنتی،که توام با سلطه نهادهای “اولیه”(خانواده،روستا،کلیسا)جای خود را به نهادهای “ثانویه” (سازمان های داوطلبانه، اتحادیه ها،احزاب، ساختارهای دولتی)داد،روابط چهره بهچهره جای خود را به ارتباط جمعی داد،خودگردانی محلی جای خود را به وابستگیهای متقابل،وفاداری به قبیله جای خود را به وفا داری ملی و…می دهد.به این ترتیب یکی از نتایج نوسازی، افزایش سطح آگاهی سیاسی ومشارکت سیاسی میباشد.
الموند و وربامعتقدند: اگر یک انقلاب سیاسی در سراسر جهان در حال وقوع باشد،آن انقلاب چیزی جز انفجار مشارکت نیست.در تمامی کشورهای جهان این عقیده که انسانهای عادی باید با سیاست در ارتباط باشند،به این معنا که شخص باید درگیر امور سیاسی باشد امری رایج است. شواهد تجربی موجود برای تائید این تعمیم چنین است: در صورتی که همه چیزهای دیگر برابر باشد،جوامع دارای سطح نوسازی بالاتر دارای سطح مشارکت سیاسی بالاتری نسبت به جوامع کمتر نوسازی شده هستند.( میلبرث وگوئل،1386: 197)
2-12-1-2 عوامل فرهنگی
فرهنگ مهمترین متغیر مشارکت سیاسی است.در جامعهای که فرهنگ سیاسی مشارکت،مشارکت افراد گستردهتر است ودر جامعهای که فاقد چنین فرهنگی است مردم با پدیده سیاسی اجتماعی برخورد انفعالی دارند.مارکس نقش فرهنگ را پر رنگتر از سایر عوامل میداند.در واقع این فرهنگ است که مارا توانمند میسازد تا سیاسی شویم. به عبارتی فرهنگ امری زمینهای برای سیاست نیست، امری ضروری است .( سیمبر،1390 :46)”الموند”و”وربا”سه نوع فرهنگ سیاسی را برمیشمرند که عباتند از:
1) -محدود 2)-تبعی 3)-مشارکتی
درفرهنگ محدود فرد به ندرت خود را به امور سیاسی مرتبط ساخته واز وجود آن بیخبر است.درفرهنگ تبعی افراد دارای رابطهای انفعالی ومطیعگونه میباشند.درحالی که درفرهنگ مشارکتی افراد به صورت مثبت ،نسبت به بیشترجنبههای نظامسیاسی،احزاب سیاسی، جهت داده میشوند.”الوند”و”وربا”همچنین ترتیبی از انواع فرهنگها را به صورت محدود-تبعی،مشارکتی-محدود،ومشارکتی-تبعی مورد بررسی قرار می دهند.( قوام،1382: 19،88 )
2-12-1-3 گروههای ذینفوذ
یکی از مهمترین راههای بسیج مردم برای مشارکت سیاسی – اجتماعی بهرهگیری ازگروههای کوچک و منسجم است.این گروهها توانایی بسیج افراد را دارند.تمام نظریههای سیاسی نقش گروههای واسطه در ایجاد وحدت ملی را بارز دانستهاند. بیشتر افراد توانایی همسان کردن هویت خود با گروههای بزرگ واسط میان احزاب و گروههای انتزاعی،مانند ملّت را ندارند و گروههای واسط، این فرآیند و همسان سازی را تسهیل میکنند.
2-12-1-4 شرایط اقتصادی
شرایط اقتصادی و تامین معاش در سطح مشارکت افراد موثر است.
2-12-1-5 سنت و آداب و رسوم
سنت حلقه اتصال گذشته،حال وآینده است.اگر سنت گذشته مشارکت جو باشد با بازتولید آن نسل جدید به آسانی در فعالیت های سیاسی جامعه مشارکت میکنند.تغییر سنتبرای مشارکت، هزینه بر،وقتگیر و زماندار است.
2-12-1-6 نظام حزبی
احزاب سیاسی،به منظور کمک به شهروندان در تفسیر اطلاعات و حوادث سیاسی و سازماندهی وکانالیزه کردن مشارکت سیاسی آنها به وجود آمدند. به طور گریزناپذیری نظام سیاسی بر الگوو نرخ مشارکت سیاسی شهروندان تاثیرگذار خواهد بود.و هر چه رقابت بین احزاب بیشتر باشد، احتمال بالا رفتن نرخ مشارکت بیشتر است.( ابوالحسنی،1386 : 205 )
به احتمال زیاد رقابت حزبی به واسطه تحرک علائق شهروندان در یک مبارزه،بر مشارکت آنها اثرگذار خواهد بود و به شهروندان این احساس را میدهد که تلاش آنها میتواند بر نتیجه نهایی اثرگذار باشد.در غیر این صورت به احتمال زیاد تاثیر کمی بر مشارکت آنها خواهد داشت.یکی از محرکهای مهم برای مشارکت سیاسی،ارتباط شخصی با فعالان حزبی است،کراراً این نتیجه به دستآمده است که:اشخاصی که فعالان حزبی با آنها تماس گرفتهاند،تمایل بیشتری به مشارکت در انتخابات دارند.اگر چه تماس شخصی با شهروندان پرهزینهترین(به لحاظ زمانی)نوع فعالیت هاست. هر چه تماس با افراد بیشتر با
شد،این افراد اطلاعات بیشتری کسب میکنند،لذا انگیزه آنها بیشتر میشود که به نوبه خود باعث افزایش احتمالی رایدادن اشخاص میشود.(همان ).بر اساس پژوهش -های صورت گرفته بین تعداد احزاب و میزان مشارکت در انتخابات رابطه وجود دارد. هرچه تعداد احزاب زیادتر باشد گزینههای بیشتری پیش روی رایدهندگان است و بنابراینتمایل آنها برای مشارکت در انتخابات افزایش مییابد.البته همین پژوهشها نشان میدهدکه بیش ازاندازهبودن تعداد احزاب میتواند نتیجه معکوسهم داشته باشد،زیرا اینامرمیتواند منجر به سردرگمی و ابهام شهروندان شود.(همان: 210 و211)
2-12-1-7تاثیرگذاری شهروندان در انتخابات
یک عامل بسیار مهم برای رفتار سیاسی اشخاص در انتخابات،چگونگی برداشت آنها از انتخابات است. اگر شخص احساس کند که رای وی مهم به شمار میآید ممکن است در انتخابات شرکت نماید.به این معنا که شهروندان تا چه حد معتقدند نتایج انتخابات میتواند در سیاستها و سمت وسوی حرکت کشور تاثیر بگذارد.
هرچه میزان این اعتقاد بیشتر باشد مشارکت هم بیشتر خواهد بود و بالعکس چنانچه شهروندان بر این باور باشند که نتیحه انتخابات تاثیری در آینده کشور ندارد تمایل چندانی برای مشارکت در انتخابات نخواهند داشت. شهروندان باید حس کنند اگر آنها با انگیزه بالا فعالیت میکنند حکومت نیز تلاشهای آنان را در این زمینه نادیده نمیگیرد.باید خاطر نشان شود که افراد در خلاء تصمیم نمیگیرند.
2-12-1-8 اهمیت انتخابات
اشخاصی که انتخابات را مهم میدانند، تمایل بیشتری به شرکت در انتخابات دارند.هرچه پای منصب بزرگتری در میان باشد، اهمیت انتخابات بیشتر خواهد بود.همیشه انتخابات ملیّ و ریاستجمهوری مهم هستند.(دلیل مدعا مشارکت بالای 84درصدی انتخابات دهم و بالای 74 درصد یازدهم )این نظرکه هرچه انتخابات به منظور تصدی قدرت بیشتری باشد،شرکت کنندههای بیشتری را جلب میکند،آنقدر ثابت و پایدار است که یکی از محققان پیشنهاد داده است: این عاقلانه است که در هر انتخاباتی به منظور جمع آوری آراءبیشتر،یک مدیر اجرائی رده بالا (رئیسجمهور، فرماندار،شهردار) انتخاب بشود.(میلبرث وگوئل، 1386: 215) انتخاباتحساس،که مهم انگاشته می -شود، باعث شرکت بیشتر مردم در انتخابات میشود.به عنوان نمونه دو انتخابات ریاستجمهوری گذشته که مشارکت بالایی داشت.
2-12-1-9 رقابتی بودن انتخابات
هرچه سطح رقابت انتخابات بیشتر باشد میزان مشارکت افزایش خواهد یافت.منظور از رقابتی بودن انتخاباتآن است که گروههای مختلف حق مشارکت در انتخابات را داشته باشند و در عین حال تمامی این گروهها از شانس پیروزی در انتخابات برخوردار باشند،بنابراین چنانچه گروهها و کاندیداهای شرکت کننده در انتخابات از طیفهای مختلف باشد و همه آنها شانس پیروزی در انتخابات را داشته باشند شهروندان انگیزه و تمایل بیشتری برای مشارکت در انتخابات و رایدهی خواهند داشت.
2-12-1-10 تفاوت آشکار کاندیدا
اگر تفاوت بین گزینهها مشخص باشد،شرکت افراد در انتخابات نسبت به زمانی که تفاوت قابل توجهی بین گزینه-ها نباشد بیشتر خواهد بود.
به نظر میرسد شفافیت گزینهها در بسیج شهروندانی که معمولاً در حاشیه سیاست ایستاده و مشارکت
نمیکنند عامل مهمی باشد.و بر این اساس اگر هیچ یک از کاندیداها جذاب نباشد تعداد آرا کمتر خواهد بود.
شفافیت و جذابیت نامزدها اساساً روی تعداد آرا در روز انتخابات وسایر فعالیتهای نظارتی اثر میگذارد.(ابوالحسنی،217:1386 ) 2-12-1-11 هزینه انتخابات
هرچه پول بیشتری صرف انتخابات و تبلیغات انتخاباتی شود اهمیت انتخابات نزد شهروندان بیشتر خواهد بود،این امر همچنین باعث میشود اطلاعات شهروندان از کاندیداها و کل فرآیند انتخابات افزایش یابد.لذا باعث مشارکت بیشتر درانتخابات خواهد شد.در مورد هزینه انتخابات ذکر چند مورد ضروری است :
از جهت نظری،صرف هزینههای تبلیغات انتخاباتی نیازمند قواعد و مقررات است که این قواعد و مقررات در کشورهای مختلف متفاوت است. و بطور کلی سه هدف عمده را دنبال میکنند: 1 – محدودیت در صرف هزینهها 2- محدود نمودن کمکهای مالی به رقابتهای انتخاباتی 3 -تنظیم قواعد و مکانیزمهایی برای اعلام هزینهها و افزایش شفافیت.
2-12-1-12 حجم تبلیغات
تبلیغ،تلاشی است برای برقراری ارتباط مستقیم و هدایت شده باهدفی از پیش تعیین شده.قطعاً حجم تبلیغات می -تواند باعث افزایش مشارکت و رایدهی بشود، امّا یک حد اشباع وجود دارد که بعد از آن دیگر تبلیغات بیشتر نمیتواند تاثیر زیادی روی تعداد آرا داشته باشد ممکن است که موج تبلیغات آنقدر زیاد باشد که شهروندان را زده نماید.(میلبرث وگوئل،218:1386 ) تبلیغات انتخاباتی،به عنوان بخشی از تبلیغات سیاسی باید زمان، عوامل و عناصر احساسی خاص خود را داشته باشد.”پیرفورد”معتقد است”در مبارزات انتخاباتی،بهرهگیری از تکنیکها و شیوههای تبلیغاتی مدرن که از متن پزوهشهاهمه جانبه بر میآید،به اندازه شلیک گلولههای سنگین درنیروی نظامی اهمیت دارد.(زورق ،1368،96) چهار معیار شناخته شده(پیشنهاد کوالتر)یعنی:1-قابل مشاهده بودن،2-قابل درک بودن،3 -قابل یادآوری بودن،4-قابل اجرا بودن در آن دقت و رعایت شده باشد.نکته دیگر درک تمایلات مخاطبان و شناخت آنها است؛زیرا پیام های تبلیغاتی زمانی تاثیر بسیار خواهند داشت که در جهت عقاید،باورها و تمایلات مخاطبان طراحی شوند.
2-12-1-14تهدید عوامل بیگانه
بسیاری از صاحب نظران استدلال مینمایند که شرایط تهدید یا اضطراب، ا
یجاد کننده سطح بالاتری از اقتدارگرایی است که به نوبه خوددارای نتایج موثر برای قضاوتورفتار سیاسی است. تهدید عوامل بیگانه باعث میشود مردم با همدیگر اتحاد وهمدلی بیشتری داسته باشند.و انسجام آنها را برای مشارکت در امور داخلی کشور بیشتر میکند. بخصوص اگر افراد جامعه احساسکنند که مشارکت در امور باعث ناامیدی بیگانگان خواهد شد در امور مشارکت خواهند نمود. در ایران اسلامی هر زمان مردم احساس کردند که در معرض تهدید عوامل خارجی قرار دارند و مشارکت آنها میتواند بهکشور کمک نماید حضوری چشمگیر داشتهاند.و دقیقا رفتاری را انجام میدهند که عوامل خارجی خواهان آن نیستند.
2-12-1-15مدت زمان فاصله بین دو انتخابات
چنانچه انتخابات در فواصل زمانی اندک برگزار شوند تمایل رایدهندگان به مشارکت در انتخابات کاهش خواهدیافت.به عنوان نمونه مشارکت در مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری ایران اسلامی نسبت به مرحله اول کمتر می باشد.
2-12-1-16رای دهی استراتژیک
ممکن است عدهای از شهروندان علاقه

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان درموردتوزیع فراوانی، استراتژی مدیریت، هوش فرهنگی، استراتژی مدیریت تعارض

دیدگاهتان را بنویسید