No category

منابع و ماخذ تحقیق توسعه صادرات، توسعه منطقه، اقتصاد کشور

ندارد. اما اگر مقدار این شاخص بیشتر از یک باشد نشان میدهد که کشور i در کالای j مزیت نسبی آشکار شده دارد.
4- شاخص مزیت نسبی متقارن25
نامتقارن بودن شاخص مزیت نسبی آشکار شده یکی از نقاط ضعف این شاخص بهشمار میآید؛ بدین معنا که نبود مزیت نسبی یک محصول در محدوده صفر تا یک نشان داده میشود، در حالیکه وجود مزیت نسبی در محدوده یک تا بینهایت بیان میگردد. برای رفع این ضعف، شکل متقارنی از این شاخص بهصورت زیر ارائه شده است:
(6)
شاخص مزیت نسبی آشکار شده متقارن مقادیر بین 1- تا 1+ را بهخود میگیرد (همان).
2-7- مزیت نسبی محصولات کشاورزی
بخش کشاورزی در میان بخشهای اقتصادی ایران جایگاه خاصی را بهخود اختصاص داده است. پراکندگی منابع طبیعی و عوامل تولیدی، تنظیم نیروی کار، وجود سرمایه و فنآوری در نقاط مختلف جهان و تفاوت در کیفیت و کمیت عوامل تولیدی این طرز تفکر را در بسیاری از کشورهای در حال توسعه بهوجود آورده است که بدون توسل به تجارت خارجی، ادامه روند توسعه اقتصادی دور از دسترس بهنظر میرسد. لذا این کشورها فعالیت در عرصه تجارت خارجی و حضور مستمر در بازارهای جهانی را در دستور کار قرار دادهاند. حضور آگاهانه در بازار جهانی بدون تدوین سیاستهای مناسب بازرگانی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، غیرممکن است. از طرف دیگر توجه به توسعه صادرات بدون ارزیابی امکانات، قابلیتها، گرایشها و ساختار تولیدی کشور امکانپذیر نخواهد بود. یکی از عوامل مؤثر در تعیین راهبردهای مناسب برونگرایی هر کشور، ظرفیتها و توانمندیهای صادراتی و داشتن مزیت نسبی یعنی اقتدار و توانایی یک کشور در تولید و صادرات یک کالا با بالاترین کیفیت و نازلترین قیمت در تولید و صادرات کالاهایی خاص است (آجودانی، 1391).
طی سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بخش کشاورزی همواره نقش چشمگیری در صادرات غیر نفتی و کسب درآمدهای ارزی کشور داشته است بهطوریکه طی سالهای 84-1381 صادرات بخش کشاورزی بهطور متوسط حدود 30 درصد از صادرات غیر نفتی کشور را بهخود اختصاص داده است. کارا نبودن سیاستهای کشاورزی و یا هم راستا نبودن آنها با مزیت نسبی تولید محصولات کشاورزی، یکی از مهمترین اخلالهای موجود در تولید محصولات کشاورزی در کشورهای مختلف و بهویژه کشورهای در حال توسعه است (نوری و جهاننما، 1387).
متأسفانه سهم کشاورزی در تجارت جهانی همچون سهم آن در تولید ناخالص داخلی در حال کاهش است. اما این روند کاهشی از اهمیت تجارت محصولات کشاورزی نکاسته است. بدیهی است که تجارت بینالملل محصولات کشاورزی بهویژه برای کشورهای درحال توسعه که ذخایر نفتی و معدنی ندارند بسیار حائز اهمیت و حیاتی محسوب میشود. با وجود درآمدزایی کمتر، تجارت محصولات کشاورزی به هیچ وجه اهمیت خود را در کشورهای توسعه یافته از دست نداده است. بن بست ایجاد شده در مذاکرات دور دوحه26 بهدلیل پافشاری کشورهای توسعه یافته (بهویژه امریکا و اتحادیه اروپا) بر مواضع خود در حوزه کشاورزی میتواند شاهد عینی این مدعا باشد. باید توجه کرد که کاهش سهم کشاورزی از تجارت بینالملل بهدلیل افت حجم تجارت این محصولات نیست بلکه ناشی از رشد سریعتر تجارت غیرکشاورزی است. چرا که طی سه دهه گذشته حجم مطلق تجارت محصولات کشاورزی (آن دسته از محصولاتی که بدون فرآوری مورد مصرف قرار میگیرند) بسیار سریع بوده و بهویژه تنها طی پنج سال آغازین قرن بیست و یکم بیش از یک و نیم برابر شده است. در همین حال حجم مطلق تجارت غذا (محصولات کشاورزی فرآوری شده) نیز طی همین دوره بیش از هفتاد درصد افزایش یافته است. با این همه بهواسطه رشد سریعتر تجارت محصولات صنعتی سهم تجارت محصولات کشاورزی از تجارت جهانی که ارزش تجارت کالاها (و نه خدمات) در حال کاهش است. افزایش حجم مطلق تجارت محصولات کشاورزی عمدتاً مدیون تغییر در تکنولوژی، شیوههای حمل و نقل، افزایش درآمد مردم در بسیاری از مناطق جهان و آزادسازی های تجاری است. هر چند توجه به این نکته ضروری است که با وجود موفقیت دوراروگوئه27 در کاهش تعرفهها و حمایتهای داخلی دولتها (بهویژه دولتهای توسعه یافته)، همچنان میزان مداخلات در تجارت محصولات کشاورزی چندین برابر بیشتر از دیگر حوزهها است. دیرپایی این مداخلات و تغییر شکل آنها از اعمال موانع شفاف تجاری به سمت موانع غیرشفاف فنی و بهداشتی را باید مهمترین موانع برای شتاب مضاعف تجارت محصولات کشاورزی دانست (گیلانپور و اسماعیلی، 1386).
از آنجایی که در سالهای اخیر بحث توسعه و صادرات غیرنفتی بهدلیل رکود بازارهای نفتی و آثار سویی که صادرات تک محصولی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است، بهشدت مورد توجه واقع شده است، بنابراین انتخاب این سیاست مستلزم بررسی و شناسایی مزیتهای نسبی کشور در تولیدات محصولات مختلف، تقویت این مزیتها و سپس صدور این محصولات به کشورهای دیگر است. با توجه به جایگاه بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی کشورها بهویژه کشورهای در حال توسعه جا دارد که دولت در برنامهریزیهای خود به بخش کشاورزی و فرآوردههای کشاورزی اهمیت بیشتری مبذول دارد. به همین منظور در راستای سیاست افزایش صادرات غیرنفتی شناخت محصولات و کالاهای تولیدی کشور که شرایط لازم از نظر نفوذ در بازارهای جهانی را دارا باشند امری ضروری بهنظر میرسد. بهدلیل تنوع شرایط اقلیمی و جغرافیایی کشور و امکان تولید انواع محصولات کشاورزی در نقاط گوناگون باعث شده تا این بخش بهعنوان یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور مطرح گردد و محصولات کشاورزی و صادرات آن بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گیرد. شناسایی مزیتهای نسبی هر منطقه در واقع راههای استفاده بهتر از امکانات موجود را فراهم میسازد و با تحقق این امر، توسعه منطقه و به تبع آن کشور، تسریع میگردد (اکبری و همکاران، 1387).
بهطور کلی بخش کشاورزی بهعنوان یکی از بخشهای مهم اقتصادی کشور، با توجه به داشتن مزیتهای بالقوه طبیعی و ه

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیقحمل و نقل، سازمان تجارت جهانی، عملکرد صادرات

دیدگاهتان را بنویسید