پایان نامه های روانشناسی

منابع و ماخذ تحقیق رسانه های گروهی-خرید و دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

توجهی نشان می دهند. بر اساس آمار در آمریکا سالانه 300 تن از والدین توسط فرزندان خود به قتل می رسند(هاید، 1992)، سالیانه حدود 3 درصد از بچه ها با اسلحه به برادر یا خواهر خود حمله می کنند(جلز و اشتراوس، 1988). چهار تا ده درصد سالخوردگان خانواده مورد آزار قرار می گیرند (فاضل، 1382 و جانسون، 1991)، (فاضل، 1382). فقط در سال 1993 حداقل روزی 3 کودک از بی توجهی و آزار خانواده خود مرده اند. خشونت عامل 22 درصد از طلاق ها در طبقه متوسط جامعه بوده اند و مخارج درمان زخم های از خشونت خانوادگی بین 3 تا 5 میلیارد دلار بوده است و همه ساله بیش از یک میلیون کودک شاهد طلاق والدین خود هستند. (مونی و دیگران، 1997). مطالب و آمارهایی که در بالا مطرح گردید بیانگر اهمیت و توجه ویژه به موضوع مذکور می باشد و باعث تذکر این نکته می شود که با وجود این همه پیشرفت در حوزه های مختلف فرهنگ مادی و ذهنی نمی توان ادعا کرد که با گذشت زمان انسانها در مسیری حرکت خواهند که خشونت کمتری را در رفتارهای خود نشان خواهند داد. با این وجود آنچه در ادامه می آید مطالبی که به صورت ویژه به همسرآزاری و کودک آزاری می پردازد.
ج) همسر آزاری
زمانی که واژه ی همسر آزاری استفاده می شود بلادرنگ نخستین چیزی که به ذهن خطور می کند خشونت علیه زنان و اذیت آنان توسط شوهران می باشد. هر چند عبارت همسر آزاری می تواند معنای عکس هم داشته باشد اما همان قدر که آزار زنان توسط همسرانشان رایج و فراوان است، آزار شوهران توسط زنان نادر هست لذا عملاً عبارت همسر آزاری به معنای خشونت علیه زنان می باشد.
همسر آزاری عمدتاً رویدادی مردانه است که بصورت زن آزاری بروز می کند. گر چه شواهدی وجود دارد که شوهر آزاری نیز در میان زنان رو به فزونی است. وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد زنان ده برابر بیشتر از مردان قربانی خشونت های خانوادگی بوده اند( 1994). درسال 1992 هفتاد درصد مقتولانی که توسط نزدیکان خود به قتل رسیده اند زنان بوده اند. (مونی و دیگران، 1997). در ایران دلایل خشونت علیه همسران و به ویژه قتل همسر دلایل مختلفی دارد که ازدواج در سنین پایین، ازدواج های اجباری، ازدواج های بدون آگاهی و قومی، خیانت همسران، اعتیاد ، فقر و … از جمله آنها می باشند. هر چند این دلایل در ایران بیشتر تلاش می شود به عنوان عواملی فردی در نظر گرفته شود با وجود این همسر آزاری جدای از دلایل فردی، دارای دلایل ساختاری و اجتماعی کلان هم هستند که در بحث کلی علل خشونت مورد بررسی قرار خواهند گرفت. به عنوان نمونه فمنیستها رفتار خشن مردان علیه زنان را ناشی از فرهنگ و روحیه مرد سالاری و پدر سالاری در جامعه بر می شمارند که طی آن مرد فرمانروا و رئیس خانواده است و حکم او مطلق است و از سوی دیگر زنان و کودکان جزئی از اموال و دارائی مردان محسوب می شوند که مرد ضامن حفظ و صیانت از حدود حریم خانواده است لذا جهت حفظ آبرو شرف و عزت هر کاری را که لازم است انجام خواهند داد.
نکته ای که در اینجا باید در به آن توجه داشت نقش یادگیری در ارتکاب و تکرار خشونت می باشد مثلاً بر اساس نظریه یادگیری هر گاه جامعه ای در مقابل خشونت یا هر آسیب دیگری عکس العمل به خرج ندهد و عملاً موردی مانند آسیب خشونت علیه زنان در جامعه جاری باشد افراد خانواده به مرور با دیدن این مسأله و خو گرفتن با آن مساله خشونت علیه زنان را امری عادی و جاری می شمارند به گونه ای که حتی بسیاری از زنان که در خانواده های خود شاهد آزار مردان علیه مادران خود بوده اند در بزرگسالی خود بدون کمترین اعتراض این رنج ها را پذیرفته و حتی به فرزندان خود نیز آموخته اند که زن خوب فرمانبردار است و شوهر مرد است و مرد غرور دارد که این خود زمینه را برای ارتکاب خشونت نیز فراهم می کند. زنان در ایران در خانه هایی با درهای بسته مورد خشونت و بی مهری شوهران خود قرار می گیرند. آنها کتک می خورند و ضجه می زنند و ناله می کنند در حالی که صدای آنها را نمی شنود. خانمی می گوید« شوهرم هر شب که به خانه می آید در و پنجره را می بندد و با کمربند به جانم می افتد و خانمی دیگر با مراجعه به اینجانب می گوید از همسرم تعهد بگیرید که در هفته بیش از سه بار مرا کتک نزند» (ستوده، 1386، 98). بررسی ها نشان داده است که خشونت تنها به عوامل فردی و اجتماعی بستگی ندارد و این که تنها عوامل فرهنگی و اقتصادی هم را دلیل خشونت علیه زنان بدانیم اشتباه است بلکه خشونت در خانواده های سطوح میانی و بالای جامعه هم دیده می شود.
جنبه ی دیگری که در این باره باید به آن توجه شود کودک آزاری می باشد.
د) کودک آزاری
کودک آزاری به صدمه جسمانی یا ذهنی، آزار جنسی، بی توجهی یا بد رفتاری به فرزندان زیر 18 سال توسط فردی که مسئول سرپرستی و رفاه آنان است گفته می شود. البته کودک آزاری نیز مانند بسیاری از آسیب ها و پدیده های اجتماعی دیگر در تمام طبقات اجتماعی به یک شکل و اندازه نمی باشند. از نظر مایکل تامپسون خشونت علیه کودکان با بی توجهی نسبت به انان به عنوان هر نوع تعامل یا عدم تعامل که بین یک «دیگری مهم» و کودک است که خارج از هنجارهای فرهنگی و اجتماعی خانواده هاست و نتیجه آن، آسیب رساندن به رشد عاطفی و فیزیکی کودک است. در این تعریف، خشونت عاطفی شامل درک کودک از وقایع است.
تحقیقات جامعه شناختی نشان داده است که بچه های کوچک زیر 5 سال به دلیل وابستگی و ناتوانی، بیشتر از نوجوانان در معرض خطر جسمانی قرار دارند(صدیق سروستانی، 1383: 109).
نکته قابل توجه این مطلب است که اصولاً بر سر تعریف خشونت علیه کودکان تفاوت های قابل ملاحظه ای وجود دارد. گروهی تنبیه بدنی کودک در جهت تربیت یا مسائل خانوادگی را جزء خشونت نمی دانند و گروهی دیگر هر نوع آزار را خشونت تلقی می کنند. از آنجا که در تمام اقشار، طبقات، جوامع و فرهنگ ها به هر حال انواعی از روش های تربیتی وابسته به نظام تنبیه و تشویق حال به صورت جسمی، کلامی، نمادین و … هستند. خشونت علیه کودکان را در همه جوامع و فرهنگ ها می توان ملاحظه نمود.
نوع، شکل، درجه و شدت خشونت در خانواده هایی از طبقات و پایگاه های مختلف، متفاوت است. هم افرادی از طبقه و پایگاه بالای اجتماعی مانند یک استاد دانشگاه برای تربیت کودک خود وی را تنبیه می کنند و هم فردی از پایگاه و طبقه پایین مانند یک کارگر ساختمانی روز مزد، اما اولی در نظام تنبیه خویش ممکن است از محرومیت از برخی حقوق در حالی که دومی در همان نخستین گام از تنبیه بدنی و شلاق … استفاده کند. همچنین در طبقات بالا و متوسط که خانواده ها درگیر کارهای تخصصی هستند کمبود وقت ناشی از عدم حضور والدین خود می تواند منجر به خلاء عاطفی گردد. در طبقات متوسط و بالا عمدتاً خشونت روانی و خلأ عاطفی است، دلیل آن کمبود وقت والدین و نبودن با فرزندان به دلیل فعالیت های شغلی است(فاضل، 1383: 74). جدای از این موارد شرایط جسمانی، روحی و اجتماعی خانواه ها نیز در تعیین میزان و نوع خشونت ها علیه کودکان دخیل هستند.
احتمال بروز خشونت در برخی از خانواده ها بیشتر است. مانند خانواده های با درآمد پایین، والدین بسیار جوان ( ازدواج زودرس)، مادرانی که از همسران خود جدا شده اند و دارای فرزند خوانده هستند و والدینی که دارای فرزند ناخواسته هستند. ( 189-200، ,1994 Godenzi). تحقیقات نشان داده است که زنان شاغل کمتر از زنان خانه دار فرزندان خود را تنبیه می کنند زیرا زنان شاغل به علت دور بودن نسبی از فرزندانشان از جنبه های یکنواخت زندگی کودکان و توقعات بیشمار آنان آزادند و چون زمان کوتاهتری را با کودک به سر می برند ملایمت بیشتری به او نشان می دهند.
در پایان ذکر این نکته خالی از فایده نیست که جدای از این موارد وقایع و پدیده های اجتماعی چون فقر و بیکاری، انزوا، حاشیه نشینی، بی سوادی، فقدان مهارت سرپرستی کودکان، مشکلات خانوادگی، طلاق همه و همه از عوامل اجتماعی هستند که موجب بروز خشونت علیه کودکان می شوند.

مطلب مشابه :  سوء مصرف مواد

ه) عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خشونت:
در پدیده های اجتماعی که رخ می دهد ما به دنبال موضع گیری خوب یا بد بودن آنها نیستیم. اصولا هیچ نوع نتیجه گیری ارزشی مد نظر نیست بلکه همواره می خواهیم بدانیم که علت های پدید آمدن آن پدیده چیست؟ و نتایج حاصل از وقوع آن چه خواهد بود؟ چه راهکارهایی برای جلوگیری یا کند کردن حرکت پدیده یا تولید و شدت بخشیدن به مسیر حرکتی آن می توانیم ارائه و اجرا نماییم.
بنابراین در مورد خشونت هم ( خشونت خانوادگی ) این پرسش ها مطرح هستند چرا در سطح خانواده ها خشونت داریم؟ البته دانشمندان مختلف دسته بندیها و عوامل مختلفی را مطرح کرده اند که از این میان عوامل فرهنگی و اجتماعی از اهمیت زیادیبرخوردار می باشند لذا در ادامه به شرح مختصری از آنها می پردازیم.
1) عوامل فرهنگی
همان گونه که قبلاً ذکر شد برخی از عوامل و مسائل در جوامع انسانی چنان نهادینه و درونی می شوند که به جزئی از فرهنگ آن جامعه تبدیل می شوند. در چنین شرایطی هر عمل یا فکر یا حرکتی که متعلق به آن مساله باشد به راحتی برای مردم قابل پذیرش و هضم است. رسانه های تصویری و نوشتاری، عرف ها و سنن از این مقوله می باشند مردم به راحتی هر چه که در این ابعاد بگنجد را می پذیرند. بنابراین عوامل فرهنگی دخیل در بروز و گسترش خشونت را می توان به شرح ذیل تقسیم نمود.
(a رسانه های گروهی
رسانه های گروهی به ابزاری گفته می شود که در یک جامعه از آن برای ابلاغ پیام ها و بیان افکار و انتقال مفاهیم به دیگران استفاده می شود. (ستوده، 1386 : 108).
جهان امروز اسیر چنگال آهنین رسانه هاست. رسانه ها چه از نوع صوتی، تصویری یا نوشتاری آن بر همه شئون زندگی جامعه ی بشر چنگ انداخته اند و امپراطوری قدرتمندی را پدید آورده اند که زندگی بشر تابع مطلق آن شده است. پیر بوردیو تلویزیون رسانه ها را به تعبیری فکر سریع (fast think) می نامند که بسیاری از خواسته ها را بدون اجازه تأمل وتفکر به جامعه القاء می نماید.
امروزه صاحبان کمپانی های بزرگ رسانه ای برای ایجاد هیجان و انگیزه کاذب در نسل جوان به فیلم ها و داستان های خشن، همراه به صحنه های اعجاب انگیز و کارهای محیرالعقولی روی آوردند که در آن قهرمانان داستان ها با تحمل رنج و زحمت فراوان و به تنهایی می توانند به حق خود برسند. این فیلم ها و داستان ها پر است از انواع صحنه های خشن، قتل و تجاوز که در نهایت روحیه قهرمان پروری را به جامعه منتقل می نماید.
در چند سال پیش، پر فروش ترین فیلم آمریکایی جوان رنجوری را نشان می داد که نه تنها زنان را می کشت بلکه آنها را پوست میکند. در تهران چند نوجوان از خانواده های متمول، به دنبال پخش سریال «تب سرد» از تلویزیون اقدام به ربودن پسری از یک خانواده ی ثروتمند کردند آنها پس از دستگیری اقرار کردند که تحت تأثیر سریال تلویزیونی تب سرد دست به این کار زدند و از این طریق خواستند به هیجان برسند (همان منبع: 109).
نکته ای که در این قسمت لازم به ذکر است این میباشد که بسیاری از اندیشمندان در زمینه های مختلف از جمله جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی از اهمیت فزاینده فرهنگ چه به لحاظ گستره و چه به لحاظ قدرت و نفوذ تأثیر گذاری اتفاق نظر دارند. شکلگیری مکتب بیرمنگام به رهبری استوارت هال و همچنین ایجاد مکتب انتقادی توسط هورکهایمر و آدورنو خود حاکی از اهمیت و تأثیرگذاری فزاینده فرهنگ توسط رسانه های گروهی در زمینه های مختلف زندگی اجتماعی می باشد، لذا رسانه های گروهی تبدیل به کارگزارانی شده اند که اهمیت و تأثیرگذاری فرهنگ را به کرات افزایش داده اند که در سایه ی همین تغییر و تحولات بوده است که کسانی از عنوان دهکده ی جهانی و خشونت نمادین استفاده کرده اند. دهکده ی جهانی اشاره به این دارد که در سایه رسانه های گروهی مرزها و فاصله های مکانی جغرافیایی دیگر مانعی در راه ارتباطات جهانی در زمینه های مختلف محسوب نمی شوند، همچنین رسانه های گروهی برای انتقال معانی و نمادها نیازی به استفاده از کاربرد زور و خشونت ندارند بلکه این کار را به صورتی نرم و نامحسوس از طریق نمادهایی خاص انجام می دهند که عمق تأثیر گذاری آنها به مراتب شدیدتر و پایدارتر می باشد به این خاطر بوردیو از این فرایند به عنوان خشونت نمادین نام می برد.
(b پذیرش تنبیه بدنی
83 درصد از 11000 دانشجوی امریکایی گزارش داده اند که در زمان کودکی به نوعی تنبیه بدنی را تجربه کرده اند. (ستوده، 1386 : 109 ؛ مونی، 1999، 120). یک تحقیق ملی نشان داده که 44 درصد از 807 مادری که دارای فرزندان 6 تا 9 ساله بوده اند یک هفته قبل از تحقیق آنان را تنبیه کردند و به طور میانگین هفته ای یک یا دو بار آنها را مجازات کرده اند. (سالیوان، 2000 ، 128).
در بسیاری از مواقع خانواده ها تنبیه بدنی را روشی مناسب برای تربیتی فرزندان خود می دانند. در چنین شرایطی خانواده ها برای تأثیرگذاشتن بر فرایند یادگیری فرزندانشان در زمینه های مختلف متوسل به خشونت می شوند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان و روان شناسان رشد کودک تنبیه بدنی را اصلاً شیوه ی مناسبی برای تربیت نمی دانند.

مطلب مشابه :  راهبردهای مقابله

(c نابرابری جنسیتی
همه گیر شدن تصور برتری مردان بر زنان همواره این باور را که مردان باید در تمام زمینه ها از زنان برتر باشند، در نزد جامعه تقویت نموده به همین دلیل همواره تلاش می شود تا در امر ازدواج، تحصیلات، اموال، سن و حتی از نظر قد و اندام مرد از زن برتر باشد به همین دلیل در بسیاری از مناطق کشور ما زن و مرد ( زن و شوهر) نمی توانند در کنار هم راه بروند و زنان همواره باید چند قدم پشت سر آقا راه بروند. این تصور به همراه خود ذهنیتهای دیگری را تولید کرد که از جمله آنها تسلط کامل مرد بر همه ی شئون زندگی است. حتی در حوزه تفکر و اندیشه نیز مرد فرمانروای مطلق خانه است و اجازه ی دخالت به سایرین از جمله همسرش را نمی دهد. آندرسون چنین نتیجه می گیرد “مردانی که درآمد کمتری از همسرانشان دارند خشونت بیشتری را نسبت به آنان روا می دارند زیرا می خواهند نقش مردانگی خود را به رخ بکشند و تصویر قدرتمندی از خود بسازند” ( همان منبع: 110 ).
بنابراین مردان برای حفظ وجه اجتماعی و خانوادگی تصویری (ذهنی و عملی) خشن از خود به نمایش می گذارند و در بسیاری از موارد تنبیه بدنی زنان را حقی مسلم برای خود در نظر می گیرند. البته این ذهنیت برتری طلبانه گاهی اوقات تشدید کننده هم خواهد بود. در برخی موارد که زن ها ویژگی های برتری داشته باشند مردان برای جبران نقص به خشونت بیشتر متوسل می گردد.
(d نگریستن به زنان و کودکان به عنوان جزئی از اموال
در بسیاری از فرهنگ ها زنان و کودکان جزئی از اموال و دارایی همسران و پدران بوده و به همراه سایر اموال قابل انتقال می باشند.

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیق خشونت خانوادگی

دیدگاهتان را بنویسید