پایان نامه ها و مقالات

منابع و ماخذ تحقیق : پیش گیری از جرم

دانلود پایان نامه

توان به فراهم نمودن نور مناسب و کافی در خیابان‌ها، نصب علایم و تابلوها در محل‌های پرتردد، حذف مکان‌های بلا استفاده و غیر ضروری، کاهش مسیرها و راه‌های کم تردد و مخفی و. . . اشاره نمود که سهم به سزایی در حذف و یا کاهش فرصت‌های جرم، ایفا می نمایند.
این امر که آیا ابزارهای مذکور در عین حال که فرصت‌های ارتکاب جرم را کاهش می دهند، ترس از جرم را نیز کاهش می‌دهند یا خیر، سوالی مهم و بدون پاسخ قطعی است. تقریباً واضح است که ترس از جرم مردم را واداشته تا ابزارهای ی جهت پیش‌گیری از جرم مثل آژیرهای خطر، قفل، دوربین‌های مدار بسته، سگ و. . . را به کار گیرند. اما در این که این ابزارها باعث ایجاد احساس امنیت در آنها می‌شود، تردید وجود دارد. مدارک محدودی وجود دارد که این ابزارها به جای کاهش ترس از جرم باعث افزایش آن می گردد و این که بازارهای تبلیغاتی پیش گیری از جرم می تواند نگرانی شهروندان را افزایش دهد. این اثرات معکوس ممکن است به وسیله صنعت امنیت، در بازارگرمی‌هایش برای تبلیغات و فروش قفل‌ها و آژیرهای خطر و خدمات مرتبط بدتر شود.

الف- بهبود روشنایی خیابان‌ها
گفته می‌شود که روشنایی خیابان، به منزله شمشیر دو لبه عمل می‌کند، هم باعث می‌شود که بزهکاران قابل مشاهده شوند و هم این امکان را فراهم می‌کند که آنها، بزه دیدگان و سایر اهداف خود را شناسایی کنند، اما لبه پیش گیری آن تیزتر است. به‌طوری که در تحقیقات تأثیر طراحی درست روشنایی فضاهای عمومی در کاهش میزان جرایم و جابه جایی جغرافیایی محل جرم به مناطقی که دارای روشنایی نامنظم ( مناطق تاریک و روشن) هستند، اثبات شده است. چنان چه در یک پارک، احتمال این که بزه دیدگان از قسمت‌های روشن پارک به بخش‌های تاریک آن کشیده شوند و قربانی جرائمی همچون جیب زنی، تجاوز به عنف و یا حتی ضرب و جرح شوند، بسیار زیاد است از آن جا که ترس از تاریکی احتمالاً عنصر اساسی و حتی اولیه ترس در بسیاری از افراد است، روشنایی موثر می تواند تأثیر اطمینان آفرینی را در کاهش ترس به همراه داشته باشد.
پژوهشی در سال 1990 در بین هزار و دویست و هشت نفر از ساکنان وندسورس لندن، نشان داد که پس از نورپردازی کافی در این منطقه پنجاه و شش درصد از اهالی احساس امنیت نسبی، چهل و یک درصد احساس امنیت زیاد و پانزده درصد احساس امنیت بسیار زیاد نمودند، آن‌ها علت احساس امنیت خود را رویت پذیری محیط و آسان تر شدن تشخیص هویت دیگران و کم تر شدن احساس آسیب پذیری می دانستند.
ب- دوربین‌های مدار بسته
افزودن چشم‌های خیابان به برنامه ریزی و طراحی، فرصت‌هایی را برای مراقبت‌های نامحسوس از مکان‌های رها شده که ممکن است جرم و جنایت در آنها رخ بدهد، پدید می آورد. مردم وقتی در معرض دید هستند، احساس امنیت بیش تری دارند. این یک اصل کلی است که تمامی فضاهای شهری باید به گونه ای طراحی شود که فرصت‌هایی برای مراقبت طبیعی افزایش دهند. همچنین استفاده از ابزارهای مدرن نظارت مانند دوربین‌های مدار بسته (CCTV) به عنوان نمونه ای از پر کاربردترین ابزار رایج در سراسر جهان برای نیل به فضاهای امن به ویژه در جاهایی که نظارت طبیعی امکان پذیر نیست. فرض بر این است که با ایجاد این حس که محیط تحت نظر است ضریب ایمنی محیط را بالا می برد.
در انگلستان از سال 1990تاکنون سرمایه گذاری‌های کلانی در بخش‌های دولتی و خصوصی در زمینه به کارگیری دوربین‌های مداربسته صورت گرفته است. بخش قابل توجهی از توجیهات مربوط به این سرمایه گذاری‌های گسترده به فرضیه توانایی سیستم مذکور در راستای کاهش جرم و ترس از جرم سازی گردد. پیمایش گسترده ای در مرکز شهر قبل و بعد از نصب دوربین‌ها بیان گر آن است که ابتدا حمایت گسترده ای از نصب دوربین‌ها در فضای باز وجود داشت با این امید که منجر به کاهش ترس شهروندان شود، هر چند پیمایش‌های بعدی حاکی از آن است که بعد از نصب دوربین‌ها، کاهش چشم گیری در میزان ترس شهروندان حاصل شد، پاسخ‌ها نشان دهنده این امر است که مردم معتقدند، گشت‌های پلیس بیش از نصب دوربین می تواند در کاهش سطح ترس از جرم آن‌ها تأثیر گذار باشد. در واقع پاسخ‌ها بیان‌گر این مطلب است که شهروندان نظارت طبیعی را به نظارت الکترونیکی ترجیح می‌دهند.
ج- بازسازی فضاهای عمومی
روش دیگر تغییر محیط جهت کاهش ترس از جرم در اماکن عمومی اصلاح طراحی ساختمان‌ها، بازسازی ساختمان‌ها و مناطق تفریحی است. طراحی محیطی که نظارت رسمی و طبیعی را افزایش دهد باعث می‌شود که افراد در برابر هجوم و حمله، آسیب پذیری کم تری داشته باشند.
در ایالت بالتیمور، تنش‌ها و تهدیدات خشنی بین دو گروه از دانش آموزان سفید پوست و سیاه پوست به وجود آمده بود. والدین هر دو گروه، عنوان کردند که ترس آسیب‌های جدی را برای آن‌ها ایجاد کرده است. افسران دریافتند که درگیری‌ها در اطراف دو ایستگاه اتوبوس مدرسه ای متمرکز است که هر دو گروه دانش آموزان از آن استفاده می‌کنند و ایستگاه‌های اتوبوس به یکدیگر نزدیک بودند. افسران پلیس توانستند هیئت امنای آموزشی ایالت را قانع کنند تا یکی از ایستگاه‌های اتوبوس را به موقعیت دیگری منتقل کنند و با این کار مشکلات آرام گرفت.

شواهد اثر بخشی رویکرد تمرکز بر نقاط جرم خیز بر مشاهدات معتبری استوار است. چنین رویکردی اگر باعث جا به جایی نقاط جرم خیز به مناطق نزدیک این نقاط شود کم تر مفید خواهد بود. این اتفاق زمانی رخ می دهد که انتقال مجرمان خطرناک یا جرایم بزرگ به مناطق دیگر، عواقب نامطلوبی به همراه داشته باشد.
در صورتی که محاسبه جابه جایی جرم پیچیده و بحث برانگیز است، تعدادی از مطالعات به بررسی جا به جایی جغرافیایی به مناطق مجاور نقاط جرم خیز پرداخته است. در تجزیه و تحلیل تجربی بازار مواد مخدر شهر نیوجرسی، جابه جایی به حدود دو بلوک اطراف نقاط جرم خیز مورد محاسبه قرار گرفت هیچ جابه جایی معناداری در تماس‌های مربوط به جرم و بی نظمی یافت نشد. تنها هوپ، گزارش در خصوص جابه جایی جرم ارائه کرده است، اگر چه این جابه جایی تنها در مناطق مجاور نقاط تحت عملیات پلیس، اتفاق افتاده است، ولی روی هم رفته تأثیر جا به جایی خیلی کم تر از اثر پیشگیری آن بوده است.
بنابراین اگر چه این امکان وجود دارد که جا به جایی تا اندازه ای رخ دهد بهترین نتیجه را که می‌توان از پلیسی گری مسأله محور انتظار داشت، این است که مشکل جا به جایی را مدیریت نماید.

مبحث سوم : بهره گیری از مدل پلیسی گری مسأله محور با هدف کاهش ترس از جرم
مدل پلیسی گری مسأله محور شامل تمرکز بر مسائل خاص و متناسب سازی راهبردهای خود با مسأله شناسایی شده، می‌باشد. ماهیت پلیسی گری مبتنی بر حل مسأله به گونه‌ای است که با نگاهی ویژه به مشکلات جامعه در حوزه‌های بی نظمی و ناهنجاری‌های اجتماعی، می نگرد. در این مدل، جعبه ابزار پلیس شامل منابع موجود در جامعه و توانمندی‌های سایر سازمان‌های اجتماعی می‌باشد.
در این مبحث ضمن بررسی مفهوم مسأله محوری و فرایند حل مسأله در سازمان پلیس، به بررسی راهبردهای پلیس مسأله محور برای کاهش ترس از جرم در جامعه، خواهیم پرداخت.
گفتار نخست : رویکرد مسأله محوری در سازمان‌های پلیسی
بند نخست) مفهوم مسأله
عبارت «مسأله» معمولاً در مفاهیم حاجت، مطلب، درخواست و همچنین معضل و گرفتاری و دردسر به کار برده شده است. منظور از عبارت مسأله در «امور پلیسی مسأله محور» معضلات و گرفتاری‌هایی است که جامعه محلی با آن درگیر است و از پلیس انتظار حل و فصل آن را دارد.
در مفهوم اصطلاحی نیز مسائل اجتماعی عبارت اند از : « مجموعه ای از وقایع مرتبط که موجبات دردسر و گرفتاری را برای جامعه محلی ایجاد می‌کند» این تعریف شروط سه گانه ای را در بر می گیرد که در امور پلیسی مسئله محور باید مدنظر قرار گیرد؛
نخست آن که مسأله موضوع این روش، برآیند مجموعه ای از وقایع مسأله ساز یا وقایع مکرر مسأله ساز است. دوم آن که این وقایع به نحو معنا دار و قابل فهم با یکدیگر ارتباط دارند و شرط سوم آن که وقایع مشمول این روش باید موجبات مزاحمت و خسارات را برای افراد جامعه محلی در پی داشته باشد.
واژه مسأله به تمام موضوعات مورد توجه پلیس اشاره ندارد به ویژه به موضوعات سازمانی، اجرایی و سیاسی نمی پردازد. استفاده از واژه مسأله دریافت پلیسی همان مفهوم بیماری درحرفه پزشکی است.
بند دوم) مفهوم حل مسأله
«حل مسأله» به مجموعه فعالیت‌هایی اشاره دارد که یک مکانیسم خاص به منظور فائق آمدن بر مشکلاتی انجام می دهد که در راه رسیدن به هدف با آن مواجه است و دربادی امر حل نشدنی به نظر می رسد. این رویکرد در علوم جرم شناسی و جامعه شناسی، عمدتاً تشخیص، تحلیل و بهینه سازی فعالیت‌های یاد شده را هدف قرار می دهد و می کوشد با توسل به نوعی پردازش شناختی، شخص یا مکانیسمی را که در موقعیت حل یک مسأله است، اما برای حل آن آمادگی روشمندی ندارد، در جهت تبدیل موقعیت موجود به موقعیت مطلوب یاری دهد. حل مسأله فرایند حرکت به سمت هدف است در زمانی که مسیر و جهت آن هدف مشخص نیست. بنابراین اشتباه کردن جزء اصلی این فرایند است. حل برای تاکید بر میزان وسیعی از مشکلات مربوط به جرم و موضوعات کیفیت زندگی مرتبط با آن‌هاست.
بند سوم ) فرآیند حل مسأله
فرآیند حل مسأله که بنا به استدلال گلدشتاین، مستلزم شناسایی، تحلیل دقیق مسائل، تعیین راهکارهای مناسب و در نهایت ارزیابی آن‌ها است، بعد توسط آقای اک و اسپلمن به فرایند SARA مشهور شد. اگر چه تاکنون تعداد زیادی از مدل‌های حل مسأله توسعه یافته است، مدل SARA از رایج‌ترین مدل‌هایی است که در فرایند مزبور به کاربرده می‌شود و شامل چهار مرحله گسترده به شرح ذیل است :

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیق حقوقاسناد بین المللی

شناسایی : تعریف و الویت بندی مسائل مربوط به امنیت جامعه که برای بررسی دقیق در مرحله بعد انتخاب می‌شوند؛
تجزیه و تحلیل : گردآوری اطلاعات در خصوص علل واقعی مسائل و مشکلات موجود. در این مرحله می توان از ابزارهایی ساده همچون مثلث تحلیل جرم که توانایی تجزیه و تحلیل را در سه بُعد بزهکار، بزه دیده و موقعیت فراهم می‌کند، استفاده نمود؛
واکنش : طراحی اقداماتی که علل شناخته شده را هدف قرار می دهد؛
ارزیابی، سنجش این امر که آیا واکنش مورد نظر تأثیر مطلوب داشته است و در صورت نیاز تغییر آن.

بند چهارم) مفهوم پلیسی گری مسأله محور
از آسیب شناسی امنیت عمومی است که بر درک و فائق آمدن بر مشکلات اجتماعی تمرکز می‌کند و در آن نهادهای دیگر علاوه بر پلیس، مانند سازمان‌های غیر دولتی، نقش محوری دارند. این واژه همچنین شناسایی و توصیف مسائل یک منطقه از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و مشاوره با شهروندان، طراحی راهبرد و ارزیاب
ی را نیز ( به منظور بررسی اقدامات انجام شده و انجام تغییرات لازم) شامل می‌شود. این دیدگاه فرصتی برای ادامه همکاری بین پلیس و نهادهای عمومی و اعضای جامعه فراهم می‌کند.

پلیسی گری مبتنی بر حل مسأله بر جرم متمرکز نمی‌شود، اما بر جمع آوری اطلاعات به منظور پیش گیری (به جای واکنش در برابر جرم) تمرکز دارد و رمز موفقیت آن دخالت دادن و مشاوره با شهروندان برای مقابله با مشکلات ناشی از جرم و ناامنی است. به همین دلیل برخی معتقدند که این رویکرد یک رویکرد نظام مند در پیش گیری از جرم است و اقدامات انجام شده مانند اقدامات پزشکی است که برای درمان بیمار انجام می دهد. یعنی اقداماتی که در سه سطح تشخیص علل بیماری، تجویز راهکارهای درمانی و اجرای راهکارها برای درمان بیماری انجام می‌شود.
در آمریکا شمالی، سوئد، هلند و بلژیک. گسترش راهبردهای جدید پلیس بیشتر بر حل مؤثر مسائل از طریق پلیس مبتنی بر حل مسئله متمرکز است. این رویکرد بر یک دیدگاه جامع استوار است که آسیب شناسی و تجزیه و تحلیل راهبردی را با هم ترکیب می‌کند تا تعیین کند که چه راه حلی، چاره بهتری برای وضعیت موجود است. این یک برخورد کلی نگر به مسئله به جای یک واکنش ساده به جرم و ناامنی است. این دیدگاه فرصت جدیدی برای نیروهای پلیس فراهم می‌کند تا مسئله جرم و ناامنی را از سرچشمه آن حل کند.
پلیس مسئله محور سه اصل کلی را در بر می گیرد، نخستین اصل که کاربردی است حاکی از این امر است که جامعه پلیس را وادار می‌کند که طیف وسیعی از مسائل سر و کار داشته باشد، اصل دوم که یک اصل هنجاری است ادعا می‌کند که از پلیس انتظار می رود مسائل را کاهش دهد به جای آن که به نحوی ساده به حوادث واکنش نشان داده و اعمال قانون کند، اصل سوم که یک اصل علمی است بیان‌گر این امر مهم است که پلیس باید رویکردی علمی به مسائل داشته باشد. پلیس باید رویکردهای تحلیلی داشته و مداخلاتش مبتنی بر نظریه‌های قابل قبول باشد، درست مانند تصمیم پزشکان که توقع می‌رود مبتنی بر علم پزشکی باشد. ماهیت رویکرد پلیسی مبتنی بر حل مسأله به گونه‌ای است که با نگاهی ویژه و اختصاص اما جامع و کلی، مسائل و مشکلات جامعه را در حوزه‌های بی نظمی و ناهنجاری اجتماعی می‌نگرد.
بند پنجم) عناصر رویکرد مسأله گرایی در سازمان پلیس
هرمن گلدشتاین، ده عنصر اساسی رویکرد مسأله گرایی را به شرح زیر خلاصه می‌کند؛ «کار پلیس از بخش‌های مجزا تشکیل شده است (هر یک دارای مجموعه ای از وقایع مشابه جنایی و غیر جنایی است که باید با آن مقابله کند.) که با بررسی دقیق ( با استفاده مهارت‌های خاص تجزیه و تحلیل جنایی و انباشت تجربه عملیاتی ) امید است آموزه‌های جدید در هر موضوع، به کشف راهبرد جدید و مؤثر تر حل مسئله منتهی گردد. رویکرد مسئله گرایی برای واکنش‌های جدید ارزش بسیاری قایل است که ماهیت بازدارنده دارد و نیاز به استفاده از سیستم قضایی نداشته و مؤسسات عمومی، انجمن و بخش‌های خصوصی را در صورتی که مشارکت آنها بتواند جرم را به‌طور چشمگیری کاهش دهد، فعال می‌کند. رویکرد مسأله‌گرا به اجرای راهبرد جدید وفادار است و پیوسته اثر بخشی آن را ارزیابی می‌کند و نتایج را به گونه‌ای سودمند برای سایر سازمان‌های پلیس گزارش می‌کند در پایان پیکره علمی به وجود می‌آرود او به این وسیله از تخصصی شدن هر چه بیشتر حرفه‌ی پلیس پشتیبانی می‌کند»
رویکرد مسأله محوری هم در بُعد میزان تمرکز و هم در بُعد ابزارهای مورد استفاده، فراتر از مدل پلیس سنّتی می‌باشد. همان‌گونه که از نام آن پیداست شامل تمرکز بر مسایل خاص و متناسب‌سازی راهبرد خود با آن مسأله شناسایی شده می‌باشد و با پلیس سنتی که یک شیوه را برای همه به طور یکسان به کار می‌برد متفاوت است، برای هر مشکل روش خاصی را تعریف می‌کند و بر این اعتقاد می‌باشد که پلیس باید فراتر از توانمندی‌های اجرای سنتی قانون دیده شود.
گفتار دوم : بستر شکل گیری دیدگاه مسأله محوری در سازمان‌های پلیس
پلیس مبتنی بر حل مسأله از بحران بی تأثیری پلیس در پیشگیری از جرم ناشی شده است. اک و اسپلمن از جمله بانیان موفق این عرصه توضیح می دهند که پلیسی گری مسأله محور، نتیجه بیست سال تحقیق میدانی و نظری است. این رویکرد در اواخر دهه هفتاد سده بیستم در آمریکای شمالی مطرح شد، یعنی درست هنگامی که پلیس جامعه آمریکا در حال تغییر رویکرد از پلیس سنتی به پلیس جامعه محور بود. هر چند در رویکرد سنتی این سوء تعبیر وجود داشت که جرم با سرکوب و اقدامات واکنشی قابل کنترل است، در دهه هفتاد سده بیستم تحقیقات متعددی صورت گرفت که جملگی آن‌ها بیان می‌داشت که شناسایی علل جرم و رفع آن را باید در خارج از نظام عدالت کیفری پیگیری کرد.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق دربارهعوامل اجتماعی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در سال 1979 دو مقاله مهم و مرجع درخصوص پیشگیری از جرم منتشر شد که تأثیر بسزایی در گسترش پیشگیری اجتماعی و وضعی از جرم داشت. مقاله نخست تحت عنوان «تحول اجتماعی و گرایشات بزهکاری. یک رویکرد مبتنی بر فعالیت روزمره» توسط کوهن و فلسون نوشته شد. در این مقاله بیان شدکه وقوع

دیدگاهتان را بنویسید