No category

منابع پایان نامه ارشد درباره قانونی بودن تعقیب، اثبات دعوی، سیر تاریخی

ت و قواعد انسانی تر و عادلانه تری قرار گرفت. دوره دلایل قانونی، در واقع یکی از دوره های تکامل یافته نظام قضایی در تاریخ جوامع بشری می باشد. این سیستم مربوط به دوره ای از تاریخ است که جوامع بشری از نظام قضایی انسجام یافته ای برخوردار شد و قضات معینی از طرف نظام حاکم به امر قضا اشتغال یافتند. در چنین سیستمی، قانونگذار برای جلوگیری از اعمال سلیقه های مختلف قضات و اجحاف در حق متهمان، قواعد مشخص و تعریف شده ای را برای کشف جرم و اثبات دعوی مقرر می کند تا قضات و دادرسان به صورت هماهنگ و یکنواخت و بر اساس قواعد به وظیفه دادرسی بپردازند. بنابراین، در سیستم دلایل قانونی، نه تنها قضات، بلکه افراد تحصیل کرده، آموزش دیده و با تجربه ای هستند که در اجرای عمل دادرسی نیز آزادی مطلق ندارند و ناگزیر در چارچوبی که قانونگذار تعیین کرده است عمل می کنند. این سیستم هنوز هم طرفداران زیادی دارد و در بعضی کشورها به طور خالص یا مختلط اجرا می شود.
2-4-4-دوره اقناع وجدان قاضی
سیستمی که تحت عنوان اقناع وجدان قاضی یا دلایل معنوی مطرح است، سیستم اصالت دادن به تشخیص قاضی و ملاک قرار دادن وجدان او در کشف حقیقت می باشد. در این سیستم بر خلاف سیستم ادله قانونی، قانونگذار از پیش ادله اثبات دعوی و حدود اعتبار آن را صد در صد تعیین نمی کند. گرچه ممکن است دلایل خاصی به عنوان طرق کشف حقیقت در نظر گرفته شود، ولی قاضی مجبور نیست کاملاً از آن پیروی کند.
در نظر حقوقدانان اروپایی، قبول سیستم اعتقاد باطنی قاضی یا هیات منصفه، چاره افراط کاریهای گذشته است و تفکیک کامل بین قوه قضاییه و قوه مقننه با قبول نظام دلایل معنوی ممکن است. نظام مزبور، قاضی را در تعیین ارزش دلایل آزاد می گذارد و علاوه بر این قاضی می تواند برای رسیدن به علم و یقین در قضیه مورد نظر، به هر نوع دلیل متوسل شود و چون برای اصدار حکم متکی بر علم و یقین خویش است و در تبرئه و محکوم نمودن متهم، بر پایه اعتقاد باطنی خود، آزادی دارد، در نتیجه از اعمال جبر و فشار به منظور تکمیل دلایل، بی نیاز است. فراهم آمدن اعتقاد باطنی قاضی مبتنی بر تحقیقات علمی و استنباط از دلایل و تفسیر آنهاست و یا متکی بر مسائل انسانی و روانی می باشد.
بنابراین از نظر تاریخی این سیستم بعد از سیستم دلایل قانونی است. وقتی نظام های قضایی در استفاده از سیستم ادله قانونی، راه افراط پیمودند و به عنوان مثال برای گرفتن اقرار به شکنجه های وحشتناک توسل جسته می شد و یا برای اثبات جرم، شهود به روشهای متقلبانه مورد استفاده قرار می گرفتند، کارشناسان امور قضایی نسخه دلایل معنوی را با تکیه بر وجدان قاضی تجویز کردند و امروزه هم اکثر کشورها از همین سیستم بهره می جویند.
2-4-5-دوره دلایل معنوی و علمی
این سیستم تحت عنوان دلایل معنوی یا اقناع وجدان قاضی، سیستم اصالت دادن به تشخیص قاضی و ملاک قراردادن وجدان او در کشف حقیقت تعریف شده است. در این سیستم بر خلاف سیستم ادله قانونی قانونگذار از پیش ادله اثبات دعوی و حدود اعتبار آن را صد در صد تعیین نمی کند. گرچه ممکن است دلایل خاصی به عنوان طرق کشف حقیقت در نظر گرفته شود ولی قاضی مجبور نیست کاملاً از آن پیروی کند.
برخی از حقوقدانان در رابطه با این ادله گفته اند: « در نظر حقوقدانان اروپایی، قبول سیستم اعتقاد باطنی قاضی یا هیات منصفه ، چاره افراط کارهای گذشته است و تفکیک کامل بین قوه قضائیه و قوه مقننه نیز با قبول نظام دلایل معنوی امکان پذیر است. نظام مزبور ، قاضی را در تعیین ارزش دلایل آزاد می گذارد و علاوه بر این قاضی می تواند برای رسیدن به هدف و تعیین در قضیه مورد نظر به هر دلیل متوسّل شود و چون برای اصدار حکم متکی بر علم و تعیین خویش است و در تبرئه و محکوم نمودن متهم، بر پایه اعتقاد باطنی خود، آزادی دارد، در نتیجه از اعمال جبر و فشار به منظور تکمیل دلایل ، بی نیاز است. فراهم آمدن اعتقاد باطنی قاضی مبتنی بر تحقیقات علمی و استنباط از دلایل و تفسیر آنها است و یا متکی بر مسائل انسانی و روانی می باشد.» (گلدوزیان، 1374:ص8)
بنابراین ، از نظر تاریخی ، این سیستم بعد از سیستم دلایل قانونی است. وقتی نظامهای قضایی در استفاده از سیستم ادله قانونی، راه افراط پیمودند و به عنوان مثال برای گرفتن اقرار به شکنجه های وحشتناک توسل جسته می شود و یا برای اثبات جرم، شهود به روشهای متقلبانه مورد استفاده قرار می گرفتند ، کارشناسان امور قضایی نسخه دلایل معنوی یا تکیه بر وجدان قاضی را تجویز کردند و امروزه هم اکثر کشورها از همین سیستم بهره می جویند. (عظیمی، 1369:ص84) اما باید گفت رشد علوم و فنون در زمینه های مختلف ، تمام ابعاد زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است. طبیعی است که بُعد حقوقی و قضایی زندگی جوامع نمی تواند استناد پذیر باشد.
نتایج حاصل از تجربه های بشری در زمینه های مختلف علوم انسانی ( از قبیل روان کاوی، روان شناسی ، جرم شناسی ، و … ) و نیز علوم آزمایشگاهی و فنی ( نظیر علوم مربوطه به رایانه و فضاهای مجازی ) ، در حوزه نظامهای قضایی نفوذ کرده است و می رود تا روشهای سنتی کسب دلیل جای خود را به روش های علمی و فنی واگذار کند.
2-5-قانونی بودن تعقیب
در این روش به مجرد این که عمل ارتکابی ، شرایط مقرر در قانون جزایی را داشته باشد ، دادسرا باید متهم را تحت تعقیب قرار دهد و حق ندارد درباره متناسب بودن تعقیب یا غیرمتناسب بودن آن اظهار نظر نماید. در این روش قاطعیت اجرای مجازات نباید به هیچ عنوان متزلزل گردد . در کشورهای آلمان ، روسیه و ایتالیا این سیستم در تعقیب مجرم حکم‌فرماست . در کشور فرانسه سیستم متناسب بودن تعقیب پذیرفته شده است ؛ منتها دادسرا در امر تعقیب یا ترک آن اختیار مطلق ندارد. حتی برخی از نویسندگان به قانونی بودن تعقیب به عنوان یکی از اصول راهبردی در حقوق کیفری نگریسته اند.بنابر اصل قانونی بودن تعقیب یا اصل الزامی بودن تعقیب نهاد تعقیب وظیفه و تکلیف دارد که در جرایم عمومی به تعقیب جرم و مجرم بپردازد و حق چشم پوشی از این تکلیف را ندارد،زیرا او نماینده جامعه است و جامعه خواهان تعقیب کسانی است که اقدامی را علیه آن انجام می دهند.این اصل تقریبا در تمامی سیستم های حقوقی دنیا مورد پذیرش قرار گرفته است و قوانین موضوعه ایران نیز بر آن تاکید ورزیده اند.توجیه اصل قانونی بودن تعقیب آن است که این اصل سبب تساوی همه مردم در مقابل قانون می شود و همه مجرمان تحت تعقیب قرار می گیرند و از سویی سبب رعایت اصل تفکیک قوا می شود،زیرا قوه مقننه قصد تعقیب همه مجرمان را نموده و قوای دیگر نباید این اراده آمرانه قانونگذار را نقض کنند . (گلدوزیان، 1374:ص8)
دادستان در مقام اعمال قاعده قانونی بودن تعقیب باید به ارزیابی و بررسی موارد زیر بپردازد:
1-آیا جرمی واقع شده است یا خیر ؟
2-آیا عمل اتهامی مشمول عناوین مجرمانه پیش بینی شده در قوانین کیفری می باشد یا خیر ؟
3-آیا متهم شرایط مسئولیت کیفری را دارد یا خیر ؟
4-آیا علتی از علل موجهه قانونی موجود می باشد یا خیر؟
5-آیا معاذیر قانونی فراهم است یا خیر؟
در صورتی که شرایط قانونی فراهم باشد دادستان تعقیب را شروع خواهد کرد و پس از تعقیب حق ندارد که با متهم سازش کند و اگر قرار منع تعقیب یا برائت متهم نیز صادر شود موظف است به آن اعتراض کند زیرا تعقیب متهم تا هر جا که قانوناً امکان داشته باشد باید پیگیری شود.
بنابراین به طور خلاصه می توان گفت طرفداران این روش معتقدند که هر گاه عمل بزهکارانه،شرایط قانونی را دارا باشد،اعم از اینکه سبک یا سنگین باشد،بدون توجه به هزینه تعقیب،دادسرا مکلف به تعقیب می باشد.در کشور ما ایران تا سال 1352 از این روش پیروی می شد اما با تصویب ماده 40 مکرر قانون آیین دارسی کیفری سابق روش متناسب بودن تعقیب روی کار آمده که با ماده 22 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356 تکمیل تر شده است.
2-5-1-قانونی بودن
قانونی بودن که در مواردی به مشروعیت در زبان فارسی معادل سازی شده اصطلاحی است که به ارزش اخلاقی یک عمل،نهاد یا کل یک نظام اشاره دارد.از این مفهوم اساسا برای بحث از فعالان،اعمال و نهادهای سیاسی استفاده می شود و برخی این عبارت را تنها در این زمینه به کار می برند.برخی به طور عام این اصطلاح را در مورد تمام اعمال قاعده مند به کار می برند. (بیکس،1389:ص316)در هر صورت قانونی بودن ریشه در پذیرش اصول شکلی و ماهوی برای وضع و تصویب و اجرای یک قانون دارد.چنانچه جلوتر اشاره خواهد شد شاخصه هایی که در رابطه با اصل حاکمیت قانون مطرح می شود می تواند تا اندازه زیادی مبین ویژگی‌های قانونی بودن تلقی گردد.در واقع یک عمل قانونی ریشه در اصل حاکمیت قانون دارد که نظام های مدرن حقوقی بر آن صحه گذارده اند.
2-5-2-تعقیب
در زبان انگلیسی برای واژه تعقیب معادل هایی نظیر پروسکشن را به کار برده اند. (وارسته،1386:ص393)در فرآیند دادرسی کیفری تعقیب به کلیه اقداماتی گفته می شود که در راستای کشف حقیقت از طرف مقامات صالح قضایی انجام می گردد.تعقیب در مراحل مختلف و توسط مقامات گوناگون صالح قضایی و پلیسی باید انجام شود.
2-5-3-تعریف و مفهوم تناسب
تناسب لغتی عربی از باب تفاعل است که به عملی طرفینی اشاره دارد.در لغت فارسی به همدیگر پیوند شدن و با هم مناسبت داشتن و وجود داشتن نسبت و رابطه میان دو کس یا دو چیز است و برابری دو نسبت را نیز تناسب گویند. (دهخدا، 1342:ص976)در علم ریاضی به معنی برابری دو نسبت با هم است.از نظر علم منطق نیز یکی از ارتباطات دو مفهوم کلی (تباین،تساوی،عموم و خصوص من وجه و عموم و خصوص مطلق) است. (رحمدل،1389:ص42)
2-5-4-متناسب بودن تعقیب
در برخی از کشورها از جمله،آلمان،ایتالیا،ژاپن و… این روش اعمال می شود و قانون به دادستان اجازه می دهد که تحت شرایطی از تعقیب برخی از جرایم صرف نظر نماید،زیرا هزینه تعقیب و اثر سوء مجازات بیشتر از سود تعقیب مجرم است.در حقوق فرانسه دادستان همیشه مکلف به تعقیب جرم نیست بلکه می تواند در پاره ای از موارد آن گاه که در تعقیب نفعی نبیند آن را بایگانی کند.در آن کشور دادستان عمومی اصولا وقتی اعلام جرم یا شکایتی نزد او برده می شود تواما دو موضوع را مد نظر قرار می دهد یکی قانونی بودن تعقیب و دیگری موقعیت داشتن تعقیب. (شاملو احمدی، 1383:ص211)کشور فرانسه از سال 1958 با تدوین قانون جدید آیین دادرسی خود این شیوه را مورد پذیرش قرار داده است و به دادستان اجازه داده به تشخیص خود و با در نظر گرفتن عواملی مثل درجه اهمیت جرم ارتکابی،میزان هزینه دادگستری،گذشت شاکی،لزوم اصلاح متهم و دیگر عوامل فردی و اجتماعی از تعقیب کیفری منصرف گردد.تصمیم دادستان در عدم تعقیب به لحاظ موقعیت نداشتن قطعی نبود و اختیار داشت قبل از شمول مرور زمان مجدداً تعقیب را به جریان اندازد.به علاوه اقدام دادستان ها مورد کنترل دادستان کل است .وی می توانست دستور هر یک از دادستان ها را در عدم تعقیب که مناسبت ندارند به عنوان مافوق نقض نماید. (حکمی نژاد، 1386:ص90)
2-5-4-1-سیر تاریخی
2-5-4-1-1-سیر تاریخی طرح سیستم قانونی بودن تعقیب
الزامی بودن یا قانونی بودن تعقیب همان طور که توضیح داده شد در واقع همان الزام مقام تعقیب در تعقیب مرتکبین جرم است به طوری که وی حق مصالحه با متهم یا انصراف از تعقیب او را نداشته باشد.به لحاظ تاریخی سابقه وضع این قاعده به کشور آلمان نسبت داده شده است.ماده 152 قانون آیین دادرسی کیفری آلمان اولین بار این سیستم را مورد قبول قرار داد و پس از آن وارد

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعتغییر جنسیت، امور حسبی، دستور موقت

دیدگاهتان را بنویسید