پایان نامه ها

منبع پایان نامه ارشد با موضوع شاخص قیمت، قیمت سهام، بازار سهام، سیاست پولی

میشوند.
از نظر تئوری باید رابطه بین حجم پول و شاخص کل قیمت سهام مثبت باشد، زیرا افزایش نقدینگی می تواند تقاضا برای دارای یها و از جمله سهام را افزایش دهد. قابل ذکر است که دربیشتر مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور، این رابطه مثبت اعلام شده است.
2-12- پیشینه و تاریخچه موضوع پژوهش
در این بخش از پژوهش برخی از پژوهشهای انجام شده ( خارجی و داخلی) درباره بررسی تأثیر شوکهای سیاست پولی بر شاخص قیمت سهام اشاره میشود:

2-12-1 پژوهشهای خارجی
دافی و فیلیپس(2013)62، در پژوهشی با عنوان” واکنش بازار سهام نسبت به شوکهای سیاست پولی و مالی” به بررسی اثرات شوکهای سیاست پولی و مالی بر عملکرد بازار سهام کشورهای آلمان، انگلستان و ایالات متحده با استفاده از الگو VAR ساختاری با استفاده از اطلاعات سه ماهه برای دوره1:1991-4:2014 پرداختهاند. تعداد قابل توجهی از مطالعات بر رابطه بین سیاست پولی و عملکرد بازار سهام متمرکز شدهاند، با این حال تنها چند مطالعه در مورد اثرات سیاست مالی بر عملکرد بازار سهام وجود دارد. نتایج نشان میدهد که هر دو سیاست پولی و مالی بازار سهام را به طور مستقیم و غیر مستقیم تحت تأثیر قرار میدهند. سیاستهای مالی از طریق کانال نرخ بهره و عرضه پول بازار سهام کشو رهای مورد بررسی را تحت تأثیر قرار میدهد. از همه مهمتر، شواهدی وجود دارد که تعامل بین دو سیاست در توضیح تحولات بازار سهام بسیار مهم است. بنابراین سرمایهگذاران و تحلیلگران در تلاش خود برای درک رابطه بین سیاستهای اقتصاد کلان و عملکرد بازار سهام باید سیاست های پولی و مالی را با هم در نظر بگیرند.
علی یو63 (2011)، در پژوهشی با عنوان “اثر سیاست پولی بر بازده سهام” به بررسی تأثیر سیاست پولی بر بازده سهام پرداخت. وی نشان داد که علامت مثبت ضریب اثر اهرمی در الگو EGARCH بر این موضوع دلالت میکند که تغییرات مثبت، نقش مهمتری نسبت به تغییرات منفی در بازدهی سهام ایفا می کنند. همچنین وی نشان داد که تغییرات سیاست پولی پیش بینی نشده برای ثبات در بازار سرمایه نیجریه مهمتر است.
والکارسل64 (2010)، در پژوهشی تحت عنوان “تطبیق پویایی قیمت سهام در شوکهای پولی” دریافتند که شوکهای اقتصادی یکی از تعیین کنندههای اصلی قیمت سهام هستند. در این پژوهش به تجزیه و تحلیل اثرات عرضه پول، بهرهوری و وابسته بودن شوک بازار سهام در ارزش حقیقی شاخص قیمت سهام آمریکا و همچنین مجموع فعالیتهای اقتصادی و تورم پرداخته است. نتایج نشان میدهد که سیاست پولی دارای اثرات انبساطی مهمی در حرکت کوتاهمدت قیمت سهام است.
آلاچیده65 و دیگران (2010)، در پژوهشی تحت عنوان “ارتباط علی بین نرخ ارز و شاخص قیمت سهام ” به بررسی رابطه بین نرخ ارز و شاخص قیمت سهام پرداخته اند. نتایج این پژوهش نشان میدهد در کوتاه مدت برای کشورهای کانادا، انگلستان و سوییس ورابطه از سوی نرخ ارز به سوی شاخص قیمت داشته است. اما عکس این رابطه تنها برای کشور سوییس مورد تأیید قرار گرفته است.
آوانیدز و کانتانیکاس(2010)66، در پژوهشی تحت عنوان” تأثیر سیاست پولی بربازده سهام 13 کشور عضو سازمان توسعه و همکاریهای مشترک” به بررسی اثر سیاست پولی بربازده سهام، با استفاده از روش تک معادلهای OLS و خود رگرسیون برداری، برای 13 کشور عضو پرداختنهاند. در این مطالعه از متغییرهای قیمت ماهانه سهام و نرخ بهره کوتاه مدت استفاده شده است. به طور کلی بر طبق نتایج به دست آمده، تغییرات سیاست پولی اثر قابل توجهی بر بازده سهام دارد. این نتیجهگیری مکانیسم انتقال سیاست پولی از طریق بازار سهام را تایید میکند.
ارنتیون آراخیو (2009)، به بررسی “شوک‏های کلان اقتصادی و هم‏حرکتی بازده سهام ” در آمریکای لاتین با استفاده از داده‏های ماهیانه و در بازه زمانی 1995 تا 2009 پرداخته است. وی با استفاده از الگو خودرگرسیون برداری ساختاریافته (SVAR) از محدودیت‏های بلندمدتی برای شناسایی شوک‏های ساختاری (تقاضا، عرضه و پرتفولیو) استفاده کرد. برای هر کشور، اهمیت شوک‏های ساختاری را در توضیح سطح خطای پیش‏بینی برای بازده سهام، با استفاده از رگرسیون مورد ارزیابی قرار داد. نتایج نشان داد، در برخی کشورها، شوک پرتفولیو فاکتورهای مهمی در بازده سهام بودند. همچنین در کشورهای مورد بررسی، خطای پیش‏بینی بازده سهام به دلیل وجود شوک‏های تقاضا، عرضه و پرتفولیو می‏باشد. در کل شوک‏های کلان اقتصادی (عرضه و تقاضا) بر بازده واقعی سهام تأثیرگذار است.
کریستوفرگان67 و همکاران (2006)، در پژوهشی تحت عنوان ” اثرات متقابل بین شاخص سهام نیوزلند و یک مجموعه‏ی هفت‏گانه از متغیرهای کلان اقتصادی “را برای داده‏های ماهانه از ژانویه 1990 لغایت ژانویه 2003، و با استفاده از آزمونهای همجمعی به بررسی رابطه بین شاخص سهام نیوزلند و یک مجموعه‏ی هفت‏گانه از متغیرهای کلان اقتصادی پرداخته اند. متغیرهای اقتصادی استفاده شده شامل نرخ تورم، نرخ ارز، تولید ناخالص داخلی، عرضه پول، نرخ بهره بلندمدت، نرخ بهره کوتاه‏مدت و قیمت خرده‏فروشی نفت محلی68 بود. آزمون همجمعی یوهانسون نشان میدهد که بین شاخص قیمت سهم نیوزلند و متغیرهای اقتصادی مورد آزمون، یک رابطه‏ی بلندمدت وجود دارد. نتایج آزمون علیت گرنجری نشان میدهد که قیمت سهام نیوزلند علیت گرنجری برای تغییرات در متغیرهای اقتصادی نیست. علت آن کوچک بودن بازار سهام نیوزلند در مقایسه با بازارهای سهام کشورهای توسعه‏یافته است.
برنانکی و کاتنر69 (2004)، در پژوهشی تحت عنوان ” اثر
تغییرات در سیاست پولی را بر روی قیمت سهام”، با موضوع اندازه گیری عکس العمل بازار سهام و همچنین شناخت و درک منابع اقتصادی، به بررسی این عکس العمل پرداخته اند. نتایج آنها نشان میدهد که به طور متوسط یک کاهش 25/.فرضی پیش بینی شده در اهداف نرخ وجوه فدرال همراه با در حدود یک درصد افزایش در شاخص سهام می باشد. همچنین آنها بیان کردند که سیاست پولی غیرمنتظره تنها برای بخش کوچکی از کل تغییرات قیمت سهام مسئول می باشد.
پویتراس70 (2004)، در پژوهشی تحت عنوان “تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر روی شاخص قیمت سهام آمریکا ” به بررسی رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و شاخص قیمت سهام آمریکا پرداخت. متغیرهای کلان عبارت بودند از: شاخص قیمت مصرف‏کننده، شاخص قیمت تولیدکننده، نرخ بیکاری، کل اشتغال غیر کشاورزی، شاخص تولیدات صنعتی، تراز تجاری آمریکا برای کالا و خدمات، حجم پول و نرخ تنزیل فدرال رزرو. نتایج برآورد وی برای سال‏های 1980 تا 1998 حاکی از این است که به طور کلی متغیرهایی که قابلیت پیش‏بینی دارند، دارای قدرت توضیح‏دهندگی معناداری برای تغییرات در شاخص قیمت سهام نمی‏باشند. هشت متغیر کلان اقتصادی ذکر شده، به استثنای نرخ تنزیل، دارای قدرت توضیح‏دهندگی ناچیزی برای تغییرات در شاخص قیمت سهام بوده‏اند.
کیا71 (2003)، در پژوهشی با عنوان ” رفتار فعالان بازار سهام و تحلیل روابط بین متغیرهای کلان اقتصادی با شاخص قیمت سهام” نشان می‏دهد که در کوتاه‏مدت، فعالان بازار سهام نسبت به تغییرات کوچک در قیمت تعادلی از خود واکنش نشان می‏دهند. نتایج این مطالعه نشان می‏دهد که شاخص قیمت سهام خارجی، نرخ ارز و نرخ بهره در بلندمدت دارای رابطه منفی با شاخص قیمت سهام هستند و متغیرهای تولیدات صنعتی، شاخص قیمت کالا و عرضه پول ارتباط مثبت با شاخص قیمت سهام دارند.
2-12-2- پژوهشهای داخلی
زارع مهرجردی(1393)، در پژوهشی تحت عنوان ” تحلیل تأثیر سیاستهای پولی و مالی بر بازده بازار سهام ایران” به بررسی تأثیر سیاستهای پولی( شاخص نرخ رشد نقدینگی و مالی) شاخص کسری بودجه دولت بر بازده بازار سهام را با استفاده از الگو خود رگرسیون برداری با توضیح وقفه های گسترده پرداخته. نتایج نشان داد که یک رابطه علیت یک طرفه از سیاستهای پولی و مالی به شاخص بازده بازار سهام ایران وجود دارد و بین شاخص بازده بازار سهام و سیاست مالی یک رابطه بلند مدت منفی وجود دارد.
حسنزاده وهمکاران (1390)، در پژوهشی تحت عنوان “اثر شوکهای سیاست پولی بر نوسانات شاخص قیمتی سهام در ایران” با استفاده از الگو تصحیح خطای برداری پرداختند. نتایج نشان داد که سیاست پولی اثر مثبت اما کمی در تغییرات شاخص قیمت سهام دارد. همچنین در متغیرهای پولی، بدهی بانکها به بانک مرکزی تأثیر قویتری بر شاخص قیمتی سهام نسبت به دو متغیر نسبت سپرده قانونی و بدهی بخش خصوصی به بانکها دارد.
آل بوسویلم و کریمی (1390)، در پژوهشی تحت عنوان “تأثیر متغیرهای پولی بر شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با تاکید بر بحران مالی 2007” را با استفاده از الگوی خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی پرداخته اند. نتایج آن نشان داد که متغیرهای نقدینگی، نرخ ارز و نرخ سود سپرده‏های بانکی با یک دوره وقفه، رابطه معکوس با شاخص بورس داشته و نرخ سود سپردههای بانکی، سطح قیمتها با یک وقفه و نرخ ارز با یک وقفه در همان دوره رابطهای مستقیم با شاخص بورس تهران داشتند. بحران مالی، تأثیر منفی بر این رابطه برجای گذاشت که با واقعیت موجود همخوانی داشته و لزوم اتخاذ تدابیری برای مقابله با بحران را بیش از پیش نشان داد.
داودیزاده (1390)، در پژوهشی تحت عنوان “سیاستهای پولی و اثرات آن بر بازار سهام ایران” به بررسی رابطه بین سیاستهای پولی و بازار سهام پرداخته است که نتایج آن نشان میدهد که سیاست پولی بر شاخص قیمت سهام در حالت قیمتهای پایین و قیمتهای بالا اثر مثبت دارد. اما میزان اثرگذاری این سیاستها در حالتی که قیمتها پایین است نسبت به حالت قیمتهای بالا شدت بیشتری دارد.
عظیمی و همکاران (1389)، در پژوهشی با عنوان “تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر شاخص قیمت بازار اوراق بهادار تهران با استفاده از روش همجمعی” به بررسی عوامل موثر بر شاخص قیمت پرداختهاند. نتایج حاصل از برآورد الگو بر اساس روش انگل–گرنجر تایید کننده وجود رابطه بلندمدت بین متغیرها بود. همچنین نتایج حاصل از روش جوهانسن-جوسیلیوس نیز نشان از وجود دو بردار همجمعی داد که در مجموع موید تأثیر مثبت تغییرات نرخ ارز، نرخ تورم، حجم پول و میزان تولیدات صنعتی بر تغییرات شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران و رابطه منفی تغییرات نرخ بهره بود.
سجادی و همکاران (1389)، در پژوهشی با عنوان ” رابطه متغیرهای کلان اقتصادی و شاخص کل قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران” به بررسی رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و شاخص کل قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران ا پرداخته اند. پژوهش با هدف تعیین رابطه بلندمدت بین نرخ رشد شاخص کل سهام و مجموعهای از متغیرهای کلان اقتصادی انجام گرفته است. در این پؤوهش دادهها بهصورت فصلی و برای دوره زمانی 1386-1374 و با استفاده از خودرگرسیون برداری با وقفههای توزیعی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون همجمعی نشان داد که شاخص کل سهام و متغیرهای کلان اقتصادی با هم رابطه دارند.
نجارزاده و همکاران (1388)، در پژوهشی با عنوان “تأثیر شوک‏های ارزی و قیمتی بر شاخص قیمت بورس” را با استفاده از الگوی خودرگرسیون برداری و توابع عکس
‏العمل آنی و تجزیه واریانس به بررسی رابطه بین شوک‏های ارزی و قیمتی بر شاخص قیمت بورس پرداخته اند. بر اساس نتایج پژوهش، رابطه تعادلی بلندمدت میان متغیرهای شاخص قیمت سهام با نرخ ارز واقعی و نرخ تورم معنادار بوده است و شوک‏های ناشی از نرخ تورم و نرخ ارز بر شاخص قیمت سهام در بلندمدت تأثیر منفی و در کوتاه‏مدت تأثیر مثبت داشته است و اثر شوک ناشی از نرخ تورم بر بازده واقعی سهام از شوک ناشی از نرخ ارز شدیدتر بوده است.
عباسیان و همکاران (1387)، در پژوهشی با عنوان “بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر شاخص کل بورس تهران” به بررسی رابطه بین متغیرهای کلان اقتصادی و شاخص کل بورس تهران پرداخته‏اند. نتایج، با استفاده از روش هم‏انباشتگی و الگو‏های تصحیح خطا و توابع عکس العمل ضمنی و تجزیه واریانس، نشان دهنده اثر مثبت نرخ ارز و تراز تجاری در بلندمدت بر بورس اوراق بهادار و اثر منفی تورم، نقدینگی و نرخ بهره بوده است.
اسلاملوییان و زارع (1387)، در پژوهشی با عنوان

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهقانون حاکم، نظم عمومی، قواعد آمره، محل سکونت

دیدگاهتان را بنویسید