پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه : ارتباطات میان فردی

ارتباطات کلامی و غیرکلامی:
انسانها در تلاش برای برقراری ارتباط، از دو نظام عمده نمادهای کلامی و غیرکلامی استفاده می کنند (دانکه و کلترباک، 1990). ارتباط کلامی، از واژه یا کلمه سود می برد(سرمد، 1382) و شامل نوشتار (ارتباط کتبی) و یا گفتار (ارتباط شفاهی) است (هوی و میسکل، 2005).

ارتباطات کتبی: شامل انواع روابطی است که به طریق نوشتاری رد و بدل می گردد. مزایای ارتباطات کتبی عبارتند از:
به فرستنده پیام کمک میکند، پیام را قبل از ارسال، به دقت بررسی و مطالعه کند.
حضور فرستنده برای برقراری ارتباط ضرورت ندارد و در وقت و هزینه صرفه جویی می شود.
می توان از پیام کتبی به عنوان سند استفاده نمود(سرمد،1382).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ارتباطات شفاهی: آنچه به کمک زبان و به صورت چهره به چهره صورت می گیرد. مزایای ارتباطات شفاهی عبارتند از:
1- تعامل چهره به چهره و دریافت بازخورد سریع.
2- انتقال پیام در حداقل زمان ممکن و با کمترین هزینه.
حل هر گونه سوءتفاهم و تفسیر نادرست احتمالی در کوتاهترین زمان ممکن (سرمد، 1382).
ارتباط غیرکلامی، را می توان به عنوان ارتباطاتی که با ابزارهایی غیر از کلمات انجام می شوند، معنی کرد. سه جنبه عمده ارتباطات غیر کلامی عبارتند از: موقعیتی که ارتباط در آن روی میدهد، ارتباط برقرار کنندگان، و رفتار آنها طی فرایند تعامل (نپ و هال، 2002). این پیامها برخی مواقع همراه با پیامهای کلامی، و گاهی به تنهایی مبادله می شوند. هدف کلی ارتباطات غیرکلامی، انتقال احساسی است که در پشت یک پیام وجود دارد(دوبرین، 1387). نمادهای غیرکلامی شامل: زبان بدن یا حرکات، مواد فیزیکی یا مصنوعی که ارزش نمادین دارند(مثل لباس اداری)، فضا، لمس کردن، زمان، و نمادهای غیرکلامی دیگر مثل لحن و شدت صدا می باشد (هوی و میسکل، 2005).
کلامی
غیر کلامی
کتبی
شفاهی

نمودار(2-3): ارتباطات کلامی و غیرکلامی
ارتباطات را از نظر عکس العمل در محیط، می توان به دو نوع یک و دوجانبه تقسیم نمود:
2-2-1-13-2- ارتباطات یک جانبه و دو جانبه :
هر گاه عکس العمل گیرنده، نسبت به پیام ابراز نشود، آن ارتباط را یک جانبه گویند(رضائیان، 1389). این نوع ارتباطات توسط گوینده آغاز شده و توسط وی نیز، به اتمام میرسد(هوی و میسکل، 2005). چنانچه محیط به گونه‌ای باشد که گیرنده عکس العمل ها و نظرات خود را درباره محتوای پیام به اطلاع فرستنده پیام برساند، به این ارتباط، ارتباط دوجانبه می‌گویند(رضائیان، 1389). برخلاف ارتباط یک طرفه، ارتباط دوسویه، نیازمند مذاکرات و تبادلات پیوسته می باشد(هوی و میسکل،2005).
پژوهشهای صورت گرفته، حاکی از آن است که:
ارتباط یک جانبه، سریعتر و کار فرستنده پیام آسانتر است، اما به علت دقت کمتر، اختلال و سردرگمی بیشتری دیده می شود.
ارتباط دوجانبه از دقت بیشتری برخوردار بوده و در نتیجه بازخورد، فرستنده امکان بررسی مجدد پیام را می یابد.
در مواردی که امور هنوز برنامه ریزی نشده و به روال عادی درنیامده اند، ارتباط دوجانبه وسیله مؤثرتری است، اما پس از اینکه امور برنامه ریزی شده و یکنواخت شد، اثر ارتباط دوجانبه کاهش می یابد. بنابراین شاید بتوان گفت ارتباط دوجانبه برای اتخاذ تصمیم در سطوح عالی مدیریت، کاربرد بیشتری دارد(رضائیان، 1389).
باید توجه داشت همانند بسیاری از مفاهیم مدیریت، ارتباطات را می‌توان یک فرایند در نظر گرفت و اگر قرار باشد ارتباطات واقعی وجود داشته باشد، باید فرایند دوطرفه باشد (داوودآبادی، 1385). هوی و میسکل، چهارنوع ارتباطات دوطرفه در مدارس را نام برده، و آنها را به شرح زیر، توصیف میکنند:
مذاکره: مذاکره از طریق دو ویژگی، قابل شناسایی است: روحیه همکاری و شکیبایی عمومی، و فهم متقابل. این نوع ارتباط، زمانی مورد استفاده قرار می گیرد، که افراد علاقمندند دیدگاه ها و تجارب یکدیگر را درک کنند. دو دانش آموزی که درباره چگونگی گذراندن تعطیلات تابستانشان، صحبت می کنند، مثالی از کاربرد مذاکره در ارتباطات هستند.
بررسی: بررسی شامل دو یا چند نفر است که برای یافتن پاسخ یک مسئله، حل یک اختلاف، یا ایجاد توافق همگانی، همکاری می کنند. معمولا در چنین حالتی، راه حل ها و پاسخهای ممکن را در ساختاری که بر دامنه ای از رویکردها و دیدگاه ها تأکید می کند، بررسی می کنند.
مناظره: مناظره پرسش مستقیم و روحیه ای شکاک را ارائه می دهد و در آن نیازی به توافق مشارکت کنندگان نیست. فایده مناظره این است که مشارکت کنندگان، ایده ها و عقاید خود، در مورد راه حل ها را با حداکثر چالش ممکن مشاهده می کنند؛ به این منظورکه دیدگاه های افراد در مورد راه حلها محکمتر و واضح تر شود.
آموزش: آموزش در ارتباطات دوجانبه، شامل فرایندی ارادی است که در آن معلم، دانش آموزان را به پاسخها و ادراکات مشخصی، راهنمایی می کند. در این روش، از پرسشهای انتقادی، و دیگر اظهارات، جهت به جریان درآوردن بحثی معین، استفاده می شود.نمونه ای از این نوع ارتباطات، روش سقراطی است (هوی و میسکل، 2005).
2-2-1-13-3- ارتباطات رسمی و غیر رسمی :
ارتباطات رسمی، به مسیرهای اداری رسمی اشاره دارد که برای عبور پیام در نظر گرفته شده (دوبرین، 1387) و توسط سازمانها تصویب شده اند(هوی و میسکل،2005). ارتباطات رسمی در ساختارهای مشخص سازمانی، بین نقشهای سازمانی و در جهت اهداف سازمانی، برقرار می گردد (آلتینوز، 2009). وقتی به نمودار سازمان توجه می کنیم و روابط میان قسمتهای مختلف و ساخت سازمان را در نظر می گیریم، در واقع مجاری رسمی ارتباطات سازمانی را می نگریم (فرهنگی، 1378). طبق دیدگاه برنارد، هنگام توسعه و یا استفاده از کانالهای رسمی، چندین نکته را باید مدنظر قرار داد:
کانالهای ارتباطی باید شناخته شده باشند.
کانالها باید تمام اعضای سازمان را به هم مرتبط سازند.

خطوط ارتباطی باید تا حدامکان کوتاه و مستقیم باشد.
شبکه کامل ارتباطی مورد استفاده قرار گیرد.
در مورد هر ارتباطی باید اطمینان حاصل شود که توسط فرد مورد اعتمادی که موضوع پیام در حوزه اختیارات مقام اوست، صادر شده باشد.
ارتباطات غیررسمی از روابط خصوصی و فعل و انفعالات طبیعی بین افراد به وجود می آید (میرسپاسی، 1391). افراد به محض ورود به سازمان بنا بر علل مختلف از جمله علایق، سلیقه های مشترک، همفکری ها و… با هم رابطه برقرار می‌کنند و شبکه ارتباطی غیر رسمی را تشکیل می‌دهند. ارتباطات غیر رسمی در سازمان گاهی اوقات آن قدر توسعه می‌یابد که ارتباطات رسمی در آن محو می‌شود. ممکن است شبکه ارتباطی غیر رسمی به این دلیل ایجاد شود که شبکه های رسمی توجهی به نیازهای اطلاعاتی اعضای سازمان نمی‌کنند. بنابراین شبکه های غیر رسمی در ارضای نیازهای مربوط به اطلاعات اضافی سراسر سازمان مفید تلقی می‌شود (داوودآبادی، 1385).
2-2-1-14- ارتباطات خطی، تعاملی و تبادلی:
با توجه به اینکه پژوهش حاضر به دنبال بررسی ارتباطات خطی، تعاملی، و تبادلی می باشد، این سه نوع ارتباطات به طور جداگانه مورد بحث و بررسی قرار می گیرند:
2-2-1-14-1- ارتباطات خطی:
هارولد لسول در سال ۱۹۴۸ اولین الگوی ارتباطات را ارائه داد. بر اساس الگوی لسول، ارتباط الگویی خطی و یک طرفه است که در آن، فردی بر دیگری تأثیر می گذارد. لسول برای ترسیم دیدگاهش، از نمودار استفاده نمی کرد. الگوی شفاهی او شامل پنج پرسش بود که مجموعه کنش هایی را توصیف می کردند که ارتباط را تشکیل می دهند: (۱) چه کسی؟ (۲) چه می گوید؟ (۳) در چه مجرایی؟ (۴) به چه کسی؟ (۵) با چه تأثیری؟ (لسول، 1998) یک سال بعد، کلود شنون و وارن ویور الگوی لسول را اصلاح کردند و الگویی ارائه کردند که در آن ارتباط عبارت بود از: انتقال جریان اطلاعات از منبع به مقصد. آن ها در الگوی خود، «پارازیت» را به الگوی لسول افزودند. «پارازیت» به چیزی اطلاق می شود که مانع از انتقال و جریان یافتن اطلاعات از منبع به مقصد می گردد (وود، 1379).
در ارتباطات خطی، منبع پیام، پیام را کدگذاری کرده و از طریق یک یا چند کانال حسی، آن را به گیرنده ارسال می کند، سپس گیرنده پیام را دریافت و کدبرداری می کند. به عنوان مثال پس از خریدن کامپیوتر به نوار ضبط شده سازنده آن گوش می دهید. نوار توضیح می دهد که چگونه کامپیوتر را روشن کرده و سیستم را بارگذاری کنید. زمانیکه از دستورالعمل پیروی کرده و موفق به روشن کردن سیستم شوید، ارتباط موفق بوده است (برکو و همکاران، 2007). الگوی خطی ارتباط، ارتباطات را به عنوان فرایندی یک سویه ترسیم میکند که در آن فردی دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد (وود، 2010).
اگرچه الگوهای لسول، شنون و ویور برای شروع معرفی ماهیت ارتباطات میان فردی خوب و مفید بودند، اما این الگوهای خطی ضعف های جدّی داشتند: اول اینکه، آن ها ارتباط را یک جریان یک طرفه از سوی فرستنده به گیرنده نشان می دادند، به این صورت که شنوندگان فقط گوش می دهند و هرگز پیامی نمی فرستند. سخنگوها نیز فقط سخن می گویند و هرگز شنونده نیستند و پیامی از شنونده دریافت نمی کنند. دومین ضعف الگوی خطی در این بود که شنوندگان منفعلانه پیام های فرستنده را جذب می کردند و پاسخی نمی دادند. در این الگو، شنوندگان شرکت کنندگان فعّال ارتباط میان فردی نبودند. اما روشن است که به طور معمول، جریان و فرایند ارتباط چنین نیست؛ زیرا شنوندگان بر سخن گویان تأثیر می گذارند، همان گونه که رفتار و گفتار ما بر نحوه ارتباط مؤثرند. و سومین ضعف الگوی خطی این بود که ارتباط را یک رشته از کنش ها جلوه می داد که در آن، مرحله «گوش دادن» به دنبال مرحله قبلی «صحبت کردن» می آمد. اما در واقع، ارتباط یک فرایند پویاست که در آن، مجموعه ای از تعاملات به صورت همزمان اتفاق می افتند. در ارتباطات میان فردی، تمام شرکت کنندگان هر لحظه در حال ارسال و دریافت پیام و منطبق شدن با یکدیگرند (وود، 1379)
بنابراین اگرچه ارتباطات یک جانبه (خطی) ممکن است ضروری باشد، اما اثربخشی آن محدود است. مثلاً فرض کنید رضا به علی می گوید: «لطفا بعد از اینکه کارت تمام شد، کتاب را روی میز بگذار.» سپس از اتاق خارج می شود. علی با انبوهی از کتابها مواجه می شود و نمی داند منظور رضا کدام کتاب است. در این مثال رضا فرض می کند ارتباط برقرار شده و خاتمه یافته است. اما این فرض اهمیت نقش گیرنده در فرایند ارتباطات و پاسخگویی به فرستنده از طریق بازخورد را نادیده می گیرد. چنین بازخوردی فرستنده را قادر می سازد از واضح بودن پیام و درک آن توسط گیرنده، اطمینان حاصل کند.
در برخی موقعیت ها ارتباطات باز و دریافت بازخورد مستقیم امکان پذیر نیست. به عنوان مثال اخبار رادیو و تلویزیون باید با دقت و ملاحظه بالایی پیام های خود را شکل دهند. در چنین ارتباطی استفاده از زبان مناسب، مثالها و ساختاری روشن لازم است تا اختلالات گفتاری و شنیداری را در گیرنده به حداقل برساند، زیرا چنین موقعیتهایی امکان بازخورد مستقیم را برای گیرنده فراهم نمی کنند. مدیران اجرایی همانند معلمان و والدین لازم است از محدودیتهای ارتباطات خطی آگاه باشند. صدور فرمان و دستورالعمل بدین معنا نیست که ارتباط مؤثری صورت گرفته است (برکو و همکاران، 2007).
کانال ارتباطی
پارازیت
پارازیت
پارازیت
محیط ارتباطات
محیط ارتباطات
نمودار (2-4): مدل ارتباطات خطی. اقتباس از برکو و همکاران (2007)
2-2-1-14-2- ارتباطات تعاملی:
الگوی خطی، تمام عناصر فرایند ارتباطات را پوشش نمی دهد و رابطه ساده ای بین منبع و دریافت کننده پیام می باشد. به همین دلیل برخی از دانشمندان رفتاری، تحت تأثیر پژوهشهای روانشناسی مفهوم فرایند را جهت تأکید بر اهمیت تعامل و نشان دادن پویایی و استمرار طبیعت ارتباطات توسعه داده اند (برکو و همکاران، 2007). الگوی تعاملی، ارتباطات را به عنوان فرایندی ترسیم میکند، که در آن شنونده از طریق بازخورد به پیام واکنش (پاسخ) نشان می دهد (وود، 2010) و در واقع ترسیمی از ارتباطات دو سویه است (برکو و همکاران، 2007). «بازخورد» یا پاسخ دهی به پیام ویژگی اصلی الگوهای تعاملی است. بازخورد می تواند کلامی، غیرکلامی، عمدی یا غیرعمدی باشد.
مشهورترین الگوی تعاملی توسط ویلبر اسکرام (پدر علم ارتباطات نوین) مطرح شد که می گفت: پیام دهندگان پیام را در درون میدان شخصی تجربه خود، خلق و تفسیر می کنند. هرقدر میدان تجربه پیام دهندگان همپوشی بیشتری داشته باشد، طرفین منظور یکدیگر را بهتر می فهمند. با در نظر گرفتن عامل میدان های تجربه در الگوی تعاملی، می توانیم بفهمیم که چرا سوء تعبیرها پیش می آیند. اسکرام با مبحث میدان های تجربی و بازخورد، الگویی ارائه داد که در آن ارتباط یک فرایند تعاملی محسوب می شود؛ فرایندی تعاملی که فرستنده و گیرنده در آن مشارکتی فعال دارند (اسکرام، 1978).
نمودار (2-5) مدل تعاملی ارتباطات را نشان می دهد. در این مدل نیز مثل مدل خطی، منبع پیام را کدگذاری کرده و از طریق یک یا چند کانال حسی به گیرنده ارسال می کند. سپس گیرنده پیام را دریافت و کدبرداری می کند. اما علاوه بر این، گیرنده بازخورد را به صورت کدگذاری شده به منبع ارسال می کند. سپس منبع بازخورد را کدبرداری می کند و برپایه پیام اصلی و بازخورد دریافت شده پیام جدیدی را کدگذاری و ارسال می کند(تطبیق). ارائه بازخورد از طرف گیرنده و ارسال پیام مجدد از طرف منبع، ارتباط را به فرایندی دوسویه تبدیل می کند.
به عنوان مثال علی به رضا می گوید: « لطفاً کتاب را به من بده.» رضا به انبوه کتابها نگاه می کند و می پرسد: « کدامیکی؟» (بازخورد). علی پاسخ می دهد: « کتاب قرمزی که روی همه کتابها قرار دارد.» (تطبیق). چنین دیدگاهی، تأثیر پاسخهای گیرنده را در ارتباطات مدنظر قرار می دهد و تاحدودی فرایندی چرخه ای می باشد (ارسال و دریافت، دریافت و ارسال و …) (برکو و همکاران، 2007). اگرچه الگوهای تعاملی از الگوهای خطی پیشرفته تر بودند، اما پویایی ارتباطات انسانی را به خوبی و به طور کامل پوشش نمی دادند. این الگو دارای ضعف هایی بود؛ زیرا در آن فردی با دیگری ارتباط برقرار می کند، سپس او به نفر اول بازخورد می دهد. در این دیدگاه، توجهی به این نکته نشده است که انسان ها به طور همزمان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند، نه به طور نوبتی. همچنین در این الگو یک نفر فرستنده است و یک نفر گیرنده، اما در واقع، هر کسی که درگیر ارتباط است، هم فرستنده پیام است و هم گیرنده پیام (وود، 1379).
طرفین ارتباط، هر زمان که امکان داشت باید تلاش نمایند با یکدیگر تعامل برقرار نمایند تا متوجه شوند ارتباط آنها تا چه حد اثربخش می باشد. برای مثال علی با ملاحظه اینکه کتابهای زیادی جلوی رضا قرار دارد می توانست بگوید: «لطفاً

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : حمایت اجتماعی

92

دیدگاهتان را بنویسید