پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : حمایت اجتماعی

زنان در مزرعه،کشت و زرع و کار پابه به پای مردان برای تولید بیشتر استفاده نشود. در عین حال به ندرت در امور مربوط به مراقبت از فرزندان و خانه داری شرکت میجویند و خستگی و فرسودگی زنان نیز نمیتواند تاثیری در آن داشته باشد. اما به موازات تحول جامعه و جدایی کار از خانواده و تغییر در برخی نهادهای اجتماعی دیگر از جمله تعمیم آموزش و پرورش رسمی و عالی و تحت پوشش قرار گرفتن دخترانجوان،ضرورت و نیاز اقتصادی خانواده ها به کار زنان در خارج از خانه برای استمرار حیات و بقای خانواده و از همه مهمتر نیاز روزافزون جامعه در به کارگیری نیروی کار زنان در بخش صنعت که در نتیجهی تغییرات ساختاری در بخشهای اقتصادی جامعه،اولویت و گسترش بیشتری نسبت به بخش کشاورزی یافته است. تعداد زنان شاغل در بخشهای خدمات و صنعت رو به افزایش گذاشته است. در ایران تا سال 1355 آمار زنان شاغل رو به افزایش بود و در این سال به حدود 12 درصد رسیده است . هر چند یک دهه و پس از آن و در سال 1365 به 8 درصد کاهش یافته و تا سال 1370 با یک درصد افزایش به 9 درصد رسیده است. این آمارها از نظر بحث بدین معنا است که برای بخش عمدهای از زنان شاغل به دلیل جدایی کار از خانواده امکان ایفای همزمان و توام وظایف و فعالیتهای شغلی و خانوادگی به گونهای که در جوامع روستایی و سنتی منتفی بوده وجود دارد و به دلیل با وجود الگوی جنسیتی تقسیم کار،معضل تعارض نقش بین کار و خانواده برای این گروه از زنان به یک معضل جدی تبدیل شده که با گسترش تعهدا ت ناشی از آنها نظیر بچه دار شدن و یا اشتغال بکار تمام وقت در مشاغل حرفه ای و تخصصی جدیتر میشودکه میتواند تبعات منفی برای خود زنان و خانواده هایشان داشته باشد(همان:34).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افزایش مشارکت زنان در بازار کار و ازدیاد تعداد زنان شاغل در خارج از منزل به رشد نوع جدیدی از خانواده های دو شغله منجر شده است. در این نوع خانواده ها زن و مرد افزون برنقش سنتی همسری و پدر و مادری نقش شغلی نیز دارند.این موضع برای زنان اهمیت بیشتری دارد زیرا آنها با دارا بودن نقش همسری و مادری امروزه عهده دار نقش جدیدی نیز شده اند. در نگاه اول به نظر میرسد که این نقش جدید منجربه افزایش درآمد،بهبود وضع اقتصادی و افزایش عزت نفس زنان شاغل میشوداما زمانی که زن نتواند بین انتظارات نقشهای خویش تعادل برقرار نماید دچار نوعی تعارض به نام تعارض کار-خانواده می شود. انجاموظایف نهادی شدهای چون وظیفهی مادری،خانه داری و پرستاری از اعضای خانواده همواره بر دوش زنان سنگینی میکند به گونهای که حتی با فاصله گرفتن از خانه نگرانی انجام این وظایف او را رها نمیسازد(نبوی و شهریاری،1:1391).
تعارض کار- خانواده نوع ویژهای از تعارض بین نقشهاست که فرد را به طور هم زمان با تقاضاهای متفاوت و ناسازگار ناشی از مسئولیتهای کاری و خانوادگی درگیر میسازد. بدین معنا که هرگاه افراد قادر به انجام دادن هم زمان وظایف شغلی و خانوادگی خود نشوند دچار تعارض بین نقشهای خانوادگی و شغلی شدهاند. این نوع تعارض به تعارض کار- خانواده معروف است (قره داغی و محمودی،بی تا:39) .تعارض نقشهای شغلی و خانوادگی میتواند ناشی از زندگی خانوادگی یا محیط کاری باشد. بنابراین تعارض کار-خانواده تحت عنوان ناسازگاری دوطرفه بین تقاضاهای نقش کاری و تقاضاهای نقش خانوادگی توصیف میشود.به عبارت دیگر هر گاه افراد قادر به انجام هم زمان وظایف و مسئولیتهای هر دونقش خانوادگی و شغلی خود نباشند، وظایف ناشی از نقش خانوادگی شان با وظایف ناشی از تعهدات شغلی یا وظایف ناشی از نقش شغلی شان با وظایف خانوادگی شان تداخل پیدا کند به گونهای که آنها در ایفای وظایف شغلی و خانوادگی خود دچار فشار و دشواری گردند و نتوانند از عهدهی الزامات هر دونقش به خوبی برآیند آنان دچار تعارض بین نقشهای شغلی و خانوادگی هستند(توانگر و همکاران،136:1391).
در مجموع ما با دو نوع تعارض کار- خانواده روبه رو هستیم 1- تعارض کار با خانواده: نوعی از تعارض بین نقشهاست که در آن فشارها و الزامات محیط کار در عملکرد مسئولیتهای خانوادگی فرد اختلال ایجاد میکند یا شکلی از تعارض نقشهاست که در آن فشارهای حاصل از نقش کاری و خانوادگی از برخی جهات ناهمسازند. به این معنا که مشارکت در نقشهای دیگر را دشوار می سازند. 2- تعارض خانواده با کار: نوعی تعارض بین نقشهاست که در آن فشارها و الزامات محیط خانواده در ایفای مسئولیتهای شغلی فرد اختلال ایجاد میکند.تعارض کار با خانواده از سوی وظایف خانواده در انجام مسئولیتها ی شغلی اختلال ایجاد میکند(قره داغی و محمودی،بی تا:39).
مدل تعارض کار-خانوادهگرینهاوس و بیوتلاز رایج ترین مدلهای تعارض است.آنها (1985) مدلی برای تبیین تعارض کار-خانواده با تاکید بر منابع آن در قلمرو نقشهای کاری و خانوادگی ارائه کرده اند. منطق اصلی مدل این فرض است که هر ویژگی نقش که بتواند بر تعهد زمانی،فشار یا رفتار شخص در یک نقش تاثیر گذارد موجب تعارض بین آن نقش و نقش دیگر خواهد شد.
هاوس و بیوتل انواع تعارض کار- خانواده را به سه نوع1- تعارض مبتنی بر زمان 2- تعارض مبتنی بر فشار 3- تعارض مبتنی بر رفتار تقسیم بندی کردند.
1- تعارض مبتنی بر زمان این تعارض پیامد رقابت نقشهای چندگانه برای تصاحب زمان در اختیار فرد است. حال آنکه نمی توان مدت زمان انجام فعالیت در یک نقش را برای فعالیتهای مربوط به نقش دیگر اختصاص داد. تعارض مبتنی بر زمان دو شکل عمده دارد:1- فشارهای زمانی پیوسته با یک نقش ممکن است پیروی از انتظارات ناشی از نقش دیگر را به لحاظ فیزیکی ناممکن کند.2- ممکن است وقتی شخص می خواهد به طور فیزیکی تقاضاهای یک نقش را برآورده کند درگیر اشتغال ذهنی با نقش دیگر شود(رستگارخالد،111:1385).
2-تعارض مبتنی بر فشار: شکل دوم تعارض کار- خانواده در مدل گرین هاوس و بیوتل فشار تولید شده نقش در نتیجه محرکهای تنش زای شغلی و خانوادگی است. این محرکها در قلمرو هر یکاز نقشهای شغلی یا خانوادگی فشارهای فیزیکی و روانی نظیر تنش، اضطراب، خستگی، افسردگی، بیحوصلگی و تندخویی را پدید میآورند که ایفای انتظارات ناشی از نقش دیگر را دشوار میسازند(همان:112).
3-تعارض مبتنی بر رفتار: در این نوع تعارض الگوهای ویژهای از رفتار در نقش معینی با انتظارات مربوط به رفتار در نقش دیگر ناسازگار میشوند. بدین ترتیب ممکن است در نقش شغلی رفتارهایی از فرد درخواست شود که با انتظارات رفتاری در حوزه ی نقشهای خانوادگی تعارض داشته باشد،زمانی که فرد علیرغم تعدیل و تغییر رفتار خود نتواند از انتظارات رفتاری آن نقش تبعیت کند دچار تعارض مبتنی بر رفتار می شودلذا افرادی که برای تعدیل و تنظیم الگوهای رفتاری خود از انعطافپذیری کمتری برخوردارند احتمالا تعارض بین نقشی بیشتری را تجربه میکنند(همان:113).
2-2-12-نظریه حمایت اجتماعی:
در متون روانشناختی مفهوم حمایت اجتماعی به صورتهای متفاوتی تعریف شده است. مازلو حمایت اجتماعی را به عنوان یک نیاز اساسی برای فرد به شمار میآورد. به گفته ی وی حمایت اجتماعی موجب تصور مثبت از خود،پذیرش خود و احساس ارزشمندی میگردد که تمام اینها به فرد فرصت خودشکوفایی میدهد. بنابر نظر تویتس مفهوم حمایت اجتماعی میتواند به بهترین صورت به عنوان شرکت فعال اشخاص بااهمیت در کوششهایی که شخص برای غلبه بر فشار روانی انجام میدهد فهمیده میشود. ساراسون حمایت اجتماعی را رفتارهایی مبنی بر ادراک فرد از اینکه مورد محبت،علاقه و ارزشمندی برای دیگران است و همچنین به عنوان حضور افرادی که آمادگی همکاری و مساعدت به فرد را در موقعیتهای خاص دارند تعریف میکند. دیماتوحمایت اجتماعی را عبارت از کمک یا حمایت از جانب افرادی نظیر دوستان،خانواده،همسایه ها،همکاران و غیره میداند به صورت کمکهای مادی و یا شامل یادآوریهای مبنی بر این که شخص یک موجود باارزش و محترم است میداند.تایلر با خلاصه کردن تلاشهای گذشته در تعریف حمایت اجتماعی آن را به معنای این که شخص مورد عشق،حرمت و ارزش است و عضوی از شبکهی ارتباطی است و همچنین به عنوان تعهدی دوسویه با والدین،همسر یا عشق،سایر خویشاوندان،دوستان و اجتماع و برخوردهای اجتماعی چون برخوردهایی در کلوبها تعریف میکند(هومن و لیورجانی،149:1387).
درنتا و همکاران(2006) بر اساس طبقه بندی ویلزر(1985) حمایت اجتماعی را به سه دستهی عاطفی،اطلاعاتی و ابزاری تقسیم کرده اند. دیویسونو همکاران(1384) از حمایت اجتماعی کارکردی و ساختاری نام بردهاند. در مجموع رایجترین انواع حمایت اجتماعی که توسط پژوهشگران تعریف شده و در تحقیقات متعدد مورد بررسی قرار گرفتهاند شامل سه مقولهی حمایت اجتماعی عاطفی،اطلاعاتی و ابزاری میباشد.
حمایت اجتماعی عاطفی: به معنی در دسترس داشتن فردی برای تکیه کردن و اعتماد داشتن به وی به هنگام نیاز میباشد. حمایت اجتماعی عاطفی دربردارندهی احساس همدلی،مراقبت و توجه،و علاقه نسبت به یک شخص است. این نوع از حمایت میتواند شخص را به داشتن احساس راحتی و آسایش،اطمینان، تعلق داشتن و مورد محبت قرار داشتن به هنگام فشار و تنش مجهز مینماید(ریاحی و همکاران،89:1389).
حمایت اجتماعی ابزاری: به کمکهای مادی،عینی و واقعی دریافت شده توسط یک فرد از سوی دیگران اطلاق میشود. این نوع حمایت به افراد کمک میکند تا نیازهای روزانه ی خود را تأمین نمایند و شامل عناصری از کمکهای مادی و عینی نظیر قرض دادن پول،کمک کردن در نظافت منزل، جابه جایی و حرکت دادن،حمام رفتن و رانندگی کردن است.
حمایت اجتماعی اطلاعاتی: به دست آوردن اطلاعات ضروری از طریق تعاملهای اجتماعی با دیگران را حمایت اطلاعاتی تعریف کردهاند. به عبارت دیگر حمایت اطلاعاتی شامل دادن توصیه ها،جهتگیریها،پیشنهادات،یا بازخوردهابه یک فرد راجع به چگونگی عملکردش میباشد(همان:90)
2-2-13-چارچوب نظری منتخب
چیزی که پایه و اساس یک مطالعهی اجتماعی را تعیین میکند، چارچوب نظری است. بر این اساس محقق در واقع یک زاویهی نگرش برای خود انتخاب میکند. به عبارت دیگر از طریق چارچوب نظری میتوان مشخص کرد که بر روی چه نکاتی باید تاکید و چگونه پدیدهی مورد نظر را مطالعه کرد (لهسایی زاده،23:1383).
چارچوب تحقیق حاضر تلفیقی از نظریههای وبر، گیدنز، بوردیو، بیکر و هاوس و بیوتل و نظریهی گربنر میباشد که در زیر به شرح آنان میپردازیم:
در بحث الگوهای غذایی تحقیقات تقریبا زیادی در گروه های تغذیه و پزشکی انجام شده است که هر کدام به نحو خاصی به تقیسم بندی الگوهای غذایی پرداختهاند، به طور مثال: اسماعیل زاده و همکاران در بررسی خود دو الگوی غذایی غالب مشخص کردهاند1- الگوی غذایی سالم حاوی مقادیر فراوانی میوه، سبزی به ویژه سبزیهای سبز رنگ و کلمی شکل، گوجه فرنگی،طیور، چای، آبمیوههای طبیعی و غلات کامل بود. 2- در الگوی غذایی غربی غلات تصفیه شده، گوشت قرمز، کره، فرآوردههای گوشتی،فرآورد های لبنی پرچرب، پیتزا، سیب زمینی، روغنهای نباتی جامد، نوشابهها، شیرینیجات، و دسرها به مقدار فراوان و سبزیها و لبنیات کم چرب به مقدار کم خورده میشد(Esmaillzade and et al).
شیرخانی و همکاران(1387) در پژهش خود دو الگوی غذایی سالم و ناسالم را مشخص کردند. الگوی غذایی سالم شامل:مصرف بالای میوه، سبزیجات زرد، سیزیجات کلمی شکل،گوجه فرنگی،دوغ و لبنیات کم چرب، مرغ و ماکیان، زیتون،مغزها، آبمیوههای طبیعی، سیب زمینی،خشکبار و حبوبات و الگوی غذایی ناسالم شامل: مصرف بالای گوشت فرآوری شده، سس مایونز، نوشابه، شیرینی، غلات تصفیه شده، میان وعده، آبمیوههای صنعتی، سیب زمینی سرخ شده، کره، لبنیات پرچرب، قند و شکر، گوشت احشاء می باشد(شیرخانی و همکاران،1387).در زیر به گروهای غذایی و و شاخصهای هر گروه اشاره میشود که در تحقیق حاضر برخی از مهمترین گروه های غذایی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است.
گروه غذایی
موادغذایی هر گروه
گوشت قرمز
گوشت گاو، گوسفند و گوساله
ماهی
تن ماهی و هر نوع ماهی
ماکیان
مرغ و جوجه
لبنیات کم چرب
کشک، شیر، ماست، پنیر

لبنیات پرچرب
خامه، بستنی
روغن ناسالم
کره، مارگارین، مایونز،روغن نباتی جامد،روغن حیوانی، پیه
روغن سالم
روغن مایع، روغن زیتون، روغن سبز
آبمیوه ی صنعتی
آبمیوه ی صنعتی
حبوبات
لپه،عدس،نخود،ماش، انواع لوبیا، سویا
سیب زمینی
سیب زمینی
چای
چای
غلات کامل
نان بربری،سنگک،تافتون،نان جو،جو پخته، بلغور پخته
غلات تصفیه شده
نان لواش،فانتزی، برنج پخته،رشته، آردگندم، خمیر پیتزا، ماکارونی پخته
میان وعده
انواع بیسکویت، کراکر، پفک
مغزها
گردو، بادام، پسته، تخمه، بادام زمینی
خشکبار
کشمش، خشکبار، توت خشک
ترشی جات
ترشی، شور، خیارشور
قهوه
قهوه
دوغ
دوغ
نمک
نمک
احشاء،گوشت فرآوری شده
سوسیس،کالباس،کله پاچه، زبان، دل، جگر، قلوه،کله پاچه، سیرابی
آبمیوه طبیعی
آب میوه و سیزی طبیعی، مرکبات
شیرینی و نوشابه
نوشابه گازدار، شکلات، کاکائو، نقل، سوهان، نبات، گز، عسل، مربا، شکر، قند شیرینی تر و خشک
میوه و سبزی
سیب، موز، هنداونه، انار، پرتقال، آلبالو، زردآلو، خربزه و …..، کلم، اسفناج، قارچ و ….
وبر معتقد است که در سبک زندگی به جای تولید و مالکیت ابزار و کالاها، مصرف کالاها، سبک زندگی افراد و طبقه ی افراد را نشان می دهد. وبر با ایجاد ارتباط بین سبک های زندگی با پایگاه اجتماعی معتقد است ابزارهای مصرف نه تنها تفاوت در اعمال فرهنگی و اجتماعی در بین گروه ها را بیان می کنند بلکه مرزهای اجتماعی را نیز ایجاد میکند. سبکهای زندگی الگوهای جمعی از رفتار مرتبط با سلامتاند که بر انتخابهایی از اختیارهایی که طبق شانسهای زندگی آنها در دسترس مردم است متکی هستند. این شانسهای زندگی عبارتند از: طبقه، سن، قومیت و دیگر متغیرهای ساختاری مناسب که انتخابهای سبک زندگی را شکل میدهد. این نمونه ها شامل تصمیمات درمورد سیگار کشیدن، رژیم غذایی، ورزش و امور مشابه اینها هستند. به نظر می رسد که الگوهای غذایی نیز بخشی از سبک زندگی افراد را تشکیل میدهندکه از متغیرهای فوق تاثیر پذیر میباشند.
کاکرهام نیز معتقد است که در انتخاب سبکهای زندگی مثبت و منفی مردمی که در طبقات بالای جامعه قرار دارند، انتخابهای بیشتر، تغذیه سالمتر و منابع بیشتری از حمایت اجتماعی مشاهده می شود، برعکس مردمی که در ردهی پایین اجتماعی قرار دارند فشارهای اقتصادی، اجتماعی بیشتری بر انتخابهایشان احساس میکنند و انتخابهای قابل دسترس کمتری نسبت به طبقات بالاتر دارند. موقعیت طبقاتی تعیین کنندهی مهمی در سلامتی و پهنهی زندگی محسوب میشود و روی هم رفته وضع زندگی طبقات بالاتر و متوسط به بالا سالم تر و مناسب تر است.
به نظر بوردیو موقعیت عامل در زمینه ی اجتماعی بستگی به حجم و میزان سرمایه (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) او دارد، یعنی هر قدر سرمایهی فرد بیشتر باشد

مطلب مشابه :  منبع مقاله درمورد تحلیل محتوای کتاب

92

دیدگاهتان را بنویسید