No category

پایان نامه با موضوع افراد مبتلا

دارد[20]. بر مبنای نتایج حاصل از یک پژوهش، بیان ژن سازنده گیرنده های یونوتروپیک گلوتامات در سلولهای هرمی هیپوکامپ در افراد مبتلا به صرع نسبت به افراد سالم افزایش داشته است که این موضوع وابستگی گیرنده های گلوتاماتی را در مکانیسم صرع زایی نشان می دهد[21].
علاوه بر گیرنده های یونوتروپیک گلوتامات، گیرنده های متابوتوپیک این میانجی عصبی نیز در مکانیسم صرع زائی مورد توجه قرار گرفته اند. فعالیت پیش سیناپسی گیرنده های متابوتروپیک اهمیت زیادی در مکانیسم های فیدبکی مهاری کنترل کننده آزاد سازی گلوتامات در هیپوکامپ دارد. بر اساس نتایج یک پژوهش مشخص گردید که کنترل انتقال سیناپسی گلوتاماترژیک در برخی از مبتلایان به صرع لوب گیجگاهی کاهش یافته و مختل می شود که این اثر ناشی از اختلال در عملکرد گیرنده های متابوتروپیک است [22]. در ارتباط با نقش ساختمانهای لیمبیک در زمینه مکانیسمهای صرع زائی، مهار با واسطه گیرنده های GABAA نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس یک تئوری کلاسیک این چنین بیان می شود که کاهش اثرات مهاری در شبکه های نرونی منجر به افزایش تحریک پذیری نرون ها و متعاقب آن بروز صرع خواهد شد[23]. مطالعات هیستو شیمیایی هیپوکامپ مبتلایان به صرع لوب گیجگاهی علاوه بر آسیب های سلولی و جوانه زدن های غیر طبیعی فیبرهای نرونی، کاهش تعداد گیرنده های GABAA و نیز زیر واحدهای سازنده این گیرنده ها را نمایان ساخته است که خصوصیات اخیر در واقع موید تئوری فوق الذکر است[24]. یکی دیگر از تغییراتی که در هیپوکامپ مبتلایان به صرع لوب گیجگاهی مشاهده گردید، کاهش تعداد نرونهای واسطه ای گاباارژیک است[25]. در جریان تحقیق مشابهی کاهش گیرنده های GABAA در هیپوکامپ موشهای صحرائی مبتلا به صرع لوب گیجگاهی نشان داده شده است[26].
یکی از تئوریهای جالب در خصوص مکانیسم های صرع زائی وابسته به GABA که در صرع لوب گیجگاهی مطرح شده است. اصطلاحاً تئوری سلول خاموش نام دارد. در این تئوری فرض بر این است که کاهش سلول های خزه ای موجب سکوت یا عدم فعالیت سلولهای سبدی گاباارژیک45 می گردد که این اثر، سبب حذف اثرات مهاری از روی سلولهای دانه دار خواهد شد[24]. البته نتایج حاصل از برخی پژوهش ها با تئوری مذکور مغایرت دارد[27].
علاوه بر گیرنده های GABA، حاملین این ترکیب نیز مکانیسم های مربوط به صرع لوب گیجگاهی مورد توجه قرار گرفته اند. بر اساس یک بررسی مشخص گردید که میزان حاملین GABA در بافت مغزی مبتلایان به صرع مذکور در مقایسه با افراد طبیعی کاهش یافته است[28].
نوروپپتید Y از جمله دیگر ترکیباتی است که در صرع نواحی لیمبیکی مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی های ایمونوهیستو شیمیایی و مولکولی نشان داده اند که پدیده تعدیل عصبی46 در جریان صرع فوق الذکر، دستخوش تغییر می گردد. از جمله ترکیبات موثر در این پدیده نوروپپتید Y است. این ترکیب علاوه بر اینکه در مکانیسم های مربوط به اخذ غذا نقش دارد، در عین حال میزان تحریک پذیری سلول های عصبی واسطه ای را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. نوروپپتید Y به واسطه کاهش نفوذ کلیسم به انتهای نرونهای پیش سیناپسی، میزان انتقال سیناپسی را تقلیل می دهد که این اثر در جلوگیری از بروز تخلیه های صرعی اهمیت زیادی دارد.بر مبنای یک پژوهش مشخص گردید که آزاد سازی نوروپپتید Y، میزان تحریک پذیری راجعه ناشی از سلولهای خزه ای را در صرع لیمبیکی کاهش می دهد[29].
1-2 مدلهای ایجاد صرع تجربی در حیوانات
به علت اهمیت موضوع و غیر اخلاقی بودن کار بروی انسان، برای انجام تحقیقات بروی صرع از مدلهای حیوانی استفاده می شود. برای صرع دو نوع مدل وجود دارد، مدل حاد و مدلهای مزمن. در مدلهای حاد، برای ایجاد تشنج عمومی47 از حداکثر الکتروشوک یا انواعی از تشنج زاها و شوک انسولین و تروما استفاده می کنند و برای تشنج لوکالیزه از تحریک های نقطه ای الکتریکی و تزریق نقطه ای تشنج زاهایی مثل پنی سیلین و استریکنین استفاده می کنند. در مدل های مزمن نورولوژیست ها در مورد مکانیسم صرع تحقیق می کنند و شامل تخریب بوسیله فریز کردن، برداشتن تکه ای از کورتکس و کیندلینگ و …
1-2-1 کیندلینگ 48:
پدیده کیندلینگ اولین بار توسط Goddard در سال 1967 توضیح داده شد. کیندلینگ در لغت به معنی روشن شدن و برافروختن تحریکات زیر آستانه ای پشت سر هم مغز ) معمولاً آمیگدال(توسط جریان الکتریکی و یا مواد شیمیایی است که سبب ایجاد تشنجات رفتاری می گردند که شدت آن به تدریج افزوده شده و در نهایت امر به حملات تونیک- کلونیک منجر می گردد. این پدیده را کیندلینگ می نامند.
در تشنجهای موضعی پیچیده در انسان، لوب گیجگاهی و سیستم لیمبیک غشاء ایجاد تشنج می باشد و کیندلینگ به عنوان مدلی از تشنجهای موضعی پیچیده در انسان شناخته شده است. بطور کلی روشهای ایجاد کیندلینگ را به دو گروه تقسیم بندی می کنند.
دسته اول آنهایی که توسط تحریک الکتریکی مغز ایجاد می شوند.
دسته دوم آنهای که بوسیله تجویز مواد شیمیایی به حیوان ایجاد می گردد.
در کیندلینگ الکتریکی تقریباً با تحریکات الکتریکی تمام نقاط مغز قدامی می توان کیندلینگ ایجاد کرد. که می توان به آمیگدال، هیپوکامپ، سپتوم کورتکس هسته پشتی رافه، قشر حرکتی و بینایی و ژیروس دندانه ای اشاره کرد. که این میان حساسیت آمیگدال برای ایجاد کیندلینگ از نقاط دیگر بیشتر است.
1-2-2 کیندلینگ شیمیایی :
مهمترین ویژگی کیندلینگ شیمیایی گسترش پیشرونده حمله های رفتاری کاهش آستانه تشنج و حفظ افزایش حساسیت به تحریکاتی که منجر به تشنج می شوند.
یکی از روش های شناخته شده کیندلینگ شیمیایی استفاده از ماده پنتیلن تترازول(PTZ)49 است. کیندلینگ با PTZ شامل تجویز مکرر دوزهای زیرآستانه ای PTZاست[33و34]. که به تدریج یک تغییر دایمی در حساسیت به صرع زایی ساختارهای مغزی به وجود می آورد[30و32]. علاوه بر دخالت سیستم های مهاری گابا در کیندلینگ [33]، برخی محققان بر وقوع تقویت مشابه LTPو درگیری گیرنده های NMDAدر فرایند صرع زایی تأکید می ورزند، زیرا آنتاگونسیت های رقابتی و غیررقابتی از کیندلینگ پیشگیری می کنند یا آن را به تأخیر می اندازند[33]. مطالعات فارماکولوژیک نیز نشان می دهد که آنتاگونیست گیرنده NMDA می تواند قابلیت حیوان را برای نشو و نمای پاسخ کیندلینگ کاهش دهد.
از آنجا که پس از تثبیت صرع، داروها اثر کمی بر کاهش تشنجات دارند[31]، می توان گفت که شاید یک تغییر طولانی مدت در سیستم NMDA اتفاق افتاده است [33]. به نظر می رسد که تغییر جریان های پتاسیمی در تولید فعالیت صرعی شکل دخیل است وکانالKvl1 احتمالاً نوع اصلی درگیر در تولید صرع باشد [35].
1-2-3 انواع کیندلینگ شیمیایی :
1-2-3-1 تزریق درون بطنی مواد تشنج زا:
تزریق درون بطنی اغلب از طریق یک کانول ِکار گذاشته شده بطور آهسته انجام می گیرد. هدف کانول گذاری تزریق مستقیم داخل مغزی به ناحیه لیمبیک و یا هسته های آمیگدال می باشد.
1-2-3-2 تزریق سیستمیک تشنج زا:
تزریق سیستمیک با غلظت های های پایین تر از حد آستانه ی مواد تشنج زا یکی از معمولی ترین روش های ایجاد کیندلینگ شیمیایی است که حیوانات دوز دارو را به صورت تزریق درون رگی، صفاقی یا زیر پوستی و گاراژ دریافت می کنند. سپس تغییرات رفتاری تشنجی آنها مورد بررسی قرار می گیرد.
PTZ: پنتیلن تترازول به عنوان محرک در بیهوشی عمومی و برای برگشت دپرسیون تنفسی و همچنین در درمان دپرسیون سایکواسکیزوفرنی کاربرد دارد. PTZ در دوزهای بالاتر باعث ایجاد تشنج عمومی از نوع Petit Mal می شود. پنتیلن تترازول با تحریک مستقیم گیرنده های NMDA تشنج ایجاد می کند. یکی از مکانیزیم های مطرح شده در مورد پنتیلن تترازول کاهش باز جذب گلوتامات در سیستم عصبی مرکزی است[34]. سایر موادی هم که اثرات GABA را تقویت می کنند، می توانند یک داروی مؤثر ایجاد کیندلینگ باشند. PTZ یک بلوکه کننده انتخابی کانال کلر در رسپتورهای گابا A می باشد و همچنین منجر به کاهش نوروترنسمتیرهای وابسته به GABA در سیستم عصبی مرکزی می شود. مزیت PTZ اثرات نسبی وابسته به دوز آن است و می توان دوز پائین تر از حد آستانه را برای تمام حیوانات پیشنهاد کرد. در نتیجه پیشرفت غیر منتظره پاسخ تشنجی به آسانی قابل پیش بینی است [34]. در این حالت PTZ با افزایش اثر تحریکی از طریق گیرنده های گلوتاماتی و همچنین کاهش اثر مهاری از طریق گیرنده های GABA شرایط را برای ایجاد کانون حمله و تخلیه های مکرر فراهم کرده وتشنج ایجاد می کند.
1-3 استرس
1-3-1 مفهوم استرس
اولین بار در سال 1930 توسط هانس سلیه50 مطرح گردید اما این مفهوم از فرهنگ مردم تاثیر می پذیرد. لذا تشخیص مفهوم و تصویر کلی استرس مورد اختلاف نظر میباشد. ممکن است استرس به عنوان اختلال در وضعیت جسمانی، شرایط محیطی و یا وضعیت اجتماعی- روانی در نظر گرفته شود.
از طرفی مفهوم استرس به واسطه تعریف مفهوم مدیاتورهای استرس، کاربردی شد. این مدیاتورها هورمونهای خاصی هستند که توسط سیستم اعصاب مرکزی ویا محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال(HPA)تولید شده و برآنها نیز تاثیر می گذارند.
عقیده بر این است که مدیاتورهای استرس بصورت بالقوه قابلیت حفاظت از فرد و در عین حال ایجاد ناسازگاری و مشکل برای او را دارند.
در ارتباط با چگونگی پاسخدهی بدن به استرس، دو واژه آلوستازی51و اثرآلوستازی52 تعریف شده و مورد استفاده قرار دارند]62[. اثر آلوستازی بهای فیزیولوژیکی است که بدن بدلیل مواجه ی مکرر با پاسخ عصبی یا هورمونی به استرس می پردازد و یا به بیانی دیگر فرسودگی است که بدن به محرکهای استرس زا تجربه می کند.
مک ایون53چندین وضعیت را که نشان دهنده فرسودگی بیش از حد و اثر آلوستازی بالا بودند پیشنهاد کرد]62[.
1. واکنشهای تند و حمله ای مکرر و شدید در طول زمان نسبت به محرکهای استرس زا
2. عدم توانایی عادت کردن نسبت به محرکهای استرس زا
3. پاسخ موجود زنده به محرک استرس زا در سطح بالایی باقی مانده و نمی تواند به سطوح پایه باز گردد.
4. پاسخ نا کارآمد به محرک استرس زا که منجر به فعال شدن مکانیسمهای جبرانی می گردد.
واژه استرس از لغت لاتین”Stringer” به معنی “سختی” گرفته شده است. استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند. هانس سلیه پزشک اتریشی، پدر علم استرس در مفهوم جدید آن، معتقد است که استرس بیانگر عکس العملهای فیزیکی- شیمیایی، ذهنی و عاطفی بدن در مقابل رویداد ها و موقعیت های وحشتتناک، هیجان آور، خطرناک و حساس است. استرس واکنش و پاسخی به موقعیت های فشار آور است یا حالتی قلمداد می شود که در آن فرد بر اثر محرکهای خارجی از وضعیت و حالت معمول خود خارج می شود و می کوشد خود را با آنها منطبق و سازگار نماید. واکنش روان تنی حاصل از این تلاش استرس نام دارد.
استرس پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، بصورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد.
نکات حائز اهمیت در مفهوم استرس
– پاسخ به استرس متمایز از استرس زاهاست؛
– استرس صرفا یک تنش عصبی نیست؛
– استرس ممکن است پیامدهای مثبت نیز داشته باشد؛
– استرس فرد را از حالت نرمال خارج می کند و فرد نمی تواند کارکرد معمول خود را داشته باشد؛
– هر فردی استرس را به طور متفاوتی تجربه می کند؛
– ایجاد سازمان بدون استرس یک رویا است؛
1-3-2 مراحل پاسخ دهی به استرس
هانس سلیه بیان می دارد که پاسخ معمول به رخداد هایی که استرس وارد می

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعامور حسبی، دادرسی مدنی، زوجه

دیدگاهتان را بنویسید