پایان نامه ها

پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق، شبیه سازی، اصل موضوع

بیست روز از تاریخ نکاح دوم زن وضع حمل نماید. در این صورت طفل پس از نه ماه و بیست روز از تاریخ انحلال نکاح اول و شش ماه و بیست روز از تاریخ نزدیکى با شوهر دوم بدنیا آمده است و اماره ی فراش نسبت بهر یک از دو شوهر موجود است و می توان طفل را بهر یک از آنان ملحق نمود، ولى از نظر آنکه طفل پس از انحلال نکاح اول و در مدت زوجیت نکاح دوم متولد گشته است و آرامش خانوادگى و نظم اجتماعى که ناشى از اصل صحت نکاح دوم می باشد ایجاب می نماید که اماره مربوط به آن بر اماره نکاح اول مقدم داشته شود و طفل ملحق بشوهر دوم باشد، و یا به عبارت دیگر فراش دوم فعلًا موجود است و فراش اول زائل شده است.140
2-2- 6 ارتباط اصاله الصحه با قاعده طهارت
قاعده طهارت می گوید : هرچیزی تا وقتی که نجاستش ثابت نگردد ، محکوم به پاکی است ، به عبارت دیگر؛ هر چیزی که در پاکی آن شک شود ، اصل این است که پاک باشد .141
البته شرطش این است که وضعیت سابقش معلوم نباشد و یا اصل موضوعی مانند اصل عدم تذکیه در کار نباشد .142
در معتبر بودن اصل این قاعده ، هیچ اختلافی میان فقها وجود ندارد بسیاری از فقها اصل طهارت را آن چنان مسلم می دانند که حتی استدلالی برای معتبر بودن این قاعده بیان نکرده اند و و آن را از ضروریات فقه می دانند. 143
البته مدرک اصلی اعتبار قاعده طهارت روایاتی در این زمینه است ، که به آن ها اشاره می کنیم ، امام صادق علیه السلام فرمودند :« …هرچیزی پاک است تا زمانی که علم به پلیدی آن پیدا کنی ، پس هرگاه که یقین ( به پلیدی و نجاست ) پیدا کردی ، ناپاک خواهد بود و تا زمانی که یقین نکرده ای چیزی برعهده تو نیست .»144

2-2-6-1 کاربرد اصاله الطهاره و رابطه اش با اصل صحت (حکم شبیه سازی عضو )
نتیجه شبیه سازى تقلیدى، به دست آوردن عضو جدیدى مثل پوست است. بدون شک در مورد انسان، از این عضو جدید براى درمان کسى که سلول از آن گرفته مى‌شود، مى‌توان استفاده کرد. جاى توهم این شبهه نیست که بدون رضایت صاحب عضو استفاده از آن حرام است. اگر هم احتمال حرمت چنین درمانى داده شود اصل برائت آن را دفع مى‌کند. همچنین شکى نیست که از این عضو مى‌توان براى درمان بستگان شخص صاحب سلول و یا دیگران با رضایت یا با خریدن از وى، استفاده کرد.
ممکن است گفته شود: عضو جدید اگر مشتمل بر گوشت وخون باشد همانند اعضایى که از انسان زنده جدا مى‌شود، نجس است.145
بدون شک روایاتى که در مورد نجاست اعضاى جدا شده از انسان وارد شده است 146، شامل عضو شبیه سازى شده نمى‌شود، بنابراین اگر در طهارت و نجاست آن شک کنیم، با اجراى اصل طهارت، اشکال برطرف خواهد شد. این در صورتى است که اصل طهارت را در چنین موردى که نجاست یک شى‌ء از ابتداى امر، مشکوک است، جارى بدانیم، اما اگر بر اساس اشکالى که استاد شهید صدر در چگونگى قرائت «قذر» در جمله «حتى تعلم انّه قذر» کرده‌اند اصل طهارت را در چنین مواردى جارى ندانیم، مى‌توان گفت صرف شک در طهارت و نجاست، براى اجراى اصول ایمنى بخش از حکم نجاست کافى است.147

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان درموردتوزیع فراوانی، استراتژی مدیریت، هوش فرهنگی، استراتژی مدیریت تعارض

2-2- 7اصل اباحه
از قواعد فقهى، اصل اباحه است. برپایه این اصل، آنچه‌ از سوى شارع مقدّس ممنوع نشده باشد بر انسان حلال است و کسى حقّ تحریم آن را ندارد.148به عبارتی هر فعل یا قولى که از جانب شارع، دلیلى بر حرمت یا وجوب آن وارد نشده باشد، حلال واقعى است. چنان که در موارد شک در حلّیت فعل یا قولى به جهت عدم وصول دلیل بر حرمت یا حلّیت آن یا اجمال دلیل و یا تعارض دو دلیل- اصل در آن، حلّیت ظاهرى است . 149

2-2-7-1 ارتباط اصل اباحه با اصاله الصحه
2-2-7-2 الفاظ مرتبط با اباحه‌
1- جواز: بعضى از علما جواز را با اباحه تکلیفى و وضعى مترادف قرار داده‌اند. محقق سبزوارى- بعد از ذکر بعضى از اخبارى که صراحت در جواز دارند- مى‌گوید:«مراد از جواز در این اخبار، اباحه است؛ نه جواز به معناى عام که شامل کراهت نیز مى‌شود.استعمال جواز در اباحه به گونه‌اى شایع و مشهور است که مى‌توان به حقیقى بودن این استعمال، قائل شد». 150
ولى ظاهراً جواز بر معناى اباحه به معناى اخص- تساوى فعل و ترک- اطلاق نمى‌شود مگر با قرینه؛ زیرا ظاهر جواز، ترخیص و عدم منع است (اباحه به معناى اعم) به گونه‌اى که گفته شده: «کل مکروه جائز».151
2-حلّیت: حلّیت در مقابل حرمت و ممنوعیت است؛ مثل جواز. گاهى حلّیت بر معناى صحت و مشروعیت نیز اطلاق مى‌شود؛ مانند حلّیت بیع، گاهى نیز تحلیل به معناى انشاء حلیت است چنان که در باب تحلیل اماء آمده است.152
3- صحت: صحت به معناى مطابقت با حکم تکلیفى یا وضعى است که از جانب شرع مقرر شده است. صحت، یکى از معانى اباحه است .153

2-2-7-3 کاربرد اصل طهارت مولد و صحت تکلیفی
فرزندى که از راه آمیزش مشروع، مانند ازدواجِ صحیح یا در حکم مشروع، مانند آمیزش به شبهه زاده شده است، حلال‌زاده نامیده مى‌شود 154و از آن در بابهاى اجتهاد و تقلید، صلاه ، نکاح، قضاء و شهادات سخن گفته‌اند.فقدان صفت حلال‌زادگى موجب سلب صلاحیت و اهلیت داشتن براى امور زیر است:
مرجعیت تقلید155، امامت جمعه156 و جماعت ،قضاوت157 و گواهى دادن (شهادت) نزد قاضى.
کسى که حلال‌ زاده بودنش مشکوک است، با داشتن پدر و مادرى مشخص، محکوم به حلال‌زادگى است158و اگر نداشته باشد، مانند کودکى که در سرزمین اسلام یا کفر پیدا شده، آیا محکوم به حلال‌زادگى است یا نه؟ ظاهر کلمات فقیهان قول نخست است. هرچند برخى آن را خالى از اشکال ندانسته‌اند.159
کودک زاده شده از
آمیزش حرام به حرمت عرضى، مانند آمیزش در حال حیض، حلال‌زاده است.160

2-2-7-4 صحت تکلیفی در حلیت و حرمت پرندگان
بحث دیگرحلیت و حرمت پرندگان است که این موضوع از مهم ترین مباحث فقهی است .
در همه اشیاء اصل اوّلى اباحه و حلّیت است )قاعده حلّیت)161 ؛ لیکن در مورد حیوانات، اصل عدم تذکیه نیز وجود دارد و همین امر منشأ اختلاف شده که در موارد شک در حلّیت و حرمت پرنده‌اى آیا به اصل اباحه رجوع و براساس آن حکم به حلال‌گوشت بودن پرنده مشکوک مى‌شود یا اصل اباحه در حیوان به اصل عدم تذکیه تخصیص‌خورده و در نتیجه حکم به تقدّم اصل عدم تذکیه بر اصل اباحه و حرمت پرنده مشکوک مى‌شود؟162
حلال‌گوشتان: کبوتر، مرغ و تمامى انواع و اقسام گنجشک و نیز شتر مرغ و ملخى که بال درآورده و پرواز مى‌کند، حلال‌گوشت هستند. خوردن گوشت هدهد و پرستو کراهت دارد. برخى قائل به حرمت گوشت پرستو شده‌اند. همچنین گوشت فاخته، چکاوک، هوبره و بویژه ورکاک ، صوّام و سبزه قبا (شیرگنجشک) مکروه است. 163برخى از اجزاى حیوانات حلال‌گوشت- هرچند تذکیه شوند- حرام است. از آن اجزاء در پرندگان تنها فضله، خون، زهره دان، سپرز، مردمک چشم و- در برخى پرندگان همچون خروس- نرى (بیضتین) وجود دارد. در حرمت خوردن اجزاى یاد شده جز فضله، به جهت خباثت و خون به جهت نجاست و خباثت اختلاف است.
حرام گوشتان: حرمت گوشت پرنده یا ذاتى است یا عرضى.حرام گوشتان ذاتى را سه نوع تشکیل مى‌دهند:
1-چنگال داران؛ خواه داراى چنگال قوى، مانند عقاب و باز باشند، یا ضعیف همچون کرکس. 164
در حرمت گوشت کلاغ اختلاف است.165
2-مسخ شدگان که عبارتند از طاووس، خفاش و زنبور.166
3-خبائث مانند مگس و پشه.167
حرام‌گوشتان عرضى به پرندگان حلال‌گوشتى اطلاق مى‌شود که از نجاسات تغذیه مى‌کنند و حرمت، بر گوشت و تخم آنها عارض مى‌شود (نجاستخوارى).این نوع حرمت با استبراء بر طرف مى‌گردد.بنابر قول منسوب به مشهور گوشت و تخم پرنده‌اى که انسان آن را وطى کرده حرام است (آمیزش با حیوان).
نشانه‌هاى تشخیص: براى شناخت پرنده حلال‌گوشت از حرام گوشت در موارد مشکوک دو نشانه ذکر شده است:الف- بال‌زدن: پرنده‌اى که در حال پرواز، صاف و ثابت نگهداشتن بالش بیشتر از بال‌زدن آن باشد حرام‌گوشت و اگر عکس آن باشد حلال‌گوشت است. درصورت تساوى دو حالت در اینکه حکم به حلّیت مى‌شود یا حرمت، اختلاف است.قول به حلّیت به مشهور نسبت داده شده است.168پرنده‌اى که معلوم نیست بال زدنش بیشتر است یا صاف نگهداشتن آن و نیز در صورت تساوى دو حالت بنابر قول به اینکه تساوى، علامت حلّیت نیست براى تشخیص به نشانه دوم رجوع مى‌شود.169
ب. چینه‌دان، سنگدان یا خارپشت پا داشتن: با وجود یکى از نشانه‌هاى یاد شده در پرنده مشکوک، حکم به حلّیت آن مى‌شود.170 تعارض دو نشانه: برخى بین دو علامت یاد شده در مصداق خارجى قائل به تلازم شده‌اند. بنابر صحّت این ادّعا، در خارج تعارضى بین آن دو پدید نخواهد آمد؛ لیکن بر فرض تعارض مانند پرنده‌اى که هم چینه‌دان دارد و هم در حال پرواز صاف نگهداشتن بالش بیشتر از بال زدنش است یا پرنده‌اى که فاقد علامت دوم است بال زدنش بیشتر از صاف نگهداشتن آن است نشانه نخست مقدّم داشته مى‌شود.در نتیجه در مثال یاد شده در فرض اوّل حکم به حرمت و در فرض دوم حکم به حلیت مى‌شود. هرچند برخى، احتیاط را در ترک خوردن گوشت چنین پرنده‌اى دانسته‌اند.171
2. تخم پرندگان: حلال یا حرام بودن تخم پرندگان، تابع حلّیت و حرمت گوشت آنها است .
3. تذکیه پرندگان: پرندگان حلال گوشت و نیزبنابر قول مشهور حرام گوشت، قابل تذکیه هستند. با این تفاوت که تذکیه در پرنده حلال‌گوشت سبب طهارت وحلیت گوشت آن و در پرنده حرام‌گوشت موجب طهارت آن مى‌گردد.در قابلیت مسخ شدگان براى تذکیه اختلاف است.مستحب است پرنده پس از ذبح رها شود تا پر و بال بزند.172
نتیجه بحث: از امام صادق (ع) نیز نقل شده است که « کلّ شى‌ء مطلق حتّى یرد فیه نهى » همه‌ى چیزها مباح‌اند مگر آنکه مورد نهى واقع شده باشند.خلاصه آنکه مفاد اصل اباحه آن است که هرگاه نسبت به حرمت و حلّیت چیزى تردید وجود داشته باشد، چنانچه با فحص و بررسى دلیلى بر حرمت آن یافت نشد حکم به حلیت آن داده مى‌شود. شیخ صدوق در کتاب اعتقادات خود بابى تحت عنوان «باب الاعتقاد فى الحظر و الاباحه» دارد که در ذیل آن مى‌گوید:
اعتقادنا فى ذلک انّ الاشیاء کلّها مطلقه حتى یرد فى شی‌ء منها نهى؛اعتقاد ما این است که مردم در همه اشیا آزادند؛ مگر آنکه در مورد آنها نهى وارد شود.شیخ مفید نیز از استاد خود پیروى کرده و گفته است: فامّا بعد استقرار الشرایع فالحکم انّ کل شی‌ء لا نصّ فى حظره فانه على الاطلاق لانّ الشرایع تثبت الحدود و میزت المحظور على حظره فوجب ان یکون ما عداه بخلاف حکمه؛پس از استقرار شرایع، حکم آن است که هر چه در آن نصّى در منع نباشد، آزاد و مطلق است؛ زیرا شرایع حدود را تعیین و امور ممنوعه را مشخص کرده‌اند. بنابراین باید مابقى آن امور ممنوع نباشند.اصل اباحه در شبهات موضوعیه مورد استناد قرار مى‌گیرد.173

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ پایان نامهگزارشگری مالی، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم اطمینان

فصل سوم : کاربرد اصل صحّت در زندگی فردی و اجتماعی

اصل صحت به نوع برخورد و قضاوت انسان درباره گفتار و کردار و عقاید دیگران ( مسلمان یا اعم از مسلمان وغیر مسلمان ) مربوط می شود . بسیاری از کتب اصولی عرصه های مختلف این بحث را یک جا و در قالب یک اصل بحث کرده اند .174
ولی برخی بحث اصل صحت را در دو عرصه و با دو برداشت متفاوت و با دو گروه از ادله و آثار و احکام به بحث گذاشته اند ، یکی اصل صحت به معنای حمل فعل مومن بر وجه صحیح و جایز ، در مقابل قبیح ( حرام و ممنوع ) و دیگری اصل صحت به معنای حمل فعل دیگران بر وجه تام و کامل ، در برابر ناقص ، اصل صحت به معنای دوم مختص فعل مومن نیست ، بلکه درباره همه مسلمانان ، بلکه کافران نیز در برخی موارد جاری می شود.175
طبق برداشت نخست ، اصل صحت بر پایه حسن ظن بنا گذاری شده و اصلی اخلاقی شمرده می شود و به این معناست که اگر در عمل مسلمانان یا مومنی به لحاظ تکلیفی ، تردید حاصل شد که آن چه از او نمود

دیدگاهتان را بنویسید