No category

پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، قصاص، مسجد الحرام

اى خردمندان، شما را در قصاص زندگانى است، باشد که به تقوا گرایید.
آیه 194 : این ماه حرام در برابر آن ماه حرام است، و [هتک‏] حرمتها قصاص دارد. پس هر کس بر شما تعدّى کرد، همان گونه که بر شما تعدّى کرده، بر او تعدّى کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است.
گفتار ششم: وَصیَّت نامه(ارث316)
وصیّت به معنای وصل کردن (لسان العرب). اندرز (دستور الاخوان). و آن مالک گردانیدن عینی یا منفعتی است بعد از وفات317.
به چیزی که پس از مرگ شخصی به بازماندگان می‌رسد، ارث می‌گویند318.
ارث از ریشه “ورث” به معنای آثار باقی‌مانده از شیء319 و انتقال اموال یا امور معنوی از انسان به دیگری است320. و در اصطلاح فقی انتقال دارایی و ترکه میّت به نزدیکان نسبی و سببی او را “ارث” گویند321.
( آیه 11 سوره نساء را آیه مواریث یا ارث و آیه 106 سوره مائده را آیه وصیت گفته‌اند322.)
آیه 180 : کُتِبَ عَلَیْکُمْ اِذَا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ اِن تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالاقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ.
بر شما مقرر شده است که چون یکى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى بر جاى گذارد، براى پدر و مادر و خویشاوندان [خود] به طور پسندیده وصیت کند [این کار] حقى است بر پرهیزگاران.
این آیه با آیه ارث نسخ نشده است323.
کتاب: ثبت و ضبط نیّات باطنى است. و خطاب بمؤمنین است. و حضور: عبارتست از برقرار شدن در مقابل شخصى یا چیزى، و این معنى پس از قدوم و ورود محقّق مى‏گردد، و آن مقابل غیبت بوده، و از آثار آن قرب و مشاهدت و اشراف باشد. و منظور از حضور موت: استقرار علائم و آثار موت است.
و ترک: دست برداشتن و صرف نظر کردن و رفع سلطه باشد. و خیر: صفت مشبهه به‌وزن صعب، و بمعنى نیکو و برگزیده است، و در مفهوم آن دو قید منظور مى‏شود: انتخاب، و برترى دادن. و از این‌معنى است اختیار کردن و خیار و استخاره و خیّر. و منظور چیزی‌است که مطلوب و برگزیده و مورد توجّه باشد، از جنس و ملک و مال و نقد و أثاث البیت.
و وصیت: به‌وزن فعلیه از مادّه وصى و بمعنى ایصال و رسانیدن چیزی‌است به‌موردى یا به‌شخصى. و وصىّ به‌وزن شریف کسى است که با وصیّت و تعهّد کردن اموری‌را انجام داده و یا اموالى را با سفارش در موارد مخصوص مصرف مى‏کند.
و همچنین کسى که مأموریت این برنامه را پیدا کند، و او را در عرف مردم وصىّ، و اوّلى را موصى گویند. و از همین معنى است عنوان وصیّت که عبارت از نوشته یا سفارش قولى است که چنین برنامه‏اى را محتوى باشد، یعنى دلالت کند به تعهّد و ایصال چیزى، گویى که این وصیّت خود چون شخص وصىّ آن تعهّدات را انجام مى‏دهد.
و امّا مذکّر آوردن فعل(کتب) با اینکه مربوط است بوصیّه: زیرا آن مؤنّث مجازى است، و در عین حال فاصله هم موجود است. و توجّه شود که: کتابت و ثبت اعمّ و مطلق است از وجوب و استحباب، و آنچه مسلّم است رجحان و مطلوبیّت این وصیّت و سفارش است، اگر چه ابوین یا أقربین از ورّاث باشند، و البتّه این وصیّت در صورتی است که چیز برگزیده و مورد توجّهى از خود باقى بگذارد، بطوریکه ورثه و اولاد او در مضیقه و سختى واقع نشوند. پس خصوصیّات این وصیت از لحاظ وجوب و استحباب و مراتب لزوم و مقدار وصیّت و تعیین افراد، از خارج و بدلالت عقل روشن مى‏شود.
والدین: از ولادت که بمعنى زاییدن و بیرون آمدن چیزیست از دیگرى به‌جریان طبیعی در انسان باشد یا در غیر او. و والدین بمعنى دو زاینده باشد، و آن در مرتبه اوّل به‌پدر و مادر اطلاق مى‏شود.
و چون پدر و مادر پس از خداوند متعال بزرگترین وسیله و سبب تکوّن و بوجود آمدن فرزند باشند: قهراً رعایت حقوق آنان از اهم امور و واجبات عقلى و شرعى محسوب مى‏شود.
و پس از والدین: اقارب و نزدیکان دیگرن‌اند که الأقرب فالأقرب، و توجّه به‌آنها از جهت مرتبت و کیفیّت سفارش و مقدار و کمیت در انفاق و خدمات لازم، مربوط مى‏شود به تشخیص عقل و عرف.
و تعبیر به‌کلمه أقربین: اشاره بهمین رعایت مرتبت باشد، و کلمات ارحام و منسوبین و اقوام و امثال این‌ها، هرگز دلالت به‌این جهت نمى‏کند، مخصوصاً اینکه بصیغه أفعل تفضیل و بجمع سالم ذکر شده است.
و معروف: مفهوم این‌کلمه در آیه گذشته روشن شد، و اشاره مى‏شود به‌آنکه گفتیم که کیفیّت و کمیّت و خصوصیّات وصیّت در این‌موارد لازم است در محدوده عرف و شناسایى عقلى و شرعى و عرفى باشد.
و حق: بمعنى ثابت، و بوزن صعب و صفت مشبهه است، و منصوب شدن آن به‌عنوان حال بودن از وصیّت باشد. و متّقین: افرادى هستند که خوددارى می‌طلبند از تجاوز به‌حقوق دیگران و خودشان را از خلاف و عصیان نگهدارى مى‏کنند. و این افراد قهراً در مرتبه اوّل رعایت حقوق والدین را که مهمترین حقّ تکوینى و تربیتى به‌گردن اولاد دارند رعایت خواهند نمود324.
آیه 181 : فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَاِنَّمَا اِثْمُهُ عَلَی الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ اِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.
پس هر کس آن [وصیت‏] را بعد از شنیدنش تغییر دهد، گناهش تنها بر [گردن‏] کسانى است که آن را تغییر مى‏دهند. آرى، خدا شنواى داناست.
دست‌بردن در متن وصیت‌نامه و تغییر اموال اختصاص داده شده گناه بزرگ بوده وخداوند او را می‌بیند.
آیه 182 : فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا اَوْ اِثْمًا فَاَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلاَ اِثْمَ عَلَیْهِ اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.
ولى کسى که از انحراف [و تمایل بیجاى‏] وصیت کننده‏اى [نسبت به ورثه‏اش‏] یا از گناه او [در وصیت به کار خلاف‏] بیم داشته باشد و میانشان را سازش دهد، بر او گناهى نیست، که خدا آمرزنده مهربان است.
در تفسیر عیاشى از امام صادق، از پدرش، از على ع، روایت کرده که فرمود:
کسى که در دم مرگش براى خویشاوندانش که از او ارث نمى‏برند وصیتى نکند، عمل خود را با معصیت ختم کرده است325.
آیه 233 : وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ اَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ اَرَادَ اَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ وَعلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ اِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَی الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَاِنْ اَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَاِنْ اَرَدتُّمْ اَن تَسْتَرْضِعُواْ اَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ اِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ اَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. [این حکم‏] براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را تکمیل کند. و خوراک و پوشاک آنان [مادران‏]، به طور شایسته، بر عهده پدر است. هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمى‏شود. هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند، و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند]. و مانند همین [احکام‏] بر عهده وارث [نیز] هست. پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صواب‌دید یکدیگر، کودک را [زودتر] از شیر بازگیرند، گناهى بر آن دو نیست. و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید، بر شما گناهى نیست، به شرط آنکه چیزى را که پرداخت آن را به عهده گرفته‏اید، به طور شایسته بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.
“وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِکَ” از ظاهر آیه بر مى‏آید: آنچه که به حکم شرع به گردن پدر است، مانند خرجى و لباس در صورتى که پدر فوت شود به گردن وارث او خواهد بود، لیکن مفسرین آیه را به معانى دیگرى تفسیر کرده‏اند که با ظاهر آیه نمى‏سازد326.
آیه 240 : … وَصِیَّهً لِّاَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا اِلَی الْحَوْلِ غَیْرَ اِخْرَاجٍ فَاِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِی مَا فَعَلْنَ فِیَ اَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.
… [باید] براى همسران خویش وصیّت کنند که آنان را تا یک سال بهره‏مند سازند و [از خانه شوهر] بیرون نکنند. پس اگر بیرون بروند، در آنچه آنان به طور پسندیده درباره خود انجام دهند، گناهى بر شما نیست. و خداوند توانا و حکیم است.
نظام ارث موجب توزیع مجدد ثروت متوفی می‌شود327.
گفتار هفتم: کفّاره ها(مجازات های مالی)
کفّاره صیغه مبالغه از ماده کَفَرَ و به معنای بسیار پوشاننده است. زیرا کفاره گناه را پوشش داده، پنهان می‌سازد. مجازاتهای مالی (کفّارات) منافع دو جانبه دارد. از طرفی فرد خاطی با پرداختن کفاره به عبادت خداوند می‌پردازد و از طرف دیگر بخشی از احتیاج نیازمندان بهبود می‌یابد328.
فقیهان درباره رفتارهای متعدد به وجوب یا استحباب کفّاره مالی فتوا داده‌اند.
کفّاره در مقابل کاری که انجام شده است و نباید انجام می‌شد و یا کاری که انجام نگرفته است در حالی‌که انجامش واجب بوده است، انجام می‌شود.
صدقه یا قربانی یا عملی شرعی و نظایر آن که برای دفع و رفع آثار گناهی که ارتکاب شده است، پرداخته می‌شود329.
آیه 184 : اَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا اَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ اَیَّامٍ اُخَرَ وَعَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَاَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ اِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ.
[روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است‏]. [ولى‏] هر کس از شما بیمار یا در سفر باشد، [به همان شماره‏ تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد]، و بر کسانى که [روزه‏] طاقت‏فرساست، کفاره‏اى است که خوراک دادن به بینوایى است. و هر کس به میل خود، بیشتر نیکى کند، پس آن براى او بهتر است، و اگر بدانید، روزه گرفتن براى شما بهتر است.
امام صادق -علیه السلام- فرمودند: مراد از “الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ” کسانی هستند که به سن پیری رسیده و یا عطش فوقالعاده دارند. اینها حق دارند روزه نگیرند و در برابر هر روز، یک مد طعام بدهند330.
آیه 196 : وَاَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلّهِ فَاِنْ اُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُوُوسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضاً اَوْ بِهِ اَذًی مِّن رَّاْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِّن صِیَامٍ اَوْ صَدَقَهٍ اَوْ نُسُکٍ فَاِذَا اَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهِ اِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَهِ اَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَهٍ اِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَهٌ کَامِلَهٌ ذَلِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ اَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ اَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ.
و براى خدا حجّ و عمره را به پایان رسانید، و اگر [به علت موانعى‏] بازداشته شدید، آنچه از قربانى میسّر است [قربانى کنید] و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را مَتراشید و هر کس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به کفّاره [آن، باید] روزه‏اى بدارد، یا صدقه‏اى دهد، یا قربانی بکند و چون ایمنى یافتید، پس هر کس از [اعمال‏] عمره به حجّ پرداخت، [باید] آنچه از قربانى میسّر است [قربانى کند]، و آن کس که [قربانى‏] نیافت [باید] در هنگام حجّ، سه روز روزه [بدارد] و چون برگشتید هفت [روز دیگر روزه بدارید] این ده [روزِ] تمام است. این [حجّ تمتّع‏] براى کسى است که اهل مسجد الحرام [مکّه‏] نباشد و از خدا بترسید، و بدانید که خدا سخت‏کیفر است.
“فدیه” در اصل به معنای این است که چیزی مقابل و در عوض چیز دیگری قرار گیرد و آیهی شریفه گویای این

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعفیتوپلاسماها، فیتوپلاسمایی، گیاهان

دیدگاهتان را بنویسید