No category

پایان نامه با کلید واژه های امام صادق، جهان اسلام، انفال

که در رأس آن رفع فقر است227.
زکات درمان دردهای اقتصادی جامعه است و همانگونه که با درد عضوی از بدن، آن کس از حرکت می افتد، در جامعه نیز اگر گروهی با مشکلات روبرو شوند حرکت آن جامعه فلج می شود و زکات برای حلّ مشکلات جامعه است228.
زکات، جزء لاینفکی از اقتصاد اسلامی است که در واقع فراهم کننده نظام تأمین اجتماعی اجباری برای اقشار ضعیف جامعه می باشد229.
زکات به‌عنوان ابزار تجهیز منابع می‌تواند بخش بزرگی از درآمد ملّی را در جهت منافع فقرا و نیازمندان بازتوزیع230 نماید231.
زکات علاوه بر اثر انبساطی بر اقتصاد، ترکیب تولید در کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. از آنجا که زکات قدرت خرید را از ثروتمندان به فقرا انتقال می‌دهد، انتظار می‌رود الگوی تولید به سمت کالاهای اساسی تغییر یابد232.
آثار زکات:
الف. فردی : درمان بخل – برکت رزق – بیمه مال – محبوبیّت نزد خدا – تقرّب به خدا – دریافت رحمت خاص خداوند – باز شدن گره ها – کفّاره گناهان – خدایی شدن انسان – رهایی از کیفر – استجابت دعا – قبولی نماز – جاودانگی اموال – زندگی شیرین – خواب راحت.
ب. اجتماعی : برادری – ایجاد یا تعمیق روابط – کینه زدایی – به صحنه کشاندن واماندگان – تقویت بنیه دینی مردم – ایجاد همدلی در جامعه – تربیت نسل پاک – دفع بلا از امّت – فقر زدایی – ایجاد اشتغال – وسیله اقتدار امت – کم شدن مفاسد اجتماعی – حفظ آبروی فقرا – تعدیل ثروت – جذب دیگران.
ج. ترک زکات : تلف شدن اموال – خسارت دو برابر – هزینه در اشرار – هزینه در راه گناه – کمبود و قحطی – محروم شدن از تولیت و تعمیر مراکز دینی – رفع برکت از زمین – مرگ چهار پایان – اخراج از مسجد – علامت نفاق – قبول نشدن نماز و عبادات – هم ردیف رباخواران233.
در اسلام زکات دارای معنای گسترده ای است و برای هر چیز زکاتی تبیین شده است. مثلاً : زکاتِ آبرو حلّ مشکل مردم و زکات چشم، نگاه با عبرت و چشم پوشی از گناهان و زکات علم، نشر آن و زکات حکومت، کمک رسانی به درماندگان است234.
در جهان اسلام شش کشور وجود دارد که زکات را بر اساس قانون جمع‏آورى مى‏کنند: یمن، عربستان سعودى، لیبى، سودان، پاکستان و مالزى، در حالى که هفت کشور دیگر مؤسسات خاصى براى جمع‏آورى زکات بصورت داوطلبانه235 ایجاد کرده‏اند یعنى مصر، اردن، کویت، ایران، بنگلادش، بحرین و عراق236.
گفتار چهارم: خمس237
یکی از وجوهاتی که بر مؤمنانی که دارای ثروت و مکنت هستند واجب هست خمس است.
یکی از مالیات 238های منصوص شرعی خمس، یعنی پرداخت یک پنجم از مال با کسر مخارج است. نوعی مالیات بر سود است و بر مقدار تولید و کارایی آن تأثیر منفی ندارد. امام صادق (ع) می فرماید: وصیّت به خمس مال بکنید، زیرا خداوند متعال برای خودش به خمس راضی شده است.
قرآن گیرنده خمس را ذی القربی یعنی امام معصوم می داند و فقیه عادل به جانشینی او باید مجاری امور را بدست گیرد و حرف آخر را او در حوادث بزند239.
اموال شمول خمس: غنیمت، گنج، معدن، غواصی، مال حلال مخلوط به حرام و سود کسب.
مهمترین مورد تعلّق خمس در حال حاضر، بند اخیر است.اهل سنّت سود کسب را تعلّق خمس نمی دانند اما دایره زکات را گسترده و شامل همه موارد کسب می شمارد240.
مصارف خمس: سهم امام – سهم سادات.
در سوره بقره به‌طور مستقیم به خمس اشاره نشده، ولی غیر مستقیم اشاره شده است. اما به‌دلیل اهمیت این بحث آیات نزدیک به خمس مطرح می‌شود.
( آیه 41 سوره انفال به آیه خمس معروف است).
آیه 110 : …وَمَا تُقَدِّمُواْ لاَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ اِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
هر چه بدهید گم نمی شود و آنرا نزد خداوند می یابید.
آیه 268 : الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَاْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ. هنگامی که فردی تصمیم بر دادن حقّ الله می گیرد شیطان به او وعده فقر می دهد.
آثار خمس: نسل پاک – تقویت دین – نشانه وفا – کمک به یاران – پاکی مال – گوارا بودن درآمد – حفظ آبرو در برابر مخالفان – فقر زدائی از خاندان رسالت – کفّاره گناهان و ذخیره آخرت – ضمانت بهشت – شمول دعای امام – کلید رزق – نظم و حساب در سرمایه – عنایات ویژه خدا و اولیاء241.
تفاوت خمس و زکات (حقّ الله) با مالیات:
1. مالیات خرج خود ماست.
2. پرداخت خمس و زکات باید با قصد قربت باشد وگرنه قبول نمی شود. بر خلاف مالیات که نوعاً با اکراه است.
3. خمس زیر نظر فقیه عادل مصرف می شود برخلاف مالیات.
4. در خمس و زکات به پرداخت کننده اعتماد می شود و خودش مرجع خود را انتخاب می کند نه بازرس و مأمور دولت.
5. در خمس و زکات هدفِ گیرنده، رشد و پاک کردن مردم و هدفِ پرداخت کننده، قرب به خداست.
6. خمس را از مازاد مخارج سالانه می گیرند ولی مالیات از اصل درآمد می گیرند.
گفتار پنجم: انفاق242
انفاق مصدر باب افعال و از ماده نَفَقَ و نَفقُ الشَّیء است. اصل انفاق از دست دادن مال و به معنای تمام شدن دارایی243 یا توشه خود را از دست دادن هم آمده است. در دستور الاخوان به معنای هزینه کردن آمده است.
انفاق به معنی نفقه دادن، کمک و همیاری کردن به مستمندان و کسانی است که خداوند روزی‌شان را بر روزی گروهی دیگر قرار داده است. انفاق شکر عملی به درگاه خداوند است244.
در قاموس قرآن نیز انفاق یعنی خرج مال در راه خدا اعم از واجب و مستحب است و آن یکی از اسباب تعدیل ثروت و پر کردن شکاف جامعه است245.
قرآن فواید انفاق را دو سویه می‌داند. فقیر از فقر مالی، رها و ثروتمند از شدت نیاز به ثروت، بی‌نیاز می‌شود و از گرفتاری‌های ناشی از عشق به مال و حبّ دنیا نجات می‌یابد. ضرورت تعدیل حبّ مال و عشق به دنیا درون انسان و به اصطلاح “تطهیر و تزکیه”ی صاحبان ثروت، کم‌تر از ضرورت رفع فقر نیست246.
در قرآن‌کریم بیش از 190 آیه (حدود سه‌درصد کل قرآن) به این موضوع اختصاص یافته که حاکی از اهمیت انفاق است247.
انفاق پیام دین برای بنیان جامعه سالم است248.
انفاق در معنای وسیع شامل انفاق مالی(زکات، خمس، صدقه، قرض) و غیر‌مالی(زکاتِ قدرت، انصاف- زکاتِ پیروزی، احسان و نیکی..) می‌شود249.
آیه 3 : الَّذِینَ یُوْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ.
آنان که به غیب ایمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏کنند.
این آیه اولین آیه‌ای است که در قرآن کریم به مسایل اقتصادی اشاره دارد.
در این آیه خداوند متعال اشاره ای لطیف به ارتباط پرهیزکاران با مردم خصوصاً فقرا دارد. انفاقی که در این آیه به آن اشاره شده است، فقط شامل حقوق واجب مانند خمس و زکات نمی شود بلکه شامل هرگونه کمک و بخشش بلاعوضی که انسان به دیگران می کند، می باشد250. سه رکن تقوا عبارتند از: ایمان به غیب، اقامه نماز و انفاق.
طبرسی در تفسیر جوامع الجامع ذیل این آیه چنین آورده است:
در این آیه خداى متعال، “انفاق” را که از عبادتهاى مالى محسوب مى‏شود عطف بر عبادت بدنى گرفته و فرموده است: و مما رزقناهم … و “رزق” را به خود نسبت داده است، تا اعلان کند، آنچه را “متّقین” انفاق مى‏کنند، مال کاملاً حلالى است که شایسته است از آن به عنوان “روزى خدا” یاد کرد. “من” در مما رزقناهم براى تبعیض است و گویى خدا مى‏فرماید: و متقین بخشى از مال حلال را به صدقه دادن اختصاص مى‏دهند. و مى‏توان گفت منظور از مِمَّا رَزَقْناهُمْ زکات واجب و دیگر صدقات و انفاقاتى است که در راههاى خیر مصرف مى‏شود، زیرا اوّلاً به دنبال لفظ “صلوه” آمده و ثانیاً به طور مطلق ذکر شده است. و از حضرت صادق (ع) نقل شده، که فرمود، مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ معنایش و مما علمناهم یبثون است یعنى بخشى از علومى را که به آنان آموخته‏ایم، منتشر مى‏کنند.
آیه 195 : وَاَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِاَیْدِیکُمْ اِلَی التَّهْلُکَهِ وَاَحْسِنُوَاْ اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.
و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست مى‏دارد.
انفاق و گذشت در فرهنگ قرآن تا آنجا منطقش قوی و الزام آور است که در این آیه ترک انفاق القای نفس به تهلکه (هلاکت) یاد شده است251.
حکم انفاق ذیل حکم جهاد آمده و همانطور که جهاد محتاج مردان با ‌اخلاص است بهمان اندازه به اموال و ثروت نیز محتاج است252.
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که در تفسیر ان الله یحب المحسنین فرموده‌اند: یعنی المقتصدین یعنی کسانی که اعتدال را رعایت می کنند.
نزدیک به‌همین وجه را امام باقر علیه السلام میفرماید که اگر کسى تمام آنچه دارد در راه خدا انفاق کند کار درست و خوبى نکرد و باین آیه کریمه عمل ننموده است253.
آیه 215 : یَسْاَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَا اَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالاَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ.
از تو مى‏پرسند: “چه چیزى انفاق کنند [و به چه کسى بدهند]؟” بگو: “هر مالى انفاق کنید، به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه‏مانده تعلّق دارد، و هر گونه نیکى کنید البتّه خدا به آن داناست.”
سؤال: درخواست کردن چیزى است از شخصى، مال باشد یا چیزى دیگر از علم و بخشش، و محتاج است باظهار کردن.
و انفاق: جریان امرى را به‌انتهاء رسانیدن است، و از این‌معنى است ایفاء هزینه به عائله و دیگران که در حدّ لازم باشد. و ماذا: کلمه ما براى استفهام، و ذا موصول و بمعنى الّذى باشد، و ضمیر عائد محذوف است، یعنى ما الذى ینفقونه.
پس سؤال آنان از چیزی‌است که انفاق مى‏شود (ما ینفق) و در پاسخ از موارد انفاق (منفق علیهم) ذکر شده است: زیرا بحث کردن از خصوصیّات و مواد آنچه انفاق مى‏شود، بى‏نتیجه است، و هر کسى به‌مقدار توانایى و امکانات خود از هر چیزی‌که براى او میسور است، انفاق کند مطلوب باشد.
و امّا موارد انفاق: در مرتبه اوّل- انفاق و تأمین احتیاجات والدین است، زیرا نزدیکتر از والدین براى فرزندان از جهت نسبت، و از لحاظ حقوق تربیت و خدمت، و از نظر عطوفت و مهربانى، و روى خیر خواهى و خلوص نیّت، کسى را نمى‏توان پیدا کرد.
در مرتبه دوم- انفاق به نزدیکان از خویشاوندان که در طبقه متأخّر از والدین باشند، مانند اجداد و اعمام و اخوال و خالات و عمّات و سائر از خویشاوندان نزدیک.
و در مرتبه سوّم- ایتامى هستند که بظاهر پناهگاه و ولى مهربان و دلسوزى براى آنان نیست، و بر مؤمنین است که متکفّل امور زندگى آنها شده و به ‌اوضاع مادّى و معنوى آنها رسیدگى کنند.
و در مرتبه چهارم- مساکین هستند که بخاطر ضعف عمومى و بازنشستگى از فعّالیّت و کار و ناتوانى از تأمین زندگى خود باشند.
و در این دو مرتبه نسبت داشتن و یا حقوقى در میان بودن، ملحوظ نیست.
و در مرتبه پنجم- ابناء سبیل باشند که در میان راه درمانده و وسیله‏اى براى رسیدن بوطن خود نداشته و هم در حالت نیازمندى و فقر هستند، اگر چه در وطن خود بى‏نیاز و بلکه متموّل باشند.
و باید توجّه داشت که این موارد پنجگانه: از نظر طبیعى و وجدانى منظور مى‏شود، و حتّى اگر کسى مقیّد به احکام تشریعى هم نباشد، نمى‏تواند از لحاظ وجدان و انسانیّت در این موارد خود را نامسؤول دیده، و اعمالى انجام ندهد.
و این‌مورد با مورد صدقات که یک وظیفه شرعى و فریضه عمومى است، فرق مى کند.
پس این آیه کریمه در رابطه انفاق و تأمین هزینه وارد شده است، چنانکه در آیه 195 آمده

مطلب مشابه :  مقاله رایگان با موضوععروق کرونر

دیدگاهتان را بنویسید