No category

پایان نامه با کلید واژه های بازپرداخت، نفقه

پدید‌آمدن دشمن است یا مایه طمع دشمن موجود و تقویت او، و هر دو حال زمینه هلاکت است. سیاق آیه اقتضاء می‌کند که جامعه اسلامی افزون بر انفاق‌های فردی به انفاق‌های اجتماعی نیز اهتمام ورزد113.
آیه215: یَسْاَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَا اَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالاَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ.
از تو مى‏پرسند: “چه چیزى انفاق کنند [و به چه کسى بدهند]؟” بگو: “هر مالى انفاق کنید، به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه‏مانده تعلّق دارد، و هر گونه نیکى کنید البتّه خدا به آن داناست.”
انفاق با چی؟ با خیر و به والدین و نزدیکان و یتیمان و در راه‌ماندگان.
آیه219: …وَیَسْاَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ یُبیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ.
… و از تو مى‏پرسند: “چه چیزى انفاق کنند؟” بگو: “ما زاد [بر نیازمندى خود] را.” این گونه، خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.
انفاق با چی؟ با عفو.
آیه254: یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ اَن یَاْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَاعَهٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از آنچه به شما روزى داده‏ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى. و کافران خود ستمکارانند.
انفاق واجب و عدم جبران آن در قیامت، اشاره این آیه است.
آیه261: مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّئَهُ حَبَّهٍ وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ.
مَثَل [صدقاتِ‏] کسانى که اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند همانند دانه‏اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‏اى صد دانه باشد و خداوند براى هر کس که بخواهد [آن را] چند برابر مى‏کند، و خداوند گشایشگر داناست.
داستان کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، مثل دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه‌ای صد‌دانه باشد(تشبیه معقول به محسوس).
آیه262: الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا اَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ اَذًی لَّهُمْ اَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.
کسانى که اموالِ خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، سپس در پىِ آنچه انفاق کرده‏اند، منّت و آزارى روا نمى‏دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏شوند.
خداوند به کسانی که در راه او و برای رضایت او بدون منّت انفاق می‌کنند وعده پاداش می‌دهد.
آیات264- 265: یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالاذَی کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُوْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَاَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَی شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم، انفاق مى‏کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَلِ او همچون مَثَلِ سنگ خارایى است که بر روى آن، خاکى [نشسته‏] است، و رگبارى به آن رسیده و آن [سنگ‏] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [ریاکاران‏] نیز از آنچه به دست آورده‏اند، بهره‏اى نمى‏برند و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى‏کند. وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ اَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ اَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ اُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَاِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
و مَثَل [صدقات‏] کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏کنند، همچون مَثَلِ باغى است که بر فراز پشته‏اى قرار دارد [که اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى [براى آن بس است‏]، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.
این آیه به عدم ریا در انفاق و مضاعف گردیدن انفاق، اشاره دارد.
آیه267: یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا اَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الاَرْضِ وَلاَ تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِیهِ اِلاَّ اَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَاعْلَمُواْ اَنَّ اللّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از چیزهاى پاکیزه‏اى که به دست آورده‏اید، و از آنچه براى شما از زمین برآورده‏ایم، انفاق کنید، و در پى ناپاکِ آن نروید که [از آن‏] انفاق نمایید، در حالى که آن را [اگر به خودتان مى‏دادند] جز با چشم‏پوشى [و بى‏میلى‏] نسبت به آن، نمى‏گرفتید، و بدانید که خداوند، بى‏نیاز ستوده [صفات‏] است.
صفت مالِ مورد انفاق(مال پاک برآمده از زمین)، اشاره این آیه است.
آیه269: یُوتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاء وَمَن یُوْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ اُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ اِلاَّ اُوْلُواْ الاَلْبَابِ.
[خدا] به هر کس که بخواهد حکمت مى‏بخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به یقین، خیرى فراوان داده شده است و جز خردمندان، کسى پند نمى‏گیرد.
ایتای حکمت و خیر کثیر به انفاق‌کننده، در این آیه مطرح است.
270: وَمَا اَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَهٍ اَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَاِنَّ اللّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ اَنصَارٍ.
و هر نفقه‏اى را که انفاق، یا هر نذرى را که عهد کرده‏اید، قطعاً خداوند آن را مى‏داند، و براى ستمکاران هیچ یاورى نیست.
این آیه اشاره دارد به علم خداوند در همه اقسام انفاق و انگیزه آنان.
یکی از انواع انفاق، انفاق نذری است که وجوب عارضی دارد و در مقابل انفاق واجب و مستحب است.(ج12، تسنیم، ص453)
آیه272: لَّیْسَ عَلَیْکَ هُدَاهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ یَهْدِی مَن یَشَاء وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلانفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ اِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ اِلَیْکُمْ وَاَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ.
هدایتِ آنان بر عهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت مى‏کند، و هر مالى که انفاق کنید، به سود خود شماست، و[لى‏] جز براى طلب خشنودىِ خدا انفاق مکنید، و هر مالى را که انفاق کنید [پاداشِ آن‏] به طور کامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت.
اجتناب از منّت پس از انفاق، در این آیه به آن اشاره می‌شود.
آیه273: لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ اُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ اَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْاَلُونَ النَّاسَ اِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ.
[این صدقات‏] براى آن [دسته از] نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‏اند، و نمى‏توانند [براى تأمین هزینه زندگى‏] در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتن‏دارى، فرد بى‏اطلاع، آنان را توانگر مى‏پندارد. آنها را از سیمایشان مى‏شناسى. با اصرار، [چیزى‏] از مردم نمى‏خواهند. و هر مالى [به آنان‏] انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است.
بهترین صدقه به فقیرانی که امکان تجارت ندارند، پرداخت می‌شود.
آیه274: الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَهً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.
کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى‏کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.
این آیه، آیه پایانی در مجموعه آیات انفاق است.
در احادیث بسیارى آمده است که آیه 274 در باره على ع نازل شده است زیرا آن حضرت چهار درهم داشت، درهمى را در شب و درهمى را در روز و درهمى را آشکارا و درهمى را در نهان انفاق کرد و این آیه نازل شد114.
پیامبر اسلام ص می‌فرماید: ما نه برای گردآوردنِ مال، که برای انفاقِ آن، برانگیخته شده‌ایم115.
6. قرض‌الحسنه116
واژه قرض از باب قرض یقرض قرضا و به‌معنای قطع‌کردن است. زمانی گفته می‌شود فردی به دیگری قرض داده است که قرض‌دهنده مالی را از خود جدا کرده و به دیگری داده باشد.
وام و قرض اصطلاحی را نیز قرض گویند به این جهت که شخص، رابطه مالکیت با بخشی از اموال خود را قطع کرده و به دیگری می‌دهد، به این نیت که خود مال یا بدل آن‌را در آینده به او بدهند.
قرض از عقود معوضه است که در آن مال از ملک قرض‌دهنده منتقل می‌شود و در برابر آن ذمّه قرض‌گیرنده مشغول می‌گردد. به‌بیان دیگر، قرض‌دهنده به‌وسیله قرض، مالکیت یک امر عینی را به مالکیت یک امر اعتباری تبدیل می‌کند و تضمین بازپرداخت اصل مال نیز ناشی از عقد قرض یعنی معوضه بودن آن است. در مقابل، قرض ربوی، قرضی است که در آن زیاده شرط شده باشد. که در اسلام چنین قرضی جایز نیست. البته هر قرض غیر ربوی نیز قرض‌الحسنه نیست؛ چراکه “قرض‌الحسنه” نوع خاصی از قرض است. که اگرچه از جهت فقهی و حقوقی تحت عقد قرض مطرح می‌شود و همان احکام را دارد، ولی شرایط خاصی مثل “نیازمند ‌بودن وام‌گیرنده”و “انگیزه‌های معنوی و اخروی قرض‌دهنده”، آن‌را از دیگر موارد قرض جدا می‌کند.
در اصطلاح فقهی و حقوقی قرض عبارت است از “تملیک مال به دیگری، به‌شرطی که قرض‌گیرنده ادای خود آن مال یا مثل آن و یا قیمت آن‌را ضامن شود و تعهد کند”. در عقد قرض شرط زیادی جایز نیست. بنابراین، “بدون ربا بودن” شرط اساسی جواز قرارداد قرض است117.
آیه245: : (تغابن 17 و حدید 18 و 11) : مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ اَضْعَافًا کَثِیرَهً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَاِلَیْهِ تُرْجَعُونَ.
کیست آن کس که به [بندگانِ‏] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید؟ و خداست که [در معیشت بندگان‏] تنگى و گشایش پدید مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید.
خدای سبحان در این آیه با طنین آهنگین و تشویق‌آمیز “مَّن‌ذَا‌الَّذِی” و به‌جای هیئت کلفت‌آمیز امر، مؤمنان را به کارهای نیک از جمله انفاق فرا می‌خواند. قرض‌الحسنه مصطلح قرآنی که شامل قرض‌الحسنه فقهی می‌شود، هر کار خیری است که برای خدا انجام داده شود. عبادت مصطلح باشد یا انفاق مالی یا کارهای عام‌المنفعه118.
7. صدقه119
قرآن به لزوم پرداخت صدقه یا احسانِ خودخواسته از سوی مؤمن تأکید خاصی دارد120.
آیه196: وَاَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلّهِ فَاِنْ اُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُوُوسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضاً اَوْ بِهِ اَذًی مِّن رَّاْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِّن صِیَامٍ اَوْ صَدَقَهٍ اَوْ نُسُکٍ … .
و براى خدا حجّ و عمره را به پایان رسانید، و اگر [به علت موانعى‏] بازداشته شدید، آنچه از قربانى میسّر است [قربانى کنید] و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را مَتراشید و هر کس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایاینکه، تنظیم، املاء

دیدگاهتان را بنویسید