No category

پایان نامه با کلید واژه های سوره بقره، امام صادق

نمى‏پذیرد، چون حق الناس است، و مؤید این معنا روایاتى است که فرموده: توبه در حقوق الناس قبول نیست، مگر آنکه حق را به مستحق برگردانند، و نیز شفاعت در قیامت هم شامل آن نمى‏شود. نکته سوم اینکه: این ظلم در هر کس یافت شود یعنى هر کس نافرمانى خدا را بکند و حق فقرا را ندهد چنین کسى مورد رضایت خدا نخواهد بود. نکته چهارم اینکه: امتناع ورزیدن از اصل انفاق بر فقرا، در صورتى که فقرایى باشند و احتیاج به کمک داشته باشند از گناهان کبیره مهلک‏تر است‏266.
آیه 272 : لَّیْسَ عَلَیْکَ هُدَاهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ یَهْدِی مَن یَشَاء وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلانفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ اِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ اِلَیْکُمْ وَاَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ.
هدایتِ آنان بر عهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت مى‏کند، و هر مالى که انفاق کنید، به سود خود شماست، و[لى‏] جز براى طلب خشنودىِ خدا انفاق مکنید، و هر مالى را که انفاق کنید [پاداشِ آن‏] به طور کامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت.
بر خلاف آیات قبل، خطاب این آیه به رسول الله ص است.
فرجام نیکی در انتظار انفاق کنندگان هست.
آیه 273 : لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ اُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ اَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْاَلُونَ النَّاسَ اِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ.
[این صدقات‏] براى آن [دسته از] نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‏اند، و نمى‏توانند [براى تأمین هزینه زندگى‏] در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتن‏دارى، فرد بى‏اطلاع، آنان را توانگر مى‏پندارد. آنها را از سیمایشان مى‏شناسى. با اصرار، [چیزى‏] از مردم نمى‏خواهند. و هر مالى [به آنان‏] انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است.
این آیه اولویت دریافت کنندگان انفاق را فقرای با کرامت نفس می‌داند.
آیه 274 : الَّذِینَ یُنفِقُونَ اَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَهً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.
کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى‏کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.
آیه انفاق267: آیه 274 سوره بقره را برخی آیه انفاق گفته اند. بسیاری از مفسرین شیعه و برخی از مفسرین اهل سنت این آیه را در حق علی (ع) می دانند. امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرموده‌اند: این انفاق از انفاق های غیر واجب است و از زکات و خمس نیست.
انفاق به هر شکل و صورت مطلوب است. باز در این آیه سخن از مساله دیگرى در ارتباط با انفاق در راه خدا است و آن کیفیات مختلف و متنوع انفاق است، مى‏فرماید: “آنها که اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق مى‏کنند پاداششان نزد پروردگارشان است”‏
ناگفته پیدا است که انتخاب این روشهاى مختلف رعایت شرائط بهتر براى انفاق است، یعنى انفاق کنندگان باید در انفاق خود به هنگام شب یا روز، پنهان یا آشکار، جهات اخلاقى و اجتماعى را در نظر بگیرند، آنجا که انفاق به نیازمندان موجبى براى اظهار ندارد، آن را مخفى سازند تا هم آبروى آنان حفظ شود، و هم خلوص بیشترى در آن باشد، و آنجا که مصالح دیگرى مانند تعظیم شعائر و تشویق و ترغیب دیگران در کار است، و انفاق جنبه شخصى ندارد، تا هتک احترام کسى شود (مانند انفاق براى جهاد و بناهاى خیر و امثال آن) و با اخلاص نیز منافات ندارد آشکارا انفاق نمایند.
بعید نیست که مقدم داشتن شب بر روز، و پنهان بر آشکار (در آیه مورد بحث) اشاره به این باشد که مخفى بودن انفاق بهتر است مگر موجبى براى اظهار باشد، هر چند باید در همه حال و به هر شکل، انفاق فراموش نشود.
مسلماً چیزى که نزد پروردگار است (مخصوصا با تکیه بر صفت ربوبیت که ناظر به پرورش و تکامل است) چیز کم، یا کم ارزشى نخواهد بود، و تناسب با الطاف و عنایات پروردگار خواهد داشت که هم برکات دنیا، و هم حسنات آخرت و قرب الى اللَّه را شامل مى‏شود.
سپس مى‏افزاید: “نه ترسى بر آنها است و نه غمگین مى‏شوند”.
مى‏دانیم انسان چون براى ادامه و اداره زندگى خویش خود را بى‏نیاز از مال و ثروت نمى‏داند معمولاً هنگامى که آن را از دست مى‏دهد اندوهناک مى‏گردد و براى آینده خود نگران مى‏شود، زیرا نمى‏داند در آینده وضع او چگونه خواهد بود، و همین امر در بسیارى از مواقع مانع انفاق مى‏گردد، مگر آنها که از یک سو به وعده‏هاى الهى ایمان داشته باشند و از سوى دیگر آثار اجتماعى انفاق را بدانند، چنین افرادى از انفاق در راه خدا خوف و وحشتى از آینده ندارند و به خاطر از دست دادن قسمتى از ثروت خود اندوهگین نمى‏شوند، زیرا مى‏دانند در مقابل چیزى که از دست داده‏اند به مراتب بیشتر، از فضل پروردگار و از برکات فردى و اجتماعى و اخلاقى آن در این جهان و آن جهان بهره‏مند خواهند شد268.
خداوند سبحان شرایط انفاق ارزشمند را اینطور بیان می فرماید269:
1-انفاق باید از بهترین قسمت مال انتخاب شود نه از اموال کم ارزش(آیه268).
2-انسان به کسانی انفاق کند که سخت به آن نیازمند است و اولویتها را در نظر بگیرد(آیه273).
3-انفاق اگر مخفی باشد بهتر است(آیه271).
4- انفاق با منت و آزار همراه نباشد(آیه264).
5- انفاق باید توام با اخلاص و نیت پاک باشد(آیه265).
6- انفاق برای رضای خدا باشد.
7- به اندازه باشد.
آثار انفاق: 1- آثار فردی انفاق عبارت است از، رفاه و آسایش برای انفاق کننده و دریافت کننده انفاق، آسان شدن مشکلات و هموار شدن راهها، استجابت دعا، رفع بلاها و گرفتاریها، افزایش ثروت، تندرستی و طول عمر.
2- آثار اجتماعی انفاق عبارت است از، به دست اوردن دلها، محبت به دیگران، استمرار دوستیها و زیاد شدن دوستان.
3- آثار اخروی انفاق عبارت است از: آسانی حساب، سپر آتش، محو شدن گناهان، برطرف شدن خشم پروردگار، روشنایی و آسایش در روز قیامت است270.
علی (ع) می فرماید: حاجت انفاق کننده به انفاق شدیدتر از انفاق گیرنده است.
انفاق کردن نقش قابل توجهی در کاهش نابرابری درآمدها دارد و این تأثیر با بیشتر بودن ایمان و تعهد افراد مؤمن، تقویت نیز می شود271.
گفتار ششم: قرض الحسنه272
قرض حَسَن. وام نیکو، و آن صدقه باشد برای خدای عزوجل، خالی از ریا(دستور الاخوان)273.
قرض، تملیک مال به دیگری به شرط ضمان است، یعنی بر عهده قرض گیرنده است که خود مال، مثل یا قیمت آنرا برگرداند.
در قرآن مجید در هفت آیه کلمه قرض و مشتقات آن به‌کار رفته است274.
آیه 245: (تغابن 17 و حدید 18 و 11) : مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ اَضْعَافًا کَثِیرَهً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَاِلَیْهِ تُرْجَعُونَ.
کیست آن کس که به [بندگانِ‏] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید؟ و خداست که [در معیشت بندگان‏] تنگى و گشایش پدید مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید.
مفسران امامیّه ذیل این آیه گفته‌اند: مقصود از قرضاً حسناً نیز انفاق از اموال حلال است که با منّت و اذیت همراه نباشد. مفسران اهل سنّت نیز گفته‌اند: اتفاق‌نظر وجود دارد که مقصود انفاق است275.
احکام قرض در آیه 282 سوره بقره آمده است276.
در شان نزول آیه245، چنین نقل کرده‏اند که: روزى پیامبر اکرم ص فرمود: هر کس صدقه‏اى بدهد دو برابر آن در بهشت خواهد داشت، “ابو الدحداح انصارى” عرض کرد، اى رسول خدا من دو باغ دارم اگر یکى از آنها را به عنوان صدقه بدهم دو برابر آن را در بهشت خواهم داشت، فرمود: آرى، عرض کرد: ام الدحداح نیز با من خواهد بود فرمود: آرى، عرض کرد: فرزندان نیز با منند؟ فرمود: آرى، سپس او باغى را که بهتر بود، به عنوان صدقه به پیامبر ص داد، آیه فوق نازل شد، و صدقه او را دو هزار هزار برابر براى او کرد و این است معنى أَضْعافاً کَثِیرَه. ابو الدحداح بازگشت و همسرش ام الدحداح و فرزندان را در آن باغى دید که صدقه قرار داده بود. به در باغ ایستاد و نخواست وارد آن شود، و همسرش را صدا زد و گفت: من این باغ را صدقه قرار داده‏ام و دو برابرش را در بهشت خریدارى کرده‏ام و تو و فرزندان نیز با من خواهید بود، همسرش گفت مبارک است آنچه را فروخته و آنچه را خریده‏اى، پس همگى از باغ خارج شدند و آن را به پیامبر ص تسلیم کرد، پیامبر ص فرمود: “چه بسیار نخله‏هایى در بهشت که شاخه‏هایش براى ابى الدحداح آویزان شده است”277.
بنابراین آیه وام دادن به خداوند به معنى “انفاق فى سبیل اللَّه” است و به گفته بعضى از مفسران، انفاقهایى است که در راه جهاد مى‏شود، زیرا در آن زمان تهیه هزینه‏هاى مختلف جهاد، بر دوش مبارزان مسلمان بود، در حالى که بعضى دیگر معتقدند هر گونه انفاقى را شامل مى‏شود، هر چند بعد از آیه جهاد وارد شده است.‏
“اضعاف” جمع “ضعف” (بر وزن شعر) به معنى دو یا چند برابر کردن چیزى است، و با توجه اینکه این واژه به صورت جمع در آیه آمده و با کلمه “کثیره”، تاکید شده، به علاوه جمله “یضاعف” نیز تاکید بیشترى را از یضعف مى‏رساند. از مجموع این جهات، استفاده مى‏شود، که خداوند، براى انفاق کنندگان پاداش بسیار فراوانى قرار داده، و انفاق در راه خدا همچون بذر مستعدى است که در زمین آماده‏اى افشانده شود، و به وسیله بارانهاى پى در پى آبیارى گردد، و ده‏ها و گاه صدها برابر، نتیجه دهد.
کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند، که در هر خوشه، یکصد دانه باشد، و خداوند آن را براى هر کس بخواهد (و شایستگى داشته باشد)، دو یا چند برابر مى‏کند، و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست278.
ماده 15 قانون عملیات بانکداری بدون ربا279: قرض‌الحسنه عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین(قرض‌دهنده) مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر(قرض‌گیرنده) تملیک می‌کند که قرض‌گیرنده مثل و یا در صورت عدم‌امکان قیمت آن را به قرض‌دهنده رد نماید.
گفتار هفتم: صَدَقَه280
دهش. آنچه بدهند بر سبیل وجوب. زکات را هم صدقه گویند(دستور الاخوان). صدقه مشتق از صدق، بخششی را نامند که به منظور احراز ثواب باشد نه به منظور اکرام281.
صدقه و کمکهای خیرخواهانه حتی در ادبیات اقتصاد کلاسیک نیز مورد بحث بوده است. در بین اقتصاددانان کلاسیک، رابرت مالتوس در ارتباط با راهحل مبارزه با فقر و نابرابری، در برابر بحث صدقه و احسان موضعگیری می کند282.
مشتقّات واژه صدقه در قرآن حدود 16 بار آمده است. در برخی روایات نیز هر عمل خیر و نیکو را صدقه دانسته‌اند و آموختن دانش و مشورت دادن نیز صدقه محسوب می‌شود283.
آیه 196 : وَاَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلّهِ فَاِنْ اُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُوُوسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضاً اَوْ بِهِ اَذًی مِّن رَّاْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِّن صِیَامٍ اَوْ صَدَقَهٍ اَوْ نُسُکٍ … .
و براى خدا حجّ و عمره را به پایان رسانید، و اگر [به علت موانعى‏] بازداشته شدید، آنچه از قربانى میسّر است [قربانى کنید] و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را مَتراشید و هر کس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به کفّاره [آن، باید] روزه‏اى بدارد، یا صدقه‏اى دهد، یا قربانی بکند… .
قربانی در این آیه به مثابه صدقه حج‌گزار است.
“یسر” و “استیسر” متضاد “صعب”

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایبخش اقتصاد، عقد ازدواج، نهج البلاغه

دیدگاهتان را بنویسید