No category

پایان نامه با کلید واژه های طلاق

الَّذِی اوْتُمِنَ اَمَانَتَهُ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَهَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَاِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ.
و اگر در سفر بودید و نویسنده‏اى نیافتید وثیقه‏اى بگیرید و اگر برخى از شما برخى دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده، باید سپرده وى را بازپس دهد و باید از خداوند که پروردگار اوست، پروا کند. و شهادت را کتمان مکنید، و هر که آن را کتمان کند قلبش گناهکار است، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید داناست.
رهن وثیقه دِین است لغتاً و عرفاً291.
رهان: جمع رهن است که بمعنى چیزی است که در مقابل معامله‏اى یا تعهّدى ضبط و اخذ بشود، و این‌کلمه در اصل مصدر بوده و بمعنى اخذ کردن و ضبط است که بعنوان وثیقه باشد.
و جمع بودن باعتبار جماعت مخاطبین است، و ضمناً ممکن است گاهى در رهن تعدّد باشد، اگر دین زیاد شود.
و قبض: بمعنى فرا گرفتن است که تحت تسلّط قرار بگیرد.
منظور اینست‌که: اگر جریان معامله تداینى در سفر صورت گرفته، و کاتبى هم پیدا نشد که صورت معامله را ضبط کرده و دقیقاً بنویسد. لازم است براى به‌دست داشتن وثیقه مورد اعتماد، وثیقه عینى خارجى داشته باشد، تا از اضطراب فکر و پیش‏آمد اختلاف و حوادث، آرامش و طمأنینه پیدا کند.
و چون این آیه کریمه نیز در ارتباط موضوع تداین ذکر شده است: در نتیجه حکم بیست و سوّم محسوب مى‏شود.
امانت مصدر است بمعنى بى‏بیم بودن و ایمن گشتن، و براى مبالغه به عین خارجى که متعلّق امن و ایمنى است اطلاق مى‏شود. و این قبیل از اطلاق مصدر به عین و موضوع خارجى متداول است، گویا معنى مصدرى در آن‌موضوع مصداق خارجى پیدا مى‏کند، مانند رهن، دین، امر، حکم، خلق، رزق، علم، عمل، و غیر این‌ها292.
مبحث سوم: مصرف
مصرف، هم از نظر اقتصادی و هم به دلیل اثرهایی که در دیگر عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی انسان به جای می‌نهد، اهمیت بسزایی دارد. مصرف هم علت غایی تولید و توزیع است و هم علت صوری آن دو293.
مصرف عبارت است از عملی که انسان از طریق صرف کالاها و خدمات، نیازهای زیستی خود را برآورده می‌سازد. مصرف، هدف نهایی هر فعالیت اقتصادی است294.
در اقتصاد سرمایه‌داری، هدف نهایی از مصرف، افزایش مطلوبیت است. بر پایه این دیدگاه گرایشهای مادی و امیال نفسانی فراتر از نیازهای متعادل جسمی و روحی انسان است و نیازهای کاذب و افراطی را در بر می‌گیرد. در دیدگاه اسلام، انسان دارای دو بُعد جسم و روح و کمال نهایی و سعادت حقیقی اش در نزدیک شدن به خداست.
از نظر اسلام، کالا و خدمات از لحاظ مصرف به پنج دسته زیر تقسیم می‌شوند:
واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام295.
گفتار اول: عمومی بودن نیاز به مصرف
انسان دو بُعد دارد: مادی و معنوی. یا به تعبیری انسانی و حیوانی. بُعد حیوانی انسان، نیازهای مادی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، استراحت و تفریح را اقتضا می‌کند. انسان فطرتاً به این‌ها نیازمند است.
الف) غذاهای حلال296:
آیه 29 : هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الاَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوَی اِلَی السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.
اوست آن کسى که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید سپس به [آفرینش‏] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار کرد و او به هر چیزى داناست.
بر اساس اعتقادات اسلامی، خداوند از سر لطف خود، لوازم بر طرف کردن نیازهای انسان‌ها را آفریده است. این آیه بیان کننده آن است که آنچه روی زمین خلق شده با هدف بهره‌مندی انسان خلق شده و انسان مجاز به استفاده از آنها است. آیات دیگری از قرآن اجازه تحریم نعمتها را نداده است297.
آیه 57 : وَظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَاَنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَی کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِن کَانُواْ اَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ. و بر شما ابر را سایه‏گستر کردیم و بر شما “گزانگبین” و “بلدرچین” فرو فرستادیم [و گفتیم:] “از خوراکیهاى پاکیزه‏اى که به شما روزى داده‏ایم، بخورید.” و [لى آنان‏] بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم روا مى‏داشتند.
مراد در اینجا مطلق إنعاماتى است که از درختهاى وادى سینا بظهور میرسد، از انواع میوه‏هاى جنگلى و کوهستانى مخصوص، و اختصاصى به أمثال ترنجبین ندارد298.
آیه 58 : وَاِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْیَهَ فَکُلُواْ مِنْهَا… .
و[نیز به یاد آرید] هنگامى را که گفتیم: بدین شهر درآیید، و از هر کجاى آن خواستید، فراوان بخورید…
در این آیات اصل مصرف مجاز بوده ولی مشروط شده است.
و این آیه شریفه بمناسبت ذکر منّ و سلوى و أکل طیّبات و تظلیل غمام: ذکر شده است که در تتمیم نعمتهاى ظاهرى است‏299.
آیه 60 : وَاِذِ اسْتَسْقَی مُوسَی لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ اُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ کُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الاَرْضِ مُفْسِدِینَ.
و هنگامى که موسى براى قوم خود در پى آب برآمد، گفتیم: “با عصایت بر آن تخته‏سنگ بزن.” پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت، [به گونه‏اى که‏] هر قبیله‏اى آبشخور خود را مى‏دانست. [و گفتیم:] “از روزى خدا بخورید و بیاشامید، و [لى‏] در زمین سر به فساد برمدارید.”
اشاره به جوشیدن چشمه آب در بیابان.
آیه 61 : وَاِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَن نَّصْبِرَ عَلَیَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الاَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا… .
و چون گفتید: “اى موسى، هرگز بر یک [نوع‏] خوراک تاب نیاوریم، از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمین مى‏رویاند، از [قبیل‏] سبزى و خیار و سیر و عدس و پیاز، براى ما برویاند.”… .
آیه168 : یَا اَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الاَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ.
اى مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را بخورید، و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست.
آنچه در روی زمین است حلال بوده مگر فساد و زیانش با دلیل اثبات گردد300.
أکل: عبارت از خوردن است، و خوردن براى جبران کردن قواى از دست رفته و تهیّه و تقویت قواى بدنى است، و أکل باختلاف انواع موجودات فرق مى‏کند، و هر موجودى به‌تناسب خصوصیّات خود غذاى مخصوصى دارد که در جسم یا بدن یا روح او هضم مى‏شود.
و أرض: عبارت از کره زمین و در مقابل سماء است. و حلال: بوزن جبان صفت است در مقابل حرام.
و حرام آن چیزیست که از ابتداء ممنوع باشد، پس حلال عبارتست از چیزی‌که ممنوعیّت و بستگى از آن برطرف و گشوده باشد. و طیّب: به‌وزن فعیل از مادّه طیب بمعنى چیزی‌است که مورد رغبت بوده و پلیدى در آن نباشد، و آن در مقابل خبیث است.
در این آیه کریمه خطاب به‌عموم مردم(ناس) شده، و شامل مؤمن و غیر مؤمن و همه انسانها مى‏شود، و ما فى الأرض، هم شامل همه ارقام مأکولات از میوه‏ها و حبوبات و سبزیجات و حیوانات هوایى و زمینى و دریایى که از زمین برخاسته و در زمین و حوالى زمین زندگى مى‏کنند، خواهد بود.
و این مأکولات مانند آب و نور و حرارت و کواکب و شمس و قمر و هوا و خاک و سنگ و معادن و اعضاء و جوارح و قواى بدنى و روحى، همه از نعمتهاى عمومى الهى و براى استفاده همه مخلوقات باشد.
آرى خداوند متعال انسان را آفریده، و هر گونه وسائل زندگى و ادامه حیات او را نیز خلق و فراهم نموده است.
و همین‌طوری‌که تکوین و ایجاد او فقط براى اظهار وجود و عطاء بوده است، ادامه حیات و زندگى او نیز بتبع همین تکوین و ملازم آن مى‏باشد. و این‌معنى چون دعوت بمهمانى است که، بحکم عقل و وجدان و عرف مى‏باید طبق شؤون مهمان وسائل پذیرائى و استراحت او فراهم گردد.
پس هر فردى به‌اقتضاى مخلوق بودن، آزاد است که از نعمتهاى عمومى فراهم شده و موجود در زمین به‌هر نحوی‌که نیازمند است استفاده کند. آرى کسى حقّ این ندارد که مزاحم دیگران و مانع از استفاده آنان بوده، و یا دیگران را بظلم و جور در مضیقه قرار بدهد، و یا آنکه به‌زیردست و مالکیّت مشروع و حیازت صحیح دیگران تجاوز نماید. و اگر نه به‌حکم الهى و عقل و وجدان، حرام و خبیث بوده، و از عنوان حلال و طیّب و پاکیزه بودن بیرون خواهد رفت. پس مفهوم حلال بودن و همچنین طیّب و پاکیزه شدن اعم است از آنکه ظاهرى و محسوس باشد و یا معنوى و معقول301.
آیه 172 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ اِن کُنتُمْ اِیَّاهُ تَعْبُدُونَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از نعمتهاى پاکیزه‏اى که روزى شما کرده‏ایم، بخورید و خدا را شکر کنید اگر تنها او را مى‏پرستید.
برخلاف آیه 168 اینک روی سخن تنها با مؤمنان است.
در این آیه توحید افعالی و عبادی با هم ذکر شده است. بنابر توحید افعالی او روزی‌رسان و منعم است در نتیجه عقل حکم می‌کند کسی که روزی او به دست خداست تنها باید از او شکرگزاری کند و او را بپرستد302.
درختان میوه: آیه 22 : الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَاَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَاَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّکُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ اَندَاداً وَاَنتُمْ تَعْلَمُونَ.
همان [خدایى‏] که زمین را براى شما فرشى [گسترده‏]، و آسمان را بنایى [افراشته‏] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از میوه‏ها رزقى براى شما بیرون آورد پس براى خدا همتایانى قرار ندهید، در حالى که خود مى‏دانید.
آیه 25 : … کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَاُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا اَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ… .
…هر گاه میوه‏اى از آن روزىِ ایشان شود، مى‏گویند: “این همان است که پیش از این [نیز] روزىِ ما بوده.” و مانند آن [نعمتها] براى آنها آورده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت.
آیه 126 : وَاِذْ قَالَ اِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ اَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ …
و چون ابراهیم گفت: “پروردگارا، این [سرزمین‏] را شهرى امن گردان، و مردمش را- هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد- از فرآورده‏ها روزى بخش”… .
حضرت باقر علیه السلام فرمودند: مقصود ابراهیم علیه السلام در دعاى خود این بود که میوه‏ها از شهرهاى دیگر بمکه حمل شود و در دسترس اهالى آن قرار بگیرد.
ولى حضرت صادق علیه السلام فرمودند که: مراد حضرت ابراهیم علیه السلام از میوه‏هایى که آنها را براى اهل مکه تقاضا کرد میوه‏هاى خوردنى نیست بلکه منظور میوه دلهاى مردم یعنى “محبت” است باین معنا پروردگارا! مردم مکه را محبوب خلق بگردان تا بسوى آنها رفت و آمد کنند303.
آیه266 : اَیَوَدُّ اَحَدُکُمْ اَن تَکُونَ لَهُ جَنَّهٌ مِّن نَّخِیلٍ وَاَعْنَابٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الاَنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَاَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّهٌ ضُعَفَاء فَاَصَابَهَا اِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ.
آیا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها نهرها روان است، و براى او در آن [باغ‏] از هر گونه میوه‏اى [فراهم‏] باشد، و در حالى که او را پیرى رسیده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان‏] گردبادى آتشین

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایامام صادق، جهان اسلام، انفال

دیدگاهتان را بنویسید