No category

پایان نامه با کلید واژه های قصاص، قتل شبه عمد، قتل عمد

بر آن [باغ‏] زند و [باغ یکسر] بسوزد؟ این گونه، خداوند آیات [خود] را براى شما روشن مى‏گرداند، باشد که شما بیندیشید.
الثمر : میوه ، بار
آیه 168 : یَا اَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الاَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ.
اى مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را بخورید، و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست.
قابل توجه اینکه خطاب‌هایى که در قرآن مربوط به استفاده از غذاها است کم نیست، و معمولا با دو قید “حلال” و “طیب” همراه است.
“حلال” چیزى است که ممنوعیتى نداشته باشد، و “طیب” به چیزهاى پاکیزه گفته مى‏شود که موافق طبع سالم انسانى است، نقطه مقابل “خبیث” که طبع آدمى از آن تنفر دارد304.
آیه 187 : … وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الاَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الاَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ اَتِمُّواْ الصِّیَامَ اِلَی الَّلیْلِ… .
… و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید بامداد از رشته سیاه [شب‏] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسیدن‏] شب به اتمام رسانید… .
ب) غذاهای (اموال) حرام
مال حرام یک واژه ترکیبی است، به هر چیزی که در تملک کسی باشد، مال و هر آنچه که برخلاف فرمان الهی باشد، که خداوند آن‌را ممنوع کرده باشد، حرام نامیده می‌شود. این واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است305.
آیه 173 : اِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا اُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا اِثْمَ عَلَیْهِ اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.
[خداوند،] تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام سر بریدن‏] نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانیده است. [ولى‏] کسى که [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود، در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نیست، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.
تحریم: بمعنى منع کردن و چیزى را ممنوع بالأصاله قرار دادن است306.
آیه 174 : اِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا اَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلاً اُولَئِکَ مَا یَاْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ اِلاَّ النَّارَ وَلاَ یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلاَ یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ اَلِیمٌ.
کسانى که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده، پنهان مى‏دارند و بدان بهاى ناچیزى به دست مى‏آورند، آنان جز آتش در شکمهاى خویش فرو نبرند. و خدا روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت، و پاکشان نخواهد کرد، و عذابى دردناک خواهند داشت.
در این آیه شریفه بمناسبت ذکر محرّمات از موضوعات مربوط بأکل، باز اشاره مى‏فرماید بکتمان برخى از احکامى که علماى بنى اسرائیل آنها را تحریف و تغییر داده و یا پوشانیده‏اند307.
آیه188 : وَلاَ تَاْکُلُواْ اَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ… .
و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید… .
منظور از اکل اموال مردم گرفتن آن و یا مطلق تصرف در آن است، که بطور مجاز خوردن مال مردم نامیده مى‏شود، مصحح این اطلاق مجازى آن است که خوردن نزدیک‏ترین و قدیمى‏ترین عمل طبیعى است که انسان محتاج به انجام آن است، براى اینکه آدمى از اولین روز پیدایشش اولین حاجتى که احساس مى‏کند، و اولین عملى که بدان مشغول مى‏شود تغذى است، سپس رفته رفته به حوائج دیگر طبیعى خود از قبیل لباس و مسکن و ازدواج پى مى‏برد، پس اولین تصرفى که از خود در مال احساس مى‏کند همان خوردن است، و به‌همین جهت هر قسم تصرف و گرفتن و مخصوصاً در مورد اموال را خوردن مال مى‏نامند، و این اختصاص به لغت عرب ندارد، زبان فارسى و سایر لغات نیز این اصطلاح را دارند.
کلمه (اموال) جمع مال است، که به معناى هر چیزى است که مورد رغبت انسانها قرار بگیرد، و بخواهند که مالک آن شوند، و گویا این کلمه از مصدر میل گرفته شده، چون مال چیزى است که دل آدمى به سوى آن متمایل است308.
آیه 220 : فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ وَیَسْاَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَی قُلْ اِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَیْرٌ وَاِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَاِخْوَانُکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لاعْنَتَکُمْ اِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.
و در باره یتیمان از تو مى‏پرسند، بگو: “به صلاح آنان کار کردن بهتر است، و اگر با آنان همزیستى کنید، برادران [دینى‏] شما هستند. و خدا تباهکار را از درستکار بازمى‏شناسد.” و اگر خدا مى‏خواست [در این باره‏] شما را به دشوارى مى‏انداخت. آرى، خداوند توانا و حکیم است.
گفتار دوم: محدودیت مصرف
در جهت هدف نهایی که تقرب به خداوند است، مصالح فرد و جامعه اقتضا می‌کند در زمینه‌های مختلف از جمله مصرفِ کالاها و خدمات، محدودیت‌هایی ایجاد شود. گرچه اصل بر حلیّت است، به علت وجود مصالح و مفاسد، مصرف بعضی کالاها و خدمات برای همیشه و برخی برای زمان‌ها یا مکان‌های خاص، ممنوع و در عموم کالاها و خدمات، زیاده‌روی در مصرف، اتلاف، تضییع و اسراف حرام شده است.
از آثار سوء اسراف و تبذیر، مبتلا‌شدن جامعه به اختلافات طبقاتی است309.
اسراف(فساد): آیه 205 : وَاِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الاَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیِهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَادَ.
و چون برگردد [یا ریاستى یابد] کوشش مى‏کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد، و خداوند تباهکارى را دوست ندارد.
غرض از فساد در این آیه، فساد در تشریع است310.
گرسنگی: آیه 155 : وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ … ما شما را بوسیله گرسنگی امتحان می‌کنیم.
انسان‌ها اگر از احکام و دستورات خداوند و خصوصاً پرداخت حقوق واجب محصولات، نظیر زکات و صدقات خودداری کنند و بی‌تقوایی را پیشه خود سازند در معرض قحطی و خشکسالی قرار می گیرند311.
گفتار سوم: ضرر و زیان
آیه 107 : اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالاَرْضِ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ.
مگر ندانستى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آنِ خداست و شما جز خدا سرور و یاورى ندارید؟
معامله با غیر خدا جز ضرر و زیان چیزی را برای فرد دربر ندارد.
آیه 155 : وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الاَمَوَالِ وَالانفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.
و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را.
در این آیه به آزمایش مؤمنان بوسیله ترس از ضرر و زیان اشاره شده است.
آیه 233 : وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ اَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ اَرَادَ اَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ وَعلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ اِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَی الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَاِنْ اَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَاِنْ اَرَدتُّمْ اَن تَسْتَرْضِعُواْ اَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ اِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ اَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. [این حکم‏] براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را تکمیل کند. و خوراک و پوشاک آنان [مادران‏]، به طور شایسته، بر عهده پدر است. هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمى‏شود. هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند، و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند]. و مانند همین [احکام‏] بر عهده وارث [نیز] هست. پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یکدیگر، کودک را [زودتر] از شیر بازگیرند، گناهى بر آن دو نیست. و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید، بر شما گناهى نیست، به شرط آنکه چیزى را که پرداخت آن را به عهده گرفته‏اید، به طور شایسته بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.
اشاره به ضرر برای پدر ( کسی که فرزند برای او آفریده شده) دارد.
گفتار چهارم: ورشکستگی
پرورش یافتگان مکتب توحیدی در سخت‌ترین شرایط اقتصادی دچار یأس و ناامیدی نمی‌شوند.
آیه 155 : … وَنَقْصٍ مِّنَ الاَمَوَالِ وَالانفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.
… و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را.
در کوره راه حوادث آدمی آب‌دیده می‌شود.
این آیه به زیان مالی و جانی اشاره دارد.
آیه280 : وَاِن کَانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ اِلَی مَیْسَرَهٍ وَاَن تَصَدَّقُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ اِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ.
و اگر [بدهکارتان‏] تنگدست باشد، پس تا [هنگام‏] گشایش، مهلتى [به او دهید] و [اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،] بخشیدن آن براى شما بهتر است- اگر بدانید.
رسول اکرم (ص) مى‏فرماید: کسى که بدهکار تنگدست خود را مهلت دهد یا این که طلب خود را به او ببخشد خداوند روز قیامت که سایه‏اى جز سایه او نیست او را در سایه عرش خود جاى میدهد.
و نیز بریده از آن حضرت نقل کرده که فرمود: کسى که بدهکار تنگدست خود را مهلت دهد در هر روزى ثواب صدقه خواهد برد.
و این آیه مى‏رساند که اگر طلبکار بداند بدهکار او تنگدست مى‏باشد حرام است بر او که او را حبس کرده و دنبال نماید و طلب خویش را مطالبه کند، و بر او واجب است که او را مهلت دهد تا این که او توانایى پیدا کند و اگر اصل طلب خود را ببخشد از مهلت دادن هم بهتر است312.
گفتار پنجم: دِیه (قِصاص)
خون بها دادن، خون بها(دستور الاخوان). غرامت یا عوضی است در مقابل قتل یا مجروح ساختن شخصی313.
دیه(نوعی جریمه و کیفر مالی) خونبهای جنایت است که جانی باید به ورثه مقتول یا به شخصی که جنایت در مورد او واقع شده، بپردازد314.
1. قتل عمد: قصاص دارد
قصاص قتل 2. قتل شبه عمد: قصاص ندارد
انواع قصاص 3. قتل خطا: قصاص ندارد
قصاص عضو
آیه 178 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالاُنثَی بِالاُنثَی فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ اَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَاَدَاء اِلَیْهِ بِاِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدَی بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ اَلِیمٌ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در باره کشتگان، بر شما [حقّ‏] قصاص مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. و هر کس که از جانب برادر [دینى‏] اش [یعنى ولىّ مقتول‏]، چیزى [از حق قصاص‏] به او گذشت شود، [باید از گذشت ولىّ مقتول‏] به طور پسندیده پیروى کند، و با [رعایت‏] احسان، [خونبها را] به او بپردازد. این [حکم‏] تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر کس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وى را عذابى دردناک است.
اینکه بعضی معتقد به نسخ این آیه توسط آیه 45 سوره مائده می‌باشند، صحیح نبوده و در نتیجه قصاص شخص آزاد را در مقابل عبد و قصاص مرد را در مقابل زن جایز و بلااشکال می‌دانیم315.
آیه 179 : وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَاْ اُولِیْ الاَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ.
و

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعحل اختلاف، روش تحقیق، اتباع خارجی

دیدگاهتان را بنویسید