No category

پایان نامه با کلید واژه های نرخ بهره، سوره بقره، امام صادق

جامعه را به زندگى طبقاتى و جنگ‌هاى ناشى از آن سوق نمى‏دهد.
سپس راه را به روى توبه‏کاران باز گشوده، مى‏فرماید: “هر کس اندرز الهى به او رسد و (از رباخوارى) خوددارى کند، سودهایى که در سابق (قبل از حکم تحریم ربا) به دست آورده مال او است و کار او به خدا واگذار مى‏شود” و گذشته او را خدا خواهد بخشید.
“اما کسانى که (به خیره‏سرى ادامه دهند) و باز گردند (و این گناه را همچنان ادامه دهند) آنها اهل دوزخ‏اند و جاودانه در آن مى‏مانند”. این قانون مانند هر قانون دیگر گذشته را شامل نمى‏شود، و به اصطلاح عطف به ما سبق نمى‏گردد، زیرا اگر قوانین بخواهد زمان قبل از تشریع خود را شامل شود، مشکلات فراوانى در زندگى مردم به وجود مى‏آید، به همین دلیل همیشه قوانین از زمانى که رسمیت مى‏یابد اجرا مى‏شود.
البته معنى این سخن آن نیست که اگر رباخواران طلب‏هایى از افراد داشتند مى‏توانستند بعد از نزول آیه چیزى بیش از سرمایه خود از آنها بگیرند، بلکه منظور این است سودهایى که قبل از نزول آیه گرفته‏اند بر آنها مباح شده است.
در آیه بعد مقایسه‏اى بین ربا و انفاق در راه خدا مى‏کند، مى‏فرماید: “خداوند ربا را نابود مى‏کند و صدقات را افزایش مى‏دهد” (یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ).
محق به معنى نقصان و نابودى تدریجى است، و ربا نمو و رشد تدریجى است از آنجا که رباخوار به وسیله ثروتى که در دست دارد حاصل دسترنج طبقه زحمتکش را جمع مى‏کند و گاه با این وسیله به هستى و زندگى آنان خاتمه مى‏دهد181.
این حکم در فرد و اجتماع یکى است، در اجتماعى که به نیازمندیهاى عمومى رسیدگى شود قدرت فکرى و جسمى طبقه زحمتکش و کارگر که اکثریت اجتماع را تشکیل مى‏دهد بکار مى‏افتد و به دنبال آن یک نظام صحیح اقتصادى که بر پایه همکارى عمومى و بهره گیرى عموم استوار است به وجود مى‏آید.
رباخواران نه تنها با ترک انفاق و قرض الحسنه و صرف مال در راه نیازمندیهاى عمومى شکر نعمتى که خداوند به آنها ارزانى داشته به جا نمى‏آورند بلکه آن را وسیله هر گونه ظلم و ستم و گناه و فساد قرار مى‏دهند و طبیعى است که خدا چنین کسانى را دوست نمى‏دارد.
آیه 276 : یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ اَثِیمٍ.
خدا از [برکتِ‏] ربا مى‏کاهد، و بر صدقات مى‏افزاید، و خداوند هیچ ناسپاسِ گناهکارى را دوست نمى‏دارد.
“مَحق” به معنای کاستن و بی‌برکت ساختن است182.
کلمه “محق” به فتحه میم و سکون حاء و قاف مصدر فعل (یمحق) و به معناى نقصان پى در پى است بطورى که آن چیزى که “محق” مى‏شود تدریجاً فانى شود و در مقابل کلمه “ارباء” که مصدر فعل”یربى” است به معناى نمو و رو به زیادت نهادن و کلمه (أثیم) به معناى صاحب اثم است و در سابق، معناى اثم گذشت.
در آیه شریفه، “ارباء صدقات” و “محق ربا” را مقابل یکدیگر قرار داده، در سابق هم گفتیم که ارباء صدقات و نمو دادن آن مختص به آخرت نیست بلکه این خصیصه هم در دنیا هست و هم در آخرت در نتیجه از مقابله نامبرده مى‏فهمیم که محق ربا نیز هم در دنیا هست و هم در آخرت.
پس همچنان که یکى از خصوصیات صدقات، این است که نمو مى‏کند و این نمو، لازمه قهرى صدقه است و از آن جدا شدنى نیست چون باعث جلب محبت و حسن تفاهم و جذب قلوب است و امنیت را گسترش داده و دلها را از اینکه به سوى غصب و دزدى و افساد و اختلاس بگراید، باز مى‏دارد و نیز باعث اتحاد و مساعدت و معاونت گشته و اکثر راههاى فساد و فناى اموال را مى‏بندد و همه اینها باعث مى‏شود که مال آدمى در دنیا هم زیاد شود و چند برابر گردد.
همچنین یکى از خواص ربا کاهش مال و فناى تدریجى آن است چون ربا باعث قساوت قلب و خسارت مى‏شود و این دو باعث بغض و عداوت و سوء ظن مى‏گردد و امنیت و مصونیت را سلب نموده، نفوس را تحریک مى‏کند تا از هر راهى و وسیله‏اى که ممکن باشد چه با زبان و چه با عمل، چه مستقیم و چه غیر مستقیم از یکدیگر انتقام بگیرند، و همه اینها باعث تفرقه و اختلاف مى‏شود و این هم راه‏هاى فساد و زوال و تباهى مال را مى‏گشاید و کمتر مالى از آفت و یا خطر زوال محفوظ مى‏ماند.
همه اینها براى این است که صدقه و ربا هر دو با زندگى طبقه محروم و محتاج تماس دارد زیرا احتیاج به ضروریات زندگى، احساسات باطنى آنان را تحریک کرده و در اثر وجود عقده‏ها و خواسته‏هاى ارضا نشده آماده دفاع از حقوق زندگى خود گشته و هر طور که شده در صدد مبارزه بر مى‏آیند اگر در این هنگام به ایشان احسان شده و کمک‏هاى بلاعوض برسد احساساتشان تحریک مى‏شود تا با احسان و حسن نیت خود، آن احسان را تلافى کنند و اگر در چنین وضعى در حق آنان با قساوت و خشونت رفتار شود بطورى که تتمه مالشان هم از بین برود و آبرو و جانشان در خطر افتد، با انتقام مقابله خواهند کرد و به هر وسیله‏اى که دستشان برسد طرف مقابل را منکوب مى‏سازند و کمتر رباخوارى است که از آثار شوم این مبارزه محفوظ بماند بلکه آنهایى که سرگذشت رباخواران را دیده‏اند همه از نکبت و نابودى اموال آنان و ویرانى خانه‏ها و بى ثمر ماندن تلاشهایشان از قهر فقرا خبر مى‏دهند183.
آیه 278 : یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا اِن کُنتُم مُّوْمِنِینَ.
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقى مانده است واگذارید.
تفسیر تسنیم تقوا در این آیه را تقوای اقتصادی و رعایت حقوق مالی دیگران بیان کرده است.
آیه ربا184: آیه 278 سوره بقره را آیه ربا گویند. ربا در لغت عرب زیادت بود و در شرع هم زیادت باشد جز که زیادت بر رأس المال را ربا خوانند و در هر زیادت را ربا نخوانند.
آیه279 : فَاِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَاْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَاِن تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُوُوسُ اَمْوَالِکُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ.
و اگر [چنین‏] نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاسته‏اید و اگر توبه کنید، سرمایه‏هاى شما از خودتان است. نه ستم مى‏کنید و نه ستم مى‏بینید.
نهایت شدت برخورد خداوند و پیامبر با ربا خواران در این آیه بیان شده است.
روایت شده که این آیه درباره طایفه “ثقیف” نازل شده است. آنها مالى را از گروهى از افراد قریش طلبکار بودند و چون موقع دریافت آن شد، اصل مال و بهره آن را مطالبه کردند. و گفته شده: طایفه ثقیف مقدارى از مالى را که به عنوان ربا قرار بود بگیرد، گرفته بود، هنگامى که مى‏خواست بقیّه آن را مطالبه کند، آیه نازل شد و دستور داد از مطالبه آن صرف نظر نمایند185.
آیه 280 : وَاِن کَانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ اِلَی مَیْسَرَهٍ وَاَن تَصَدَّقُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ اِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ.
و اگر [بدهکارتان‏] تنگدست باشد، پس تا [هنگام‏] گشایش، مهلتى [به او دهید] و [اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،] بخشیدن آن براى شما بهتر است- اگر بدانید.
و این آیه هر چند مطلق است و مقید به مورد ربا نیست و لیکن قهرا منطبق با مورد ربا است، چون رسم این بود که وقتى مدت قرض یا هر بدهى دیگر به پایان مى‏رسید رباخوار گریبان بدهکار را مى‏گرفت. و او درخواست مى‏کرد که مدت بدهى مرا تمدید کن و من در مقابل این تمدید، فلان مقدار و یا به فلان نسبت به قیمت جنس اضافه مى‏کنم و آیه شریفه از این عمل نهى نموده و دستور مى‏دهد به بدهکار مهلت دهند186.
آیه 281: وَاتَّقُواْ یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ اِلَی اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّی کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ.
و بترسید از روزى که در آن، به سوى خدا بازگردانده مى‏شوید، سپس به هر کسى [پاداشِ‏] آنچه به دست آورده، تمام داده شود و آنان مورد ستم قرار نمى‏گیرند.
این آیه هشدار به رباخواران است.
یکی از بلاهای بزرگ اقتصادی جوامع، نزولخواری( جزء هفت گناه بزرگ) است. کلمه ربا به معنی سودی است که وام دهنده، در برابر وامی که به وام گیرنده می دهد، از او می گیرد. به عبارتی دیگر ربا یا نزول مبلغی است که وام گیرنده بنابر شروطی معین، افزون بر مبلغ وام باید به وام دهنده بپردازد.
امام صادق(ع) : یک درهم ربا گرفتن از هفتاد مرتبه زنا با محرم خود نزد خداوند بدتر است.
در اصطلاح اقتصاددانان، واژه ربا ( Usury )خیلی کم بهکار می رود، نزدیکترین واژه مورد استعمال در اقتصاد کلمه بهره( Interest ) است187.
ربای محرّم به نرخ بهرههای فاحش اختصاص ندارد و شامل نرخ بهرههای کم نیز می شود188.
حکتهای تحریم189 ربا در تناسب با بازارهای مالی:
1-گسترش انواع روابط خیرخواهانه چون انفاق، صدقه، وقف و قرض الحسنه.
2- گسترش انواع معاملات تجاری چون بیع، اجاره، جعاله و سلف.
3-گسترش انواع مشارکتها چون شرکت، مضاربه، مزارعه و مساقات.
4-گسترش سرمایه گذاریهای مستقیم اقتصادی.
انواع ربا :
الف) ربای قرضی190:
فرد برای تأمین نیاز مالی جهت امور مصرفی یا سرمایه گذاری191 تقاضای قرض کند و در ضمن قرارداد متعهد شود آنچه را می گیرد همراه با زیاده برگرداند.
ربایی که بیشتر حرفها درباره آن‌است ربای قرضی است192.
ب) ربای معاملی193:
یکی از دو کالای مثل هم با زیاده عینی به مثل دیگر فروخته شود مانند یک کیلو گندم به دو کیلو آن.
بطلان ربا از دیدگاه عقل:
ربا نزد عقل (ادلّه اربعه قرآن، سنّت، اجماع و عقل) باطل است. چون اجحاف و تعدی است و تمامی عقلای عالم از مؤمن تا ملحد تصریح در حرمت و بطلان آن داشته اند. از حیث اقتصادی نیز ربا ممحوق است و رفتنی چون موجب ترک تجارت و اصطناع معروف شده و سبب فناء و فساد اموال می گردد. ربا بین طبقه رباخوار و ربا دهنده فاصله و نفاق ایجاد می کند ولی انفاق و صدقات این شکاف را پر و برطرف می سازد. ربا سبب می شود تا نظام آلوده به آن نتواند رنگ ثبات به خود بگیرد و هرگز نتواند در یک وضع متعادل و آرام مستقر گردد194.
برابری نرخ بهره195 با صفر از مشخصه های اقتصاد اسلامی است. سیستم بانکداری غیر ربوی با سابقه سه دهه از جمله نتائج اقتصاد اسلامی است.
دو مسأله مهم در حسابداری اسلامی، زکات و ربا است196.
اقتصاددانان اروپایی توجیه و تفسیر بظاهر علمی جهت حق‌بودن بهره تراشیدند: به‌عنوان اجاره پول، جبران کاهش ارزش پول، هزینه فرصت197 پول و…198.
گفتار دوم: فَقْر199
درویشی. فقر عبارت از نداشتن مایحتاج است200.
اصل فقر در لغت یعنی کسی که مهره پشت او شکسته باشد. راغب می گوید: فقر بر چهار وجه است:
1- وجود نیاز ضروری 2- عدم کسب و دستاورد 3- فقر نفس 4- فقر به خداوند201.
آیه 155 : وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الاَمَوَالِ وَالانفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.
و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را.
خداى تعالى در آیه مورد بحث به عموم شدائدى که ممکن است مسلمانان در راه مبارزه با باطل گرفتارش شوند، اشاره نموده و آن عبارت است از خوف و گرسنگى و نقص اموال و جان‏ها، و اما کلمه (ثمرات)، ظاهرا مراد به آن اولاد باشد، چون نقص فرزندان و کم شدن مردان و جوانان با جنگ مناسبتر است تا نقص میوه‏هاى درختان202.
آیه 268 : الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَاْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ.
شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد و [لى‏] خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏دهد، و خداوند گشایشگر داناست.
فقر: عبارتست از ضعفى که موجب پیدایش نیازمندى گردد، و آن در مقابل غناء باشد. و بزرگترین فقر از جهت ذات

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد دربارهسومالى، عشیره، رقبه

دیدگاهتان را بنویسید