No category

پایان نامه با کلید واژه های نهج البلاغه، انفال، نفقه

شى‏ء حاصل شود، و امّا از جهات دیگر، مانند فقر در علم و اخلاق و مال و ادب و غیر آنها باشد203.
آیه 273 : لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ اُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ اَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ… .
( عدم کسب دستاورد)آیه273: ای صدقات برای آن دسته از نیازمندانی است که فرومانده‌اند.
علی (ع) می فرماید: اگر فقر یک انسان بود حتماً وی را می کشتم. همچنین به فرزندش محمد حنیفه
می‌فرماید: ای فرزند! من از تهیدستی بر تو هراسناکم. از فقر، به خداوند پناه ببر که به درستی که فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان می کند و عامل دشمنی است204.
و نیز می فرمایند: فقر بزرگترین مرگ است205.
راه‌های درمان فقر از دیدگاه اسلام: کار – تحت تکفل گرفتن نزدیکان و خویشاوندان بی بضاعت – زکات206.
غزالی در تحلیل‌های خود دو راه حل برای فقر ارائه میدهد:
1. کار و فعالیت برای کسب معاش.
2. پرداختهای انتقالی مانند زکات207.
فقر در دیدگاه اسلامی، پدیده‌ای مذموم است و دولت و تمامی افراد در یک کشور اسلامی وظیفه دارند که در راستای کاهش فقر حرکت کنند208.
حکمت 163 نهج‌البلاغه: فقر مرگ بزرگتر است.
گفتار سوم: زکات209
زکات یا به‌عبارت صحیح‌تر زکاه واژه‌ای است که دارای ریشه آرامی بوده و از ماده زکی به‌معنای افزایش و نمو است و در اصطلاح به‌معنی تهذیب استعمال می‌شود210.
برای زکات دو معنی لغوی ذکر شده است: 1. رشدو نمو 2. طهارت و پاکی.
زکات بر دو قسم است: 1. زکات اموال 2. زکات ابدان211.
زکات یعنی افزودن (کشف الاسرار، ج1، ص56). آنچه فریضه است دادن آن از مال (دستور الاخوان). در اصطلاح شرعی، مقدار معینی است از مال که مسلمان آزاد مکلّف از اموال معیّن خود پس از حصول نصاب و گذشتن یک سال خارج ساخته و تنها برای امتثال امر خدا به فقیر مسلمان غیر هاشمی می‌دهد212.
با دقت در ادله شرعی موجود ملاحظه می شود که در اسلام مواردی به عنوان مبنای درآمد برای حکومت در نظر گرفته شده است که عبارتند از: خمس، زکات و انفال213.
زکات را معمولاً به alams tax (مالیات صدقات) ترجمه می‌کنند، و آن‌را چنین معنا می‌کنند که عبارت از درصد معینی از درآمد و یا سود سالیانه فرد است که به افراد مستحق و نیازمند پرداخت می‌شود. قواعد و مقررات محاسبه زکات نسبتاً پیچیده است. بر حسب ماهیت چیزی که در مالکیت انسان درآمده و نیز نحوه اکتساب آن، این رقم می‌تواند بین 5/2 تا 10 درصد از سود سالیانه فرد را تشکیل دهد214.
کُلِّکُم راع‍‌ ٌ و کُلُّکُمْ مَسئولً عَنِ الرعیّه.
بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند.
چو عضوی به‌درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار.
( آیه 60 سوره توبه به آیه زکات معروف است).
آیه 43: وَاَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَاهَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ.
و نماز را بر پا دارید، و زکات را بدهید، و با رکوع‏کنندگان رکوع کنید.
زکات و نماز از مشترکات همه ادیان آسمانی است.
سومین اشاره اقتصادی قرآن و گسترده‌ترین بحثی که در مالیه عمومی اسلام مطرح شده، زکات است.
جالب اینکه نمى‏گوید: نماز بخوانید، بلکه مى‏گوید: أَقِیمُوا الصَّلاهَ (نماز را بپا دارید) یعنى تنها خودتان نمازخوان نباشید بلکه چنان کنید که آئین نماز در جامعه انسانى بر پا شود، و مردم با عشق و علاقه به سوى آن بیایند. بعضى از مفسران گفته‏اند تعبیر به “اقیموا” اشاره به این است که نماز شما تنها اذکار و اوراد نباشد بلکه آن را بطور کامل بپا دارید که مهمترین رکن آن توجه قلبى و حضور دل در پیشگاه خدا و تاثیر نماز در روح و جان آدمى است215.
در حقیقت در این سه دستور اخیر، نخست پیوند فرد با خالق (نماز) بیان شده، و سپس پیوند با مخلوق (زکات) و سرانجام پیوند دست‌جمعى همه مردم با هم در راه خدا216.
آیه 83 : وَاِذْ اَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی اِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ اِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ اِحْسَاناً وَذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَاَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ اِلاَّ قَلِیلاً مِّنکُمْ وَاَنتُم مِّعْرِضُونَ.
و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که: “جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زکات را بدهید” آن گاه، جز اندکى از شما، [همگى‏] به حالت اعراض روى برتافتید.
تقویت توان مالی جامعه و از بین بردن فاصله طبقات، شروط استحکام جامعه و جوامع دینی را تکمیل می‌کند217.
آیه 110 : وَاَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَاهَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لاَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ اِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید، آن را نزد خدا باز خواهید یافت آرى، خدا به آنچه مى‏کنید بیناست.
صلاه و زکوه هر دو اسم مصدرند از تصلیه و تزکیه، و بمعنى حاصل شده از تطهیر و تزکیه است، خواه از صفات اخلاقى قلبى باشد یا از عقائد معنوى و یا از اموال، و منظور در اینجا بقرینه ایتاء پرداخت اموال لازم
در شریعت است، از زکوه اصطلاحى و صدقات و خدمات اجتماعى که شرعاً و عقلاً واجب شمرده مى‏شود.
و ایتاء: بمعنى آوردن بنحو طبیعى و سهل باشد و این آیه شریفه عطف است به جمله- فاعفوا و اصفحوا، و اشاره مى‏شود بتوجه پیدا کردن بانجام وظائف شخصى و اهتمام داشتن و دقّت کردن در عمل به برنامه بندگى و تکمیل نفس.
و باید توجّه داشت که: این دو عبادت جامعترین و بزرگترین برنامه براى انجام وظائف بندگى است، نماز براى تکمیل نفس و تحصیل قرب و ارتباط با پروردگار متعال باشد، اگر با شرائط ظاهرى و معنوى صورت بگیرد.
و زکوه: براى رسیدگى به‌دیگران و کمک به بندگان خدا و رفع ابتلائات فقراء و مستضعفین و تهیّه وسائل زندگى آنان است. و در صورتى که به‌این برنامه انفرادى و اجتماعى بدقّت و روى خلوص نیّت عمل بشود: کوچکترین تأثیرى بخل و حسد و بدخواهى دیگران در موفقیّت و پیشرفت انسان نخواهد داشت218.
آیه 177 : لَّیْسَ الْبِرَّ اَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَی الْمَالَ عَلَی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَاَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَی الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ اِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَاْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَاْسِ اُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَاُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ.
نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى‏] و پیامبران ایمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد کردن‏] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زکات را بدهد، و آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شکیبایان‌اند آنانند کسانى که راست گفته‏اند، و آنان همان پرهیزگاران‌اند.
در اینکه آیه دلالت بر وجوب اداء مالى که بعنوان زکاه در مال شخص معین گردیده است هیچ اختلافى نیست و ابن عباس میگوید در مال، حقوق واجبى غیر از زکاه نیز هست و آیه به‌آن نیز دلالت دارد. شعبى نیز گفته است این آیه بر وجوب اداء حقوق غیر از زکاه که بمال شخص تعلق میگیرد از قبیل انفاق بر کسانى که واجب النفقه هستند و انفاق باندازه “سدّ رمق” بر کسى که در معرض تلف قرار گرفته و از قبیل اداء نذرها و کفّاره‏ها، دلالت دارد219.
آیه 273 : لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ اُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ اَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْاَلُونَ النَّاسَ اِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ.
[این صدقات‏] براى آن [دسته از] نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‏اند، و نمى‏توانند [براى تأمین هزینه زندگى‏] در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتن‏دارى، فرد بى‏اطلاع، آنان را توانگر مى‏پندارد. آنها را از سیمایشان مى‏شناسى. با اصرار، [چیزى‏] از مردم نمى‏خواهند. و هر مالى [به آنان‏] انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است.
پس از آن که خداوند امر به انفاق کرد و به اندازه کافى به آن ترغیب نمود و پاداش کامل براى آنها معین کرد بدنباله آن بهترین فقرایى که مصرف صدقات هستند بیان مى‏کند “لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ” یعنى انفاقهایى که گفته شد براى فقرایى است که در راه خدا از اشتغال به تجارت و کسب معاش در اثر خوف از دشمن یا مرض یا فقر یا توجه به عبادت بازمانده و ممنوع شده‏اند.
و از جمله: “فِی سَبِیلِ اللَّهِ” استفاده میشود که سبب ممنوعیت آنها اشتغال به عبادت و اطاعت بوده است. “لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ” آنان در اثر یکى از عذرهایى که گفته شد قدرت ندارند که در زمین رفت و آمد و تصرفات و فعالیتهاى تجارى بنمایند220.
آیه 277 : اِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَاَقَامُواْ الصَّلاَهَ وَآتَوُاْ الزَّکَاهَ لَهُمْ اَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ.
کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‏اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند.
یکی از وجوهاتی که مؤمنین می پردازند، زکات (سومین رکن اسلام) است. زکات برای کسانی که واجد شرایط باشند یعنی زکات به آنها تعلق بگیرد واجب است. در فرهنگ لغت لاروس زکات به معنی، برگزیده چیزی، برکت یافتن و بالیدن و افزون شدن، نیکی، پاکی و پاکیزگی اموال.
در قرآن کریم برای زکات مصطلح از واژه‌های زکات، صدقه، انفاق و اطعام استفاده شده و زکات به معنای مطلق صدقه نامیده‌اند221.
واژه زکات و برکت سی و دو مرتبه در قرآن(26بار آن قرین با نماز که عمود دین است، آورده شده است) آمده است222.
زکات در قرآن سمبل واجبات مالی دانسته شده، چنانکه نماز سمبل واجبات عبادی است. هر دو رکن در تکالیف هستند که یکی گویای رابطه انسان با خدا و دیگری انسان با خلق است223.
نحوه گرفتن زکات در نامه 25 نهج البلاغه آمده است.
حکمت 146 نهج البلاغه: ایمان خود را با صدقه دادن و اموالتان را با زکات دادن نگاهدارید و امواج بلا را با دعا از خود برانید.
از آنجا که قرآن‌کریم به تبیین منابع زکات نپرداخته است، عمدتاً از روایات برای تعیین آنها استفاده می‌شود224.
موارد زکات: الف. زکات فطره ب. زکات اموال225.
اموال مشمول زکات: غلات اربعه(گندم، جو، خرما، کشمش) انعام226 ثلاثه(گوسفند، گاو، شتر) نقود(طلا و نقره مسکوک).
مصارف زکات: فقرا – مساکین- کارگزاران زکات – تألیف قلوب – آزادگی بردگان – بدهکاران – در راه خدا – در راه مانده.
اگر وظایف حکومتی پیامبر را بتوانیم تعمیم داده و آنرا وظایف حکومت و ولایت بدانیم در این صورت می‌توان گفت که حاکم اسلامی موظف است، سیاست عدم تداول ثروت در دست ثروت مندان را تعقیب کند. از مسلمانان زکات بگیرد و به مصارف آن برساند

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان دربارهپرسش نامه، ویژگی های شخصیت، ویژگی های شخصیتی

دیدگاهتان را بنویسید