No category

پایان نامه رایگان با موضوع استان فارس، استان خراسان، خانواده ها

بیمارگرهای گیاهی هستند با توجه به اینکه اساس استفاده از محلول رنگی دینس و داپی وجود دی.ان.ای در سلولهای آبکش گیاهان میباشد (Namba et al., 1993; Lee et al., 1998 and Semüller et al., 1998) بنابراین در صورتیکه غلظت سلول های فیتوپلاسمایی در بافتهای آلوده پائین باشد این رنگها قادر به ردیابی و تشخیص فیتوپلاسماها نیستند. بنابراین نمی توان بطور قطع اذعان نمود که عدم واکنش مثبت در مقابل محلولهای رنگی فوق دال بر عدم آلودگی به فیتوپلاسما است (Lee and Davis 1992). از طرف دیگر بیان شده که در صورت پایین بودن رقت فیتوپلاسما در بافتهای آلوده، روش الکترون میکروسکوپی نیز جهت ردیابی قابل اطمینان نخواهد بود.
از بین آنتی بیوتیکهای آزمایش شده در جهت کنترل بیماریهای فیتوپلاسمایی فقط آنتی بیوتیکهای گروه تتراسایکلین و تا حدودی آنتی بیوتیکهای گروه کلرامفنیکل نسبت به این بیمارگرها موثر واقع شده اند. البته بهبود علایم بسته به چگونگی کاربرد این مواد در گیاه و شدت توسعه بیماری در زمان آزمایش، متفاوت می باشد. برای استفاده از محلولهای آنتی بیوتیک روشهای متفاوتی از جمله پاشش روی برگها، تزریق در تنه درختان آلوده، استفاده در خاک و جذب محلول از طریق ریشه پیشنهاد شده است. اما طبق گزارشات موجود، در همه موارد یاد شده، علایم بیماری پس از قطع تیمار مجددا ظاهر می شوند (Jones 2002).
تشخیص فیتوپلاسماها بر اساس علایم ایجاد شده نه تنها مشکل بوده بلکه گمراه کننده نیز
می باشد زیرا در بسیاری مواقع فیتوپلاسماهای گوناگون در یک گونه گیاهی خاص علایم مشابهی ایجاد می کنند و یا اینکه فیتوپلاسماهای نزدیک به هم در یک میزبان مشخص ومعین علایم متفاوتی از خود بروز میدهند.
استفاده از دامنه میزبانی برای تشخیص فیتوپلاسماها می تواند مورد استفاده قرار گیرد ولی این روش نیز علاوه بر غیر قابل اطمینان بودن می تواند معایبی دیگری نیز به داشته باشد ازجمله اینکه دامنه میزبانی فیتوپلاسماهای مختلف در بسیاری از موارد هم پوشانی دارد. بنابراین استفاده از روشهای سنتی یاد شده جهت ردیابی و تشخیص فیتوپلاسماها ضمن اینکه وقت گیر بوده و هزینه های زیادی را تحمیل می نماید، می تواند غیر قابل اطمینان نیز باشند.
امروزه روشهای سرولوژیکی از جمله الیزا و تکنیکهای بیولوژی مولکولی(Techniques of Molecular Biology) شامل استفاده از کاوشگرهای دی.ان.ای در آزمونهای هیبریداسیون نقطه ای (Dot-blot)و هیبریداسیون سادرن (Southern hybridization)، چند شکلی طولی قطعات برشی (RFLP) و واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) در تشخیص عامل بیماریهای فیتوپلاسمایی به کار می روند Lee et al., 2000; Domenico et al.,) 2002 ). پیشرفتهای اخیر در تکنیکهای جداسازی و خالص سازی فیتوپلاسماها منجر به استفاده از عصارههای غنی از فیتوپلاسما جهت تهیه آنتی بادیهای چند همسانه ای (Polycolonal) و تک همسانه ای (Monocolonal) شده است (Sinha and Benhamond, 1983; Clark et al., 1983, 1988, 1989; Lin and Chen, 1985; Caudwell et al., 1988; Jiang et al., 1989). بدلیل ایجاد واکنشهای غیر اختصاصی بین فیتوپلاسماها و پروتئینهای گیاهی یا حشرات ناقل و پایین بودن تیتر اختصاصی آنها، نمی توان از آنتی بادیهای چند همسانه ای برای شناسایی و تشخیص دقیق فیتوپلاسماها استفاده کرد. در مقابل، آنتیبادیهای تک همسانه ای تهیه شده با استفاده از تکنولوژی هیبریدوما (Hybridoma) خصوصیات بالایی در تشخیص فیتوپلاسمای همولوگ را نشان داده اند. بنابراین می توان از آنتی بادیهای تک همسانه ای و همچنین روش الیزا بعنوان روشی ساده، حساس و قابل اطمینان برای شناسایی فیتوپلاسماها استفاده نمود (Clark et al., 1983, 1988; Fos et al., 1992; Lee and Davis, 1992). علی رغم اینکه روشهای سرولوژیکی بعنوان یک ابزار توانمندو کارآمد در تمایز و شناسایی فیتوپلاسماها به حساب میآیند، اما قادر به تعیین موقعیت آنها نمی باشند (Schneider et al., 1995). از دیگر روشهای سرولوژیکی قابل استفاده در تشخیص و ردیابی فیتوپلاسماها می توان به روشهایTissue blot, Immunosorbant electron microscopy, Immono fluorescence اشاره نمود (Schneider and Seemüller, 1994; Lin and Chen, 1985).
ژن آر.ان.ای ریبوزومی16S بدلیل میزان حفاظت شدگی بالا و دارا بودن اطلاعات مولکولی خاص هر موجود زنده دارای خصوصیت و ویژگیهای جهانشمول هستند و بنابراین برای مطالعات فیلوژنتیکی فیتوپلاسماها می تواند بسیار سودمند باشند (Schneider et al., 1993). اخیرا مطالعات و گزارشهای موجود نشان داده است که ناحیه بین ژنی (SR) جداکننده ژن 16S rRNA از ژن 23S rRNA بعنوان یک ناحیه تمایز دهنده و نشانگر قابل اطمینان و مناسب برای فیتوپلاسماها می تواند مورد استفاده قرار گیرد (Kirkpatrick et al., 1994; Smart et al., 1996). بنابراین ترسیم درختان فیلوژنتیکی بر اساس ترادف SR باعث بوجود آمدن گروههای ژنتیکی شده است که با رسته های اصلی فیتوپلاسمای ایجاد شده بر پایه ترادف کامل ژن 16S rRNA مطابقت و همخوانی دارد (Gundersen et al., 1994; Kirkpatrik et al., 1994). آزمون واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) با استفاده از آغازگرهای اختصاصی فیتوپلاسماها یک ابزار کارآمد برای تشخیص این بیمارگرها در میزبانهای گیاهی محسوب شده و امروزه کاربرد وسیعی پیدا کرده است بطوریکه از میان کلیه تکنیکهای تشخیصی موجود،PCR از همه مهم تر و مشهورتر می باشد (Arhens and. (Seemüller, 1992; Firrao et al., 1996.
2-5-8- تنوع میزبانهای گیاهی فیتوپلاسماها
تعداد بیماریهایی که با عوامل فیتوپلاسمایی مرتبط میباشند با توسعه روشهای ردیابی و شناسایی و افزایش تحقیقات بسرعت رو به افزایش می باشد (McCoy et al., 1989 and Lee et al., 2000). بطور کلی فیتوپلاسماها عوامل ایجاد کننده بیماریهای مختلفی در حدود چند صد گونه گیاهی می باشند که البته دامنه میزبانی آزمایشگاهی آنها بسیار وسیع تر از این مقدار می باشد. این گیاهان از گروههای متنوع و مهم گیاهی میباشند. اما باید ذکر نمود که اغلب میزبانهای فیتوپلاسمایی گیاهان دولپه ای بوده و ایجاد طیفی از علایم اختصاصی و غیر اختصاصی می کنند (Lee et al., 2000 and Seemüller et al., 2002). تعداد کمتری از فیتوپلاسماها در بین گیاهان تک لپه ای تشخیص و ردیابی شده اند و اکثر میزبانهای این گروه از عوامل بیماریزا در گروه تک لپه ایها، مربوط به خانواده های Poaceae وPalmaceae می باشند. این نکته بیانگر این مطلب است که واکنش فیزیولوژیکی گیاهان تک لپه به فیتوپلاسماها در مقایسه با دو لپه ایها بسیار محدودتر می باشد. وقوع بیماریهای فیتوپلاسمایی در بازدانگان بجز در یک مورد خاص هنوز به تایید نرسیده است. بعبارت دیگر احتمالا بدلیل اینکه در بازدانگان منفذهای آوندی نسبت به نهاندانگان بسیار باریکتر است، پس میزبانهای مناسبی برای فیتوپلاسماها نبوده و امکان گسترش این بیمارگرها در این گیاهان به مراتب کمتر از سایر گونه های گیاهی می باشد (Schneider et al., 1993 and Marcone et al., 2000).
2-5-9-بیماری های فیتوپلاسمایی مهم در تیره Solanaceae
2-5-9-1- تورم جوانه بادنجان و گوجه فرنگی (Tomato big bud)
این بیماری در ابتدا از استرالیا گزارش گردید. پش از آن از برزیل، هندوستان، جنوب روسیه، اسرائیل، ترکیه، ارمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، آفریقای جنوبی و نواحی شرقی ایالات متحه گزارش گردید (Thompson and Mynhardt 1987). میزبان های عامل بیماری علاوه بر گوجه فرنگی، فلفل، بادنجان، سیب زمینی و برخی از علف های هرز می باشد. زنجرک Hylesthes absoletus وOrosious argentatus به عنوان ناقل این بیماری گزارش گردیده اند. در شرایط استان فارس زنجرک Circulifer Circulifer haematoceps به عنوان ناقل گزارش شده است (صالحی و ایزد پناه 1374). عامل بیماری از طریق پیوند نیز انتقال پیدا می کند (امامی 1350). همتی (1362) گزارش کرده که احتمالا عامل بیماری تورم غنچه گوجه فرنگی و بیماری های مشابه در فلفل سبز و سایر گیاهان حساس تیره سولاناسه توسط سویه های این بیمارگر ایجاد می گردد. در دنیا ماهیت فیتوپلاسمایی این بیماری را مربوط به 4 گروه فیتوپلاسمایی گزارش کرده اندLee et al., 1993, Seemuller et al.,) 1998, Marcone et al., 1997; Davis et al., 1997, Shaw et al., 1993, Okuda et al., 1997 and Aroka et al., 2007 ( که عبارتند از:
Aster yellows subgroup (16SrI-A)
Peanut witche’s broom subgroup (16SrII-E)
Clover proliferation subgroup (16SrVI-A)
Stolbur subgroup (16SrXII-A)
بیماری تورم تورم غنچه و جوانه های گل در بادنجان و گوجه فرنگی که دارای علائم مشابه با Tomato big bud است در ایران برای اولین بار از مزارع گوجه فرنگی اطراف ورامین و کرج گزارش گردیده است (اسکندری و همکاران 1357). این بیماری در مزارع اطراف شیراز هم شایع بوده و در برخی سالها شدیدا مزارع را آلوده می کند (ایزد پناه 1349). احتمال داده می شود که عامل بیماری فیتوپلاسمایی تورم جوانه بادنجان و گوجه فرنگی با عامل بیماری گل سبز کنجد در استان فارس با توجه به شباهت علائم و ناقل مشترک یکی باشد (صالحی و ایزد پناه 1374). این بیماری در استان فارس متعلق به گروه 16SrIXX می باشد (صالحی و همکاران 1385). این بیماری اخیرا از استان خراسان رضوی و شمالی نیز گزارش گردیده است (جمشیدی و همکاران 1389).
2-5-9-2- بیماری های زردی مینا (Aster yellows)
این بیماری در ابتدا از گیاه توتون به عنوان یک حالت غیر عادی ژنتیکی گزارش گردید. پس از آن عامل بیماری را ویروسی دانستند. در سال 1937 هیل عامل بیماری را با عامل بیماریBig bud در استرالیا یکی دانست. این بیماری در سرتاسر اروپا روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت زیادی وارد میکند. حالت جارویی توتون امکان دارد در اثر Stolbur باشد. هیل گزارش کرد که 65 گونه از 24 خانواده میزبان Stolbur میباشد. بیماری Aster yellows به 170 گونه از 57 خانواده حمله می کند. یکی از میزبان های وحشی در ارتباط با زمستان گذرانی و انتشار Stolbur گیاه پیچک (Convenvolus arvensis) می باشد. دوئی و همکاران (1997) در ژاپن با بکارگیری میکروسکوپ الکترونی پیکره های پلئومرف باکتری را در آوند های آبکشی گیاهان مبتلا به زردی مینلا مشاهده و اثبات کردند که به آنتی بیوتیک های گروه تتراسایکلین حساس می باشد. اولین نشانه بیماری روی برگ های نوک است که سفید و پیچیده شده و اندازه آنها کاهش پیدا می کند. فواصل بین رگبرگی نکروزه شده و برگها به ساقه آویزان می شوندو گلها سبز و برگی شکل می شوند و ایجاد شاخه های کوتاه و متراکم می کنند. گیاه الوده به Stolbur بندرت بذر سالم تولید می کند. بیمارگر بوسیله پیوند، سس و حشره ناقل قابل انتقال است. ظاهرا زنجرک Hyalesthes obsoletus ناقل اصلی میباشد.
فصـل سوم
مواد و روشها
3-1- استخراجDNA از بافت های گیاهی با استفاده از محلول CTAB
مقدار 2/0 گرم (200 میلی گرم) بافت رگبرگی پس از شستشو در آب مقطر درون هاون با استفاده از ازت مایع کاملاُ خرد و مقدار 750 میکرولیتر بافر CTAB (2.5% CTAB, 1.4M NaCl, 20 mM EDTA pH 8.0, 100 mM Tris-HCl, pH 8.0, mercaptoethanol 2-%2) به بافت مورد نظر اضافه گردید و پس از انتقال به لوله های اپندورف 5/1 میلی لیتری به مدت نیم ساعت در دمایC ?65 قرار داده شد و هر از چند دقیقه لولهها به هم زده شدند. بعد از آن یک حجم

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعامور حسبی، قانون مدنی، اعتراض ثالث

دیدگاهتان را بنویسید