No category

پایان نامه رایگان با موضوع امور حسبی، قانون مدنی، اعتراض ثالث

در صورت اعتراض بـه درخواست صدور گواهی انحصار وراثت، عمـل دادگاه در قالب
حکم صادر مـی‌شود و بر اساس بند 6 مـاده 84 ق. ج. (بند 4 مـاده 198 ق. ق.) حکـم قطعـی دادگاه دارای
اعتبار امر قضاوت شده می‌باشد و مواد 370 و 5 مزبور نیز، با توجه به شیـوه‌ی تنظیم آن، نمی‌تواند استثنایی
بر این قاعده شمرده شود. وانگهی اشخاصی که نام آنها در درخواست صدور گواهـی انحصار وراثت به میان
نیامده و به درخواست نیز اعتـراض ننموده‌اند، برای رجـوع به اشخاصی که گواهـی انحصار وراثت گرفته و
طلب متوّفی را وصول و یا مال او را دریافت نموده‌اند نمـی‌توانند سهم‌الارث خـود را از طریق اقامـه‌‌ی دعوا
مطالبه نمایند بلکه باید نسبت به حکمی که بر اساس اعتراض دیگران به درخواست گواهـی انحصار وراثت
صادر شده اعتراض (شخص ثالث) نمایند و با اثبات وراثت خود، در صدد فسخ حکـم پیشین بر آینـد».63
2- 2- 2- اعتبار گواهی انحصار وراثت
«اعتبار گواهی حصر وراثت نسبت به مدیـون و متصرف مال متوّفـی و نسبت به معترضان و وارثـان متفاوت است:
الف- نسبت بـه مدیون یا متصرف مال متوّفـی، گواهی حصـر وراثت قاطع و الزام‌آور و معـاف کننده
است:
1- قاطـع است، زیرا مدیون به متوّفی و امین یا غاصبی که ترکه را در اختیار دارد نفعـی در اعتراض
به گواهی صادر شده ندارد و درخواست اعتراض از او شنیده نمی‌شود.
2- الزام‌آور است، چون به دستور ماده 370 ق. ا. ح. باید ترکـه و مطالبات متوّفـی را به آنها (کسانـی
که تصدیـق انحصار وراثت تحصیل کرده‌انـد) تسلیم نماید. ضمانت اجرای این الزام نیز مسئولیت مدنـی در
برابر دارنده گواهی است (ماده 5 قانون تصدیق انحصار وراثت).
3- معاف کننده است، به این معنـی که رعایت مفاد گواهـی، مدیون یا متصرف ترکـه را در برابر هـر
مدعی وراثت احتمالی از مسئولیت مصون می‌دارد و «مدعـی مزبور حق رجوع به شخص یا اشخاص خواهد
داشت که طلب متوّفی را وصول و یا مال متعلق به او را دریافت نموده‌اند» (همان ماده)64
«ب- اعتبار گواهـی در برابر وارثان احتمالی و معترضان شکننده است. بدین معنی که، اگر دادگـاه در
اثر اعتراض کسانی که در زمـره وارثان نیامده‌اند به خطای تصمیم خود درباره وارثان و تعیین سهم هـر کدام
آگاه شود، می‌تواند آن را اصلاح کند. ماده 40 ق. ا. ح. به عنوان قاعده کلی درباره اعتبار تصمیم های دادگـاه
در امور حسبی اعلام می‌کند: «هرگاه دادگاه رأساً یا برحسب تذکر به خطای تصمیم خود برخورد در صورتی
که آن تصمیم قابل پژوهش نباشد، می‌تواند آن را تغییر دهد»
گواهی حصـر وراثت قابل پژوهش نیست و تصمیم در مقام رفـع نزاع صادر نمـی‌شود تا از اعتبار امر
مختـوم بهره‌مند شود یا در پناه «قاعـده فراغ دادرس» از تغییر مصـون ماند. بنابـراین، صدور گواهـی مانع از
اعتراض به آن و مطالبه سهمی از ترکه نیست. با وجـود این اگر در جریـان صدور گواهی در نسب یا وقـوع
نکاح اختلاف شود و دادگاه در این نزاع تصمیم بگیرد و بر مبنای آن تصدیق بدهد، یا پس از صدور گواهی
اعتراض شود و در مقام رفع تنازع دادگاه حکـم صادر کند، تصمیم دادگـاه در باب نسب و نکاح (موجبـات
ارث) در رابطـه دو طرف اعتبار امـر قضاوت شده را دارد. زیرا، این تصمیم ترافعـی و قابل تجدیدنظر است
(مـواد 44 و 362 و 366 و 367 و 369 ق. ا. ح.) و اعتبار آن تابـع قواعد عمومی احکام است ولـی، در این
باره که آیا اشخاصی که طرف دعوی نبوده‌اند از آثار آن مصون می‌مانند یا ناچارند، برای طرح ادعای مخالف
خود، به عنوان ثالث بر حکم اعتراض کنند، اختلاف است و لزوم اعتراض ثالث به نظر قوی‌تر می‌رسد. زیرا
طبیعت موضوع نسبی و مانند تعهد محدود به رابطه خـاص نیست و نسب و نکاح احـراز شده در برابر همه
مردم قابل احترام است».65
2- 2- 2- 1- اعتبار گواهی انحصار وراثت صادره از کشور خارج
گاهـی شخص در ایران فوت کرده ولی به لحاظ خارجـی بودن، گواهی انحصار وراثت از مرجع صلاحیتدار
خارجـی صادر شده است گاهی فـوت هم در خارج بوده ولی چون اموال متوّفـی در ایران است باید به هـر حال گواهی خارجی در ایران به مورد اجرا درآید. سئوال این است چه اعتباری باید به این گواهی داد؟
ماده 356 قانـون امور حسبـی در این مورد همان مطلب راجع به اعتبار اسناد صادر از مراجـع قانونی
خارجـی را بیان کرده می‌گویـد «تصدیق صادر از مقامـات صلاحیتـدار کشور متوّفـی راجع به وراثت اتبـاع
خارجـه یا انحصار آن پس از احـراز اعتبار آن در دادگـاه ایران از حیث صدور و رعایت مقررات مربـوط به
اعتبار اسناد تنظیـم شده در خارجه، قابل ترتیب اثـر خواهد بود» ماده 1295 قانون مدنی در این موضوع باید
توجه شود که می‌گوید «محاکم ایران به اسناد تنظیم شده در کشورهای خارجه همان اعتباری را خواهنـد داد
که آن اسناد مطابق قوانین کشوری که در آنجا تنظیم شده دارا می‌باشد مشروط بر اینکه:
اولاً اسناد مزبور به علتی از علل قانونی از اعتبار نیفتاده باشد.
ثانیاً مفاد آنها مخالف با قوانین مربوط به نظم عمومی یا اخلاق حسنه ایران نباشد.
ثالثاً کشوری که اسنـاد در آنجا تنظیم شده به موجب قوانین خود یا عهود اسناد تنظیم شده در ایران را
نیز معتبر بشناسد.
رابعاً نمایندگی سیاسی یا کنسولی ایران در کشوری که سند در آنجا تنظیم شده یا نماینده سیاسی و یا
کنسولی کشور مزبور در ایران تصدیق کرده باشد که سند موافق قوانین محل تنظیم یافته باشد.»
تردیدی نیست که گواهی انحصار وراثت دادگاه خارجی نسبت به بیگانه‌ای که فـوت شده (در ایـران
یا خارجه) با رعایت شرایط ماده فوق قابل پذیرفتن است اما اگر متوّفی ایرانی بود و اقامتگاه دائمی درخارج
داشته مـی‌توان گفت که ظاهـراً ماده 2 قانون انحصـار وراثت چنین مـواردی را در صلاحیـت محاکم تهـران
شناختـه، یعنی ورثه بایـد در حال حاضـر از دادگاه عمـومی تهـران تقاضای صدور گواهـی انحصـار وراثت نمایند.66
2- 3- اعتراض به درخواست و گواهی انحصار وراثت
2- 3- 1- اعتراض به درخواست انحصار وراثت
با وصـول درخواست حصر وراثت بـه شورای حـل اختلاف این امکان وجـود دارد که اشخاص ذینفـع بـه
جهاتی از جملـه، تعداد وراث باقیمانده از متوّفـی یا اعتراض بـه نسب آنها نسبت به متوّفـی یا بـه زوجیـت
همسر مورد ادعـای ذکر شده در درخواست و یا اصل نکاح و یا طلاق وی یا وقوع اختلاف در وصیت‌نامـه
ابرازی مطرح گردد.
در این صورت شـورای حـل اختلاف، وقت رسیدگی تعییـن و با تشکیل جلسـه و دعوت از طرفیـن
صرفـاً نسبت به اعتراض به تعـداد ورثه رسیدگی های مقتضی را معمـول نموده و نسبت بـه اعتراض واصله
در این باره نفیـاً یا اثباتـاً اتخاذ تصمیم می‌نماید و نسبت به سایر مـوارد اعتراض چون رسیدگـی به آنهـا از
خصایص ذاتی دادگاه های عمومی اختصاص یافته به امور خانواده می‌باشد با صدور قرار اناطه موقتاً پرونده
از جریـان رسیدگـی خارج شده و شـورا معترض را هدایـت و ارشاد قانـونی نمـوده تا در صورت بقـاء در
اعتراض خود به دادگاه های موصوف مراجعه نماید بدیهی است دادگاه عمومی خانواده با تقدیم دادخواست
معترض، درباره هر یک از جهـات مورد نظر خواهان، رسیدگی و حکـم مقتضی را به مرجع صالح (شـورای
حل اختلاف) هدایت قانونی می‌نماید و این بار با طرح درخواست انحصار وراثت و عـدم اعتراض نسبت به
موارد فوق‌الذکر گواهی مزبور طبق مقررات مربوط به حصر وراثت صادر خواهد شد.
2- 3- 1- 1- اشخاصی که حق اعتراض به درخواست حصر وراثت دارند
«کسانی می‌تواننـد به درخواست انحصـار وراثت اعتـراض کنند که گواهـی انحصار وراثت مستقیمـاً یا غیـر
مستقیم به حقوق آنان زیان وارد آورد مثلاً هرگاه در دادخواست گواهی انحصار وراثت نام معترض که یکـی
از وراث قانونی متوّفـی می‌باشد، برده نشده باشد، مانند آنکه متوّفی دارای چند فرزند و زوجه دائـم می‌باشد
و متقاضی نام زوجـه را در درخواست قرار نداده، یا درخواست کننده کسی را به عنوان وارث قید نموده، که
قرابتی با متوّفـی نداشته است، یا با اثبات وراثت او از نصیب معتـرض کاسته می‌شود، مثلاً درخواست کننده
علاوه بـر اولاد متوّفـی کسی را به عنـوان فرزند او نامبـرده که از فرزندان متوّفـی نمی‌باشد، در این صورت
فرزندان متوّفـی می‌توانند به درخواست گواهـی اعتراض نمایند، چنانچه کسی از انتساب دیگری به متوّفـی،
زیان حیثیتی ببـرد ولی متضرر مالـی نشود، از ظاهر مواد مربوطـه استنباط می‌شود، کـه اعتـراض او پذیرفتـه
نیست اعتراض ممکن است وسیله نماینده قانونی ذینفع مثل قیـم و ولی و یا نماینده قراردادی مانند وکیل به
عمل آید».67
علاوه بـر کسانی که در بالا ذکر گردیـد که می‌تواننـد به درخواست گواهـی انحصار وراثت اعتـراض
نمایند، قانون به داشتن حق اعتراض برای اشخاص زیر نیز تصریح می‌نماید:
1- طبق قسمت اول ماده 367 قانـون امور حسبـی: «در کلیه مـواردی که دادستان تشخیص دهـد که
متوّفـی بلا‌وارث بوده و درخواست اشخاص برای صـدور تصدیق بـی اساس است، می‌تواند بـه درخواست
تصدیق وراثت اعتراض نماید»
2- به دستور ماده 369 قانون امور حسبی: «در مورد ماده 364 اشخاص ذینفع می‌توانند به درخواست
تصدیـق و همچنین به تصدیقی که در موضـوع وراثت صادر می‌شود اعتـراض نمایند و رأی دادگـاه در این
خصوص قابل پژوهش و فرجام است».
2- 3- 1- 2- چگونگی رسیدگی به دعوی اعتراض به درخواست حصر وراثت
با اطـلاع یافتـن شخص یا اشخاص ذینفـع و یا دادستان عمومـی محل اقامتگاه متوّفـی از طـرح درخواست
گواهی انحصـار وراثت از جانب ورثه مدعـی وراثت از متوّفـی، اعتراضشان مطابق اصـول و مقررات مـورد
رسیدگـی قرار می‌گیرد، بدین ترتیب که از معتـرض، به عنوان مدعی، دلایل و مدارک اعتـراض وی خواسته
می‌شود و می‌بایست جهت یا جهـات اعتـراض خود را کـه به درخواست حصـر وراثت متقاضـی دارند، بـه
روشنی مطرح نمایند، به عنوان مثال، ممکن است دادستان با شناختی که از مرحوم متوّفی دارد مطمئن است
که متوّفـی فاقد هر گونه وارث می‌باشد و متقاضی انحصـار وراثت نیز هیچ گونه دلیـل و مدرک مثبتـه‌ای که
دلالت بر وراثت و یا انتساب نسبی یا سببی‌اش به عنوان موجب قرابت با متوّفی باشد ارائه نکرده باشد، و یا
اینکه مفاد اعتـراض شخص ذینفع این باشد که تمامی ماترک به جای مانده از متوّفـی با مدارک و مستندات
محکمه پسندی که در اختیار دارد حتی تکاپوی دین و بدهی های مسلم و ممتاز متوّفی را ندارد، تا چه رسد
به اینکه متقاضی بخواهد به عنوان میراث، آنها را تصاحب نماید، بنابراین ضرورت دارد موارد اعتراض کاملاً
مشخـص و مـورد بررسـی قرار گرفتـه و به اثبات برسد، آنگاه شورای حـل اختلاف در خصوص اعتـراض
مطروحه حکم مقتضی را حسب مـورد در پذیرش وراثت متقاضی و یا استحقاق وی نسبت به ماترک، نفیاً یا
اثباتاً صادر مـی‌دارد و در هر حال حکـم صادره قابل اعتـراض در مرجع تجدیـد نظر می‌باشد و رأی مرجع
تجدید نظر در غیر از موارد اختلاف بیّن شرع و یا قانون، قطعی خواهد بود.68
2- 3- 2- اعتراض به گواهی انحصار وراثت
چنانچه در مرحـله درخواست گواهـی حصر وراثت اعتراضـی واصل نشود، لیکن پس از صـدور گواهـی یا
تصدیـق انحصار وراثت، ممکن است، فـرد یا افـرادی که از گواهی حصـر وراثت متضرر می‌شونـد در مقام
اعتراض به گواهـی صادره برآیند، این اعتراض گاهـی درباره عدم ذکر نام یکی از وراث است که می‌تواند با
اسناد و مدارک مسلم‌الصدور وراثت خویـش را نسبت به متوّفی به اثبات برساند و یا احدی از ورثه یا ذینفع
استحقاق خود را نسبت به میزان سهم‌الارث تعیین شده در گواهـی صادره اعتراض داشته باشد و یا دادستان
در اجرای مقررات مواد

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایسوره بقره، امام صادق

دیدگاهتان را بنویسید