No category

پایان نامه رایگان با موضوع امور حسبی، مسائل حقوقی، تجدیدنظرخواهی

367 و 368 از قانون امور حسبی قانوناً ملزم بـه طرح اعتراض در مقام مدعی‌العموم
به گواهی حصر وراثت صادره می‌باشد، بدیهی است نحوه رسیدگی به اعتراض به گواهی مزبور عیناً به مانند
چگونگی رسیدگی به اعتراض به درخواست گواهـی انحصار وراثت می‌باشد. به موجب ماده 44 قانون امور
حسبی کسانی که تصمیم دادگاه را در امور حسبی برای خود مضر بدانند، می‌توانند به آن اعتراض کنند خواه
از دادگاه نخست صادر شده باشد یا از دادگاه پژوهش (تجدید نظر).69
2- 3- 2- 1- اشخاصی که حق اعتراض به گواهی حصر وراثت دارند
«در صورتی که گواهی انحصار وراثت به زیان وارث یا اشخاص ذینفع صادر شود هر یک از ایشان می‌توانند
بـه آن اعتراض کنند. مثلاً اگـر نام یکی از وراث متوّفـی در گواهی انحصار وراثت ذکـر نشده باشد، نامبرده
می‌تواند با ارائه دلایل و مستندات نسبت به صدور گواهی مزبور اعتراض کند. مطابق ماده 369 ق. ا. ح. رأی
دادگاه در این مورد قابل تجدیدنظرخواهی است».70
هرگاه مرجع قضایی مربوط تشخیص دهد که متوّفـی بلاوارث بوده و مفاد درخواست صدور گواهـی
انحصار وراثت صحت ندارد، بـه درخواست مزبور اعتراض می‌کند و نیز حـق درخواست تجدیدنظر از رأی
دادگاه را در این صورت دارد. (ماده 367 ق. ا. ح.)
همچنین طبق مـاده 368 ق. ا. ح. قیـم محجور و یا امین غائب و در صورت عدم تعیین این اشخاص،
مرجع قضایی ذیربط می‌تواند به نام محجور یا غائب به صدور گواهی انحصار وراثت اعتراض کند.
حـال ممکن است در خصوص لفـظ ذینفع که در مـاده 369 ق. ا. ح. به آن اشاره شده کـه «اشخاص
ذینفع می‌توانند به درخواست تصدیق و همچنین بـه تصدیقی که در موضوع وراثت صـادر می‌شود اعتراض
نماید و رأی دادگاه در این خصوص قابل پژوهش و فرجام است» دو پرسش ذیل مطرح شود.
1- آیا طلبکار متوّفی جزو ذینفع به حساب می‌آید و می‌تواند به گواهی انحصاروراثت اعتراض کند؟
2- سؤال فوق در مورد بدهکار هم مطرح می‌شود که آیا وی نیز جزو ذینفع هست و حق اعتراض به
گواهی انحصار وراثت را دارد؟
در مـورد دو پرسش فـوق طی تحقیقات میدانـی که انجام شد و از قضـات باتجربه کمک و راهنمایی
گرفته شد پاسخ هایی به شرح ذیل بیان شد.
سـؤال1- آیـا طلبکار متوّفـی جـزو ذینفع بـه حساب می‌آیـد و می‌توانـد به گواهـی انحصار وراثـت
اعتراض کند؟
پاسخ- در خصوص این موضوع از پنج تـن از قضات باتجربه استان سمنان و قضات تهران و گرگـان
و مشهد سؤال شد و همه اتفـاق نظر داشتند که طلبکـار ذینفع محسوب می‌شود و حـق اعتراض به گواهـی
انحصار وراثت را دارد چون معتقد بودند که همان گونه که طلبکار براساس نظریه مشورتی شمـاره 7951/7
مورخ 5/11/1377 می‌تواند در مقام وصول طلب خود به عنوان ذینفع با ارائه مدارک لازم دادخواست گواهی
حصـر وراثت به دادگاه تقدیم نماید لـذا در خصوص اعتراض بـه گواهی حصـر وراثت نیز ذینفع محسوب
می‌شود و بیان کردند که طلبکار چون ذینفع در ترکه هست حق اعتراض دارد و باید دلایل و مدارک خود را
بـه مرجع صالح تقدیم کند تا مـوارد اعتراض وی بررسـی و تصمیم مقتضی گرفته شود. از نظـر نگارنده نیز
همان گونـه که طلبکار در درخواست برای صدور گواهی حصـر وراث ذینفع محسوب می‌شود در اعتراض
به گواهی مذکور نیز ذینفع هست و حق اعتراض دارد.
سؤال 2- احد از ورثه متوّفی به بدهکار وی مراجعه می‌کند و با ارائه گواهی انحصار وراثت، خـود را
قائم مقام متوّفی می‌داند و طلب خود را می‌خواهد ولی بدهکار دینش را ادا نمی‌کند و ادعـا می‌کند که اصلاً
شماجزو ورثه متوّفی نیستید و قصد دارد برای اثبات ادعایش به گواهی حصر وراثت اعتراض بکند آیـا واقعاً
بدهکار جزو ذینفعی که در ماده 369 ق. ا. ح. ذکر شده محسوب می‌شود و حق اعتراض دارد؟
پاسخ- طـی تحقیقات میدانی که انجام و از چند تن از قضات باتجربه نظرخواهی شد عـده‌ای بر این
نظر بودند که بدهکار ذینفع محسوب نمی‌شود و عده‌ای هم معتقد بودند که بدهکار ذینفع محسوب می‌شود
که در ذیل به بیان نظرات و استدلال های هر دو دسته می‌پردازیم و در انتها نظر نگارنده درج می‌شود.
الف- نظر قضاتی که معتقد بودند بدهکار جزو ذینفع نیست
1- سه تـن از قضـات شعب تجدیدنظـر استان سمنـان معتقد بودند که بدهکـار ذینفع نیست و حـق
اعتراض ندارد ایشان معتقد بودند که منظور از ذینفع در مـاده 369 ق. ا. ح. ذینفع در وراثت و در ارث است
و در این مورد بدهکار ذینفع در ترکه میت نیست و بیان داشتند که کسانی جزو ذینفع محسوب می‌شوند که
از مال میت ارث و بهره می‌برندمانند فرزند، پدر، مادر، زوج و زوجه.
2- یکی از قضـات تهران نیز همین نظـر را داشتند و دلیلی که بیان کردند این بود کـه دامنه اشخاص
ذینفع را نباید گسترش داد همان طور که قانونگذار طلبکار را جزو ذینفع دانسته اگر بدهکار هم جـزو ذینفع
بود این مورد هم ذکر می‌شد و حالا که ذکـر نشده نباید آن را گسترش داد و نیـز معتقد بودند که منظـور از
ذینفع، ذینفع در ترکه میت است.
3- این پرسش در سایت مرکز ارتباطات مردمی قوه قضائیه نیز مطرح شد و نظر قضات آن مرکز هم
بدین نحو بود که «کسانی که بر ماترک حقـی دارند از جمله طلبکار ذینفع تلقی می‌شوند ولی بدهکار چـون
بر ماترک متوّفی حقی ندارد سمت وی به عنوان ذینفع در ماترک محرز نیست ولی از نگاه دیگر ممکن است
طلبکار مدعـی باشد وظیفه مدیـون طبق ماده 271 قانون مدنـی پرداخت دین به دایـن است و فلان شخص جزء وراث نیست و من به نامبرده بدهی ندارم و از این حیث به عنوان ثالث معترض باشد این موضوع قابل
بررسی است».
ب- نظر قضاتی که معتقد بودند بدهکار جزو ذینفع هست
1- یکی از قضات شهرستان دامغان و نیز یکی از قضات شهرستان مهدی‌شهر معتقد بودند که بدهکار
ذینفع محسوب می‌شود و این گونه نظر خود را بیان داشتند که چـون اگر شخص بدهکـار طلب خود را بـه
ورثه متوّفی بپردازد و حال اینکه آن شخصی که طلب را دریافت داشته جزو ورثه نباشد و بعد وراث حقیقی
به بدهکار مراجعه و طلب خود را از او مطالبه کنند و او مجبور به پرداخت مجدد شود متضرر می‌شود.
2- نظر یکی از قضات گرگان هم بدین شکل بود که ایشان هم معتقد بودند که ممکن است بدهکـار
با ادای دین به شخص غیر وارث مجبور شود با مراجعه وراث حقیقی مجدد بدهـی‌اش را پرداخت کند و از
این لحاظ متضرر می‌شود.
3- یکـی از قضات شعبه تجدید نظر مشهـد هم مانند قضات گرگـان و دامغـان و مهـدی‌‌‌‌شهر معتقد
بودند که بدهکار جزو ذینفع هست و دلیل ایشان هم مانند دو مورد فوق بود که اشاره کردیم.
4- یکی از قضات تهـران معتقد بودند که لفظ ذینفع در ماده 369 ق. ا. ح. بصورت مطلق گفتـه شده
و بیان نشده (ذینفع در ترکـه)یعنی مقید نشده. بدهکـار چون قرار است مبلغی را بپردازد اگر به ناحـق باشد
متضرر می‌شود و با توجه به اینکه قانونگذار خود عالم است و اشراف به مسائل دارد اگر لازم می‌دانست این
قید ذینفع در ترکه را به کار می‌برد حال که به کار نبرده ما آن را مطلق می‌دانیم.
نظر نگارنـده- پس از جمع آوری نظرات چند تـن ازقضات محتـرم و مطالعاتی که انجام شد بـه نظر
می‌رسد که بدهکار ذینفع محسوب نمی‌شود و حق اعتراض به گواهـی انحصار وراثت را ندارد و دلیـلی هم
که می‌توان بیان داشت این است که اگر مدیون دین را به غیر داین و غیر ورثه بپردازد و مجدد وراث حقیقی
برای دریافت طلب خود به وی مراجعه کنند شخص بدهکار می‌تواند به مـاده 370 ق. ا. ح. که بیان مـی‌دارد «اشخاصی که تصدیق انحصاروراثت تحصیل کرده‌اند می‌توانند مطابق تصدیق نامبرده ترکه و مطالبات متوّفی
را از کسانی که مدیون یا متصرف مال متوّفی هستند مطالبه نمایند. مدیون یا متصرف مال متوّفی باید ترکه و
مطالبات متوّفـی را به آنها تسلیم نماید و در صورت تأدیـه دیـن و یا تسلیم مال در مقابل هر مدعـی وراثت
بری محسوب خواهند شد و مدعی نامبرده حق رجوع به شخص یا اشخاصی خواهد داشت که طلب متوّفی
را وصـول و یا مال متعلق بـه او را دریافت نموده‌اند» استناد کند و طلب را مجـدد نپردازد و یا اگر پرداخت
کرد به ماده 265 ق. م. که بیان می‌دارد «هر کس مالی به دیگری بدهد ظاهر در عدم تبرع است بنابـراین اگر
کسی چیزی به دیگری بدهد بدون اینکه مقروض آن چیز باشد می‌تواند استـرداد کند» استناد کند و به کسی
که غیر ورثه بوده و طلب را به ناحق وصول کرده مراجعه و خواهـان استرداد آن شود. همچنین در خصوص
این موضوع مـی‌توان به سخنان پـدر علم حقـوق ایران، دکـتر ناصـر کاتوزیان که در کتابشان بـه نـام «دوره
مقدماتی حقوق مدنی ارث» اشاره کرده‌اند استناد کرد. ایشان در مـورد اعتبار گواهی حصـر وراثت نسبت به
مدیون یا متصرف مال متوّفی اشاره کرده‌اند که «گواهی حصر وراثت نسبت به مدیون یا متصرف مال متوّفـی
قاطع و الزام آور و معاف کننده است.
1- قاطـع است، زیرا مدیون به متوّفی و امین یا غاصبی که ترکه را در اختیار دارد نفعـی در اعتراض
به گواهی صادر شده ندارد و درخواست اعتراض از او شنیده نمی‌شود.
2- الزام‌آور است، چون به دستور ماده 370 ق. ا. ح. باید ترکـه و مطالبات متوّفـی را به آنها (کسانـی
که تصدیـق انحصار وراثت تحصیل کرده‌انـد) تسلیم نماید. ضمانت اجرای این الزام نیز مسئولیت مدنـی در
برابر دارنده گواهی است (ماده 5 قانون تصدیق انحصار وراثت).
3- معاف کننده است، به این معنـی که رعایت مفاد گواهـی، مدیون یا متصرف ترکـه را در برابر هـر
مدعی وراثت احتمالی از مسئولیت مصون می‌دارد و «مدعـی مزبور حق رجوع به شخص یا اشخاص خواهد
داشت که طلب متوّفی را وصول و یا مال متعلق به او را دریافت نموده‌اند» (همان ماده)»71.
در ادامـه می‌توان بیان داشت که اگر بدهکار را ذینفع بدانیم و او به گواهـی انحصار وراثت اعتـراض
نماید قاضـی دلایـل و مدارک ابـرازی وی را مطالبه و بررسـی و حکم صادر می‌کند. ولی اگر بدهکـار را با توجـه به نظر بعضی قضـات و نظر نگارنـده ذینفع ندانیم ولی او به گواهـی انحصار وراثت اعتـراض نماید
قاضی به استناد ماده 89 و بند 10 ماده 84 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب قـرار رد دعوا را صادر می‌کند.
2- 4- انواع اعتراض به گواهی انحصار وراثت
«بر اساس نظریه مشورتی شماره 3833/7 مورخ 23/6/1388 اعتراض به گواهی حصر وراثت صادر شده از
شورای حـل اختلاف در همان شورای صادر کننده گواهـی مذکور بایستی مـورد رسیدگی قرار گیرد النهایـه
رأی صادره از ناحیه قاضی شـورا در این خصوص طبـق ماده 31 قانون یاد شـده قابل اعتراض و تجدیدنظر
خواهی در دادگاه عمومی همان حوزه قضایی است».72
اعتراض به گواهی انحصار وراثت ممکن است با صبغه‌ی کیفری باشد که همراه آن مسائل حقوقی نیز مطرح
می‌شود و نیز ممکن است صرفاً با صبغه‌ی حقوقی باشد و مجازات کیفری در بـر نداشته باشد که در ذیل به
بررسی هر یک از آنها می‌پردازیم.
2- 4- 1- اعتراض با صبغه‌ی کیفری
«کسانی که برای گرفتن گواهی حصر وراثت از دادگاه درخواست می‌نمایند و کسانی که در این باب شهادت
می‌دهند باید در تقاضا حقیقت را منعکس نمایند و از هر گونه تقلب و بیان خلاف واقع اجتناب نمایند».73
«مطابق ماده 9 قانون تصدیق انحصار وراثت مصوب مهرماه 1309 اگر ثابت شود که درخواست کننده
تصدیق انحصـار وراثت با آگاهـی بر عدم وراثت خود تصدیـق انحصار وراثت به دست آورده یا با علـم به
وجـود وراث دیگر، گواهی انحصـار وراثت مخالف با واقع گرفته باشد، شخص مزبور کلاهبـردار محسوب
و علاوه بر جبـران خسارت به مجـازات مقرر برای کلاهبـرداری محکوم خواهد شد. همچنین طبق ماده 10
این قانون هر شاهدی که در موضـوع درخواست صدور تصدیق وراثت خلاف حقیقت شهادت دهد، مـورد

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه دربارهترکیبات، پیوند، زانتین

دیدگاهتان را بنویسید