No category

پایان نامه رایگان با موضوع حل اختلاف، روش تحقیق، اتباع خارجی

ه حکم طبیعت، طبقات مختلفه‌ای که در میان اقربای نسبی باید بعد از
فوت یک نفر وارث او گردند معلوم و معین است.
اقربای نسبی کسانی هستند که یا به جهت ولادت از هـم متصل به یکدیگر می‌شوند مثل پدر و فرزند
و یا بـه واسطه ولادت از شخص واحـد یعنی داشتن جامـع نسب مثـل دو برادر، ولـی انسان اعـم از اینـکه
خویشاوند نسبـی داشته و یا نداشته باشد و اعـم از اینکه خویشاوندانش بـا او نزدیک یا دور باشنـد ممکـن
است تأهـل کرده و در حقیقت برای زندگی خـود شریکی نیـز اختیار نمـوده باشد که در این صورت علقـه
زوجیت نیز ایجـاد محبتی می‌نماید کـه کمتر از محبت اقربـای نسبی نخواهد بود. پس زوج یا زوجـه نیز از
جمله کسانی خواهند بود که خـواه برای میـت اقربای نسبی باشد و خواه نباشد باید از ترکـه او حصه ببرند.
نظـر به مراتب فـوق کسانی که باید بعـد از فـوت یک نفـر دارایـی او را تملک نمایند طبیعتاً معلوم است و
قانونگذاران نیز همین حکـم طبیعت را تعقیب وتأیید نمـوده و طبقات مختلف وارثین شخص را بـا ملاحظه
علقه و محبتی که بین یک نفر و اقربای او موجود می‌باشد معین کرده‌اند این قانون طبیعی که قانـون تشریعی
نیز منطبق با آن است بقدری موافق با ناموس بشر و نظام جماعت انسانی است بطوری که قوانین و مقررات
موضوعه اجازه انصراف از آن را نداده‌اند و بنابراین هیچ کس نمی‌تواند کسی را که حـق وراثت ندارد وارث
قرار دهد یا کسی را که قانـوناً وارث است از سهـم‌الارث خود محروم کند. در همین راستا بـه منظور اینکـه
وراث بتوانند سهـم‌الارث خود را مطالبـه و درآن تصرف کنند ابتـدا لازم است وارث منحصر بـودن ایشان و
سهـم‌الارث هر یک از ایشان در دادگـاه بررسی و اثبات گردد در ایـن خصوص برابر بند 3 مـاده 11 قانـون
شوراهای حـل اختلاف مصوب1387، شـورا پس از رسیدگـی گواهـی‌نامه‌ای بـه نام تصدیق انحصار وراثت
صـادر می‌نماید که در اختیار اشخاص ذینفع قـرار خواهد گرفت. انحصار وراثت در حقـوق عبارت است از
معلوم نمودن تعداد وراث متوّفی توسط مراجع ذی‌صلاح. در این نوشتار سعـی ما بر این است که بـه نحـوه
اخـذ گواهی‌نامـه انحصاروراثت بپردازیم و در ادامـه به این امر اشـاره کنیم که آیا می‌شود به گواهـی مذکور
اعتراض کرد و چه اقداماتی را باید انجام داد.
اهمیت و ضرورت موضوع
با توجه به اینکه از جمله مواردی که نوعـاً گریبانگیر تمامی افراد جامعه بوده و یا خواهد بود فـوت یکی از
بستگان نزدیک است که آثـاری از جمله لزوم تعیین تکلیف مایملک وی و میزان سهم و حقوق وراث را به
دنبال دارد. موضوعـی که بسیار مورد سـؤال است چگونگی و تشریفات دادرسی مربوط به گواهـی انحصار
وراثت و همچنین نحوه اعتراض به آن است؟ این گواهی از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا هرگونه نقل
و انتقال امـوال متوّفـی که قهراً در مالکیت ورثـه قرار می‌گیرد، ادامه عملیات ثبتی و… منوط به ارائـه گواهی
مذکور است.
اهداف تحقیق
پرداختـن مفصل بـه موضـوع انحصار وراثت و قـرار دادن مطالب دستـه‌بندی شده و منظـم شده در اختیـار
مسئولان مربوطه تا ایشان نیز مطالب را برای دسترسی ساده تر و سریع تر در خدمت افراد جامعه قـرار دهند
تا افراد برای انجـام کارهای مربوط به انحصار وراثت کمتر دچـار مشکل شوند و با آگاهی بیشتر برای اخـذ
این گواهـی اقدام کنند چـون همان طور کـه گفته شد این بحث جزو مواردی است که گریبانگیر تمـام افراد جامعه هست و تمام افراد روزی به آن نیاز پیدا می‌کنند.
پیشینه موضوع
به جرأت می‌توان گفت که بحـث ارث از مهمترین و پیچیده ترین بحث ها در کتـاب های فقهی و حقـوقی
است زیرا آیاتی چند از قرآن کریم و بیش از هزار حکم، قاعده و مسئله به این مهـم اختصاص یافته است و
فقها و حقوقدانان با توجه به گستردگی و شمول و جامعیت آیات، با دقت به فصل‌بندی ارث پرداخته، تحت
عناوینی همچون موجبات، موانـع و شرایط ارث بـه طور مفصـل سخـن گفته‌اند. امـا به منظور اینکـه وراث
بتواننـد سهـم‌الارث خـود را مطالبـه و درآن تصـرف کننـد ابتـدا لازم است وارث منحصـر بـودن ایشـان و
سهـم‌الارث هر یک از ایشان بررسی و اثبات گردد و گواهی تصدیق انحصار وراثت صـادر گردد. که ترتیب
کار مشروحاً در مواد360 الی 374 قانون امور حسبی و همچنین قانون تصدیق انحصار وراثت مصـوب سال
1309 مصرح است و همچنین می‌تـوان به نظرات مشورتی اداره حقـوقی که در کتابـی تحت عنوان «گواهی
حصر وراثت در رویه قضایی» توسط خانم عاطفه زاهدی گردآوری شده اشاره کرد لکن با توجه به ضرورت
و نیـاز جامعه بـه پرداخت جزئیـات بیشتر از سویـی و نبود تحقیـق مستقل و جامـع در منابـع کتابخانه‌ای و
سایت های اینترنتی از سوی دیگر جای آن دارد که موضوع حاضر از زوایای مختلفی مورد بحث قرار گیرد.
پرسش های تحقیق
در این موضوع با توجه به فراگیری آن سؤالاتی چند به بحث گذاشته شده است که عبارتند از:
چه مدارکی برای اخذ این گواهی لازم است؟ و چه اشخاصی برای تقاضای انحصار وراثت صلاحیت
دارند؟
چه مرجعی صالح برای رسیدگی است؟ و روند آن به چه شکل است؟
چه کسانی حق اعتراض دارند و ذینفع محسوب می‌شوند؟
اعتراض در چه مواردی ممکن است مطرح شود؟
چه مراجعی برای رسیدگی به اعتراضات صلاحیت دارند و روند رسیدگی آنها به چه شکل است؟
فرضیه های تحقیق
1- به نظر می‌رسد که گواهی حصر وراثت در بعضی موارد قاطع است.
2- به نظر می‌رسد که ورثه و طلبکار و بدهکار حق اعتراض به گواهی انحصار وراثت را دارند.
3- به نظر می‌رسد که مواردی را کـه متقاضی اخذ گواهـی حصـر وراثت در اظهارنامـه مالیاتی ذکـر
می‌کند برای او اقرار محسوب می‌شود.
روش تحقیق
روش تحقیق در این نوشتـار، مبتنی بر روش کتابخانه‌ای و میدانی بوده و در این راستا سعـی شده بـه آراء و نظریـات مشورتی که در این خصوص ارائـه شده اشاره و مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته و تلاش شده تا تمـام قوانین ذی‌ربط مورد بررسی و در صورت لزوم مورد استفاده قرار گیرد.
فصل اول:تشریفات صدور
1- 1- معنای حصر وراثت
1- 1- 1- معنای لغوی
«حصروراثت. [حَ رِ وِ ثَ] (ترکیب اضافی،اِمرکب) (اصطلاح حقوق) انجام دادن تشریفات قانونـی و رسـمی برای برسمیت شناختن و محدود و مشخص کردن وارثان شخص درگذشته».1
1- 1- 2- معنای اصطلاحی
برای اینکه بتوانیم معنای اصطلاحی این واژه را بیان کنیم باید دعوی انحصار وراثت را تعریف کنیم.
«دعـوی انحصار وراثت- (دادرسـی مدنی) دعوائـی است که بـه موجب آن وراث متوّفـی از دادگـاه
تقاضای صدور تصدیقی بر محصور بودن وراث متوّفی به عدد و اشخاص (یا شخص) معیـن معلوم می‌کنند
و تصدیق مزبور را تصدیق حصر وراثت و برگ حصر وراثت و حصر وراثت نامنـد».2(ماده 360 قانون امـور
حسبی)
«در اثر فـوت مورث اموال او به طور قهـری به وراث او منـتقل می‌شود لیکـن بـه منظور اینکه وراث
بتوانند سهم‌الارث خود را مطالبـه و در آن تصرف کنند، لازم است وارث منحصر بودن ایشان و سهـم‌الارث هر یک از ایشان در دادگاه بررسی و اثبات گردد. در این خصوص پس از رسیدگـی دادگاه گواهـی‌نامه‌ای به نام تصدیق انحصار وراثت صادر و در اختیار اشخاص ذینفع قرار خواهد گرفت».3
1- 2- اشخاص ذینفع جهت درخواست گواهی حصر وراثت
به ‌موجب ماده 360 قانون امور حسبـی عـلاوه بر ورثـه متوّفـی سایـر اشخاص ذینفع هم می‌توانند تصدیـق
انحـصـار وراثـت تحصـیل کنند و جمله «اشخـاص ذینـفع» مذکور در این مـاده اختصاص به مورد متوّفای
بلاوارث ندارد. (حکم شماره 1337 مورخ 13/8/26 شعبه 3 دیوانعالی کشور).4
اشخاص ذینفع مذکور عبارتند از:
1- طلبکار متوّفی، «براساس نظریه شماره 7951/7 مورخ 5/11/1377 طلبکار می‌تواند در مقام وصول
طلب خود به‌عنوان ذینفع با ارائه مدارک لازم دادخواست گواهی حصر وراثت به دادگاه تقدیم نماید».5
2- موصی له، در مواردی که وصیت نیاز به اجازه ورثه دارد.
3- وصی، در هنگامی که اجازه ورثه برای اجرای وصایا لازم است.
4- کسی کـه غیـرمستقیم از اثبات وراثت شخصی از دیگـری منتفع مـی‌گـردد، مثـلاً کسی کـه مـال
غیرمنقولی را از وارث انتقال گرفته است می‌تواند درخواست انحصار وراثت ناقل را از مورث بنماید.
نکته قابل توجه اینکه چنانچه وراث و یا اشخاص ذینفع متعدد باشند نیازی به درخواست همگی آنها
نمی‌باشد و اقدام یک نفر از افراد مذکور برای امضاء و ارائه دادخواست کافی است.
1- 3- مرجع صالح برای رسیدگی و دادن گواهی انحصار وراثت
1- 3- 1- مرجع صالح در زمان سابق
«پیش از تغییراتی کـه در تشکیلات قضایی بـه عمل آمده است، طبق ماده 361 ق. ا. ح. مصوب 20/9/1377
دادگاه بخش جانشین دادگاه صلـح پیش از آن، صلاحیت رسیدگـی و صدور گواهی انحصار وراثت داشت.
پس از انجـام تغییراتی در تشکیلات دادگستری، سرانجام مطابق مقررات قانون آیین دادرسی مدنـی مصوب
28/1/79 دادگـاه صالح برای رسیدگـی به تقاضای صدور گواهـی انحصار وراثت، دادگاه عمـومـی جانشین
دادگاه بخش سابق شد که با لحاظ ماده 2 قانـون تصدیق انحصار وراثت در بین دادگاه های عمـومی ایـران،
دادگاه عمومی اقامتگـاه دائمی متوّفی و در صورتی که اقامتگاه دائمی متوّفی خارج از کشور باشد هر یک از
دادگاه های عمومی تهران صالح است.6 در این امر فرق نمی‌کند که متوّفـی در حـوزه دادگاه مربوطه دارائـی
داشته باشد یا اصلاً دارایی در ایران نداشته باشد.
1- 3- 2- مرجع صالح فعلی
در حال حاضر چون صدور گواهی انحصار وراثت غالباً در زمره‌ی دعاوی و مرافعاتی که لزوماً مخاطب و یا
مخالف در بر داشته باشد نبوده و از پیچیدگی های قضایی برخوردار نمی‌باشد، بـه همین منظور اراده تقنینی
قانونگذار بر این مهم تعلق گرفته است که به هدف کاهش مراجعات مردم به محـاکم دادگسـتری در اجرای
قانون جدید شورا های حل اختلاف مصوب 18/4/1387 وفق بند 3 ماده 11 این قانـون قاضـی شورای حل
اختلاف را مجاز نموده با مشورت اعضاء شورا نسبت به درخواست صدور گواهی حصـر وراثت رسیدگی و
مبادرت به صدور رأی مقتضی نماید، بنابراین با وضع و تصویب قانون اخیرالذکر مرجع صلاحیت دار جهت
درخواست و صدور گواهی انحصار وراثت، شورای حل اختلاف محل اقامت دائـمی هر یک از متوّفای مرد
یا زن می‌باشد.
ماده 11 قانـون شورای حل اختلاف می‌گوید: «قاضـی شورا در موارد زیـر با مشورت اعضـاء شورای
حل اختلاف رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
1- دعاوی مالی در روستا تا بیست میلیون ریال و در شهر تا پنجاه میلیون ریال.
2- کلیه دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه.
3- صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن.
4- ادعای اعسار از پرداخت محکومٌ‌به در صـورتی که شـورا نسبت به اصـل دعـوی رسیدگـی کرده
باشد.»
بنـابراین اگر شخصـی در طول مدت زندگی خود در شهر های مختلف سکـونت داشته باشد و برای
مثـال آخـرین محـل سکونتـش سمنـان باشد، پس از فـوت، شورای حل اختلاف سمنـان صلاحیت صدور
گواهی انحصـار وراثت را خواهد داشت هرچند که شخص در شهر دیگری فوت کرده باشد یا اموال وی در
استان دیگری باشد.
1- 3- 3- مرجع صالح خارج از کشور و اتباع خارجی
دراین مورد می‌توان دو حالت را بیان کرد:
1- محل اقامت دائمی متوّفی در خارج از مملکت باشد.
2- مرجع صالح صدور گواهی انحصار وراثت برای تبعه خارجی
1- 3- 3- 1- محل اقامت دائمی متوّفی در خارج از مملکت باشد
«به موجب نظریه شماره 3077 مورخ 9/7/1369 و مستنداً به ماده دوم قانون تصدیق انحصار وراثت مصوب
1309 در صورتی که محل اقامت دائمی متوّفی در خارج از مملکت باشد محاکم تهران صالح برای

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعتغییر جنسیت، امور حسبی، دستور موقت

دیدگاهتان را بنویسید