No category

پایان نامه رایگان با موضوع فرزندخوانده، قائم مقام، کودکان و نوجوان

تضمین صرفـاً بـه صورت واگـذاری اموال نیست و ممکن است ضمانت ‌های دیگری نیز از جمله بیمه عمر کودک از سوی والدین ارائه شود که سازمان بهزیستی را قانع کند. که این مطلب در ماده 15 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و
بد سرپـرست مصوب 1392 اشـاره شده است: «درخواست کننده منحصـر یا درخواست کنندگان سرپرستی
باید متعهد گردند که تمامـی هزینه های مربوط بـه نگهداری و تربیـت و تحصیل افراد تحـت سرپرستـی را
تأمین نمایند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان نیز تا تعیین سرپرست جدید، برای
کودک یا نوجوان جاری می‌باشد. بدین منظور سرپرست منحصر یا سرپرستان، موظفند با نظر سازمان خود را
نزدیکی از شرکت های بیمه به نفع کودک یا نوجوان تحت سرپرستی بیمه عمر کنند.»
در قرآن کریم در آیه 4 سوره احزاب هم به این امر اشاره شده که فرزندخوانده فرزنـد واقعی حساب
نمـی‌شود « ما جَعَـلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْـنِ فی‏ جَوْفِهِ وَ ما جَعَلَ أَزْواجَکُمُ اللاَّئی‏ تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِکُمْ وَ ما
جَعَلَ أَدْعِیاءَکُمْ أَبْناءَکُمْ ذلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْواهِکُمْ وَ اللَّهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُـوَ یَهْدِی السَّبیلَ- خدا در درون یک مـرد
دو قلب (و دو مبدأ ادراک و اراده) قرار نداده و نیز زنانتان را که مادر بخوانید مادر شما و پسر دیگری را که
که فرزند بخوانید پسر شما قرار نداده، این گفتار شما زبانی و غیر واقع است، و خدا سخن به حقّ می‌گویـد
و اوست که (شما را) به راه حقیقت راهنمایی می کند.»
اگر فرزنـدخوانده برای گرفتن گواهـی انحصار وراثت اقـدام کند و نامش در گواهـی انحصار وراثت
ذکر شود .فرزند واقعی متوّفی می‌تواند به گواهی انحصار وراثت صادره اعتراض نماید که این دعـوا باید بـه
طرفیت فرزندخوانده و سایر ورثـه اقامه شود و خواهان ضمن اعتراض به گواهی حصر وراثت دعوای نفـی
نسب مطرح نماید همسـر متوّفی نیز مـی‌تواند به گواهی حصر وراثت اعتراض و نفـی نسب و نفـی ولادت
فرزندخوانـده را از بطن خود مطرح نماید. دادگـاه ذی صلاح (با توجه به دعـوی نسب دادگاه خانواده) پس
از احراز عدم انتساب فرزندخوانده به متوّفی و صدور حکم به رد نسب، گواهی انحصاروراثت سابق‌الصدور
را الغا و حکم به وراثت فرزند واقعی و عیال دایمی متوّفی صادر خواهد نمود.
1- 7- مدت زمان اخذ گواهی انحصار وراثت
«گرفتن انحصار وراثت فرصت ومهلت معینی ندارد، بلافاصله بعد از فـوت ممکن است مقـدمات تهیه آن را
فراهم کنند، یا بیست سال بعد هم ممکن است، ممکن است ابتدا احساس لزوم نشود بعداً مناسبتی پیش آید
و ضرورت پیدا نماید، که نیاز به آن پیدا شود».58
فصل دوم: آثار، اعتبار و اعتراض به گواهی انحصار وراثت
2- 1- آثار گواهی انحصار وراثت و موارد کاربرد آن
ورثه با گرفتن گواهـی حصر وراثت یک مرحلـه از کار مربوط به دارایـی متوّفی را طی می‌کننـد و مشخص
می‌سازنـد که چه اشخاصـی صلاحیت دارند در آن دارائی دخل و تصرف کننـد، ترکه را در اختیار گیرنـد و
مطالبات متوّفی را وصول نمایند. بنابراین گواهی انحصار وراثت آثار و تبعات و کاربرد هایی دارد که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم.
2- 1- 1- آثار گواهی انحصار وراثت
1-تأدیه دین و دارایی متوّفی به ورثه:
همان گونه که ماده 370 قانون امـور حسبی می‌گوید «اشخاصی که تصدیق انحصار وراثت تحصیل کرده‌انـد
می‌تواننـد مطابق تصدیق نامبرده ترکه و مطالبات متوّفی را با کسانی که مدیون یا متصرف مال متوّفـی هستند
مطالبه نمایند مدیون یا متصرف اموال متوّفی باید ترکه و مطالبات متوّفی را به آنها تسلیم نماید و در صورت
تأدیه دین و یا تسلیم مال در مقابل هر مدعی وراثت بری محسوب خواهند شد و مدعی نامبرده حـق رجوع
به شخص یا اشخاصـی خواهد داشت که طلب متوّفی را وصول و یا مال متعلـق به او را دریافت نموده‌انـد»
این ماده دو امر را در بر دارد:
الف- پرداخت دین و دادن مال متوّفـی به ورثه در گواهـی- «کسـی کـه مدیـون یا متصرف مـال
متوّفـی می‌باشد، ملـزم به تأدیه یا تسلیم آن به کسانـی است که نام آنان در گواهـی انحصار وراثت به عنوان
ذینفع در ترکـه ذکر شده است. منظور از ذینفع مذکـور در ماده وارث و موصـی له و وصی بر ثلث می‌باشد.
انجـام این امر را در صورتی که وارث منحصر بفرد باشد ساده است و همچنین است هرگاه اشخاص ذینفـع
متعدد و مورد مطالبه طلب متوّفی باشد که مدیون به هر یک از ورثه، موصی له و وصی به مقدار سهـم‌الارث
یا نصیب معینه در گواهی انحصار وراثت می‌پردازد. اما در صورتیکه مورد مطالبه مال معین و اشخاص ذینفع
متعدد باشند، متصرف باید با موافقت تمامـی آنان مال را به یکی از ورثـه یا کسی را که آنها معین می‌نماینـد
تسلیم کند و رسید از آنها اخذ نماید. طبق مادۀ 5 قانون انحصار وراثت، در صورتی که ذینفع برای مطالبـه به
مدیون یا متصرف مال متوّفی مراجعه نمود و او استنکاف از رد آن کرد، مسئول خسارات وارده خواهد بود،
زیرا متصرف مال و مدیون در اثر عدم انجام تکلیف قانونی، سبب خسارت دیگری گردیده‌اند و طبق قاعـده
تسبیب و مواد مربوط به آن مسئول خسارات می‌باشند.
ب- بری شدن مدیون و امین که طبق انحصار وراثت عمل کرده‌اند- طبق قاعـده حقـوقی که ماده
271 و 272 قانون مدنی بیان می‌نماید، مدیون باید دین خود را به دائن یا کسی که از طرف او وکالت دارد و
یا به قائم مقام او تأدیـه شود و الا تأدیه صحیح نیست مگر آنکه دائن راضی شود. ولی ماده 370 قانون امـور
حسبی برای خاتمه دادن به سرگردانی مدیون و ورثه مقرر داشته هرگاه مدیون دین خود را به کسانـی که در
گواهی انحصار وراثت، وارث متوّفـی شناخته شده‌اند بپردازد در مقابل هر مدعـی وراثت که بعداً یافت شود
بری خواهد بود و مدعی وراثت حق رجوع به کسانی را دارا می‌باشد که طلب خود را دریافت داشته است.
همچنین طبـق قاعده حقوقـی که ماده 624 قانون مدنـی متذکر است امین باید مال مـورد امانت را به
مالک یا قائم مقام قانونـی او و یا به کسی که مأذون در اخذ می‌باشد مسترد دارد. ولی مـاده 370 قانون امـور
حسبـی مانند مورد تأدیـه دین برا ی خاتمـه دادن به سرگردانـی امین و ورثه مقـرر داشته که مال متوّفی به
کسانـی که در گواهی انحصـار وراثت، وارث شناخته شده داده می‌شود و مدعی وراثت از متوّفی می‌تواند به
کسانی که آن مال متوّفی را از امین گرفته اند رجوع نماید».59
2- ثبت انتقال ملک متوّفی به نام ورثه در دفتر املاک
طبق ماده 374 قانون امور حسبـی «در صورتی که ورثه بخواهند ملک غیر منقولی که به نام مورث ثبت شده
است به نام آنها ثبـت گردد باید تصدیـق انحصار وراثت یا رونوشت گواهـی شده آن را که مشتمل بر تعیین
سهام باشد به اداره ثبت تسلیم نمایند» اصولاً ثبت انتقال ملکی که در دفتر املاک به ثبت رسیده تابع مقررات
مخصوصی است که قانون ثبت پیش بینی کرده در این رابطه ماده 22 قانـون ثبت می‌گوید: «همین که ملکـی
مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولـت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی را کـه
ملـک مزبور به او منتقل گردیـده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک
رسمی ارثاً به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت در مورد ارث هم ملک وقتی در دفتر املاک به نام وارث
ثبت می‌شود که وراثت و انحصار آنها محرز و در سهم‌الارث بین آنهـا توافق بوده و یا در صـورت اختـلاف
حکم نهایی در آن باب صادر شده باشد»
2- 1- 2- موارد کاربرد گواهی انحصار وراثت
اگر متوّفی دارای دارائـی است که انتقال باید به طریق رسمـی و دولتـی انجام پذیرد و یا حقوق و مزایایی از
دولت باید دریافت شود و یا پولی در بانک به نام اوست که ورثـه باید دریافت دارند یا بدهکارانی دارد کـه
باید بدانند بدهی به متوّفـی را بـه چه کسی پرداخت کنند لازم است گواهـی انحصار وراثت اخـذ گردد. در
ضمن می‌توان در دو مورد دیگر نیز به لزوم گواهی انحصار وراثت اشاره کرد:
1- سهام شرکت ها که به نام متوّفی بوده به نام ورثه او انتقال یابد.
2- «با توجـه به نظریـه شماره 3454/7 مورخ 19/5/1372 دیه قتـل در حکم ماتـرک است بنابـراین
پرداخت آن به ورثه مقتول نیاز به ارائه گواهی حصر وراثت معتبر دارد.60
2- 2- ماهیت و اعتبار گواهی انحصار وراثت
2- 2- 1- ماهیت گواهی انحصار وراثت
«در صورتی که وراث متوّفی یا اشخاص ذینفع بخواهند گواهـی انحصار وراثت بگیرند به موجب مـاده 360
قانـون امور حسبـی درخواست‌نامه‌ای کتبـی حاوی نکـات لازم، به پیوست مدارک، تسلیم دادگـاه می‌نمایند.
دادگاه پس از آگهـی درخواست مزبور و پایان یافتن مدت قانونی، در صورتـی که اعتراض به عمل نیاید بـه
موجب ماده 362 قانون امور حسبی با درنظر گرفتن تمامی ادله و اسناد درخواست کننده، تصدیقی مشعر بر
وراثت و تعییـن عـده‌ی ورثـه و نسبت آنها به متوّفـی میزان سهم هر یک از متروکات و بودن یا نبودن وصیت‌نامه صـادر می‌نماید (شکل شماره 16 الی 19) عمل دادگاه حکـم شمرده نمی‌شود و همان گونـه کـه مـاده تصریح دارد (تصدیـق) شمرده می‌شود.
اما در صورتی کـه نسبت به درخواست صدور گواهـی انحصار وراثت اعتراضی بـه عمل آید دادگـاه
جلسه‌ای برای رسیدگی به اعتراض معین نموده و به آگاهی درخواست کننده‌ی تصدیق و معترض می‌رساند
دادگاه پس از رسیـدگی حکم خواهد داد و این حکـم برابر ماده 362 ق. ا. ح قابل پژوهش و فرجـام است.
بنابـراین چنانچه به درخواست صـدور تصدیق انحصار وراثت اعتراض بـه عمل آید، دادگاه باید بـه موجب
حکم، اعتراض را رد نموده و یا آن را قبـول و درخواست صدور تصدیق را با حکمی که صادر مـی‌نماید رد
کند».61
«حکم دادگاه در این صورت از تمامی آثار سایر احکام برخوردار است. بنابراین علی رغم وجود نص
ماده 370 ق. ا. ح و ماده پنجم قانـون تصدیق انحصار وراثت، مصوب 14 و 26 مهـر ماه 1309 با اصلاحات
بعدی که مفهـوم آنها از حیث موضوع مورد بررسی، واحد می‌باشد، حکم دادگاه از اعتبار امـر قضاوت شده
نیز برخوردار می‌باشد. در حقیقت، به موجب مواد مزبور مدیون یا متصرف اموال متوّفی باید ترکه و مطالبات
متوّفـی را به اشخاصی تسلیم نمایـد که تصدیق انحصار وراثت دریافت نموده‌انـد و پس از تأدیه‌ی دین و یا
تسلیم مال به آنهـا در مقابل هر مدعی وراثتی بـری شمرده خواهد شد. در عین حال، مـواد مزبور بـه مدعی
وراثت حق رجـوع به شخص یا اشخاصـی داده است که بر اساس تصدیق انحصـار وراثت، طلب متوّفـی را
وصول یا مال متعلق به او را دریافت نموده‌اند این نص تنها مفید این معناست که اشخاصی که دردرخواست
صـدور تصدیق انحصار وراثت نامـی از آنها به میان نیامده است و جـزء معترضین به درخواست مزبـور نیز
نبوده اند می‌توانند برای مطالبه‌ی سهم‌الارث خود علیه اشخاصی که وارث شناخته شده و مال یا طلب متوّفی
را دریافت نموده‌اند، به نسبت مال یا طلب دریافت شده توسط هر یک اقدام نمـوده و با اثبات وراثت خـود
حکـم لازم را بگیرند. بنابـراین حق اقدام اشخاص مزبـور که در دعوا دخالت نداشته‌اند منافاتی با اعتبار امر
قضاوت شده حکم ندارد. در حقیقت، حتی اگر اقدام این اشخاص به شکل اقامه‌ی اصحاب دو دعواست که
در این خصوص وجود ندارد».62
«از نصوص مزبور نمی‌توان این برداشت را نمود که محکوم علیه حکم رد درخواست تصدیق انحصار
وراثت و یا معتـرض به درخواست مزبـور که اعتراض نمـوده و به موجب حکم قطعـی محکوم شده بتواند
«برای مطالبه‌ی سهم‌الارث خود به دادگاه صالـح مراجعه کند و بعنوان مقدمه‌ی دعوا، وراثت خویش را اثبات
نماید» در حقیـقت،

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ تحقیقشهرستان رودبار، سازمان تجارت جهانی، حمل و نقل

دیدگاهتان را بنویسید