پایان نامه حقوق

پایان نامه : سازمان تجارت جهانی

دانلود پایان نامه

آنها به سمت طبقات متوسط ، نابرابری بین کشورها از سال 1990 به خصوص با ا قتصاد آزاد در کشورهای در حال توسعه نتیجه مفید آزاد سازی است.
گفتار چهارم : جهان شمولی و یا غربی شدن :
دیدگاه دیگری وجود دارد که جها نی شدن را به سراسر پهنه گیتی بسط می دهد از این لحاظ جهانی شدن را فرایندی می گوئیم که موضوعات و تجربیات مختلف و پراکنده مردم در تمامی قسمتهای کره زمین را دربرمیگیرد . واژه جهانی به معنی گسترده در سطح دنیا و هرکجای ممکن می باشد . هرموضوعی مانند تقویم مسیحی یا سامسونت های تجاری ، اسلحه ها ، عروسکهای باربی و غیره را می توان گفت شامل است . غالبا” جهانی شدن به معنی جهان شمولی ، به دنبال استاندارد کردن و همسو کردن یا تشابهات سیاسی و حقوقی ، اقتصادی و فرهنگی سراسر دنیاست . به عقیده برخی نویسندگان درجه جهانی شدن از قیمت کالاهای خاص و خدماتی که در کشورها وجود دارد ارزیابی می شود. هنوز برای این مفهوم دیدگاه متمایزی پدید نیامده است .جهان شمولی یک جنبه کهن از تاریخ جهان است .مثلا” پیرامون تشکیل زمین ما قبل از تاریخ چنین گفته اند که با گسترش قاره ها نوع بشر پدید آمد و یک میلیون سال قبل جوهره جهانی شدن پایه ریزی شده است . تجارت فرا قاره ای بسیاری کالاها را از راههای دور و در زمانهای مختلف در هزاره قبل در چرخه ا قتصاد جای داده است . با توجه به اینکه هیچ مفهومی از جهانی شدن در توضیح جهان شمولی در زمانهای قبل وجود ندارد لذا نیازی به ایجاد یک واژه برای تحلیل این پدیده کهن در حال حاضر وجود ندارد .به علاوه تفکر جهانی شدن به مثابه جهان شمولی فرضیات گمراه کننده ای از جهانی شدن به معنی یکسان سازی ممکن است به دست دهد و از آنجایی که نتایج سیاسی دارد از بحث اصلی ما که نظام قانون مند از دیدگاه حقوق بین الملل است دور می شویم . در رابطه با واژه غربی شدن که هنوز هم برخی حقوقدانان برای حقوق بین الملل چنین مفهومی در ذهن دارند و البته ناشی از تحولاتی است که بعد از رنسانس در مغرب زمین پدید آمد . باید گفت از این نظر جهانی شدن نوعی از جهان شمولی خاص است که در آن ساختارهای اجتماعی مدرنیته مانند سرمایه داری ، صنعتی شدن ، خرد گرایی و اروپایی شدن و فرد گرایی و از این قبیل تمامی انسانها را دربرگرفته و در فرایندهایی برخی فرهنگهای از قبل موجود و خودمختاری محلی را ویران میکند . منتقدان به غرب گرایی از جهانی شدن چنین استنباط می کنند که به معنی استعمار گری و آمریکایی شدن است. به قول مرحوم آل احمد این مفهوم به معنی غرب زدگی است . با این نظر انتقادی صحبت از جهانی شدن توسل به یک برتری و ایدئولوژی به سوی پیشرفت است که نتیجه آن سلطه مغرب زمین خواهد بود. در یک مورد می توان مطمئن بود که جهانی سازی نتیجه فشار عمده مدرنیته مانند خرد گرایی علم و تولیدات سرمایه داری و حاکمیت نظام اداری است. در همین برهه از زمان تمایل به سمت جهانی شدن نیز گرایش به مدرنیته را تسهیل می کند . در عوض جهانی سازی معا صر غالبا” بر موضوعات جدید تاکید می کند . قابل توجه اینکه روابط اجتماعی غربی به طور گسترده و عمیقی در سراسر کره زمین وجود دارد. گاهی اوقات این غرب گرایی چهره خشنی از خود نشان داده که از آن به امپر یا لیسم یاد می شود . علاوه بر این نباید این وا قعیت را انکار کرد که نهادهای حاکمیتی شرکتها ، وسایل ارتباط جمعی ، اجتماعات علمی و جوامع مدنی در اروپای غربی و آمریکای شما لی دارای انسجام و جذابیت بیشتری از سوی جهانی شدن معا صر هستند . نکته قابل تامل دیگر اینکه جهانی شدن و غربی شدن آن چنان ارتباط محکمی دارند که مشابه دو روی یک سکه در توسعه یکدیگر تاثیر می گذارند . تمدن غربی و مدرنیته در اشکال مختلفی جهانی شدن معا صر را همراهی کرده است .از طرفی مهم است بدانیم که از لحاظ سیاسی ، جهانی شدن اصولا” تابع تمدن غربی نیست .مثلا” جهانی شدن بودایی، جهانی شدن کنفوسیوسی ، جهانی شدن اسلامی یا هر جهانی شدن دیگری کاملا” متفاوت از غربی شدن است. بنا بر این کاملا” اشتباه است که جهانی شدن را ذاتا” امپریالیستی بدانیم زیرا که جنبشهای اجتماعی جهانی وجود دارد که هدف آنها مبارزه با قید و بند امپریالیسم است . در هر حال غربی شدن ، مدرنیته شدن و استعمار دارای تاریخ طولانی تری از جها نی شدن معا صر است . به همین دلیل شاید بتوان جریان غالب جهانی شدن امروزی را به عنوان جنبه خاصی از نوعی مدرنیته تلقی کرد با این تصور در تعریف جهانی شدن نیازمند تعیین مشخصه ای که مدرنیته جهانی را معلوم کند خواهیم بود . بنابراین جهانی شدن و غربی شدن ، هم مرز نخواهند بود. به علاوه با این تحلیلها سخن از جهانی شدن و تعاریف مختلفی که برایش پیش می آید زیاد می شود .با توضیحاتی که در بالا دادیم جهانی شدن شامل مباحث اجتماعی ، مردمی ، اداری و علمی و حتی روزنامه نگاری خواهد بود . انتقاداتی که بر آن وارد می شود حملاتی است که از سنت گرایان و متحجرین بر دستا وردهای نو با توجه به مفاهیم آن مطرح می شود . مطمئنا” از مطالب بالا نمی خواهیم چنین نتیجه ای به دست آوریم که هرگونه بحث پیرامون وابستگی بین المللی کشور نئولیبرالیسم و جهانی گرایی در مقابل تنوع فرهنگی ، مدرنیته و امپریالیسم بی اهمیت است .بلکه منظور این است که در روند صلح جهانی ، تعریف جهانی شدن مترادف بین المللی شدن ، لیبرالیسم و جهان گرایی یا غربی شدن با توجه به ضرورت نظام قانون مند فایده ای نخواهد داشت. با این مباحث در واقع تکرار مکرراتی صورت خواهد گرفت که ما را از ضرورت های مهم زما نه خود غا فل خواهد کرد. . با جهانی شدن مردم قادر خواهند بود از لحاظ قانونی ، فیزیکی ، زبانی ، فرهنگی و حتی روانی با یکدیگر در هرکجای کره زمین ارتباط پیدا کنند . فضایی که عمل انسان و تجربه او تجلی پیدا می کند جایی که به آن زندگی اجتماعی گفته می شود . هنوز جغرافیا و فاصله مکانی جنبه ای از زندگی اجتماعی است .اگر چه وسایل ارتباطی گسترده ای در سراسر پهنه گیتی وجود دارد اما روابط بین مردم همیشه در یک مکان یا محل ، یک منطقه یا یک سایت رخ می دهد بنا براین تشریح اوضاع و احوال اجتماعی بدون یک وسیله پرکننده فا صله ها کامل نخواهد بود.
مبحث سوم : نظریه جامعه جهانی

گفتار اول : میراث مشترک بشریت :

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ما همه ناخود آگاه میراث مشترک بشریت را در ذهن خود داریم . هوایی که تنفس می کنیم ، انرژی طبیعی کره زمین ، منابع طبیعی زمین و دریا و مواردی از این قبیل که خواهی نخواهی مجبور به مشارکت در بهره مندی از آنها هستیم . برای اولین بار هوگو گروسیوس در قرون شانزده و هفده میراث مشترک مربوط به دریاها را تعریف کرد او با الهام از انجیل می گوید : «خداوند از صدای طبیعت سخن می گوید» به طوری که هر ملتی در زمینه ای تفوق دارد و بر همین اساس بنا بر عدا لت الهی هر شخصی باید درصدد رفع نیازهای دیگری باشد . برهمین اساس می بینیم که چهارقرن بعد سفیر مالت در سازمان ملل متحد مجددا” اقدام به تعریف میراث مشترک ا قیانوسها می کند . به طوری که آزادی دریاها و منابع موجود دراعماق آنها خارج از صلاحیت داخلی کشورهاست . این مفهوم در کنوانسیون حقوق دریا به تصویب رسید .از مباحثی که ا مروزه مشمول این مفهوم است می توان به انرژی ، نظام غذایی و جو و کره زمین اشاره کرد. ا صول قانونی این مفهوم در اعلامیه ا صول حاکم بر بستر دریا ، سال 1970 و کنوانسیون حقوق دریا درج شده است . آنچه گروسیوس بدان تاکید کرد ا ول ، این بود که هرچیزی که نمی تواند مورد تصرف قرار گیرد و هرگز تصرف نشده است ، نمی تواند در ما لکیت هیچکس باشد . زیرا که اولین شرط ما لکیت ، تصرف است . دوم هر چیزی که توسط طبیعت پدید آمده است حتی اگر مورد استفاده یک یا چند نفر قرار گیرد برای استفاده مشترک اشخاص هم کافی خواهد بود که براین اساس بود فهرستی از اشیای طبیعی مانند آب، خورشید ، هوا و باد را مثال زد. در اوج حاکمیت حقوق بین الملل سنتی مفاهیمی که نام برده شد خارج از حاکمیت سرزمینی کشورها قرار گرفت و با توجه به مباحث گسترده ای که در کنفرانسهای متعدد حقوق دریا که منتج به تصویب کنوانسیون حقوق دریا گردید اگر چه تا 200 مایل منطقه انحصاری و اقتصادی ، تحت حاکمیت کشور ساحلی قرارگرفت ، اما تفکر اینکه تکنولوژی های جدید امکان بهره برداری از منابع طبیعی را به بشر می دهد ، رونق گرفت . انعقاد کنوانسیون ماه و دیگر اجرام سماوی در سال 1979 با همین تفکر صورت گرفت . در بین مفاهیم کلیدی میراث مشترک بشریت حق اکتشاف اختصاصی منع گردیده است و وظیفه بهره برداری منابع برای مقاصد صلح آمیز به عنوان مکمل آن ذکر شده است. بدین ترتیب منابع جدید باید برای منا فع همه به خصوص کشورهای در حال توسعه و فقیر مورد استفاده قرار گیرد . تعارضی که هنوز بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه حل نشده است . بدیهی است همان حقی که عقب مانده ها برای منابع خودشان می شناسند ، پیشرفته ها برای تکنولوژی خود قائل هستند و چنانچه مشارکتی در این خصوص ا مکان پذیرست چاره ای جز متقابل بودن آن نیست .اصلاحیه ای که در سال 1994 بر کنوانسیون 82 دریا وارد آمد ، باعث شد تا جهانیان با سرعت هرچه تمامتر به تصویب این معاهده همت کنند . به طوری که نابا ورانه بزرگترین کنوانسیون بین المللی در سال 1996 با تسلیم شصت و پنجمین سند تصویب لازم الاجرا گردید . این اصلاحیه در وا قع مقررات اجباری تکنولوژی را با عباراتی در زمینه خطوط راهنما تغییر داد . این خطوط هادی طرفین قرارداد را متعهد به همکاری با مقام می نمود . که تشکیلاتی برای حمایت از منابع اعماق دریا به حساب می آمد . به همین دلیل سرمایه گذاری مهمی در این زمینه صورت نگرفته است و هنوز کشورها در پهنه ارضی کره زمین به دنبال منابع مس و نیکل و کبالت هستند. حتی این مفهوم را که از طریق کنوانسیون پدید آمد با اعمال تغییرات لازم در خصوص ژنهای انسانی هم تسری داده اند . اگرچه برخی موسسات پزشکی و علمی خصوصی سعی در انحصار این مقوله گرفته اند ، اما تجاری کردن ژنهای انسانی مقوله ای است که جامعه جهانی مخالفت خود را با آن ابراز نموده است . در اعلامیه یونسکو از ژنوم انسانی به یک ا صل میراث مشترک یاد شده که امکان خصوصی سازی و بهره برداری تجاری از آن وجود ندارد . اما مشا به موا د 1ـ4 و11ـ1 کنوانسیون 79 ماه و دیگر اجرام آسمانی که تا حد زیادی جنبه عرفی به خود گرفته است ؛ چنین مقرر می دارد که تمامی مواد حاصله از ماه و دیگر کرات آسمانی به عنوان منابع طبیعی متعلق به میراث مشترک بشریت باید لحاظ شوند و طبق مفاد معاهده حمایت یکپارچه ای از سوی کشورها ، لازمست صورت گیرد . اما با مخالفت قدرتهای بزرگ به دلیل نکته قاطع مربوط به مفهوم میراث مشترک یعنی اینکه چگونه منا فع ناشی از بهره برداری از منابع فضای خارج باید به مشارکت گذاشته شود هنوز مسئله ای لاینحل با قی مانده است. نکته ای که مجمع عمومی سازمان ملل متحد مکررا” به آن پرداخته حاکمیت کشورها ، به خصوص جهان سوم بر منابع طبیعی آنهاست . با توجه به قطعنامه های شماره 3054 مصوب 1973 و3153 همان سال صادره از مجمع و قطعنامه های 1834 سال 1974 و1874 سال 1976 صادره از شورای ا قتصادی و اجتماعی، منشور حقوق و تکالیف ا قتصادی کشورها متعا قب مصوبه 2152 سال 1966 ، در بیست و نهمین اجلاس مجمع عمومی به تصویب رسیده است . در عین اینکه برای هر دولت حق انتخاب آزادانه نظام اقتصادی و سیاسی را به رسمیت می شناسد در ماده 2 برای هر کشور اعمال کامل حاکمیت آزادانه بر منابع طبیعی ، ثروت و فعالیت های ا قتصادی را تاکید می نماید . در آن زمان هدف پایان استعمار و بهره مندی کشورهای صنعتی از منابع ارزان کشورهای در حال توسعه بوده است . اما مکررا” کشورها را به همکاری با یکدیگر و به خصوص مسئولیت مشترک در رسیدن به یک جامعه بین المللی به عنوان یک مسئولیت بزرگ تکلیف کرده است . نکاتی که در اعلامیه ا صول روابط دوستی و همکاری کشورها در سال 1970 به خوبی مورد لحاظ جامعه جهانی قرار گرفته است.

گفتار دوم : محدودیت های جهانی سازی :
چنانچه از دیدگاه کلی به موضوع جهانی سازی و ضرورت نظم همراه آن بپردازیم ملاحظه می شود سه قطب نهادینه برای تشکیل حاکمیت جهانی ضروریست : 1- قطب سیاسی و حقوقی که شامل دیپلماسی ، حقوق بین الملل ، تشکلهای بین حکومتی مانند سازمان ملل ، سازمان تجارت جهانی و از این قبیل در بعد بین المللی قابل بررسی است . در زمینه داخلی شامل حکومت ، نیروی نظامی و دفاعی ، نظام قضایی و گروههای تنظیم کننده ، مانند بهداشت و تعلیم تربیت و تجارت را می توان ذکر کرد . از لحاظ اجتماعی ، شناخت حکومت محلی ، پلیس و دستگاههای قضایی و خدمات عمومی مانند جاده ها ، پلها ، آب و فاضلاب و خدمات از این قبیل را می توان نام برد.2- قطب ا قتصادی که مشابه تقسیمات بالا در زمینه صنعیت و سندیکاهای وابسته به آن ، شرکتهای چند ملیتی از جنبه بین المللی و از لحاظ داخلی نظام بانکی ، صنایع ، کارخانجات و تکنولوژی قابل ذکرند . بالاخره پیرامون جامعه بانکها ، فروشگاهها و کارخانجات و رستورانها مثال مناسبی هستند .3- قطب فرهنگی و اجتماعی از بعد بین المللی سازمانهای بین المللی غیر حکومتی ، اتحادیه های کارگری و سندیکاهای حرفه ای و از لحاظ داخلی نظام تعلیم و تربیت و بهداشت ، هنر ، مذهب و سازمانهای مربوط و بالاخره از لحاظ اجتماعی مدارس و معلمان ، بیمارستانها و پزشکان ، تئاتر و بازیگران و خانواده را می توان بیان کرد. با اختلاط تدریجی این سه قلمرو و فروپاشی نظم جهانی موجود به ناپایداری ناشی از مخالفتهای صاحبان قدرت منجر به ایجاد نظامی بدون سلسله مراتب در ساختار قابل اجرا در سطوح مختلف خواهد شد . بسیاری مسائل ناشی از ساختارهای بین المللی ما نند بانک جهانی و شرایطی که برای ملتهای نیازمند به وجود آورده است . آزاد سازی بازار بدون زیربنای مناسب مانند عدم استفاده از بیمه و مقررات تجاری که می تواند به کشورهای جهان سوم ضرر برساند . وضعیت وامهایی که به کشورهای عقب مانده داده شده است . بالاخره اعتراضات گسترده ای که به اجلاسها وخود سازمان تجارت جهانی وجود دارد موج عظیمی از مخالفتها را پدید آورده است . نباید غافل بود که در کشورهای جنوب بیشترین مخالفت با جهانی شدن وجود دارد . اگر چه به عقیده دکتر سید عبدالعلی قوام« تاکنون بیشترین و جدی ترین مخالفت ها و تظاهرات علیه پدیده جهانی شدن عمدتا” در کشورهای شمال بوده است . زیرا جوامع شمال نیز در معرض این پدیده قرار گرفته اند و آثار و پیامدهای آن برای مردم شمال ملموس تر است» از نگاه مثبت ، جهانی شدن به معنی برابر کردن همه ملتهاست .کالاها به آسانی از مرزها عبور می کنند .استانداردهای زندگی کشورهای فقیر بالا می رود و حکومتها از ثبات بیشتری برخوردار خواهند بود. اما مشکل این است که در عمل اشتباهاتی پیش آمده که منجر به اعتراضات مردمی و فاصله بیشتر اقتصادی بین کشورهای جهان اول و سوم گردیده است . در وا قع ، وضعیتی از لحاظ اقتصادی پیش آمده که فقرا ، فقیرتر میشوند و ثروتمندان ، ثروتمندتر. یکی از اقتصاددانان بزرگ به نام ژوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل و معاون سابق بانک جهانی در کتاب خود به نام «جهانی شدن و نارضایتی از آن» به جزئیات مشکلات پرداخته است . کتاب وی تاکنون به سی و پنج زبان دنیا ترجمه شده است و بیش از یک میلیون نسخه آن در سراسر جهان منتشر گردیده است . باید گفت همین مثال در واقع نشانگر اهمیت موضوع است . از فحوای مطالب مخالفین جهانی شدن می توان به مشکلات سد راه آن پی برد. پیرو حوادثی که در سیاتل ، پراگ ، داوس ، گوتبروک به وقوع پیوست ، روشن شد که مخالفین به دنبال ایجاد نا آرامی گسترده در کشورهای غربی هستند . اکثریت آنها

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درباره بنابراین،

دیدگاهتان را بنویسید