پایان نامه حقوق

پایان نامه درباره گفتمان انتقادی

گفتار دوم : روش شناسی های علت کاو حقوق بین الملل 92
جستار نخست : اثبات گرایی حقوقی 93
مبحث نخست : پوزیتیویسم حقوقی کلاسیک 95
مبحث دوم : پوزیتیویسم حقوقی نوین 96
جستار دوم : روش فرایند حقوقی بین المللی 98
جستار سوم : روش حقوق و اقتصاد 101
مبحث نخست : پیوندهای روش شناسانه 101
مبحث دوم : رویکرد حقوق و اقتصاد 102
جستار چهارم : رویکرد روش شناسانه حقوق و روابط بین الملل 104
گفتار سوم : سازه روش شناختی دلیل کاو (عقلانیت روش شناختی) 106
جستار نخست : روش شناسی انتقادی در حوزه معرفت حقوقی 107
جستار دوم : روش شناسی کنش ارتباطی در حوزه حقوق بین الملل 110
جستار سوم : روش شناسی فمینیستی 112
مبحث نخست : مدعیات روش شناسانه فمینیستی 112
مبحث دوم : روش شناسی زنانه گرا و جنسیت محور 114
گفتار چهارم : روش شناسی معنا کاو حقوق بین الملل 115
تمهید بحث : 115
جستار نخست : روش شناسی هرمنوتیک 116
جستار دوم : روش شناسی بینامتنیت حقوقی 118
جستار سوم : رویکرد روش شناختی تحلیل گفتمان حقوقی 121
نتیجه گیری 124
پیشنهادات 128
گزاره های مفهومی و تئوریک 128

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گزاره های عملیاتی و کاربردی 129
منابع فارسی 130
کتب : 130
مقالات : 134
رساله ها و پایان نامه ها : 136
تقریرات : 136
طرح های پژوهشی : 136

منابع اینترنتی 136
چکیده
تاریخ روش شناسی نوین ؛ شاهد حضور سه سنت روش شناسانه رقیب است که جریان نخست به تحلیل منطقی سازوکار علم اهتمام می ورزد و سنت دوم پویش جاری و جمعی دانش را باز می کاود و سنت سوم با آمیختن افق های زایش و خوانش ؛ به تاویل و تفسیر متن های معرفتی می پردازد . پوزیتیویسم منطقی و راسیونالیسم انتقادی با مدعیاتی چون : وحدت روش شناسی علوم طبیعی و علوم اجتماعی ، واقع گرایی و نفی نسبیت گرایی نماینده جریان اول و مکاتب جامعه شناختی علم و انتقادی که بر شالوده کثرت گرایی روش شناختی و نسبیت گرایی علم استوار است ، بانی سنت دوم و هرمنوتیک ، تحلیل گفتمان و بینامتنیت که به روابط بینامتنی و نفی کلان روایت ها نظر دارد ؛ شاهد شاخص جریان سوم روش شناسی است . روش شناسی حقوق بین الملل نیز در درون و از بیرون دستخوش تحول و دچار تکثر شده و دوران سلطه قیاس و سیادت استقراء را به خود دیده است. با این حال تحلیل روشمند روش و روش شناسی حقوق بین الملل مستلزم تامل در مبانی و اصول سنت های روش شناسانه موصوف است که در این نوشتار ، جنبه هایی از این مساله و جریان های معرفتی وابسته به آن در کنار بازاندیشی موجهی از روش شناسی های حقوقی نسل اول ، دوم و سوم نظیر : اثبات گرایی ، هرمنوتیک ، هنجاری ، انتقادی ، بینامتنی ، فرایند حقوقی بین المللی ، فمینیسم و رویکرد حقوق و اقتصاد تحلیل شده است که افزون بر تایید کثرت گرایی روشی – پیشفرض سنت دوم و سوم – و تامین واقع گرایی بیناگفتمانی – ترکیب سنت اول و دوم – زمینه همگرایی دانش بالنده حقوق بین الملل با دامنه های معرفتی هم سنخ تدارک دیده شود. برای تامین این هدف ،به شیوه ای تحلیلی – ترکیبی ، طرح تازه ای از سه گانه روش شناسی علت کاو، دلیل کاو و معناکاو که ناظر به ساحت های هنجاری، متن محور و پدیداری حقوق بین الملل و متاثر از سنت های روش شناسانه و ملهم از اصول فلسفه علم است ؛ در افکنده شده است که بر التقاط روش شناسانه ، طبیعت گرایی روش شناختی ،تقلیل گرایی چند سویه دانش حقوقی به نظام حقوقی و نظام حقوقی به قاعده حقوقی و استمرار مدعیات روش شناسانه فاقد وجه و خام اندیشی های بی دلیل ؛ اما علتمند حقوقدانان مکتب طبیعی و اثباتی پرتوی بیافکند و آگاهان را به تامل روشمند در این عرصه ترغیب نماید .

کلید واژگان : روش شناسی های علت کاو – معناکاو و دلیل کاو ، کثرت گرایی روش شناختی ، اثبات گرایی ، هرمنوتیک ، روش انتقادی ،حقوق و اقتصاد ، فرایند حقوقی بین المللی .
فصل نخست : مفهوم ، مبانی ، پیشینه تاریخی و پویش معرفتی دانش روش شناسی

تمهید بحث :
فصل نخست این پایان نامه ؛ عهده دار بازتعریف و بازاندیشی انتقادی مفاهیم و مبانی سنت های پیشا اثباتی ؛ اثباتی و پسا اثباتی روش شناسی علوم اجتماعی به طور عام و حقوق بین الملل به طور خاص است که در گفتار نخست به چارچوب مفهومی موضوع تحقیق ، با تاکید بر ساختار روش شناختی پژوهش و روش تحقیق پرداخته شده است و مباحثی از قبیل بیان مساله ؛ پرسش ها ، فرضیه ها ، ادبیات و ضرورت تحقیق در سطحی کلان و با تکیه بر تنویر ذهن مخاطبان و تمهید ورود عالمانه به حوزه روش شناسی حقوق بین الملل به مثابه یکی از سوژه ها و موضوعات اصلی و بنیادین اندیشه حقوقی و فلسفه علم حقوق بین الملل معاصر تدوین شده است . در گفتار دوم ؛ پویش تاریخی و جامعه شناختی الگوهای کلاسیک و مدرن و پسا مدرن روش شناسی علوم اجتماعی ، با تاکید بر مختصات معرفت حقوقی مطالعه می شود ..فرجام بحث اینکه شکل گیری و تکوین روش شناسی های حقوقی به مثابه معرفتی درجه دوم و وابسته به فلسفه علم حقوق بین المللل و نه منطق حقوق بین الملل؛ محصول فرایندی است که از آبشخور فلسفه علم ؛ جامعه شناسی معرفت و توسعه دانش های مدرن سیراب و بالنده شده است ؛ هرچند الزامات و تبعات معرفتی آن تاکنون به تفصیل و جامعیت در فلسفه علم حقوق بین الملل بازنموده و آشکار نشده است. در فصل دوم ؛ افزون بر روش شناسی نظریه های غالب حقوقی ، اعم از مکتب حقوق طبیعی ، اثباتی و انتقادی و هنجاری ، سه سازه اصلی روش شناسی علت کاو ، دلیل کاو و معناکاو حقوق بین الملل مطالعه و تحلیل خواهد شد که در گفتار نخست ؛ مقتضیات روش شناختی نظریه های مسلط حقوق بین الملل تحلیل خواهد شد ؛ در گفتار دوم روش شناسی های علت کاو حقوقی موضوع تحلیل خواهد بود که افزون بر ساحت ها و ابعاد مفهومی این سازه روش شناختی دیرپا و بالنده ، به صورت مصداقی نیز به اثبات گرایی حقوقی به مثابه فراگیرترین و مسلط ترین مدل روش شناختی حوزه معرفتی ، کنشی و هنجاری حقوق بین الملل و خوانش های متنوع و متعدد آن اعم از روش های تاریخی ، استقرایی ، تجربی ، تحلیلی ، جامعه شناختی و سیستمی ذیل سازه های روش شناختی نوظهوری اعم از فرایند حقوقی ، حقوق و اقتصاد ، رویه قضایی فمینیستی و…. پرداخته خواهد شد ؛ در گفتار سوم ؛ با تاکید بر مختصات و تمایزات معرفتی حقوق بین الملل و مجموعه سطوح سه گانه هستی – معرفت و روش شناختی این دامنه علمی ، کنشی و دستوری از علوم طبیعی و اجتماعی به روش شناسی های دلیل کاو حقوقی بر حسب دو تقریر غالب از پارادایم عقلانیت ابزاری- ارتباطی در فلسفه علم اجتماعی معاصر و انتقادی خواهیم پرداخت . در گفتار چهارم و فرجامین ؛ آخرین سازه روش شناختی حقوق بین الملل که متاثر از تحولات پسا اثباتی حوزه روش شناسی علوم اجتماعی است با تاکید بر هرمنوتیک به مثابه دوگانه فن تاویل و روش شناسی عام علوم انسانی و آن دسته از روش شناسی های پسا مدرن نظیر بینامتنیت و تحلیل گفتمان انتقادی که داعیه معناکاوی در سر دارند ؛ به دست تحلیل خواهیم سپرد . بدیهی است که هر کدام از این سه جریان روش شناختی حقوق بین الملل ؛ متاثر از پیشینه های تاریخی ، پویش های جامعه شناختی ، معارضات و چالش های معرفتی و منطقی عام علوم بشری و خاص علوم اجتماعی – انسانی بوده است که تکیه بر شباهت ها و همسانی ها نبایستی ما را در دام وحدت روش شناسی مورد ادعای پوزیتیویست های منطقی افکنده و از مختصات و تمایزات دانش – نظام و قاعده حقوقی بین المللی – دانش ، هنجار و متن – و بویژه تنوع و تکثر روش و روش شناسی های آن ، چه در مقام مقایسه با روش شناسی علوم طبیعت گرا و ابطال پذیر و چه در مقام تطبیق با روش شناسی های علوم اجتماعی عقلانیت مدار – دلیل کاو و تاویل بنیاد و یا معناکاو غافل سازد .برای نمونه روش شناسی تحلیل گفتمان انتقادی حقوق بین الملل ، که در زمره روش شناسی های معناکاو جای می گیرد ؛ اساسا و اصولا با نقد و جرح و تعدیل پیشفرض های هستی –معرفت شناختی علوم اجتماعی مدرن به طور عام و حقوق بین الملل اثباتی به طور خاص – که متصف به بیطرفی و فاقد سمت گیری ارزشی است – ؛ در صدد پرده برگرفتن از چهره سلطه گرانه و رهایی ستیز پارادایم حقوقی مدرن غربی بر می آید که بر اساس تحلیل رایج رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی ، حقوق بین الملل ، چیزی جر انعکاس و ترجمان تفوق و سیادت و استیلای رژیم حقیقت – معرفت غربی نیست . ارتباطی که میان روش شناسی حقوق بین الملل و صورت های متکثر و متنوع اقتدار در میان هست ؛ ( رابطه رژیم های حقیقت و قدرت ) موضوع پیچیده ای است ؛ ولی اصل بر این است که کژتابی های زبان و گزاره های حاوی و حامل همهمه واقعیت – ارزش حقوق بین الملل ؛ تنها مولفه و عامل سردرگمی انسان و انحراف در فرایند ارتباط پساتجدد نیست ؛ بلکه مهم تر از آن ، گفتمان انتقادی در صدد پرده برگرفتن از چهره سلطه گرانه و رهایی ستیز پارادایم حقوق بین الملل مدرن بر می آید که شرح تفصیلی این ماجرا در صفحاتی از این نوشتار مطمح نظر بوده است . همچنین در صفحاتی به رویکرد هرمنوتیک به مثابه دوگانه «فن و علم تاویل» و « روش شناسی عام علوم اجتماعی و انسانی » به طور عام و حقوق بین الملل به طور خاص پرداخته شده است که با تاکید بر میراث ماندگار اندیشمندانی از قبیل گادامر، نیچه، دریدا، و بویژه دیلتای – که به باور عده ای از مورخان علم ؛ بنیانگذار روش شناسی علوم انسانی – اجتماعی است – خطوط اصلی این سازه روش شناسانه که یکی از روندهای ممتاز روش شناسی سامانه دانایی پساتجدد است ، در حد مقدورات فکری و بضاعت اندک نگارنده بازکاوی و بازاندیشی شده است .
گفتار نخست : طرح نامه و نقشه راه تحقیق ( ساختار روش شناختی و مبانی معرفت شناختی تحقیق )
جستار نخست : مفهوم سازی تئوریک : تبیین معرفتی طرح تحقیق
مبحث نخست : بیان و طرح مساله تحقیق
در حوزه مطالعات حقوقی به طور عام و حقوق بین الملل به طور خاص ؛ کم توجهی به مسائل نوظهور فلسفه علم حقوق اعم از مسائل معرفت شناسی ، هستی شناسی ،انسان شناسی ،ارزش شناسی و نسبت زبان و حقوق و بویژه غفلت از مسائل ،مقولات ، چالش ها و پیشرفت های حوزه روش شناسی دلایل وعلل گوناگونی دارد که دراین میان سلطه دیرپای پراگماتیسم فلسفی ،پوزیتیویسم حقوقی ، و استقراگرایی خام و قیاس سنجی های افراطی و بی مورد به مثابه گفتمان های اصلی حوزه سنتی و انحصاری روش شناسی حقوقی بین المللی مانع قبض و بسط ، تعامل ، تلائم و ترابط گفتمان های روش شناختی مرسوم و متداول حوزه معرفت حقوقی با الگوهای نوظهور و اقران ثمربخش آن گردیده است . از طرف دیگر انس و پیوند دیرپای ذهن و اندیشه حقوقدانان با روش هاو روش شناسی های تقلیل گرا و مکانیستی وقیاسی صرف زمینه گفتمان سازی و نظریه پردازی دراین ساحات نوظهور را با محدودیت های جدی و اساسی مواجه ساخته است .افزون براین گسترش و بسط چارچوب های مفهومی و مدل های نوپدید روش شناسی با سرشت مطالعات و منطق تحلیل حقوقی کلاسیک مبتنی بر رویکرد ترکیبی و فلسفی که پدیده های متنوع و متکثر حقوقی را بریده از مولفه های جامعه شناختی و فارغ از دیالکتیک ارزش – واقعیت و بی تفاوت به اقتضائات متفاوت و متمایز مسائل و مقولات چند تبار و چند ساحتی حقوقی بین المللی بررسی می نمود ؛ چندان محل اعتنا وتوجه نبوده و چالشی در ذهن ها و زبان ها نیافکنده بود . با این حال شکستن حصار انحصار سنتی روش شناسی ، و فائق آمدن بر جزمیت های این حوزه تاثیر گذار و حیاتی یک ضرورت معرفتی اصیل است ؛ زیرا چیرگی بر فقر تئوریک و ضعف های نظریه پردازی و بی توجهی به روندهای گفتمان ساز درحیطه حقوق بین الملل عمومی که حاصل آن همسان انگاری این شعبه از معرفت اجتماعی و این سامانه وزین و ارزشگذار در میان نظام های متکثر حقوقی معاصر با مجمو عه ای از قواعد فاقد ضمانت اجراء است و در نهایت در حکم سازوکاری قدرت ساخته و گاه مساوی با قواعد اخلاقی صرف و بازتاب منافع نامشروع بازیگران مسلط بین المللی انگاشته شده است که دولت ها و جامعه بین المللی را در چنبره اراده و منافع خود خواهانه چند قدرت مسلط محصور ساخته و مجالی برای تاثیرگذاری اراده جمعی بشریت و سایر جوامع در افق پویش های اجتماعی و حق تعیین سرنوشت فردی و جمعی آنها به دست نمی دهد؛ از این روی بایسته می نماید که ذهن ها و اندیشه ها را به قلمرو و گستره نوظهور دانش تراز دوم روش شناسی رهنمون شد و از تحولات در گرفته در این عرصه؛ مقدمات خلق و آفرینش سازه های نوین روش شناختی حقوقی را فراهم آورد. بکار گیری روشها و رویکرد های روشناختی نوین نظیر روش شناسی های سیستمی ؛ میان رشته ای ،حقوق و اقتصاد ، فرایند حقوقی ؛روش انتقادی ،هرمنوتیک حقوقی ، تحلیل گفتمان حقوقی ، بینامتنیت حقوقی و دیگر نمونه ها و نمودها در تحلیل و بررسی مسائل و سوژه های حقوق بین الملل ، در عین حال که زمینه فهم جامع ،پویاو چندتبار و چندساحت آنهارا مهیاساخته ؛ از طرف دیگر امکان مطالعه پدیدارهای متنوع حقوقی بین المللی را در متن واقعیت های پیچیده اجتماعی ودرتعامل با برخی از مولفه های ناشی از دیالکتیک ارزش – واقعیت، اصول – قدرت،عقل- تجربه، حاکمیت – بشریت ، فرهنگ- فناوری و مواردی از این دست فراهم خواهد ساخت .با این توصیف ؛ تحقیق و پژوهش در حوزه های گوناگون روش شناسی حقوقی پاسخی در خوربه بخش مهمی ازاین ضرورت معرفتی است که اضلاع و ابعاد متنوع و بعضا ناشناخته آن در میان حقوقدانان بومی به دلیل بسندگی و کفایت الگوهای روش شناختی قیاسی واستقرایی مرسوم چندان به چشم نمی آید .یک بررسی اجمالی گویای آن است که گفتمان های روش شناختی غالب حوزه حقوق بین الملل محدود و منحصر به دو طیف روش شناسی های استقرایی و قیاسی است ؛ در حالی که بر حسب سطوح تحلیل برگزیده و مختار ما در این نوشتار الف) حقوق بین الملل عمومی به مثابه مجموعه ای متلائم و متعامل از قواعد دستوری اعم از امری – تکمیلی ،و اولیه – ثانویه ، مقتضی و مناسب الگوی ویژه ای از روش شناسی هاست که در بدو امر شیوه های تحصیل و تفسیر و تعیین جایگاه و منزلت این نوع قواعد را در حوزه مطالعات حقوقی ارائه و عرضه می نماید ؛ب) نظام حقوقی بین المللی به مثابه سیستمی از نهادها ؛قواعد و هنجارها ؛ سازوکارها ،اسلوب ها- فنون و آیین های حقوقی در حقیقت مقتضی گونه دیگری از روش شناسی ها وروش ها می باشد که درالگوهای سنتی روش شناسی با نفی این تمایزات و افتراقات و با حکم به وحدت روش و روش شناسی زمینه فراهم ساختن فهم جامع و بهینه این مولفه ها و مقولات را حواله آینده می سازد. و در نهایت ؛ پ) دانش حقوق بین الملل به مثابه شعبه ای نوظهورو بالنده از علوم اجتماعی که مستعد روش ها و روش شناسی های تفسیری و یا هرمنوتیکال و همچنین روش شناسی های معناکاو و دلیل کاو می باشد. این نوشتار با نفی الگوی وحدت روش شناسی علوم ؛ باتکیه بر تمایزات برون معرفتی و درون معرفتی نظام و دانش حقوق بین الملل عمومی به کثرت الگوها و گونه های روش شناسی نظر دارد و متناسب با نوع مسائل و سرشت متمایز پدیدارهای متنوع حقوق بین الملل به مجموعه نوظهوری از روش شناسی ها که هر کدام مقتضی و مناسب مقام و منزلتی خاص هستند توجه نشان می دهد . فرجام سخن اینکه بازنگری و بازاندیشی مفروضه ها و مبانی سنتی روش شناسی های غالب در حوزه حقوق بین المللی که به نازایی و سترونی و ناکارآمدی دانش و نظام حقوقی موصوف انجامیده است ؛ در گرو توجه عمیق و دقیق به پویش های در حال اتفاق فلسفه علم حقوق است که در این میان ؛حوزه های بکر و بدیع روش شناسی درس ها و الهام های ارزنده ای برای محققان جوان حقوق بین الملل به همراه دارد که به هرحال گریز و گزیری نیز از آن نیست ؛ مگر اینکه به یافته هاو بافته های روش شناختی ارسطویی و بیکنی بسنده نماییم و با تکیه بر قیاس و استقرای خام به مثابه الگوهای غالب و جاافتاده و انحصاری روش شناسی حقوق بین الملل؛ با دیده استغنا و بی نیازی ، دانش نوپای حقوق بین الملل را از میراث فیلسوفان معاصر علم

مطلب مشابه :  فایل رایگان پایان نامه حقوق : سلفیه
92

دیدگاهتان را بنویسید