با چه سرمایه‌ای باید وارد “بورس” شویم؟

bourse

باخبر شدن از اینکه چه مبلغی باید در بازار سهام سرمایه گذاری کنین‏، به شکل باور نکردنی در تعیین راه مالی و سرمایه گذاری شما مهمه، هممون براساس ویژگی شخصی، ثروت خالص، و خطر پذیری متفاوت هستیم.

یه پیشنهاد ساده اینه که “۵۰ درصد ثروت خالص خود رو در بازار سهام سرمایه گذاری کنین”. این پیشنهاد واسه کسی که قصد شروع فعالیت در این راه رو داره بسیار مبهم و نامعینه.

این نوشته تلاش می کنه به شما نشون بده که وقتی که می خواین تصمیم بگیرین چقدر پول در بازار اوراق بهادار سرمایه گذاری کنین‏، چه عواملی مهمه . آخرسر فقط شما تصمیم میگیرین که چه اندازه سرمایه رو به بازار سهام بیارین، با این حال اینا عوامل مهمی هستن که شما بدون نیاز دارین.

سن شما: جوانترها همت بیشتری دارن و می تونن بیشتر در بازار حضور داشته باشن چون وقت بیشتر واسه گرفتن پولی دارن که شاید در بازار از دست دادن. سرمایه گذاران و کسائی که نزدیک به سن بازنشستگی هستن این نعمت رو ندارن و مجبورند به سرمایه گذاری با احتیاط روی بیارن، چون افراد بازنشسته در وضعیت استاندارد زندگی خودشون معمولاً به سود پول سرمایه گذاری شده خود متکی هستن. اونا احتیاج دارن که کمتر سرمایه گذاری کنن تا خطرشون هم کاهش پیدا کنه.

چقدر می خواین فعال باشین؟

کلا، پذیرش خطر بیشتر، انتظار از نفع و زیان رو بالا می بره، یعنی با سرمایه گذاری بیشتر خطر بیشتری قبول می کنین.(حتی اگه در سهام کم خطر سرمایه گذاری کنین)، پس از خودتون درباره اهداف فعلی و بلندمدت سوال کنین و مشخص کنین که به چه اندازه می تونین تو یه دوره وقتی فعال باشین.

در بورس به خود چه نمره ای می دید؟

من فقط ۲۵درصد دارایی خالص خود رو در بورس سرمایه گذاری می کنم. با اینحال فکر می کنم واسه سالای باقیمونده، باید خطر بیشتری رو قبول کنم، چون علم، مهارت و تجربه بیشتری به دست میارم. شمام ببینین که الان به خود چه نمره ای در سرمایه گذاری می دید.

پولی که واسه معیشت به اون نیاز دارین رو سرمایه گذاری نکنین. پولی که خیلی راحت نمی تونین به دست بیارید رو سرمایه گذاری نکنین، پولی رو که در بازار سهام، سرمایه گذاری می کنین هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت از پولی نباشه که نمی تونین از عهده از دست دادن اون برآیید. جدا از اینکه چه مقدار سرمایه گذاری شده، اگه پولی که به اون در زندگی خود نیاز دارین، سرمایه گذاری کنین، خطر و فشار زیادی رو به خودتون تحمیل کردین.

فقط به اندازه ای سرمایه گذاری کنین که خیلی راحت تحمل از دست دادن اونو داشته باشین: تا وقتی که هممون با امید به اینکه در سرمایه گذاری خود موفق میشیم، فرض اینکه که شایدً نمی تونیم هر مبلغی رو که سرمایه گذاری کردیم از دست بدیم، غیرواقعیه. پس وقتی که از خود می پرسین “چقدر باید سرمایه گذاری کنم؟” یادتون باشه که احتیاج به درک این واقعیت دارین که در چه آستانه ای اگه همه پولی رو که سرمایه گذاری کردین از دست رود، راحت هستین. نه فقط این مطلب به شما در تعیین سطح خطری که قبول می کنین کمک می کنه، بلکه شما رو درباره سرمایه گذاریتون حساس نمیکنه. با تموم این مفروضات که بدون گفته شد، شما باید یه برآورد دقیق از این که چه مقدار پول باید سرمایه گذاری شه، داشته باشین.

افسانه های رایج درباره بازار سرمایه: من به عنوان سرمایه گذاری که در بازار سرمایه فعالیت می کنه، تعداد زیادی باورهای به طور کاملً غلط و غیرواقعی درباره بازار سرمایه شنیدم. بعضی وقتا باورهای مضر و عقاید نادرست موجب دادن نظرهای غلط و داغون کننده در قبال سبد سرمایه گذاری شما می شه. در ادامه به چند نمونه از این افسانه ها در بازار آمریکا اشاره می شه.

۱. فروش استقراضی سهام (Short Selling) یه فعالیت ضد آمریکاییه.

زمانیکه شما مبادرت به فروش استقراضی می کنین، در واقع باور دارین که در آینده شرکت کارکرد ضعیف تری داره و شما سود به دست میارین. با این کار شما اقتصاد رو به سمت شکست و سقوط پیش می برید در حالیکه واقعیت اون هستش که فروش استقراضی سهام هیچ فرقی با خرید سهام وقتی که وقت مناسبی واسه خریده‏ ، نداره. واقعیت اینه که شرکتایی که نقطه درخشانی در اقتصاد ما ندارن و در تقدیرشان شکست نوشته شده، فروش استقراضی یا خرید سهام به عملیات شرکت می تونه کمک کنه؟

۲. کسب پول گروهی‏؛ به معنی اون هستش که گروه دیگه پول خود رو از دست دادن.

این عقیده هست که بازار سرمایه بازاری با کل صفر (zero-sum) است یا یعنی برد یکی، باخت دیگری رو به همراه داره. واقعا طرفداران این عقیده باور دارن که پول هیچوقت در بورس اوراق بهادار از بین نمی ره، بلکه خیلی راحت از یه سرمایه گذار نادان به یه سرمایه گذار زرنگ منتقل می شه در حالیکه این یه عقیده و باور کلک آمیز بازار سرمایه س که در بعضی مواقع می تونه درست باشه؛ اما کلا بازار سرمایه، بازاری با بازی کل صفر نیس. چیزی که اجازه میده بازار سرمایه بر خلاف این عقیده حرکت کنه اینه که تا وقتی که بازار روند صعودی داره، همه سرمایه گذارانی که سرمایه گذاری بلندمدت دارن سود می برن، پس حتی اگه سرمایه گذاری در سال جاری زیان کنه، ممکنه با خرید سهام دیگه سود کنه و در کل میشه گفت که در بلندمدت همه سرمایه گذاران سود می کنن؛ البته اگه بازار روند صعودی داشته باشه. فقط تو یه مرحله کوتاه مدت و گذرا میشه فرض کرد که بازار سرمایه مانند بازی zero-sumه، جایی که یه سرمایه گذار سرمایه خود رو از دست میده و دیگری بدست می آورد.

۳. خرید و نگهداری بهترین راهبرده.

عقیده اون هستش که بهترین راه واسه افزایش ثروت اینه سهامی رو که دوست دارین، پیدا کنین و تا وقتی که می تونین به پای اونا بشینین؛ چون شما نمی تونین از بازار سرمایه پیشی بگیرین و فقط می تونین به مدت طولانی منتظر اون بمونین. بدیش اینه این اصل به عنوان یه اصل درست و از سالها قبل استفاده می شه، اما حقیقت اون هستش که روش هدف دار خرید و نگهداری سهام، نه فقط امروزه و بلکه در دوران عمر بازار سهام یه روش شدیداً ضعیفه.

۴. شما نمی تونین از بازار سرمایه پیشی بگیرین.

پیشی گرفتن از کارکرد بازار سرمایه ممکن نیس و کسائی که واقعاً این شاهکار رو انجام دادن، اقبال اونا تا زمان طولانی دووم نخواد داشت. واسه پیشی گرفتن از بازار سرمایه خود رو به زحمت نندازین؛ فقط قبول کنین که نمی تونین بر میلیونها سرمایه گذار دیگه که فکر می کنند بازار سهام غیر قابل غلبه س، پیشی بگیرین، اما واقعیت اینه که بازار سهام می تونه در دوره هایی نسبت به بعضی سرمایه گذاران بازدهی کمتری داشته باشه، سرمایه گذارانی هستن که این کار رو هر ساله انجام میدن و بعضیا هر ساله از بازار جلو می زنن. از آنجا که انجام اون سخته، امکان اون بسیار کمه.

بیشتر سرمایه گذاران خیلی راحت زمان زیادی ندارن تا فعالانه سبد سرمایه گذاری خود رو مدیریت کنن تا بتونن نسبت به بازار کارکرد بهتری داشته باشن.

داستان اولین سرمایه گذاری من:

این متن داستان اولین خرید سهام بوسیله یه سرمایه گذار در ایالات متحده س. ایشون در خاطرات خود نوشته: یادآوری خاطرات اولین روزی که من به شرکت کارگزاری مراجعه کردم و اولین سهام رو خریدم برام جالبه. درباره سرمایه گذاری، بازار سرمایه و اقتصاد اون زمان زیادی کم می دونستم. اما نمی تونستم کم توجه باشم؛ من به دلیل علاقه ای که به بازار سهام داشتم جذب اون شدم و در اول تموم قوانین عقلایی بازار سرمایه رو مانند مردی که تو یه دریای بزرگ و در میان کوسهای سفید گرسنه قرار گرفته، ندیده گرفتم. اینم داستان رقت انگیز و خنده دار معرفی من در بازار سرمایه. چیجوری شروع شد؟ سرمایه گذاری من وقتی شروع شد که (اواخر سال ۲۰۰۵) با دوستم صحبت می کردیم و اون در طول صحبت هاش اشاره می کرد که صاحب تعدادی سهام شرکت کوکاکولاست. همیشه فکر می کردم که کار جالبیست، اما درباره اون زیاد فکر نکردم و گفتگوی ما به طرف موضوعات دیگری کشیده شد، اما بعد از زمان کوتاهی شروع به فکر کردن درباره بازار سرمایه کردم و بازی ویدئویی که قدیمً با اون بازی می کردم و درباره اقتصاد هم بود رو به یاد آوردم، البته وقتی که اون بازی رو انجام می دادم، به طور باور نکردنی تلاش می کردم که بیشترین طلا رو داشته باشم پس به سرعت پیچ و خم اون بازی اقتصادی رو فرا گرفتم. همیشه به این موضوع فکر می کردم که اگه من در بازار سرمایه واقعی این علاقه شدید رو به کار گیریم، عجیب هستین. به سایت شرکت کارگزاری رفتم و روی یه سهم سرمایه گذاری کردم. به یاد میارم که فکر می کردم که چقدر همه چیز سخت بود. به قسمتای جور واجور سایت می رفتم و چیزایی مثل این که “دستور بازار چیه؟”، “چه سهمی رو باید بخرم؟”، “حجم چیه؟” رو از خودم می پرسیدم . در آخر اولین سهم رو خریدم.

اولین سهام من

من واسه اولین سرمایه گذاری، کارخانه napster رو انتخاب کردم. نمی تونم به یاد بیارم که به چه دلیل napster رو انتخاب کردم. من هیچوقت از سرویس پرداخت اونا استفاده نکردم، و هیچوقت فکر نکردم که چقدر ارزشمنده. با این وجود احساسم مانند یه مالک مغرور بود و همیشه با دوستانم شوخی می کردم که من مالک ۰۰۰۰۱۷درصد از شرکت napster هستم؟ البته مالک اون درصد کوچیک هم نبودم، واسه اینکه من محاسبات خود رو براساس حجم روزانه به جای ارزش بازاری اون انجام می دادم ( تفاوتها رو نمی دونستم). من حدود ۸۰۰ دلار از اون سهام رو خریده بودم، و هیجان زده می شدم وقتی که دیدم قیمت سهم کمی زیاد شد. من معنی درصدها رو نمی دونستم و فقط به تغییرات یهویی قیمت علاقه مند بودم. آخرسر با فروش سهام به ۶ دلار سود رسیدم. نمی تونم باور کنم که چقدر ساده لوح بودم و چیجوری با تفکرات خنده دار قصد سرمایه گذاری در سهام شرکتها داشتم. می نشستم و فکر می کردم که شرکت پربازده بعدی کدامه؟ پس از اون در سهامی مانند شرکتnike سرمایه گذاری کردم! البته نه با دلایل واقعی و قابل بحث. البته این رو هم نمی تونم بگم که پشیمونم؛ چونکه این عمل باعث شد که من حرکت در راه سرمایه گذاری موفق رو شروع کنم.اگه شما سرمایه گذار نبوده اید و در فکر کسب سود از بازار سرمایه هستین، می تونین درسایی از این داستان سرمایه گذاری من در بازار سرمایه بگیره . اگه می خواین وارد سرمایه گذاری ، تجارت یا بازار سرمایه شید فقط به یادداشته باشین که نظرات، روشها و اصطلاحاتی وجود دارن که نیازمند یادگیری اونا هستین. مثلا در اول من معنی شکل های جور واجور سفارشات، حجم سهام، ارزش بازار و چیزای دیگه ای به جز اینا رو نمی فهمیدم. پس از درک اصلاحات جور واجور، تا زمانیکه طرح و روش مشخصی نداشتید، سرمایه گذاری نکنین. اگه من می خواستم دوباره سرمایه گذاری کنم، قبل از شروع، تموم کتابایی که درباره بازار سهامه، رو می خوندم. فقط بخش خوب تموم اینا اینه که من با پول خیلی کم که می تونستم از عهده از دست دادن اون برآیم، سرمایه گذاری کردم. پس اگه تموم سرمایه ام رو از دست می دادم، وضعیتم نامشخص بود در حالی که در شرایط الان با شکست و از دست دادن پول کم، درس زیادی گرفتم. شما چیجوری شروع کردین؟ شما سرمایه گذاری یا تجارت رو چیجوری در بازار سرمایه شروع کردین و چه درسهایی از اون گرفتید. هر چند این متن ترجمه ای از تجربه های یه سرمایه گذار در بازار آمریکا هستش؛ ولی من دوست دارم بدونم که تک تک شما چیجوری شروع کردین؟ چه اشتباهاتی داشتین؟ داستان سرمایه گذاریتون رو برامون بنویسین. داستان شما می تونه راهنمای خیلی از سرمایه گذارانی باشه که میخوان وارد بازار سهام شن. پس بیایید به اونا کمک کنین.

چیجوری سرمایه گذاری در بورس رو شروع کنیم؟

شخصیت شناسی سرمایه گذاران بورس

باشگاه خبرنگاران بورس سرمایه گذاری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *