با کودکان حسود چگونه برخورد کنیم؟

حسادت از میل کودک به تنها محبوب«مادر »سرچشمه میگیره .این میل به اندازه ای در کودک می جوشه که هیچ رقیبی رو تحمل نمی کنه.وقتی کودک دیگری به دنیا میاد با اون به رقابت می پردازن. تا عشق و علاقه انحصاری پدرو مادر رو از دست ندن.

بچه ها در اثر اینکه بیشتر یا کمتر مورد توجه والدین خود قرار می گیرن در خونه نسبت به هم حسادت می ورزند وقتی بچه ای متولد می شه خواهران یا برادران بزرگتر اون از این جهت که محبت مادر متوجه نوزاد می شه ناراحت می شن و نسبت به اون حسادت می ورزند.

قبل از ورود به مدرسه بچه ها حسادت خود رو نسبت به کودک کوچکتر از خود به صورت کتک زدن اون نشون میدن، بعضی وقتا حضور اونو در خونه ندیده می گیرن و وجود اون رو رد می کنندو یا بعضی وقتا حسادت خود رو به صورت تغییر رفتار خود نشون میدن.

مثلاً تختخواب خود رو تر می کنه و یا به مکیدن شست خود مبادرت می ورزد. و بعضی وقتا از خوردن غذا خود داری می کنه و یا از برخورد با وسایل ترس نشون میدن هدف بچه ها از اجرای این جوری اعمال ،جلب توجه مادر و منحصر کردن علاقه و محبت اون نسبت به خویشتنه واقعا اونا از این وسیله دفاعی واسه برخورد با موقعیت بد استفاده می کنن.

فرق بچه اول با بقیه فرزندان

بررسی ها نشون داده وقتی بچه دوم یا سوم یه خونواده متولد می شه، بچه اول معمولا ۲ راه پیش رو داره؛ یا خود رو مثل بچه کوچیک تر کنه تا بتونه توجه والدین رو به خود جلب کنه یا مثل والدین اش شه و با مراقبت از بچه کوچیک تر توجه والدین رو نصیب خود کنه.

بیشتر کودکان راه دوم رو می پسندند و خود رو مثل آدم بزرگ ها می کنن و یعنی مسوولیت بچه کوچیک تر رو می پذیرن. اونا خود رو الگو می دانند و معتقد به ارزش ها هستن. به خاطر همین موفق ترن! بچه های اول بیشتر آلرژی می گیرند!

بررسی ها نشون داده احتمال دچار شدن به آلرژی در کودکان اول خونواده بیشتر از بقیه کودکانه چون در اولین زایمون اندازه ایمونوپروتئینی هایی که وارد خون نوزاد می شه بیشتره و می تونه عامل دچار شدن به آلرژی و تغییرات هورمونی باشه. اندازه این مواد در زایمون دوم و سوم به مرور کاهش می یابد.

کناره گیری و در خود فرورفتن

بعضی کودکان با داشتن طبیعتی حساس تر و درون گرایانه تر، نیاز به ابرازمحبت و توجه و اطمینان بخشیدن دوباره بیشتر دارن.این نیاز درچنین کودکانی حتی بیشتر از نیاز کودکانیه که احساساتشون رو با اعمال خشم آلود نشون میدن.

در دراز مدت کودکانی که به تولد بچه بعدی خونواده با کناره گیری بیشتری عکس العمل نشون میدن، با سختی بیشتری در زندگی آینده موافق می شن. در این کودکان رفتارای برگشتی به زندگی کودکی، نبود علاقه به بازی و وابستگی بیشتر به مادر دیده می شه.

با کودکی که جربزه نداره مستقیما نشون بده که چی اون رو اذیت می کنه، بهتره حرف بزنین و نشون بدید که اون رو درک می کنین: من می دانم که بعضی وقتا تو احساس عصبانیت نسبت به آبجی کوچولویت داری و از دست من عصبانی هستی چون من از اون مراقبت می کنم.

اگه اون پس از یه مدت پاسخی نداد، تلاش کنین از کس دیگه ای در خونه واسه مراقبت از کودک کوچیک تر کمک بگیرین تا وقت بیشتری رو صرف کودک بزرگتر کنین. اینطوری شاید بتونین اشتیاق گذشته اون به زندگی رو ازطریق توجه مستقیم دوباره به خود اون به دست بیارید.

درصورتی که کودک به بدرفتاری های شدید، کناره گیری شدید یا شیطنت های شدید دائم ادامه بده، بهتره با یه روان شناس کودک مشورت کنین.

سن حسادت کودکان چند سالگیه؟

حسادت در میان بچه ها در سالهای سوم و چهارم زندگی بیشتر از بقیه اوقاته. بچه های باهوش تر بیشتر از بچه های کم هوش حسادت می ورزند بچه ها ئیکه اختلاف سنی اونا از یکسال و نیم تا سه و نیم باشه بیشتر حسود هستن. بچه های اول معمولاً بیشتر از بچه های دیگه حسادت می ورزند چون اونا مدتها گل سرسبد خونواده حساب می شن و علاقه و محبتهای افراد خونواده متوجه اونا بوده.

اشکال جور واجور بروز حسادت

کودکان حسادت خود رو به اشکال جور واجور میدن. بعضی به شکل آشکارا آسیب می زنند. مثلا نوزاد جدید رو لت کرده یا تیله می کنن و بعضی به دلیل ترسی که از والدین دارن مستقیما آسیب نمی زنند بلکه در خیال و ذهن خود به اون آسیب می رسونن. و یه سری های دیگه از کودکان در خونه شروع به آزار و اذیت بقیه می کنن و دچار کابوس های شبونه، ناخن جویدن و شب اِدراری می شن.

شیطنت بی جا هم یه نمونه رو و قابل لمسه.مادر در حال شیردادن به نوزاده. بچه بزرگ تر درحالی که به اون نگاه می کنه، باقی مونده غذایش رو کامل روی زمین می ریزد یا لباس های تمیزو مرتب شده رو همه جا پراکنده می کنه.

درک این که این شیطنت تحریک آمیز عمدا انجام شده، آسونه. کودک با بیان خشم در جست و جوی توجهه. سخته که عصبانیت خود رو کنترل کنین، ولی اون ازشما می خواهد که عصبانی شید.

بعضی وقتا می تونید حسادت کودک رو به شکل به طور کامل وارونه اون ببینین. اون به طور کامل دل مشغول کودک می شه. وقتی اسباب بازی می بیند، می گوید «بچه کوچولو، اسباب بازی دوست داره» یا وقتی بچه ها رو می بیند که دوچرخه سواری می کنن، می گوید «بچه کوچولو هم دوچرخه داره»، دراین شرایط بعضی والدین ممکنه بگن که هیچ نگرانی در مورد حسادت بچه بزرگشون ندارن چون که اون عاشق کودک جدیده.

حسادت ممکنه به صورت های غیرمستقیم یا فقط درشرایط خاص دیده شه.اون ممکنه بپر رو محکم تر از همیشه بغل کنه. ممکنه در خونه به نظر برسه که عاشق کودکه، اما وقتی بقیه بچه رو تشویق کنن، اون شروع به بی ادبی کنه.

ممکنه ماه ها هیچ هم چشمی نشون نده، اما وقتی نوزاد بزرگ تر شد و به یکی از اسباب بازی هاش دست زد، رفتار اون از این رو به اونو بشه.

معمولا این تغییر احساسات وقتی رو می شه که کودک کوچیک تر شروع به راه رفتن می کنه.

دلیل حسادت کودکان

ورود نوزاد دوم

ورود نوزاد دوم در خونواده واسه کودک یه بحران بزرگ رو بوجود می آورد. اون که تا اون زمان مورد توجه والدین بوده با اومدن نوزادی دیگه موقعیتش رو در خطر می بینه، این وظیفه والدینه که با رفتارای مناسب خود محیط رو واسه اون آروم نگاه دارن و با محبتشون وضعیت کودک رو متعادلتر کنن.

مقایسه میان فرزندان

هر فردی دارای قابلیتها و تواناییای خاص خوده. یه کودک ممکنه در زمینه های خاصی پیشرفت چشم گیری داشته باشه کودکی دیگه در اون حد استعداد شکوفایی از خود نشون بده. ولی این مسئله نباید باعث ضعیف کردن کودک دوم شه.

اگه دوست دارین بچه شما بیشتر تلاش کنه و یا آداب و رسوم معاشرتی رو بهتر رعایت کنه بهتره از راه تشویق مبادرت به این کار کنین نه سرزنش و مقایسه اون با بقیه. وگرنه حس خشم و حسادت رو در کودک به وجود میارید.

اول بودن بهتره یا آخر بودن؟

بچه اول بودن یا بچه دوم بودن، آبجی بزرگ تر داشتن یا داداش بزرگ تر؟ از نظر بسیاری افراد این دو بسیار از هم فرق داره و بر زندگی آینده فرد اثر میذاره. خیلی ها می می گن بچه اول بودن مصیبتیه و بهتر می دونن ته تغاری باشن. برعکس بعضی فکر می کنند بچه های اول همیشه خوشبخت ترن. بهترین جایگاه کجاس؟ اول بودن، وسط بودن یا ته تغاری؟

وقتی بچه اول به دنیا میاد، مرکز توجه والدینه و زندگی شون رو زیرورو می کنه. کمی نمی گذره که مجبور می شه جایگاهش رو به بچه بعدی بسپارد. با این حال این موضوع دلیل سرخوردگی نمی شه. شاید حس حسودی در اول وجود داشته باشه اما سپردن جایگاه به دیگری به معنی پس رفتن نیس.

حسادت به آبجی و داداش بعد از دوران نوزادی

حسادت نسبت به آبجی و داداش بعد از دوران نوزادی  به دلیل رفتارای نادرست دور و بری ها ایجاد می شه. حسادت در کودکی که والدین اون رو مستقیما یا غیرمستقیم با خواهران و برادران دیگه اون مقایسه می کنن یا مورد توجه زیادتر از اندازه پدر و مادر هستن شدیدتره.

یکی از شایعترین واکنشهایی که بیشتر کودکان موقع بروز عامل رقابت از خود نشون میدن حسادته. شناخت و درمان این نوع واکنشا در کودکان مهمه چون این حالت علاوه بر ایجاد عصبانیت، نفرت و احساس خود کم بینی ،باعث می شه که در سنین بالاتر شخص به دلیل این اخلاق بد در محیط و اجتماع تنها بمونه.

یه عوامل موثر در پیدایش حسادت

یکی از عوامل موثر در پیدایش حسادت در سنین بالاتر نبود اتخاذ یه روش در تنبیه و تشویق بچه ها هستش.اگه ذهن بچه های بزرگتر رو واسه تولد نوزاد آماده کنن کمتر نسبت به نوزاد حسادت می ورزند بعضی وقتا بچه ها نسبت به اعضاء خونواده یا آدمایی که مانع مصاحبت مادر با ایشون می شن حسادت می کنن. کم کم که بچه از محیط خونواده دور می شه و با افراد بیشتری رابطه پیدا می کنه، حسادت اون نسبت به برادران و خواهران خود کم می شه.

پس از ورود به مدرسه و شرکت در کلاس حسادت بچه ها نسبت به افراد همسن و همکلاسی ظاهر می شه معمولاً شاگردانی که توجه معلم رو به خود جلب می کنن و در دروس و یا ورزش و اموراجتماعی بیشتر از بقیه فعالیت می کنن مورد حسادت افراد همسن و یا همکلاسی خود واقع می شن.

حسادت بچه ها در انتقاد از کارای همدیگه، در جرو بحث، مزاحمت، مسخره کردن، آزار رسانیدن و تحریک آدما به ضد همدیگه ظاهر می شه در خیلی از موارد بچه ها حسادت خود رو به صورت طعنه زدن، بی توجهی، خیالبافی دروغ و تقلب ظاهر میسازن. محیط خونه و مدرسه نباید رقابت و هم چشمی رو تشویق کنه چون رقابت باعث پیدایش حسادت می شه ایجاد روح همکاری درمیون بچه ها و شرکت دادن اونا در بحث و مناظره منطقی مانع پیدایش حسادت درمیون ایشون می شه.

البنه مهمه بدونین که والدین در بروز شدت یا کاهش حسادت و رقابت بین کودکان خود نقش مهمی بردوش دارن والدین باید حسادت کودکان خود رو قبول کنن و تلاش کنن که با محبت و صرف وقت حسادت کودک خود رو کم کنن.

راه های پیش گیری از حسادت در کودکان

واسه پیش گیری از حسادت در کودکان والدین باید بدونن که «کیفیت» محبت واسه کودکان اهمیت داره نه «برابری» محبت.خیلی از راهنماییای رایج امروزی به والدین، دنیای هیجانها رو ندیده میگیره در حالیکه کودکانی که والدینشون پیوسته آموزش هیجان رو استفاده می کنن وضعیت جسمی بهتر، نمرات تحصیلی بالاتر و سازگاری بیشتری با دوستای خود دارن، مشکلات رفتاری و خشونت کمتری نشون میدن و در کل از سلامت هیجانی بیشتری بهره مند هستن.آموزش هیجان به کودکان شامل پنج مرحله س که در این چیجوری به اون میپردازیم.

باخبر شدن از هیجانهای کودک

یعنی حواس جمع بودن نسبت به وجود هیجانها در بقیه. بیان نکردن علاقه، خشم یا ناراحتی به این معنا نیس که کودک اونا راتجربه نمی کنه. واسه باخبر شدن از هیجانات کودک اول باید به هیجانات خود واقف باشین. والدینی که تلاش می کنین هنگام اضطراب ، صبور و مهربون باشین یا زمانیکه عصبانی هستین به زور لبخند بزنین در حال رد احساس خود می باشین.

این کار کمکی به شما نمیکنه بلکه شدت فشار روانی شما رو زیاد می کنه. در کودکان اتفاقی میفته پس لازمه شرایط بروز هیجانات رو براشون جفت و جور کنین و اجازه بدین با اونا خود بر بخورن. اگه فکر می کنین کودکتون احساس ناراحتی، ترس یا خشم می کنه بهتره تلاش کنین خودتون رو به جای اون بذارین تا دنیارا از دیدگاه اون ببینین.

این کار کمک میکنه بفهمین وقتی داداش کوچکترش دفتر تکالیفش رو پاره می کنه چه احساسی به اون دست میده و به جای اینکه سرزنشش کنین که به چه دلیل دفتر رو جلوی دست برادرش قرار داده راه حلی واسه رفع این مشکل پیدا کنه.

شناخت هیجان به عنوان فرصتی واسه گفتگو و آموزش

بعضی والدین تلاش می کنن تا احساسات منفی فرزندان رو ندیده بگیرن به این امید که این احساسات از بین میره. اما این روش با احتمال خیلی کم کار سازه. برعکس وقتی از بین میره که کودک بتونه در مورد اونا صحبت کنه. و احساس کنه بقیه اون رو درک می کنن.

بهترین زمان آموزش هیجان هنگامیه که هیجان کودک بالا میگیره. اگه کودک پنج ساله شما از رفتن به مطب دندونپزشکی هول و هراس داره بهتره ترس اون رو قبل از رفتن بررسی کنین تا اینکه صبر کنین روی صندلی دندونپزشکی بشینه و گریه و زاری کنه.

گوش دادن همدلانه و پذیرش احساسات کودک

هماهنگی با هیجانهای کودک لازمه توجه داشتن به زبون بدن، حالات چهره و حرکت بدن اونه. همونطور که ایشون احساسش رو میگه اون چیزی که شنیده یا فهمیدین به اون درخشش دهیدتا مطمئن شه با دقت به اون گوش می دید و احساساتش رو قبول می کنین. گفتن نمونه هایی از زندگی خودتون می تونه روش هایی موثر در نشون دادن درک شما باشه.

وقتی کودک شما به خاطر کادویی که آبجی کوچکترش گرفته ناراحته به جای سرزنش کردن احساس حسادتش به اون بگید” من هم وقتی کوچیک بودم و آبجی یا برادرم هدیه ای می گرفت حسودی می کردم”. با این کار اون مطمئن می شه اینجور احساساتی پذیرفتنی هستن. واسه آروم کردنش بگید” توئم حتما روز تولدت هدیه ای خواهی گرفت”.

نامگذاری هیجان

وقتی کودک هیجانزدهه مهمترین قدم آموزش، کمک با اون در نامیدن این هیجانه نه به این معنا که چه احساسی باید داشته باشه بلکه پیدا کردن کلمات و واژه هایی که از طریق اونا هیجانش رو بگه.

در نمونه بالا شما به اون کمک می کنین تا احساس ناخوشایندش رو حسادت بنامد. کودک هر قدر دقیقتر بتونه این کار رو انجام بده بهتره. مثلا اگه بچه شما عصبانی باشه علاوه بر خشم ممکنه احساس ناتوانی، پریشونی و گیجی، حسادت، مورد عهدشکنی قرار گرفتن هم داشته باشه و یا همراه با احساس غمگینی، حس آزردگی، ندیده گرفته شدن و دلگیری هم وجود داشته باشه.

کمک به حل مسئله

بسیاری والدین وقتی که کودکشون با مشکلی روبرو شده سریع راه حلی تعیین می کنن و به خورد کودک میدن. آخرین قدم آموزش هیجان حل مسئله بوسیله خود کودکه و والدین اینجا نقش راهنما رو برعهده دارن.

واسه این کار اول حد و مرز رفتاری رو واسه ایشون مشخص کنین تا بتونه راه حل مناسب ارائه دهد. مثلا می تونین بگید: :”از اینکه برادرت دفترت رو پاره کرده عصبانی هستی، من هم اگه به جای تو بودم عصبانی می شدم، اما تو اجازه نداری اون رو کتک بزنی. به جای این کار چیکار دیگه ای می تونی انجام بدی؟”

راه های درمان حسادت در کودکان

۱-ذهن کودک رو نسبت به تولد یه نوزاد جدید آماده کنین، به گونه ای که کودک احساس کنه آبجی یا برادری که تازه متولد شده به معنی یه جور ثروته و باید به داشتن اون افتخار و خوش حالی کرد.

۲- با کودک خود ساده و رُک صحبت کنین. مثلاً به اون بگید: «برادرک/خواهرک تو چون نمی تونه خودش غذا بخوره باید به اون غذا داد و بخاطر این ما بعضی وقتا مجبور می شیم وقت بیش تری رو با اون بگذرانیم. پس هر وقت ناراحت شدی، بگو.»

۳-هروقت کودک رو در موقع آسیب زدن به نوزاد دیدید، فوراً اون رو از این کار بازدارید و درباره انگیزه ی اون از این کار صحبت کنین. مثلا به اون بگید: «فکر می کنی که اون نمی گذارد تورو دوست داشته باشم؟ همه وقت منو گرفته؟ هر موقع از دست اش عصبانی بودی بیا و به من بگو.»

۴-اگه کودکی به دلیل مریضی یا معلولیت به توجه بیش تری نیاز داره، دلیل توجه به این بچه واسه دیگه کودکان توضیح داده شه تا حس حسادت ایجاد نشه.

۵-تلاش نکنین تا فرق بین کودکان رو در خفا انجام بدین، چون کودکان به سرعت متوجه این بی عدالتی می گردند. نکته ی مهمی که باید به اون توجه کرد اینه که وقتی رو که با یکی از کودکان خود می گذرونین تلاش کنین فقط با اون باشین و به اون تمرکز کنین.

در اون لحظه به کودک خود اجازه بدید احساس کنه که اون تنها بچه خانواده س. وقتی با یکی به گردش می روید فکر تون رو معطوف بچه دیگه تون نکنین؛ همیشهً درباره اون صحبت نکنین؛ براش هدیه نخرید؛ و اون لحظات رو به طور کامل در اختیار کودکی که با شما هست، باشین.

۶-به کودکان خود یاد بدین که در زندگی واسه گرفتن خیلی چیزها صبر پیشه کنن. اصل صحت روانی اینه که نقاط ضعف رو شناسایی کرده و با اون ها مقابله کنین. هر چی آدمایی که حسادت می ورزند مهارت های بیش تری به دست بیارن، به همون اندازه کم تر حسادت می کنن و این حسادت عوضش منتهی به تلاش بیش تر می شه.

۷-اگه این احساسات سرکوب شه، بیشتر به روحیه اون آسیب می زنند و طولانی تر باقی می موند تا این که آزادانه اجازه بیان داشته باشه.

در این حالت، شما به عنوان والدین سه وظیفه متفاوت و به هم در رابطه دارین:

از نوزاد کوچیک پشتیبانی کنین تا آسیبی نبیند. به کودک بزرگ تر نشون بدید که اون اجازه نداره به احساسات بد خود بکنه و به اون اطمینان ببخشین که شما بازم اون رو دوست دارین و اون واقعا پسر یا دخترخوبیه.

وقتی شما مواظب بچه بزر گ تر خود هستین که آسیب ای به بچه کوچیک تر نزنه، نه فقط از بچه کوچیک تر مراقبت کرده اید، بلکه جلوی رنج بیشتر بچه بزرگ تر رو هم گرفته اید؛ چون که هر بار آسیب رسوندن به آبجی یا داداش هر قدرجزئی، در کودک احساس گناه بیشتر ایجاد می کنه و موجب رنج بیشتراو می شه.

درچنین موقعیت هایی واسه والدین فرصتی جفت و جور می شه که به کودک بگه احساساتش قابل درک و قبول کردنیه، فقط اون اجازه نداره که براساس اون احساسات بکنه.

۸-شما می تونید وقتی در حال گرفتن وسیله ای هستین که در دست اونه و می خواهد مثلا به آبجی کوچکش حمله کنه، اون رو در آغوش بگیرین و بگید: می دانم بعضی وقتا تو چه طور احساس می کنی، آرزو می کنی که بچه دیگری این جا نبود که من و بابات مجبور باشیم از اون مراقبت کنیم. اما نگران نباش. ما تورو هم همون قدر دوست داریم. حتی به تو نیاز داریم که به ما در مراقبت از اون کمک کنی.

گذاشتن احساسات کودک به شکل کلمات، به اون کمک می کنه که به اونا غلبه کنه. شما می تونید به اون بگید «من می دانم که تو عصبانی هستی و دلت نمی خواهد که این داداش کوچولو رو می داشتی، اما آسیب زدن به اون چیزی رو حل نمی کنه» یا این که «من تورا دوست دارم و همیشه دوست دارم. تو و برادرکوچولویت رو».

اگه بچه دو ساله شما نوزادتون رو زد، دست اون رو به حالت نوازش بگیرین و بگید «اون تورو دوست داره» و به اون کمک کنین که احساسات مثبت محبت و دوستی خود رو به سطح بیاره.

۹-به کودکان اجازه بدید که احساسات خود رو رو راست درباره بقیه بگن. به احساسات کودک کم بها ندین. تلاش نکنین با اونا به گونه ای حرف بزنین که گویی احساسات متفاوتی دارن. وقتی شما احساسات اونا رو قبول کنین، اونا احساس می کنن که والدینشون احساسات اونا رو خوب درک می کنن.

چیجوری با فرزندان خود رفتار کنیم؟

اشتباهات مالی خونواده های ایرونی

بازنشر باشگاه خبرنگاران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *