مقاله علمی با منبع : بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده سهامداران دربین شرکتهای پذیرفته …

۲-۲-۲ اجزای تشکیل دهنده سرمایه فکری
در مورد اجزاء و عناصر تشکیل دهنده سرمایه فکری، تعاریف و مدل های متعددی توسط محققان ارائه گردیده است. در دهه ی ۱۹۹۰ نویسندگان معروفی(بونتیس ۱۹۹۶، بروکینگ ۱۹۹۶، ادوینسون و مالون ۱۹۹۷،استیوارت ۱۹۹۷،سویبی ۱۹۹۸) شروع به تهیه چهارچوبی برای سرمایه فکری کردند تا موجب درک بهتر مفهوم سرمایه فکری و نیز انجام بهتر و راحت تر تحقیقات آتی شود. باید توجه داشت هرچه تغییرات صورت گرفته در چهار چوب نظری کمتر باشد همگرایی بیشتری به وجود خواهد آمد.
تمام محققان و صاحب نظران سرمایه فکری اتفاق نظر دارند که سرمایه فکری یک ساختار تک بعدی نمی باشد بلکه شامل یک ساختار چند وجهی است که شامل سطوح فردی، سازمانی، داخلی و خارجی می باشد. این بدان معنی است که سرمایه فکری تنها مربوط به دانش فرد نمی شود بلکه شامل دانش ذخیره شده در سازمان، فرایندهای تجاری، سیستمها و ارتباطات سازمان نیز می شود.(چانگ، ۲۰۰۷)
برای شناخت هرچه بهتر هریک از اجزای سرمایه فکری، تعدادی از طبقه بندی های صورت گرفته توسط محققان مختلف ارائه می گردد.
۲-۲-۲-۱ ادوینسون و مالون (۱۹۹۷)
ادوینسون و مالون در سال ۱۹۹۷ سرمایه فکری را به عنوان فرایندی دانش محور که شامل آزمایشات کاربردی، تکنولوژی سازمانی، ارتباطات با مشتری و مهارتهای حرفه ای می باشد معرفی کردند که باعث افزایش توان رقابتی شرکت و سودآوری آتی آن می شود. به عقیده ادوینسون و مالون سرمایه فکری شامل دو جنبه ی اولیه می باشد: ۱٫ سرمایه انسانی ۲٫ سرمایه ساختاری
سرمایه انسانی شامل: دانش ، تخصص ، مهارت و شایستگی و سرمایه ساختاری شامل: قدرت ارتباط، فرایندهای سازمانی و هدایت کننده های سازمانی سرمایه انسانی می باشد. به خاطر وجود جنبه های گوناگون سرمایه ساختاری، ادوینسون و مالون سرمایه ساختاری را به سرمایه ی سازمانی (شامل سیستم ها و روش ها و چرخه های عملیاتی که جریان دانش در سازمان را سرعت می بخشد) و سرمایه ی مشتری (شامل ارتباط یک شرکت با مشتریانش) تقسیم کردند. آنها همچنین سرمایه سازمانی را به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیندی تقسیم کردند. در زیر تعاریف مربوط به هریک از سرمایه های مذکور آورده شده است:
سرمایه انسانی: که به ارزش دانش، مهارت، تجربه و تخصص موجود در کارکنان یک شرکت بر می گردد.
سرمایه ساختاری: از دیدگاه ادوینسون و مالون شامل روابط، و هدایت کننده های سازمانی و … می باشد.
سرمایه مشتری: شامل قدرت ارتباط شرکت با مشتریان و سایر عوامل خارجی می باشد.
سرمایه نوآوری: شامل دارایی های فکری مانند نام و علام تجاری، حق کپی رایت و دارایی های نامشهود می باشد.
سرمایه فرآیندی: شامل تکنیک ها، روش ها و برنامه هایی می باشد که موجب بهبود عملکرد سازمان در انجام فرآیند تجاری و ارائه خدمات میشود.(ادوینسون و مالون، ۱۹۹۷)
شکل ۲-۱:عناصر تشکیل دهنده سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون و مالون
(ادوینسون و مالون، ۱۹۷۷)
۲۲-۲-۲ بروکینگ (۱۹۹۶)
بروکینگ در سال ۱۹۹۶ تقریبا ترکیب ادوینسون و مالون از سرمایه فکری را ارائه کرد. در واقع تقسیم بندی او مانند ادوینسون و مالون می باشد که بعدا انجام شد. بروکینگ سرمایه فکری را به چهار جزء تقسیم کرد:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

  1. دارایی های بازار
  2. دارایی های متمرکز شده در نیروی انسانی
  3. دارایی های زیر بنایی سازمان
  4. دارایی های فکری

در واقع بروکینگ سرمایه فکری را به اجزایی تقسیم کرد که استفاده کنندگان از صورت های مالی شرکت را قادر به شناسایی و اندازه گیری دارایی های فکری شرکت می کند. از دیدگاه بروکینگ هریک از اجزاء سرمایه فکری شامل عناصر زیر می باشد:
دارایی های بازار: شامل دارایی های حیاتی یک شرکت که در نتیجه ی ارتباطات نامشهود خود در بازار به دست می آورد که برگرفته از نام تجاری مشتریان و کانالهای عرضه می باشد.
دارایی های متمرکز شده در نیروی انسانی: شامل تجربیات گذشته، خلاقیت، توانایی حل مسئله، رهبری، شایستگی و مهارتهای کارکنان می باشد.
دارایی های زیر بنایی: شامل تکنولوژی، متدولوژی ها و فرایند های مربوط به سازمان می باشد.
دارایی های فکری: شامل حق کپی رایت، نام تجاری، برند و حق طراحی می باشد.
شکل۲-۲ : طرح ارزش سرمایه فکری )بروکینگ،۱۹۹۶(
 
۱
مدل بروکینگ بسیار شبیه مدل ادوینسون و مالون می باشد، با این وجود بروکینگ دارایی های فکری را از دارایی های زیر بنایی جدا کرد. در واقع دیدگاه ادوینسون و مالون اگرچه کاملا بر هم منطبق نمی باشند، اما مکمل یکدیگرند. رویکرد ادوینسون و مالون بیشتر دیدگاه مدیریتی می باشد که به عنوان عامل حیاتی در شکل گیری، شناسایی و نگهداری ارزش سازمان شناخته می شود. در مدل بروکینگ بیشتر جنبه های یکسان مدل ادوینسون و مالون به جز دیدگاه آنها درباره زیر مجموعه های سرمایه فکری برای مقاصد ممیزی حفظ می شود. در مدل بروکینگ شناسایی، مستند کردن و اندازه گیری سرمایه فکری بهبود می یابد. بروکینگ (۱۹۹۶) بیان می کند که هدف نهایی واحد تجاری ایجاد ارزش مالی برای شرکت می باشد. بروکینگ بیان می کند که فهمیدن توانایی مدیران در ایجاد ارزش برای شرکت بسیار مهم می باشد.(بروکینگ،۱۹۹۶)
۲-۲-۲-۳ روس[۲۸]، روس[۲۹]، دراگونتی[۳۰] و ادوینسون (۱۹۹۷)
این محققان شاخص های سرمایه فکری را برای اندازه گیری آن گسترش دادند. روس و همکاران (۱۹۹۷) بیان کردند که رویکردشان در تبادل سرمایه فکری بر اساس دانش می باشد. به نظر آنها ایجاد سرمایه فکری در سازمان زمان بر می باشد و ایجاد ارزش توسط سرمایه فکری در سازمان از قاعده ی خاصی پیروی نمی کند. آنها نموداری رسم کردند که تا حدودی شبیه نمودار ادوینسون و مالون بود.
آنها سرمایه فکری را به سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تفکیک کردند و توضیح دادند که بین منابع فکری و غیر فکری در روشهای مدیریتی گوناگون تفاوت وجود دارد. آنها سرمایه ارتباطی را به عنوان قسمتی از سرمایه ساختاری در نظر گرفتند (به عنوان سومین مجموعه تفکیک شده). روس(۱۹۹۷) سرمایه انسانی را به سه زیر مجموعه صلاحیت و شایستگی، روش و رفتار و چالاکی فکری تقسیم کرد.

  1. صلاحیت(شایستگی): شامل دانش فردی، مهارت، استعداد و دانش کارمندان می باشد.
  2. روش و رفتار: شامل ارزش ایجاد شده توسط رفتار کارمندان در محیط کاری می باشد که تحت تاثیر انگیزش، رفتار و راهبری قرار دارد.
  3. چالاکی فکری: شامل اختراعات و ابداعات فردی، توانایی تغییر پذیری و سازگاری و توانایی کاربرد دانش در صورت برخورد با مشکلات اجرایی می باشد.

در رویکرد روس و همکاران (۱۹۹۷) سرمایه ساختاری متشکل از اجزای زیر می باشد.

مدیر سایت

Next Post

بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده سهامداران ...

د اکتبر 12 , 2020
بونفور پروفسور دانشگاه مرن لاوال در فرانسه که روی اختراعات و هزینه های تحقیق و توسعه و مدیریت منابع نامشهود کار می کند، یک چشم انداز از آینده موقعیت سرمایه فکری با توجه به رویکرد دینامیک ترسیم کرد. او ارزش گذاری پویای سرمایه فکری را گسترش داد و سرمایه فکری […]