مقاله – بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده سهامداران …

در این روش ها، اجزای مختلف دارایی های نامشهود یا سرمایه فکری شناسایی شده و برای آنها شاخص هایی تهیه شده و در کارت های امتیازی گزارش می شوند و به صورت نمودار نیز به نمایش در می آیند. روشهای کارت امتیازی شبیه به روش های مستقیم اندازه گیری سرمایه فکری هستند با این تفاوت که در این روش ها هیچ گونه تخمینی از ارزش پولی دارایی های نامشهود صورت نمی گیرد. برخی از این روش ها عبارتند از: کارت امتیازی متوازن، هوش سرمایه انسانی، هدایت کننده اسکاندیا، شاخص سرمایه فکری، خطوط راهنمای مریتوم، رویکرد ارزش کل نگر و خطوط راهنمای دانمارک.
۲-۴-۵ مدلهای اندازه گیری ارائه شده توسط محققان
تفاوت کلیدی بین مدلهای مختلف اندازه گیری سرمایه فکری مربوط به اولویتی می شود که هر یک از آنها برای اندازه گیری سرمایه انسانی وسرمایه اجتماعی داخلی و خارجی قائل می شوند. برخی از این مدلها بر سرمایه مشتری تاکید می کنند در حالی که برخی دیگر بر سرمایه انسانی درون سازمانی توجه می نمایند. در زمینه اندازه گیری سرمایه فکری، مدل های مختلفی توسط محققان ارائه شده است که عبارتند از:
۲-۴-۵-۱ کیو توبین[۶۷]
روش کیوی توبین، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد ارائه شد. این نسبت، ارتباط بین ارزش بازار و ارزش جایگزینی شرکت (هزینه جایگزینی داراییهای آن شرکت) را اندازه گیری می کند. به صورت نظری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می کند، اما در میان مدت این نسبت با عدد یک متفاوت می باشد. برای نمونه، شرکت های نرم افزاری که به میزان زیادی از سرمایه فکری بهره می جویند نسبتی در حدود هفت یا بالاتر دارند در حالی که شرکت های با سرمایه فیزیکی زیاد نسبتی در حدود یک دارند. نسبت کیوی توبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار به ارزش دفتری می باشد با این تفاوت که کیوی توبین در هنگام محاسبه، هزینه جایگزینی دارایی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری داراییهای فیزیکی به کار می گیرد و نسبت به دست آمده به این شکل بکار می رود که چنانچه نسبت کیوی شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مزبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکت های مشابه را داراست.(توبین، ۱۹۷۸)
۲-۴-۵-۲ حسابداری منابع انسانی[۶۸]
حسابداری منابع انسانی یکی از روشهای مهم قدیمی است که به دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بر می گردد. این روش شباهت هایی با مفهوم سرمایه فکری و نیز اندازه گیری آن دارد. حسابداری منابع انسانی از اقدامات پیشگام در حوزه سرمایه فکری است که حاوی برخی روشها برای محاسبه ارزش منابع انسانی است. ولی به نظر می رسد که این روش ها هیچ اثری بر عملکرد شرکت ندارند و این یکی از نقاط منفی این روشهاست. بنا بر تعریف فلم هولتز (۱۹۸۵)، حسابداری منابع انسانی شامل اندازه گیری هزینه های متحمل شده توسط شرکت ها و سازمانها هنگام کارمندیابی، گزینش، آموزش و توسعه می باشد. (فلم هولتز[۶۹]، ۱۹۸۵).
۲-۴-۵-۳ ترازنامه نامشهود[۷۰]
روش ترازنامه نامشهود جزو روشهای مبتنی بر ارزش بازار می باشد که توسط سویبی در سوئد معرفی گردید. (سویبی، ۱۹۸۹) سویبی درآن زمان نسبت به ناتوانی سیستم های حسابدای سنتی برای تدارک اطلاعات مناسب برای ارزشگذاری دارایی های نامشهود واکنش نشان داد و چهارچوبی را برای گزارشگری داراییهای نامشهود تدوین کرد که ترازنامه نامشهود نام داشت. هدف کتابی که تحت همین موضوع به چاپ رسید، نمایش روشی عملی برای گزارشگری منافع نیروی انسانی بود که مهمترین منبع و نخستین مولد درآمد دانش فنی است. ۳۵ شاخص غیرمالی به منظور کامل کردن گزارش مالی با اطلاعات مرتبط به کارکنان از قبیل پایداری، دانش، توانایی اثربخشی، توان ایجاد درآمد پیشنهاد گردید. در ترازنامه نامشهود، تفاوت بین ارزش بازار سهام شرکت و ارزش دفتری خالص آن به وسیله سه طبقه به هم وابسته از سرمایه ها با عنوان سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری توضیح داده می شود. این سه طبقه از سرمایه ها که برای اولین بار در کتاب مزبور به چاپ رسید به استانداردی غیر رسمی تبدیل گردید. (رایلندر[۷۱] و همکاران، ۲۰۰۰)
۲-۴-۵-۴ کارت امتیاز متوازن[۷۲]
این روش که توسط کاپلان[۷۳] و نورتون[۷۴] (۱۹۹۲) ابداع شد اهداف بلندمدت و کوتاه مدت، شاخص های مالی و غیر مالی و نیز جنبه های داخلی و خارجی سازمان را متعادل می نماید. (نورتون و کاپلان، ۱۹۹۲) بطور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرآیندهای داخلی و نیز یادگیری و رشد برای تبدیل استراتژی ها و راهبردهای شرکت به معیارهای واقعی بکار گرفته می شوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخص ها، معیارها و مقدمات مورد نیاز مورد توجه قرار می گیرند. همچنین ارتباط بین هر یک از این جنبه های چهارگانه باید درنظر گرفته شود. در مقایسه با حسابداری سنتی، کارت امتیاز متوازن کانون توجه را از سوی شاخص های مالی به جهتی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت نامشهود را در برگیرند. این ها تقریباً معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسانی (دانش و تجربه افراد)، سرمایه ساختاری (دانش نهفته در سیستمها و فرآیندهای سازمان) و سرمایه مشتری (ارتباطات مشتری) نام دارند. بر این اساس، جنبه های یاد شده می توانند بطور مناسب برای ارزیابی شرایط موجود مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند. (بوز[۷۵]، ۲۰۰۴)
۲-۴-۵-۵ هوش سرمایه انسانی<

حتما بخوانید :   بررسی و ارزیابی بانک توسعه صادرات ایران در چارچوب سازمان یادگیرنده ( بر اساس مدل مارکوارت)- ...
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

sup>[۷۶]
فیتز-انز[۷۷] (۱۹۹۴) روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحو تدوین کرد که مجموعه ای از شاخص های سرمایه انسانی جمع آوری شده را از طریق پایگاه داده، الگو برداری نمود. بنا به عقیده فیتز-انز، زمانی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر ۴۰ درصد از هزینه سازمانها را شامل می شود، اندازه گیری سرمایه انسانی امری ضروری است .او مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در سازمان باید فراتر از مواردی نظیر جذب، آموزش و جبران خدمات باشد. منابع انسانی باید به عنوان شریک راهبردی در موضوعات اساسی و زیربنایی مشارکت نماید. در زمانی که دانش به عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده است، اندازه گیری و مدیریت دارایی های فکری، وظیفه اصلی شرکت ها می باشد. (فیتز-انز).
۲-۴-۵-۶ حسابداری و هزینه یابی منابع انسانی
این روش که توسط جوهانسن تدوین شد، هزینه های مرتبط با اثرات مخفی منابع انسانی را محاسبه می نماید که سود شرکت را کاهش می دهد (جوهانسن[۷۸]، ۱۹۹۶). سرمایه فکری به وسیله محاسبه میزان مشارکت دارایی های انسانی تقسیم بر هزینه های حقوق سرمایه گذاری شده، اندازه گیری می شود. گراجر و جوهانسن کاربرد های حسابداری و هزینه یابی منابع انسانی را به صورت زیر بیان می کنند :
* به عنوان ابزار سیاسی، برای نشان دادن سوء تدبیرمدیریت منابع انسانی و سپس بحث برای سرمایه گذاری بیشتر و یا مدیریت بهتر،
* به عنوان ابزار آموزش برای تجزیه و تحلیل، ساختاردهی و در نتیجه فهم بهتر، حل مشکلات کارکنان از منظر کاربردی و بنابراین توانائی بهتر برای تعادل ارزشهای کاربردی در مقابل سایر ارزش ها.
*به عنوان حامی تصمیم سازی برای اطمینان از اینکه از نقطه نظر مدیریت تصمیمات در مورد منابع انسانی منطقی هستند. (گراجر[۷۹] و جوهانسن، ۱۹۹۶).
۲-۴-۵-۷ مدل کارگزار فناوری[۸۰]
مدل کارگزار فناوری تدوین شده توسط بروکینگ، دانش سازمانی را به چهار طبقه، دارایی های انسان محور، دارایی های زیرساختی، دارایی های فکری و دارایی های بازار تقسیم بندی می کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی فرآیند ارزیابی مشخص می کند. هر بخش از مدل به وسیله پرسشنامه های مخصوص درباره متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی بررسی می شود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر ۲۰ سئوال است که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تاکید دارد و در ادامه، پرسشنامه شامل ۱۷۸ سئوال است که مرتبط با چهار طبقه نامبرده از سرمایه فکری می باشد. در مقایسه با سایر چهارچوب ها، این مدل بخش دوم (سرمایه ساختاری یا ساختار داخلی) را به سرمایه زیرساختی (فرآیندها، روش ها و فن آوری ها) و دارایی های فکری (دارایی معنوی، ابداعات ثبت شده، علامات تجاری و رمزهای تجاری) تفکیک می کند. قابل توجه است که شباهت های زیادی بین سئوالات ممیزی سرمایه فکری کارگزار فناوری و سرمایه فکری هدایت کننده اسکاندیا وجود دارد (بروکینگ، ۱۹۹۶).
۲-۴-۵-۸ امتیازات موزون مستند[۸۱]
بونتیس و شرکت شیمیایی داو، پیشرو استفاده از حق امتیازات ثبت شده به عنوان جایگزینی برای اندازه گیری عملی سرمایه فکری می باشند. در این روش عامل فن آوری به وسیله حق امتیازات شرکت، محاسبه می شود. در این روش سرمایه فکری و عملکرد وابسته به آن به وسیله تاثیر تلاش های تحقیقاتی بر مجموعه ای از شاخص ها نظیر تعداد حق امتیازات ثبت شده، هزینه حق امتیازات ثبت شده تقسیم بر برگشت حاصل از فروش، هزینه تحقیق و توسعه به ازای هر واحد پولی فروش و هزینه چرخه عمر پروژه به ازای هر واحد پولی فروش اندازه گیری می شود. بخش دارایی های فکری شرکت داو، یک فرآیند شش مرحله ای برای مدیریت دارایی های فکری اجرا نمود که شامل موارد زیر است :
* تعریف نقش دانش در کسب و کار،
* ارزیابی راهبردهای رقابتی و دارایی های دانش،
*  طبقه بندی سبد دارایی های دانش شرکت،
* ارزیابی این دارایی ها به منظور نگهداری، توسعه، فروش یا رها کردن،
* سرمایه گذاری در زمینه هایی که در آنها فاصله ای معنادار مشاهده شده است، و
*  یکپارچه کردن سبد دانش جدید و تکرار موارد فوق. (بونتیس، ۱۹۹۶)
۲-۴-۵-۹ هدایت کننده اسکاندیا[۸۲]
اسکاندیا، شرکت خدمات مالی سوئدی است که به دلیل جلودار بودن در امر اندازه گیری دانش خود به خوبی برجسته شده است. اسکاندیا برای اولین بار در سال ۱۹۸۵ بصورت داخلی گزارش سرمایه فکری خود را تدوین کرد و در سال ۱۹۹۴ به عنوان اولین شرکت بزرگ، گزارش سرمایه فکری را به پیوست گزارش مالی سنتی به سهامداران عرضه کرد. اسکاندیا به طور وسیعی ابزارها و روش های مختلف اندازه گیری سرمایه فکری را تجربه کرد و سرانجام ابزار اندازه گیری خاص خود را با عنوان هدایت کننده اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوطه ارائه نمود. ادوینسون اساسا سرمایه های فکری را به عنوان ارزش های نامشهودی تلقی می کند که می تواند منشا شکاف و اختلاف میان ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت ها و سازمان ها باشد. بر همین اساس معادله زیر را برای تعیین ارزش بازار شرکت پیشنهاد نموده است :
سرمایه های فکری + ارزش دفتری = ارزش بازار
سرمایه های ساختاری + سرمایه های انسانی = سرمایه فکری
هدایت کننده ابزاری برای ارزیابی دارایی های نامشهود سازمان است که همانند سیستم گزارش دهی مدیریت، به مدیران در به تصویر کشیدن و توسعه شاخص هایی کمک می کند که دارایی های نامشهود را اندازه گیری می کنند. (مالون، ۱۹۹۷) هر واحد سازمانی نیاز دارد تا شا
خص هایی از سرمایه فکری را ایجاد نماید که برای توسعه آتی سازمان حیاتی است. ادوینسون به عنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا، مدل جامع و پویای گزارشگری سرمایه فکری را با عنوان هدایت کننده در پنج حوزه مالی، مشتری، فرآیندها، بازسازی و توسعه و انسان تدوین کرد. بر اساس مدل اسکاندیا، با ترکیب فاکتورهای پنهان سرمایه انسانی و ساختاری، سرمایه فکری تشکیل می شود. (ادوینسون و مالون، ۱۹۹۷)
۲-۴-۵-۱۰ نمایشگر دارایی نامشهود[۸۳]
نمایشگر دارایی نامشهود توسط سویبی تدوین شد و سه نوع از دارایی های نامشهود را تعریف نمود که حاصل اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت می باشد. این سه جزء دارایی های نامشهود شامل ساختار خارجی (علائم تجاری، ارتباطات مشتری و تامین کنندگان)، ساختار داخلی (مدیریت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، نرم افزار) و شایستگی فردی (تحصیلات، تجربه، خبرگی) هستند. برای هر جزء دارایی نامشهود، سه شاخص بر رشد و بازسازی، کارایی و نیز پایداری آن جزء متمرکز هستند. وقتی که هدایت کننده اسکاندیا با فرهنگ و فلسفه مدیریت سازمان به عنوان بخشی از سرمایه انسانی برخورد می کند، نمایشگر دارایی نامشهود آنها را به عنوان ساختار داخلی طبقه بندی می کند. به دلیل تاکید خاص این مدل بر انسان، این مدل بر این فرض استوار است که انسان تنها عامل درست در کسب و کار است و سایر جنبه های ساختاری اعم از داخلی و خارجی، در فعالیت های انسانی مستتر می باشد. (سویبی، ۱۹۹۷).
۲-۴-۵-۱۱ ارزش بازار به ارزش دفتری[۸۴]
ارزش بازار به ارزش دفتری، از روشهای عمومی شناخته شده برای اندازه گیری دارایی های نامشهود و سرمایه فکری است .این ارزش از طریق اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت محاسبه می شود. این روش به رغم سادگی دارای برخی مشکلات در اندازه گیری و نیز تفسیر نتایج می باشد. ارزش دفتری بستگی به استاندارد ملی و یا بین المللی دارد که بر اساس آن حساب ها تهیه شده اند که ممکن است در عمل ارزش دفتری را دستخوش تغییر نمایند. از طرف دیگر ارزش سهام در بازار همواره در حال تغییر است که نتایج حاصل را صرفاً برای زمانی کوتاه معتبر می سازد. آیا این بدان معناست که دارایی های نامشهود همواره در حال تغییر است؟ آیا یک معامله و یا تغییر بازار می تواند به آسانی باعث ظهور و یا ناپدید شدن دارایی های نامشهود شرکت گردد؟ ارزش بازار به ارزش دفتری اندازه ای غیر قابل اعتماد از دارایی های نامشهود حاصل می کند. با این حال می توان در مواردی از این نسبت به شکل درست استفاده کرد. برای نمونه در هنگامی که قصد داریم دارایی های فکری شرکت را در مقایسه با سایر رقبا در صنعت بسنجیم. (استیوارت، ۱۹۹۷).
۲-۴-۵-۱۲ اندازه گیری ارزش نامشهود[۸۵]
مدل اندازه گیری ارزش نامشهود، بر پایه این فرض بنا شده است که درآمد مازاد شرکت، برای نمونه درآمد مازاد بر متوسط درآمد صنعت، از سرمایه فکری آن ناشی می شود. به بیان دیگر، با بکارگیری دارایی های فیزیکی، درآمد شرکت حداکثر به متوسط درآمد آن صنعت نزدیک می شود و تنها با به کارگیری سرمایه فکری است که شرکت به درآمد مازاد دست می یابد. داده های مورد نیاز در این روش از صورت وضعیت مالی شرکت تهیه می شود. اجرای این روش را می توان در شش مرحله تقسیم بندی نمود:
* درآمد متوسط قبل از کسر مالیات شرکت مربوط به سه سال قبل را محاسبه کنید(a)،

حتما بخوانید :   تأثیر کارایی سرمایه فکری روی عملکرد مالی و ارزش بازار شرکتها- قسمت ...

مدیر سایت

Next Post

بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده سهامداران دربین شرکتهای پذیرفته ...

دو اکتبر 12 , 2020
در این روش ها، اجزای مختلف دارایی های نامشهود یا سرمایه فکری شناسایی شده و برای آنها شاخص هایی تهیه شده و در کارت های امتیازی گزارش می شوند و به صورت نمودار نیز به نمایش در می آیند. روشهای کارت امتیازی شبیه به روش های مستقیم اندازه گیری سرمایه […]