بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده سهامداران دربین شرکتهای پذیرفته …

نقشه دارایی های دانش، توسط مار و اسکیوما تدوین شد و چهارچوبی گسترده از دانش سازمانی از هر دو منظر داخلی و خارجی فراهم می سازد. (مار و اسکیوما، ۲۰۰۱) نقشه دارایی های دانش چهارچوبی فراهم می کند که به سازمانها در شناسایی حوزه های دانش کمک می کند. نقشه دارایی های دانش بر این اصل مبتنی است که دارایی های دانش سازمانی شامل مجموع دو منبع سازمانی یعنی منابع ذینفع و منابع ساختاری می باشد. منابع ذینفع به ارتباطات ذینفع و منابع انسانی تقسیم می شود. طبقه اول نظر به ارتباطات با گروه های بیرونی داشته در حالی که طبقه دوم معطوف به افراد داخلی سازمان می باشد .منابع ساختاری با توجه به طبیعت مشهود و نا مشهود خود به ترتیب به دو بخش زیرساخت های فیزیکی و مجازی تقسیم می شوند. در نهایت زیرساخت های مجازی به سه بخش فرهنگ، تجربیات و دارایی فکری تقسیم می شوند. حال با در نظر گرفتن ساختار فوق، این امکان وجود دارد که برای هریک از دارایی های فکری طیف وسیعی از شاخص ها را تهیه نمود. با این وجود تیم مدیریت موظف است که با معناترین شاخص ها را شناسایی نماید که به ارزیابی دانش سازمان بر می گردد. توجه به این نکته برای تمام مدیران ضروری است که دارایی های دانش برای هر سازمان و شرکتی منحصر به فرد است و از این رو معیارهایی باید تعریف شود که به طور واقع دارایی های کلیدی دانش را اندازه گیری کند. (مار و اسکیوما، ۲۰۰۴)
۲-۴-۵-۲۶ اندازه گیری و حسابداری سرمایه فکری
اندازه گیری و حسابداری سرمایه فکری، حاصل پروژه های با همین عنوان با حمایت اتحادیه اروپایی است که در حال توسعه روش اندازه گیری و نرم افزاری مبتنی بر عوامل بحرانی موفقیت با نگاه ویژه به سرمایه فکری است. ابزارهای اندازه گیری و حسابداری سرمایه فکری، شرکت ها را قادر به اندازه گیری ارزش های غیر مادی شان به روشی عملی و ساختار یافته می کند. واگنر[۱۱۴] و همکاران سرمایه فکری را بصورت ارزش افزوده کلیه منابع نامشهود شرکت تعریف می کنند. (واگنر و همکاران،۲۰۰۱) سرمایه فکری شامل دانش تعیین کننده شرکت است که برای تامین مزیت رقابتی ضروری است. این مدل مبتنی بر این عقیده است که در اندازه گیری سرمایه فکری باید مواردی از قبیل توان اصلی سازمان (سرمایه انسانی)، توانایی برای تبدیل این توان به محصولات و خدمات (سرمایه سازمانی)، شایستگی برای مدیریت و یکپارچه سازی وجوه مشترک بیرونی با ذینفعان سازمان (سرمایه بازار) و قابلیت توسعه و بهبود مستمر تمام توان ها و متغیرهای محیطی در نظر گرفته شود.
۲-۴-۵-۲۷ کارت امتیازی زنجیره ارزش[۱۱۵]
کارت امتیازی زنجیره ارزش توسط لیو[۱۱۶] تدوین شد و روش تحلیلی اندازه گیری دارایی های نامشهود می باشد که همچنان در فاز توسعه قرار دارد. کارکرد این روش شناسایی اجزای منحصر به فرد در فرآیندها و عملیات شرکت است به این منظور که اثر آنها به فرآیندهای ایجاد ارزش تفکیک گردد .به عبارت دیگر، منظور شناسایی راه هایی است که دانش تدوین شده، یکپارچه گردیده، تغییر شکل یافته و بکار گرفته شود. دستیابی به این هدف نیازمند وجود ارتباطات وابسته متقابل در محدوده شرکت است. لیو توضیح می دهد که هدف این سیستم اطلاعاتی، تسهیل توسعه دو عامل مثبت اصلی است که جنبه های اساسی فرآیند تصمیم سازی در سازمان ها و نیز بازار سرمایه می باشد. رواج مردم سالاری، یا افزایش مشارکت افراد در بازارهای سرمایه و برون سپاری عملیات، یا نیاز به رشد برای در برگیری عوامل بیرونی در عملیات روزانه دو هدف پیشگفته می باشد. از نظر لیو زنجیره ارزش، فرآیند اصلی نوآوری می باشد که برای بقا و موفقیت سازمان، امری حیاتی است. زنجیره ارزش با کشف محصولات، خدمات و فرآیندها آغاز شده، سپس به سوی فاز امکان سنجی فن آوری و توسعه پیش می رود و در نهایت فاز بازاریابی محصول یا خدمت انجام می شود. با توجه به توضیحات ارائه شده در حقیقت کارت امتیازی زنجیره ارزش، ماتریسی از شاخص های غیر مالی است که در سه طبقه کشف/یادگیری، اجرا و تجاری کردن متناسب با چرخه توسعه گرد آمده است (لیو، ۲۰۰۲).
۲-۴-۵-۲۸ خطوط راهنمای مریتوم[۱۱۷]
خطوط راهنمای مریتوم حاصل پروژه مریتوم است که با موضوع اندازه گیری دارایی های نامشهود برای پیشرفت مدیریت نوآوری توسط اتحادیه اروپا در چهارچوب تحقیقات اقتصادی-اجتماعی پشتیبانی گردید. در این پروژه، محققان از شش کشور اروپائی (فرانسه، اسپانیا، دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد) همکاری نمودند. قسمت اصلی تحقیق در حد فاصل نوامبر ۱۹۹۸ و ماه مه ۲۰۰۱ انجام شد. خطوط راهنمای مزبور، مدلی برای مدیریت سرمایه فکری است و توصیه هایی را جهت چگونگی تهیه گزارش های سرمایه فکری پیشنهاد می کند. مدل ارائه شده مریتوم شامل سه مرحله به شرح زیر می باشد :
 * شناسایی : این مرحله مشتمل بر شناسایی دارایی های نامشهود قابل اهمیت است که برای دستیابی به اهداف راهبردی شرکت مورد نیاز می باشد. سپس مجموعه ای از منابع و فعالیت های نامشهود به دارایی های نامشهود دارای اهمیت پیوند می یابد. در نتیجه شبکه ای از دارایی های نامشهود پدیدار می گردد که تصویر روشنی از منابع نامشهود فعلی شرکت، حاصل می کند که باید در آینده توسعه یابد و فعالیت هایی که باید اجرا شوند تا اهداف راهبردی محقق شوند.
 * اندازه گیری : این مرحله شامل تعریف شاخص ها برای استفاد

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ه به عنوان معیاری از دارایی های نامشهود مختلف است که در مرحله قبل شناسایی شده اند. خطوط راهنما مشخصه های مطلوب این شاخص ها و نیز نمونه هایی از عملکرد خوب را توضیح می دهند.
 * عملیات : همان طور که در خطوط راهنما خاطر نشان گردید، این مرحله مستلزم استقرار سیستم مدیریت نامشهود و یکپارچگی آن با جریانات عادی شرکت می باشد. این مرحله، فرآیند یادگیری است که شامل پایش و ارزیابی تاثیری است که هر یک از فعالیت ها بر منابع نامشهود، دارایی های نامشهود دارای اهمیت، و اهداف راهبردی دارند. (خطوط راهنمای مریتوم، ۲۰۰۱)
۲-۴-۵-۲۹ درجه بندی سرمایه فکری[۱۱۸]
درجه بندی سرمایه فکری از ابزارهای مهم اندازه گیری سرمایه فکری است که توسط ادوینسون تدوین شده است. درجه بندی سرمایه فکری دورنمای کارایی، بازسازی و ریسک های اجزای سرمایه فکری را برای پتانسیل درآمد آینده الگو برداری می کند. این روش در حال حاضر توسط بیش از ۲۰۰ سازمان در اروپا و ژاپن استفاده می شود. به نظر می رسد که این روش مورد توجه سازمان های ملی و اجتماعی نظیر مدارس و بیمارستان ها است که بازار سهام عمومی ندارند تا به عنوان نقطه مرجع مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد در حال حاضر برای درجه بندی سرمایه فکری شهرها و ملل استفاده می شود. درجه بندی سرمایه فکری علاوه بر این که نقش هایی برای الگو برداری با بهترین عملکرد ارائه می دهد، پایگاهی نیز برای ارزیابی توانایی های درآمدی در آینده فراهم می کند. (ادوینسون، ۲۰۰۲)
۲-۴-۵-۳۰ روش مالی اندازه گیری دارایی های نامشهود[۱۱۹]
در روش مالی اندازه گیری دارایی های نامشهود، که توسط رودو [۱۲۰]و للیارت [۱۲۱]تدوین شد، ارزش دارایی های نامشهود شرکت با کسر مجموع ارزش های استنتاجی دارایی های مالی و فیزیکی شرکت از مجموع ارزش آن حاصل می شود. (رودو و للیارت، ۲۰۰۲)
۲-۴-۵-۳۱ ارزشگذاری پویای سرمایه فکری
همانطور که بیان شد، بونفور یک چشم انداز از آینده موقعیت سرمایه فکری با توجه به رویکرد دینامیک ترسیم کرد. او ارزش گذاری پویای سرمایه فکری را گسترش داد و سرمایه فکری را به چهار زیر مجموعه شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه بازار و سرمایه نوآوری تقسیم کرد:
(IC-dVAL)
۱- سرمایه انسانی: شامل دانش ساکن و موجود در ذهن پرسنل شرکت است.
۲- سرمایه ساختاری: تمام دارایی های نا مشهودی که قابل تفکیک از دانش موجود می باشند.
۳- سرمایه بازار: شامل تمام ارتباطات تحت کنترل سازمان با جهان بیرون است.(بر طبق نظر بونفور این سرمایه شامل سهم بازار محصولات و خدمات جدید می باشد.)
۴- سرمایه نوآورانه: توانایی نوآوری سازمان.
(IC-dVAL)
رویکرد بونفور بر ابعاد تشکیلاتی و پویای عملکرد اقتصادی و اجتماعی تاکید و بر سطوح اقتصادی خرد و کلان توجه ی ویژه ای دارد.
روش چهار جنبه ی رقابتی زیر را در نظر می گیرد:
(IC-dVAL)
۱- منابع: به عنوان ورودی که به فرایند تولید بر می گردد شامل منابع مشهود، سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و تکنولوژی تحت مالکیت.
۲- فرایندها: گسترش استراتژی های پویایی که در فاکتورهای نا مشهود یافت می شود کامل می کند.
۳- سرمایه فکری: از ترکیب منابع نامشهود حاصل می شود و می تواند منجر به نتایج ویژه ای شود، مانند الگو ها، مدل ها، نام تجاری و دانش ترکیبی.
۴- سطوح داخلی: عملکرد شرکت به طور کلاسیک به وسیله ی عواملی مانند سهم بازار و کیفیت محصولات و خدمات سنجیده می شود.
۲-۴-۵-۳۲ خطوط راهنمای دانمارک[۱۲۲]
خطوط راهنمای دانمارک حاصل تحقیقی است که با حمایت وزارت علوم، فناوری و نوآوری دولت دانمارک برای چگونگی گزارش دهی دارایی های نامشهود شرکت های دانمارکی در سال ۱۹۹۸ شروع شد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ نسخه عمومی آن ارائه شد. در این مطالعه حدود ۱۰۰ شرکت و سازمان دانمارکی با اندازه های مختلف اعم از عمومی و خصوصی شرکت داشتند. خطوط راهنمای دانمارک برای اظهارنامه های سرمایه فکری، مدل سرمایه فکری شامل چهار عنصر وابسته را تهیه کرد که منابع دانش سازمان را توصیف می کنند. این عناصر شامل کارکنان، مشتریان، فرآیندها و فن آوری ها می باشد. (ریمل[۱۲۳] و همکاران، ۲۰۰۴)
۲-۴-۵-۳۳ بهره هوشی کسب و کار
بهره هوشی کسب و کار ترکیبی از چهار شاخص شامل شاخص هویت، شاخص سرمایه انسانی، شاخص سرمایه دانش و شاخص شهرت است. این روش در یک موسسه خدمات مشاوره در نروژ تدوین شده است. (سندویک[۱۲۴]، ۲۰۰۴)
۲-۵ بخش چهارم : ضریب ارزش افزوده فکری[۱۲۵]
پالیک در سال ۲۰۰۰ با استفاده از روش ضریب ارزش افزوده فکری منابع کلیدی شرکت ها را اندازه گیری کرد. بر عکس حسابداری سنتی که بیشتر بر روی هزینه ها و کنترل آنها تمرکز می کند، پالیک (۲۰۰۰) بر روی خلق ارزش در شرکت ها تمرکز کرد و بیان داشت که دو منبع اصلی ایجاد ارزش در شرکت ها وجود دارد:
سرمایه بکار گرفته شده (شامل سرمایه های مالی و فیزیکی)
سرمایه فکری (شامل سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری)
روش ضریب ارزش افزوده فکری اطلاعات درباره میزان ارزش ایجاد شده توسط دارایی های مشهود و نامشهود شرکت را افزایش می دهد. در واقع در این روش به جای ارزش گذاری محض سرمایه فکری، اساساً راندمان و بازده شرکت توسط سه منبع عمده شرکت اندازه گیری می شود. این سه منبع ورودی عبارتند از:
(VAIC)
سرمایه مالی و فیزیکی

مدیر سایت

Next Post

فایل دانشگاهی - بررسی رابطه اجزای سرمایه فکری با ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده سهامداران ...

د اکتبر 12 , 2020
سرمایه انسانیسرمایه ساختاریدر این روش پالیک برای محاسبه کارایی هر یک از منابع ورودی شرکت را اندازه گیری می کند؛ یعنی:(VAIC) برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید. کارایی سرمایه به کار گرفته شده (CEE) کارایی سرمایه انسانی (HCE) کارایی سرمایه ساختاری (SCE)در واقع مجموع کارایی […]