بررسی ساختاری و محتوایی خطابه در عصر مملوکی- قسمت ۱۰

۳-۲-۳-۱٫ هنجار گریزی معنایی
حوزه‌ی معنا انعطاف پذیرترین سطح زبان است و به همین دلیل بیش از دیگر سطوح زبان دچار تحول و دگرگونی می‌شود انحراف از قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار نهایت ندارد. هم نشینی واژه ها بر اساس قواعد معنایی حاکم بر زبان هنجار تابع محدودیت‌های خاص خود است. (صفوی،۱۲:۱۳۷۳) در هنجارگریزی معنایی (تشبیه، تشخیص، حس آمیزی، استعاره و پارادوکس) بررسی می‌شود.
۳-۲-۳-۱-۱٫ تشخیص
هرگاه با نسبت دادن عمل، حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسان، به آن جلوه ی انسانی داده شود، آدم نمایی (تشخیص) شکل می‌گیرد. (همان،۱۳) مانند عبارت ذیل:
«أشارَت إلیهِ یدُ السُّنَّهِ[۷]» (زغلول،بی‌تا:۲۱۶)
در کلام فوق به کلمه «السُّنَّه» دست بخشیده و آن را انسان تصور کرده که دارای اعضایی به اسم «دست» است به عبارت دیگر نوعی جان‌بخشی صورت گرفته است.
۳-۲-۳-۱-۲٫ پارادوکس
پارادوکس بدین معنا که گوینده تناقضی را در بین عناصر یک جمله یا در یک ترکیب می‌آورد اگرچه در نگاه اول بی‌معنا به نظر می‌رسد اما حقیقت مهمی در آن نهفته است. وجود این تناقض در ترکیب‌ها و یا جمله‌ها باعث می‌شود که خواننده برای درک مفهوم باطنی آن بیشتر دقت و تلاش کند.(صفوی،۱۳:۱۳۷۳) در این قسمت به نمونه‌هایی از این پارادوکس‌ها اشاره می‌شود.
«أبادَهم الذی خَلقَهم و سَیجدَّهم کما أخلَقَهم و یجمعَهم کما فَرَّقَهم[۸]» (مدرسی،۲۱۶:۱۳۸۰)
میان کلمات «أبادَ، خَلَقَ» و «جدَّ، أَخلقَ» و «جَمعَ، فَرَّقَ» پارادوکس موجود است.
۳-۲-۳-۲٫ هنجارگریزی واژگانی
این گونه از هنجارگریزی یکی ازشیوه‌هایی است که گوینده از طریق آن زبان خود را از زبان هنجار متمایز می‌سازد؛ بدین ترتیب که بر حسب قیاس و با گریز از قواعد ساخت واژه زبان هنجار، واژه‌ای جدید می‌آفریند و در کلام خود به کار می‌بندد. (صفوی،۱۰:۱۳۷۳)
از جمله این موارد در خطبه‌های عصر ممالیک:
«أبدعَ لشرفِ تاجِه البدیعِ دُرَّهً مکنونهً فی بحرِ الحیاءِ و الحیاهِ»[۹] (زغلول سلام،بی‌تا:۲۱۶)
«نَسَخَ المللَ بِشریعتِه البیضاءِ[۱۰]» (زغلول،بی‌تا:۴۴۲۰)
در نثر بالا در ترکیب (دریای عفت و زندگی) و (شریعت سفید) هنجارگریزی واژگانی صورت گرفته است.
۳-۳٫ اسلوب معانی
خطیبان این عصر علاوه بر اینکه صناعات بدیعی و بیانی را در خطبه‌های خود بکار گرفته‌اند از صنعت معانی نیز بهره‌مند بوده‌اند بکارگیری اسلوبی از قبیل ندا، استفهام، نهی و… حاکی از همین امر است بکارگیری این اسلوب (ندا) در خطابه می‌تواند بیانگر غفلت مردم نسبت به آخرت و دلبستگی آنها به دنیای فانی و زودگذر باشد.
۳-۳-۱٫ ندا
ندا به معنای طلب اقبال از منادا با حرفی است که جانشین فعل “ادعو و ندعو” شده است. هدف اصلی در ندا غالبا جلب توجه منادا به امری مهم است.(محسنی،۲:۱۳۹۰۱۰۵) از میان حروف ندا “یا و ایها” بیش از همه برای ندای دور استفاده می‌شود. همچنان‌که خطیبان این عصر از اسلوب ندا بهره برده‌اند.
به نمونه‌هایی از این اسلوب که در خطبه‌ها بکار گرفته شده است اشاره می‌شود:
«ایها الناسُ اعلموا انَّ الامامهَ فرضٌ مِن فروضِ الإسلامِ»[۱۱] (زغلول سلام، بی‌تا:۲۱۳)
در این کلام غرض خطیب از ندا «ارشاد و دعوت مردم به پیروی از امامت»است.
«ایها الناسُ، إنّ للهِ عَلیکم نعماً لا تعرفونَ لها قدراً»[۱۲] (خفاجی:۱۴۱۲: ۱۵۷)
این خطبه را ابن حجر عسقلانی که یکی از خطیبان مشهور آن دوره است در وصف “رود نیل” بیان کرده است و نعمت در اینجا اشاره به رود نیل دارد که مردم قدر این نعمت باارزش الهی را نمی‌دانندو منظور از ندا «تذکر» است.
« ایهاالناسُ تنزَّهوا عَن حبِّ الدُّنیا»[۱۳] .(ابن خلکان، ۳:۱۹۴۸۱۵۶)
حرف ندا در کلام بالا برای «ارشاد و راهنمایی» ذکر گردیده است.
«یا عبادَ اللهِ الرحیلُ، هو الموتُ الذی ما فیه فوتٌ و لا تعجیلٌ»[۱۴] (همان:۱۵۶)
حرف ندا”یا” در بالا برای «انذار بندگان و آگاهی بخشیدن» به آنها بکار گرفته شده است.
« یا عبادَ اللهِ، إلی متی؟ یا صاحِ هذا الحرصُ و الأَمَلُ و قَد قَرُبَ الرَّحیلُ. یا غافلاً عمّا هو آتٍ إلی متی انتَ لاهٍ و لاعبٌ. یا مولعاً بِلذّاتِک و مُصِرّاً عَلی زلاتِک، أمّا آن أنَّک تائبٌ. یا مقبلاً عَلی شهواتِک یا غافلاً عَن مماتِک إنَّ الموتَ مراقبٌ لک و طالبٌ. یا ناسیاً لِذنوبِک یا غافلاً عَن عُیوبِک سَتتَضَّح لک واللهِ العواقبُ[۱۵]» (خفاجی،۱۵۶:۱۴۱۲_۱۵۷)
در این خطبه چند بار حروف ندا برای «گوشزد به بندگانی» که غرق در لذات دنیوی شده‌اند و به این دنیای فانی دل بسته‌اند و از سرای جاودانه غافل شده‌اند، بکار رفته است.
۳-۳-۲٫ استفهام
استفهام آن است که گوینده با الفاظی که استفهام نامیده می‌شود نسبت به امری مجهول از مخاطب، طلب آگاهی کند. ارزش بلاغی و هنری جملات از معانی مجازی آنها ناشی می‌شود. معانی مجازی استفهام را تا سی شمرده‌اند و مشهورترین آن انکار،نفی،نهی و… است.(محسنی،۲:۱۳۹۰۶۷)
«یا عبادَ اللهِ إلی مَتی و یا غافلاً عمّا هو آتٍ،إلی متی أنتَ لاهٍ و لاعبٌ[۱۶]»(خفاجی،۱۵۷:۱۴۱۲)
خطیب برای «تنبیه بر گمراهی» آن‌ ها را مورد خطاب قرار می‌دهد. سخنران در این خطبه‌ی خود می‌خواهد نهایت غفلت انسان‌ها را به تصویر بکشاند. بکارگیری استفهام در خطبه با اهداف بلاغی همراه است که از روند سخن و دلالت آن به دست می‌آید مانند خطبه‌ای که ذکر شد.
نمونه‌ای دیگر از استفهام:
«فتأمّلوا کیف ملأَ الأدویهَ مدّاً وجزراً [۱۷]»
«فکیف تطمعونَ فی الدُّنیا بالإقامهِ فیها؟ [۱۸]» (خفاجی،۱۵۷:۱۴۱۲)
غرض از استفهام در فراز اول «تعجب» و در فراز دوم «انکار» است.
«فأنَّی یقاس ببلادِ الغُربهِ الوطنُ[۱۹]» (زغلول سلام، بی‌تا: ۲۱۵)
منظور از استفهام در این خطبه«دور بودن و بعید بودن پذیرفتن کلام» است.
۳-۳-۳٫ امر
امر حقیقی عبارتست از طلب وصول کار و یا انجام امری از مخاطب بر وجه استعلاء و الزام. و امر، هر گاه صیغه امر فاقد دو ویژگی الزام و استعلاء باشد امر مجازی است و از مشهورترین معانی مجازی امر می‌توان به دعا، ارشاد، تمنی و … اشاره نمود.(محسنی؛۲:۱۳۹۰۴۲)
به نمونه‌ای از این نوع امر که در خطبه‌های عصر مملوکی به چشم می‌خورد و در معنای مجازی بکار رفته است می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
«تَنزَّهوا عَن حبِّ الدُّنیا فإنَّ متاعَها قلیلٌ[۲۰]» (ابن خلکان،۳:۱۹۴۸۱۵۶)
امر در خطبه بالا به منظور ارشاد است.
«فشمِّروا ساقَ الإجتهادِ فی إحیاءِ فرضِ الجهادِ[۲۱]»
امر در این خطبه به معنای «تشویق به جهاد» است.
«فتأمّلوا کیف ملأَ الأدویهَ مدّاً وجزراً[۲۲]»(خفاجی،۱۵۷:۱۴۱۲)
امر در این خطبه به معنای مجازی «پند گرفتن» است و همچنین می‌تواند برای «تعجب» (برانگیختن شگفتی) نیز باشد.
۳-۳-۴٫ نهی
خواستن و خودداری و دست بازگرفتن از چیزی است با شیوه‌ی برترجویانه و وادارکننده. نهی، تنها یک صیغه دارد و آن، مضارع همراه با «لا»ی ناهیه است و گاهی صیغه نهی از معنای اصلیش به سوی معنای دیگر می‌گراید این معانی از روند سخن و قرینه حالیه به دست می‌آید(عرفان،۱۳۸:۱۳۸۳) از جمله این معنا ارشاد است مانند سخن ذیل:
«لا تطمعوا فی هذه الدُّنیا فإنَّ البقاءَ مستحیلٌ[۲۳]»(ابن خلکان،۳:۱۹۴۸۱۵۶)
۳-۳-۵٫ استفاده از روش قصر
قصر در لغت به معنای حبس و حصر است و در اصطلاح تخصیص چیزی به چیز دیگر و نفی ماسوای آن است.(محسنی،۲:۱۳۹۰۳)
مهم‌ترین روش قصر نفی و استثناء است که زمانی بکار می‌رود که مخاطب نسبت به حکم گوینده در موضع تردید و یا انکار است فایده در قصر آن است که یکی از شیوه‌های ایجاز است که ایجاز از بزرگترین پایه‌های بلاغت است زیرا جمله‌ی قصر به جای دو جمله می‌نشیند.(هاشمی،۱۸۷:۱۳۸۶)
راه های قصر متنوع است اما از مشهورترین آنها می‌توان به ا. نفی و استثناء ۲٫انّما ۳٫ ال جنس اشاره کرد.
خطیبان عصر مملوکی به طور وسیعی از روش نفی و استثناء بهره برده‌اند که در زیر به مواردی از آنها اشاره می‌شود:
«لایقومُ عَلَمُ الجهادِ الّا بإجتماعِ کلمهِ العبادِ لاسُبیتِ الحُرمُ إلّا بانتهاکِ المحارمِ و لا سُفِکَتِ الدّماءِ إلّا بإرتکابِ المآثمِ[۲۴]»(زغلول سلام،بی‌تا:۲۱۳)
۳-۳-۶٫ قسم
گاه خطیب برای تأکید مطلبی در سخنان خویش از سوگند استفاده می‌کند.مانند:
«واللهِ لولا رحمتُه سَبَقَتِ الغضبُ[۲۵]» و «ستَتضِّحُ لک واللهِ العواقبُ[۲۶]» (خفاجی،۱۵۷:۱۴۱۲)
۳-۳-۷ تصویر سازی با بهره گرفتن از طبیعت
یکی دیگر از هنرهایی که در خطابه این عصر به چشم می‌آید تصویرآفرینی است خطیبان تصویری را مجسم می‌کنند و به زبان آن سخن می‌گویند مثلاً در نمونه ذیل سوگند را به آن تصویر، نسبت می‌دهند.
«آلی عَلیهم الدهرُ ألیهً برّه[۲۷]» (مدرسی،۲۱۵:۱۳۸۰)
۳-۳-۸٫ ایجاز

 

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

پایان نامه حقوق اسیران جنگی نهایی ۱۲-۶-۱۳۹۱ (Repaired)

ج آوریل 9 , 2021
دانشگاه آزاد اسلامیواحد یاسوجدانشکده علوم انسانی، گروه الهیاتپایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A.»گرایش: فقه و مبانی حقوق اسلامیعنوان:بررسی تطبیقی جایگاه حقوقی اسیر جنگی در حقوق بین‌الملل عمومی و فقه امامیهاستاد راهنما:دکتر حسینعلی ملک نسباستاد مشاور:دکتر علی پورجواهرینگارش:مملکت سیاوش‌جوتابستان ۱۳۹۱ (مجادله، آیه ۱۱)دانشگاه آزاد اسلامیواحد یاسوجدانشکده علوم انسانی، گروه الهیاتپایان‌نامه […]