جستجوی مقالات فارسی – تأثیر کارایی سرمایه فکری روی عملکرد مالی و ارزش بازار شرکتها- قسمت …

نشان تجاری
رموز تجاری
متدولوژی ها
اسناد ومدارک
تصاویر
طراحی ها
برنامه ها
اختراعات
فرآیندها
پایگاههای داده
مطابق این مدل، سرمایههای فکری از سه جزء تشکیل شدهاند:
منابع انسانی: در این منابع هوش و خرد کارکنان سازمان در نظر گرفته میشوند. منابع انسانی منشاء فن، تخصص و حافظه سازمانی در خصوص موضوعات مهم و حائز اهمیت برای سازمان هستند. منابع انسانی، شامل تجارب جمعی، مهارتها و فوت و فن عمومی تمام کارکنان بنگاه است.
داراییهای فکری: دانش مشهود طبقهبندی شده و یا توضیحات فیزیکی از دانش خاصی را شامل میشود که سازمان میتواند ادعای مالکیت آن را نموده و بدون ایجاد مشکلی در حقوق معنوی، آنها را به سادگی خرید وفروش کند. هر تکهای از دانش سازمان، که معمولاً به شکل مستند کاغذی یا کامپیوتری است، به عنوان دارایی فکری سازمان تلقی شده مورد حمایت و حفاظت قرار گیرد. داراییهای فکری منشاء ایدهها و نوآوریهایی هستند که شرکتها و بنگاهها آنها را تجاری مینمایند.
مالکیت معنوی: مالکیت معنوی یک نوع دارایی فکری است که به صورت قانون قابلیت حمایت، حفاظت و پیگیری را داراست. از موارد مالکیت معنوی میتوان به حق اختراع، حق تألیف، علائم و نشان تجاری و اسرار و رموز تولید تجاری اشاره نمود.
۲-۶-۶-بنوفر[۳۶]: بنوفر تعریف و اجرای سرمایه فکری را توسعه داد و ۴ جزء متمایز برای سرمایه فکری قائل شد که عبارتند از سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه بازار و سرمایه نوآوری. او معتقد به رویکرد ارزش پویای سرمایه فکری است که در ابعاد پویا و سازمانی عملکرد اقتصادی اجرا می‌شود و در سطوح اقتصادی خرد و کلان یک جامعه تبلور می‌یابد. از دید این محقق سرمایه فکری به شرح نمودار(۲-۶) می‌باشد.
نمودار(۲-۹)طبقه بندی عناصر سرمایه فکری( بنوفر۲۰۰۲)
سرمایه انسانی
سرمایه بازار
سرمایه نواوری
سرمایه فکری
سرمایه ساختاری
بنوفر مدل ارزش پویای سرمایه فکری([۳۷]IC-dval) را ایجاد و مابین چهار جزء سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه بازار و سرمایه نوآوری تمایز قائل شد(شکل ۲-۶).
سرمایه انسانی: مجموعه از دانشهای فنی و روتین موجود در تفکرات کارکنان.
سرمایه ساختاری: همه آیتمهای نامشهود که از دانش ضمنی قابل تفکیک هستند.
سرمایه بازار: استعدادهای سازمانی در ارتباط با روابط با جهان خارج(به عقیده بونفرر این جزء شامل پایگاه داده، سهم بازار، شهرت و اعتبار و محصولات و خدمت جدید است).
سرمایه نوآوری: قابلیت نوآوری سازمان.
از سوی دیگر وی در رویکرد ارزش پویای سرمایه فکری، شاخصهای ویژهای را مدنظر قرارداده که بر روی بعد پویا و سازمانی عملکرد اجتماعی- اقتصادی[۳۸] تمرکز کرده و تحت شرایط مختلفی در سطوح خرد و کلان اقتصادی قابل اجرا است. وی در روش ارزش پویایی سرمایه فکری، چهار بعدی که منجر به توانمندی رقابتی شدن سازمان میگردد را با یکدیگر یکپارچه کرده است(نمودار ۲-۱۰).
منابع بهعنوان ورودیها: که اشاره به منابع مورد نیاز فرآیندهای تولیدی شامل منابع مشهود، میزان سرمایه‌گذاری درD&G و اکتساب تکنولوژی مناسب و … دارد.
فرآیندها: که نقش آنها در صفآرایی و بهکارگیری آن دسته از استراتژیهای پویای است که بر مبنای فاکتورهای نامشهود شکل گرفتهاند.
سرمایه فکری: بوسیله ترکیبی از منابع نامشهود ساخته شده و میتواند به نتایج ویژهای مانند دانش جمعی، حق ثبت و اختراعها، علامت تجاری، شهرت، رویههای عادی خاص و شبکههای همکاری منجر شود.
سطح خروجیها: عملکرد سازمانها(سهم بازار، کیفیت محصولات و خدمات) به صورت سنتی از طریق تحلیل موقعیت بازار محصولات و خدمات اندازهگیری میشود(چانگ، ۲۰۰۷).
بنوفر(۲۰۰۲) این چهار بعد را به یک چهارچوب یکپارچه تبدیل کرده و یک ارتباط بین ورودیها (منابع)، فرآیندها، دارائیهای نامشهود و عملکرد شرکت مطرح کرد.
نمودار (۲-۱۰)چارچوب ۴ بعدی IC- Dval

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

۲-۷- اندازه‌گیری سرمایه فکری

اگرچه روش‌های سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظهای به درک ارزش کسب و کار کمک میکنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل میدهد. روش‌های سنتی حسابداری، که مبتنی بر دارایی‌های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزشگذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارایی برای بسیاری از سازمانها است، ناکافی هستند. دیدگاه اندازهگیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد سازوکارهای اندازهگیری جدید برای گزارشدهی متغیرهای غیر مالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار دادههای سنتی، کمی یا مالی تمرکز دارد.
در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، اندازهگیری سرمایه فکری موضوعات مهم غیر مالی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در برمیگیرد. بنابراین رویکرد سرمایه فکری برای سازمان‌هایی که میخواهند ارزش عملکردشان به خوبی اگاهی داشته باشند، جامعتر است. تفاوتهای بین این دو رویکرد معنیدار هستند. در حالیکه حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازهگیری سرمایه فکری آیندهنگر است. اندازهگیری سرمایه فکری واقعیتهای نرم (کیفیت ها) را اندازهگیری میکند، در حالیکه حسابداری مالی واقعیتهای سخت (کمیت ها)را اندازهگیری میکند. اندازهگیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تأکید دارد، در حالیکه حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس میسازد به تدریج مشخص شدهاست که اندازهگیری مالی سنتی در هدایت تصمیمگیری استراتژیک ناکافی است و باید با اندازهگیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در این صورت مدیران به خوبی میتوانند از وضعیت موجود (نقاط قوت و ضعف)مدیریت سرمایه فکری شان مطلع شوند. به طور مشخص، اندازهگیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه‌ها، تأیید اهمیت برنامههای تحصیلی و آموزشیاش مفید است. اندازهگیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب وکار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهامداران یا سرمایهگذران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود(بونتیس،۲۰۰۰)[۳۹].

مدیر سایت

Next Post

مقاله علمی با منبع : تأثیر کارایی سرمایه فکری روی عملکرد مالی و ارزش بازار شرکتها- قسمت ...

د اکتبر 12 , 2020
– روشهای سرمایه فکری مستقیم[۴۳](DIC): این روش ها مقدار پولی دارایی‌های فکری را بوسیله شناسائی اجزاء مختلف این قبیل دارایی‌ها پیشبینی می‌کنند. یکبار که این اجزاء شناسائی شدند، میتوانند بطور مستقیم مورد ارزیابی قرار گرفته یا میتوانند با یکدیگرترکیب شده تا ارزش نهائی سرمایه فکری سازمان حاصل شود. همانطور که […]