پایان نامه حقوق

دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

اهداف و آثار رویکردهای این سیاست جنایی است مرتفع خواهد کرد.
چرا که فقه جزای اسلامی با به رسمیت شناختن کرامت انسانی ، توجه به ارزشهای اخلاقی به عنوان مبنای حقوق و همچنین احترام به حریم خصوصی ، طیف وسیعی از رویکرد ها را در اختیار دارد ،چنان که نه راه افراط در سزاگرایی و نه راه افراط را در اصلاح و درمان می پیماید، بلکه رویکرد میانهای را با در بر داشتن ابزاری چون سیاست بزه پوشی مطرح می کند.این سیاست به روشنی گرایش کیفری سیاست جنایی اسلام را در بازگشت مجرم به جامعه و اهتمام بر اصلاح او و کاهش آثار مخرب مجازات و رویکردهای صرفا کیفری نشان می دهد.
از آنجا که موضوع این پژوهش ،موضوع فراموش شده ای است که کمتر به آن پرداخته شده و همچنین مطرح نشدن راهکارهای عملی منسجم جهت اعمال این سیاست در قانون ، ضرورت تحلیل جرم شناسانه ی آن را دو چندان می کند.

روش پژوهش

برای رسیدن به هدف پژوهش و پاسخ به سئوالات ،با استفاده از روش کتابخانه ای ابتدا تلاش بسیاری جهت یافتن منابع مستقیم صورت گرفت که با توجه به کمبود این دسته از منابع با بررسی منابع غیر مستقیم در شاخه ی جرم شناسی، جامعه شناسی در قالب کتب فارسی و عربی و مقالات، پایان نامه ها و تقریرات اساتید، منابع و اطلاعات لازم جهت تدوین مطالب جمع آوری شدند.

سیاست جنایی اسلام با نگاهی جامع به پدیدهی مجرمانه مجموعه ای منسجم از رویکردها رادر برخورد با پدیدهی مذکور توصیه میکند.
بنا براین به منظور کاهش پیامد های منفی اقدامات نهادهای کیفری و در نتیجه شهرت فرد به هویتی مجرمانه و برچسب خوردن او، فقه اسلامی نه راه الغای نظام کیفری و تمرکز صرف بر اصلاح و تربیت را پیش گرفته و نه سزاگرایی صرف را دنبال میکند،بلکه با در بر داشتن رویکردهایی متعادل راه میانهای را برای کاهش تبعات بر چسب زنی و بر چسب خوردن افراد ، کاهش آثار اجتماعی و فردی آن توصیه می کند.

سیاست بزهپوشی نیز با احترام به کرامت انسانی،مصالح اخلاقی،به رسمیت شناختن حریم خصوصی و همچنین توجه سیاست جنایی اسلام به کیفرزدایی و پرهیز از سزاگرایی صرف در میان این گروه از رویکرد ها قابل شناسایی و تعریف است.
بنابراین با نگاهی جرم شناسانه عدم افشای جرم و نهانسازی زشتیها رویکردی است با هدف جلوگیری از برچسب خوردن و سیاست بزه پوشی نیز ضمن در بر داشتن مجموعه ای از آثار به عنوان رویکردی موثر جهت جلوگیری از برچسب خوردن معرفی می شود.
لذا در این فصل پس از بیان مختصری ازنظریهی برچسب زنی ،رویکرد های فقه اسلامی در جلوگیری از برچسب خوردن و بر چسب زذن و سپس تعریف بزه پوشی بیان خواهد شد.

مبحث اول: نظریهی برچسبزنی از دیدگاه منابع اسلامی

دیر زمانی است که متفکران و صاحبنظران حوزههای مختلف علم و اندیشه این نکته را واقعیتی انکار ناپذیر در حیات فردی و اجتماعی انسان میدانند،که بر چسبزدن میتواند تاثیری تعیینکننده بر رفتار و شخصیت فرد داشته باشد.آنان از چشم اندازهای مختلف و با سخنان و تعبیرهای گوناگون از این واقعیت سخن گفتهاند ،هوارد بکر و همکاران او دیدگاه خود را در این زمینه در قالب نظریه ای با عنوان برچسب زنی ارائه داده اند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این نظریه سنجش جرم عملاً فرایندی را تشکیل میدهد که در خلال آن افرادی که مناصب قدرت را در درون نظام جزایی در دست دارند ، کنشهای خاص افرادی معین را به عنوان کنشهای مجرمانه تعریف میکنند.بنابراین یکی از قلمروهای اصلی تحلیل در نظریه ی برچسبزنی ، مناسبات موجود میان مجرم و افرادی است که قدرت وارد آوردن برچسب را داردند.پیامد این قبیل مناسبات ، احتمال وقوع بدنامی است. نظریهپردازان بر چسبزنی بر آنند که فرایند برچسبزنی میتواند آثار منفی خاص خود را داشته باشد.آثاری از این دست که ممکن است شخص بر چسب خورده ، نقشی را به خود بپذیرد که در آن برچسب به او نسبت داده می شود.به بیان دیگر اگر بر شخصی انگ مجرم وارد آید این امر ممکن است موجب شود که او به شکلی متناسب با آن برچسب رفتار کند. در واقع می توان گفت نظریه بر چسب زنی به آثار وارد امدن برچسب بر روند رشد و تحول روانی و اجتماعی مجرمان اشاره دارد. که به این مطلب درفصل سوم اشاره خواهد شد.
بنابراین در نگاه یک نظریهپرداز برچسبزنی، پیامدهای احتمالی و منفی فرایند برچسب زنی ،باور لازم بودن مداخله در نخستین گام را تحتالشعاع قرار می دهد به نظر آنان بد نامی ناشی از مداخلهی رسمی دستگاه جزایی به خوبی میتواند افراد را به سوی فعالیت در نوعی پیشهی مجرمانه سوق دهد. از این رو نظریه برچسبزنی یادآور می شود که واکنش نظام جزایی در برابر رفتارهای مجرمانه باید مبتنی بر نوعی سیاست تغییر مسیر باشد.بدین معنا که باید تلاش کرد تا قشر هایی خاص از مجرمان به مسیری جدای از مسیرهای دادرسی در نظام جزایی هدایت شوند و مسیری که آنان را از تماس با بخش عمدهای از ارکان رسمی این نظام به دور میدارد.و از این طریق احتمال بد نام شدن آنان را کاهش دهد.
طرفداران نظریه بر چسب زنی بر این عقیده اند که تعریف رفتار خاص به عنوان جرم، همواره اعمال قدرت توسط گروههایی است که اختیار یا ابزار استفاده از قانون را برای حمایت از منافع خود و تحمیل ازرشها و عقاید خودشان بر کل جامعه داردند.
بنابرایان مطابق این نظریه ، هیچ رفتاری به طور ذاتی مجرمانه نیست و گروه های قدرتمند بر اساس ارزشهای خود، قوانینی را تصویب میکنند . وقتی قانونی وضع گردید، فردی که آن را رعایت نمیکند، به عنوان فردی که نمیتواند خود را با قوانین گروه سازگار گرداند در نظر گرفته میشود و بیگانه یا اجنبی خوانده میشود.این نظریه ،بر نسبی بودن رفتار مجرمانه تاکید دارد و ادعا میکند که یک عمل تنها زمانی جرم تلقی میشود که برچسب رفتار مجرمانه توسط دیگران به آن زده شود.
ملاحظه می شود که این نظریه بر نسبی بودن رفتار مجرمانه تاکید دارد و مدعی شده است که هیچ رفتاری را نمیتوان به خودی خود اشتباه و بد قلمداد نمود. این نسبی گرایی سبب شده است که از نقش آفرینی مواردی که هنجارهای اجتماعی بر نوعی وفاق در باب ارزشها متکی است، غفلت شود و لذا این نظریه از فهم و تبیین مواردی که یک رفتار ، فی نفسه زیان بخش و مخرب است، ناتوان مانده است.
در واقع با توجه به مفهوم جرم در این نظریه ، طرفداران آن بر این اعتقادند که معیار شناخت رفتار های خوب و بد (ارزشها و ضد ارزشها)، پذیرش و عدم پذیرش گروه اجتماعی حاکم است. پس این افراد، حسن و قبح افعال را تابعی از شاخص قبول و رد صاحبان قدرت در جامعه میداند و اعتقادی به حسن و قبح ذاتی افعال ندارند.
بر خلاف نظریه بر چسب زنی که جرم را ساخته و پرداختهی نگرش گروه ها و طبقات خاصی نسبت به رفتار دیگران و در راستای منافع آن گروهها می دانند و هیچ معیار واقعی برای آن نمیشناسد،از دیدگاه اسلام ، جرم واقعیتی عینی دارد و جرمانگاری در راستای تامین مصالح واقعی فرد و جامعه صورت گرفته است. و هیچ گونه جهتگیری خاصی در جهت منافع گروهها و طبقات خاص در آن دیده نمیشود.
نگرش نظریهی برچسبزنی به ماهیت جرم که ریشه در نسبیت مفاهیم و ارزشهای اخلاقی دارد ، با نگرش دین اسلام به کلی متفاوت است.از نظر اسلام ، هنجارها مبتنی بر ارزشها و ارزشها مبتنی بر باورها و باورها مبتنی بر واقعیاتی هستیشناختی و انسانشناختی هستند. که با سعادت و کمال واقعی انسان ارتباطی تنگاتنگ دارند.هر رفتار انسان بر اساس تاثیر واقعی که بر سعادت و کمال او دارد ارزیابی می شود و به هنجار یا نا بهنجار شناخته می شود.
«مسایل اخلاقی به معیار های سنجش، زاییده از جهان بینی ها بستگی دارد.آنها که اصل و اساس را جامعه در شکل مادی آن میبینند، چارهای جز قبول نسبیت در اخلاق ندارند.زیرا جامعهی بشری به طور دایم در تغییر و تحول است.و شکل مادی آن پیوسته دگرگون میشود.بنابراین چه جای تعجب که این گروه ،مرجع تشخیص رفتارهای خوب و بد را افکار عمومی جامعه و یا افکار گروه خاصی در جامعه و قبول و رد آن بدانند.»
«اما در اسلام که معیار اخلاقی و ارزش فضایل و رذایل از سوی خدا تعیین میشود و ذات پاک او ثابت و لایتغیر است ، ارزشهای اخلاقی ثابت خواهند بود و افراد و جوامع انسانی باید از آن الگو بگیرند و تابع آن باشند، نه اینکه اخلاق تابع خواست آنها باشد.»
آیات متعددی از قر آن مجید،خوب و بد و یا خبیث و طیب را به طور مطلق مطرح کرده است و وضع جوامع بشری را در این امر بی اثر می شمرد. در آیه 100 سوره ی مائده آمده است:
«بگو ناپاک و پاک برابر نیستند ، هر چند فراوانی ناپاک تو را به اعجاب افکند . پس ای خردمندان از خدای بترسید ، باشد که رستگار گردید»
در آیه 157 سوره ی اعراف در توصیفی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:
«آنان که از این رسول این ، این پیامبر امی که نامش را در تورات و انجیل خود نوشته می یابند، پیروی می کنند، آنکه به نیکی فرمانشان می دهد و …و چیز های پاکیزه را بر آنها حلال می کند و چیز های ناپاک را حرام و ….»
خداوند در آیه ی 243 سوره ی بقره می فرماید:
«………..خدا به مردم نعمت میدهد ولی بیشتر مردم شکر نعمت به جای نمی آورند».
و یا در آیه 103 سوره ی یوسف میفرماید :
« هر چند تو به ایمانشان حریص باشی ، بیشتر مردم ایمان نمی آورند».
در این آیات ،ایمان و پاکیزگی و شکر به عنوان یک ارزش محسوب شده اند، هر چند اکثریت مردم با آن مخالف باشند و بیایمانی و ناپاکی و کفران یک ضد ارزش به حساب آمده است ، هر چند از سوی اکثریت پذیرفته شوند.
امام علی (ع) نیز به طور مکرر در خطبه های نهج البلاغه بر این معنی تاکید کردهاند که پذیرش خوب یا بد عملی از سوی اکثریت هرگز معیار فضیلت و رذیلت و ارزش و ضد ارزش نیست .
در جایی می فرمایند:
«ای مردم در طریق هدایت از کمی نفرات وحشت نکنید ، زیرا مردم گرد سفره ای جمع شده اند که سیری آن کوتاه و گرسنگی اش طولانی است»
و در جایی دیگر می فر مایند:
«حق و باطلی داریم و برای هر یک از این دو اهلی است ، اگر باطل حکو مت کند جای تعجب نیست، از دیر زمانی چنین بوده است و اگر پیروان حق کم باشند ، چه بسا افزوده گردند. و پیروز شوند.»
تمام موارد ذکر شده نسبیت در مسائل اخلاقی را نفی میکنند.و پذیرش یا عدم پذیرش از سوی گروهی خاص را معیار ارزش یا عدم ارزش نمی دانند.
در تکمیل این بحث باید یادآوری کرد که واقعیت داشتن جرم از دیدگاه اسلام ، به معنای نفی ارزشهای اعتباری و قراردادی نیست .هر جامعهای برای اداره ی امور اجتماعی خود ناگزیر است ، ضوابط و قوانینی را بر اساس ارزشهای اعتباری و قراردادی وضع نماید که تخلف از آن هنجارها می تواند جرم به حساب آید.اما سخن این است که همهی ارزشها و هنجارهای اجتماعی این گونه نیستند و نمی توان آنها را ناشی از اعتبار و قرار داد اجتماعی دانست.

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان با موضوع منزلت اجتماعی

مبحث دوم: راههای پیشگیری از برچسبخوردن در منابع اسلامی

با نگاه به آموزههای دین اسلامی میتوان به این مطلب پی برد که راهکارهایی در جهت پیشگیری از برچسب خوردن فرد وجود دارند:که در این مبحث در قالب سه گفتار مطرح می شود.

گفتاراول: پرهیز از مواضع اتهام
یکی از آموزههای دینی که بر آن تأکید شده است، پرهیز از قرار گرفتن در مواضعی است که به انسان برچسب زده میشود.
اسلام به مؤمنان دستور داده تا خود را در معرض اتهام قرار ندهند و از گفتن سخنان و اعمالی که موجب سوء ظن میشود، پرهیز کنند تا مورد تهمت و برچسب خوردن قرار نگیرند. چنان که امیرمؤمنان علی (ع) فرمودند:
«کسی که خود را در مواضع اتهام قرار میدهد، نباید آن را که به او سوء ظن میبرد، سرزنش کند. »
همچنین در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:
«کسی که به مواضعی از مواضع اتهام برود و در میان مردم متهم گردد، باید خودش را سرزنش کند ».
و نیز از امیرمؤمنان حضرت علی (ع)، در وصیت به فرزندشان امام حسن مجتبی (ع) فرمودند:

«از محل اتهام بر حذر باش و همچنین از مجلسی که به آن گمان بد برده میشود، دوری کن ».
دلیل بر حذر داشتن مسلمانان از حضور در مواضع اتهام، آن است که این عمل زمینهساز برچسب خوردن و در مواردی انحراف و بزهکاری میشود.

گفتار دوم: عدم افشای جرم
مخفی داشتن و نهانسازی جرم، روشی است که به عنوان یکی از ویژگیهای سیاست جنایی اسلام مطرح است. سعی در بزهپوشی و جلوگیری از افشاء جرم و ترغیب شخص خطا کار به ستر گناه و پوشیدن خطا در منابع اسلامی مورد توجه بوده است و آن را از ابعاد و جنبههای مختلف دارای اهمیتی قابل توجه دانستهاند.
کشف و آشکار شدن جرم، غالباً با گسترش اخبار مربوط به آن همراه است که این امر با توجه به انتشار مکرر اخبار وقوع آن، ضعف حساسیتهای عمومی را نسبت به جرم در پی خواهد داشت. خبر عادی شدن جرم، علاوه بر تزلزل احساس امنیت در جامعه و شیوع ترس از جرم که مبتنی بر احتمال بزهدیده واقع شدن هر شهروندی است، غیر قابل اغماض و چشمپوشی است. کاهش زشتی جرم، وحشتناکترین پدیدهای است که می تواند امنیت و نظام جامعه را متلاشی کند. از این رو اشاعهی زشتی و بازگو کردن معاصی چنانچه با قصد و علم به آثار سوء آن مقارن باشد، با واکنشی شدید مواجه است.
«برای کسانی که دوست دارند در بارهی مؤمنان تهمت زنا شایع شود در دنیا و آخرت عذابی دردآور مهیاست و خدا میداند و شما نمیدانید ».
در روایات بیشماری، شخص خطا کار به ستر گناه و پوشیدن خطا ترغیب شده است. مجرم لغزش خویشتن را علنی نکند و به توبه و انابه قلبی بین خود و خدای خود رو آورد و به راه راست درآید و در جبران خطای خود بکوشد. در این باره آمده است:«فقیهان برآنند که مستحب است زانی و هر کس دیگری که گناهی مرتکب میشود، خطای خود را مخفی بدارد ».
جنبهی دیگری که در توجیه بزهپوشی به وسیله مجرم و ترغیب بدان مورد توجه قرار گرفته است. حفظ کرامت انسان میباشد. چرا که زندگی آمیخته با احترام و برخوردار از عزت و شرافت از مهمترین حقوق اساسی بشر است که به نحو گستردهای در نظام اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. به این موضوع در مبانی بزهپوشی مفصلاً پرداخته خواهد شد.
کیفر دارای خصوصیت ایلام، ایذاء و اهانت است که این اقدامی علیه عزت نفس انسان و شرافت اوست. بنابراین خود افشاگری و یا ظاهرسازی زشتیها از سوی مجرم که ملازم با هتک عزّت نفس اوست، نامطلوب شمرده شده است. تکلیف به حفظ کرامت نفس از اصولی است که در اخلاق اسلامی بر آن تأکید شده به طوری که اختیار تصرّف در حیثیت و آبرو از اطلاق تسلّط انسان بر جان و مال خویش استثنا شده است.
کیفیت مواجههی پیشوایان دینی با مجرمانی که نزد آنان به جرم خویش اقرار میکردهاند، همه بیانگر این است که آنان اصلاح و تحول باطنی مجرم را دنبال میکردهاند. به عنوان مثال، امیرالمؤمنین(ع) خطاب به مردی که برای چهارمین بار به منظور اقرار کردن به زنا نزد وی آمده بود، فرمودند:
«اگر به سراغ ما نمیآمدی به دنبالت نمیآمدیم» .
همچنین آن حضرت، خطاب به مرد دیگری که در حضور وی به ارتکاب زنا اقرار کرده بود، فرمودند: «آیا هر گاه یکی از شما مرتکب این کار زشت میشود، ناتوان است چنان که خداوند گناهش را پوشیده، پردهپوشی کند؟ »
از این گونه روایات در متون اسلامی کم نیست و همه دلالت بر جلوگیری از افشای جرم توسط مجرمان دارند که در راستای پرهیز از درگیر ساختن آنها با دستگاه عدالت کیفری است تا از برچسب مجرم خوردن و پیامدهای منفی آن پیشگیری شود.

مطلب مشابه :  منبع تحقیق درمورد معاونت در جرم

گفتار سوم: توبه
توبه یکی از راه کارهای کنترلی است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است. توبه در لغت به معنای بازگشت میباشد و در اصطلاح به معنای بازگشت از معصیت است. توبه عبارت از ندامت و پشیمانی است که اعتراف و اعتذار را در پی دارد و مانع بازگشت به اعمال مجرمانه و گناه میشود.
حقیقت توبه، بازگشت از راه ضلالت و گمراهی به راه هدایت و رشد کمال و بازگشت به خداوند پس از اعراض از اوست.
جهتگیری شارع مقدس در قرآن، همچنین اولیاء دی

پاسخی بگذارید