راهکارهای عملی تهذیب نفس در قرآن و نهج البلاغ- قسمت ۹

استفاده می­ شود که برای عارفان صبری است که قرآن با بشارت از آن یاد کرده است.[۱۸۱] قرآن مؤمنان را به صبر دعوت مى‏کند، زیرا در صبر فوایدى براى تربیت نفس و تقویت شخصیت و افزایش توانایى انسان در برابر سختی­ها و بارهاى سنگین زندگى و حوادث و مصائب روزگار و نیز بسیج نیرو براى ادامه جهاد در راه اعتلاى دین خدا، نهفته است. وقتى قرآن داستان انبیاء پیشین، پایان کار و پیروزى آنان را- با وجود دشمنی­هاى مخالفان بیان مى‏کرد، باعث تقویت روحیه مردم در مقابله با مشکلاتى مى‏شد که در راه ایمان براى آنها به وجود آمده بود. و این خود باعث تهذیب نفس انسان می‌شود.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۲-۵- توکل در کارها

 

توکل از نظر اهل دل فضیلت بالایی است و قرآن بارها و بارها به آن امر کرده است.
تَوَکُّل‏ از ماده «وکل» به معنای قبول وکالت و اعتماد است.[۱۸۲] یعنی واگذار نمودن تمام امور به صاحب آن و اعتقاد نمودن بر وکالت او. در واقع انداختن بدن در بندگی و تعلق قلب است به مالک او و قوای بدن را در راه اطاعت حق مصرف نماید.
انسان متوکل یعنی بریده از تمام آرزوهای خود و جدای از خلق و پیوسته به حق، اگر بنده­ای در راه تزکیه و تهذیب نفس بکوشد، خود توکل و سپردن خود و کار خود به خداوند و او را مهربان­تر از همه دانستن نردبانی می­ شود برای رسیدن به مقام قرب الهی.[۱۸۳]
شخصی نزد امام هشتم آمد و از ایشان در باره حد و مرز توکل پرسید، امام (ع) فرمودند:
«… لَا تَخَافَ‏ أَحَداً إِلَّا اللَّه‏»[۱۸۴]
(… با اتکای به خداوند از هیچ چیز نترسی.)
در نتیجه انسان باید همه چیز را از خدا دانسته و خود را وابسته به قدرت لا یزال او بداند و با این پیوند همچون قطره­ای که به دریا می­پیوندد خود را در امواج سهمگین بیندازد و از هیچ چیز نهراسد.
بالاترین مرحله توکل وقتی است که انسان حتی در سخت­ترین شرایط و بحرانی­ترین حوادث زندگی تنها بر خدا توکل کند و فقط او را مدبّر امور بداند.[۱۸۵]
در آیات قرآن نیز به این موضوع اشاره شده است:
(…کَذلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ‏ ما یَشاء )[۱۸۶]
«…. بدین گونه خداوند هر کارى را بخواهد انجام مى‏دهد.»
(… إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ‏ ما یُرید)[۱۸۷]
«خدا هر چه را اراده کند انجام مى‏دهد!»
(…وَ مَن یَتَوَکلَ‏ْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ…)[۱۸۸]
«… و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را مى‏کند…»
یکی از مظاهر ایمان و مکارم اخلاق توکل بر خدا و اعتماد به پروردگار متعال است. در قرآن در موارد متعددی توکل بر خدا را از ویژگی­های افراد با ایمان می­داند و می­فرماید:
(… وَ عَلىَ اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُون)[۱۸۹]
« … و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند!»
و یا در جای دیگر می­فرماید:
(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ‏ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ)[۱۹۰]
«مؤمنان، تنها کسانى هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان میگردد؛ و هنگامى که آیات او بر آنها خوانده مى‏شود، ایمانشان فزونتر مى‏گردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.»

 

۲-۶- توجه به نوافل

 

یکی دیگر از راه­های تهذیب نفس التزام به نوافل و مستحبات است. نوافل چنان مهم­اند که بعضی از فقها ترک جمیع سنن را از آن جهت که دلیل بر بی­اعتنایی به آداب شرع مقدس است حرام دانسته ­اند.[۱۹۱]
برای نوافل روزانه فضیلت بسیار است؛ بلکه در بعضی ترک آن را معصیت شمرده­اند. از اعمالی که در سازندگی انسان نقش بسیار دارد و در تقویت اراده اثر فوق العاده دارد نماز شب است. قرآن کریم به بیداری شب و طلوع فجر اهمیت فوق العاده دارد تا جایی که بدان قسم یاد کرده است:
(وَ الْفَجْرِ – وَ لَیَالٍ عَشْرٍ – وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ – وَ الَّیْلِ إِذَا یَسْر)[۱۹۲]
«به سپیده دم سوگند – و به شب­هاى دهگانه – و به زوج و فرد – و به شب، هنگامى که (به سوى روشنایى روز) حرکت مى‏کند سوگند (که پروردگارت در کمین ظالمان است)!»
و یا در آیات: (وَ الَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ – وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّس)[۱۹۳]
«و قسم به شب، هنگامى که پشت کند و به آخر رسد – و به صبح، هنگامى که تنفّس کند.»
در نیمه شب برخاستن و در مقابل عرش کبریایی ایستادن، در شخص نمازگزار حالتی پدید می­آورد که خود زمینه ساز مهذب شدن است. هر گاه سالک الی الله قدم در راه خود سازی نهاد و در طلب مقصد اصلی و خدایی حرکت نمود می­توان به نجات او امیدوار بود.[۱۹۴]
نوافل چند اثر مهم دارد، از جمله:

 

 

  1. محو گناهان، خداوند می­فرماید:

 

(وَ أَقِمِ الصَّلَوهَ طَرَفىَ‏ِ النهََّارِ وَ زُلَفًا مِّنَ الَّیْلِ إِنَّ الحَْسَنَاتِ یُذْهِبنْ‏َ السَّیَِّات…)[۱۹۵]
«در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین مى‏برند… »

 

 

  1. تقرب به خداوند، در قرآن آمده:

 

(وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسىَ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا محَّْمُودًا)[۱۹۶]
«و پاسى از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافى براى توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد!»

 

۲-۷- زهد

 

زهد ضد رغبت و حرص بر دنیا[۱۹۷] به معنای بی اعتنایی می باشد.
زهد و زهید همچنین به معنی چیز اندک و ناقابل هم آمده است. «الزاهد فی شیء» یعنی دوری کردن از چیزی و اکتفا نمودن به مقدار اندک آن.[۱۹۸]
زهد عبارتست از دل برداشتن از دنیا و اکتفا کردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن و یا عبارت است از پشت کردن به دنیا و رو آوردن به آخرت، بلکه از غیر خدا قطع نظر کردن و رو آوردن به خدا و این بالاترین درجات زهد است. پس هر که دل بردارد از چیزی که غیر خداست، حتی از بهشت و جز خدا چیزی را نطلبد و نجوید آن را زهد مطلق می­نامند.[۱۹۹]
زهد یعنی عدم تمایل و رغبت نسبت به چیزی که در آن جاذبه­ی میل و رغبت طبعا وجود داشته باشد و انسان در اثر عوامل اختیاری نسبت به آن بی­رغبتی نشان دهد و زیبایی و ارزش­های آن را نادیده بشمارد.[۲۰۰]
زهد منافاتی با زیادی مال و مقام، چنانچه محبت قلبی به آن پیدا نشود و مشغولیت به آن مانعی برای ذکر خداوند به وجود نیاود، ندارد. زهد در دنیا به معنی کوتاه بودن آرزوها و شاکر بودن به نعمت­های موجود و خودداری از هر چیزی است که خداوند حرام کرده است. زهد به معنای ضایع کردن حلال و حرام کردن حلال نیست؛ بلکه یعنی انسان به آن­چه در اختیار خود دارد دلبستگی بیشتری نسبت به آن‌چه نزد خداوند است نداشته باشد.
زهد فقط یک مرتبه در قرآن به کار رفته: (وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَهٍ وَ کانُوا فیهِ مِنَ الزَّاهِدین)‏[۲۰۱]
«و (سرانجام،) او را به بهاى کمى- چند درهم- فروختند؛ و نسبت به (فروختن) او، بى رغبت بودند.»
شخص زاهد کسی است که کار و تلاش در دنیا می کند، اما نسبت به آن بی اعتنا است.[۲۰۲]
زهد به عنوان یک فضیلت اخلاقی و معنوی مفهوم والایی دارد که در لسان عرفا یکی از منازل عبودیت است و به تعبیر دیگر زهد عبارت است از دل کندن از دنیا و حرکت به سوی منازل آخرت.
قرآن کریم در دو جمله­ کوتاه تعریفی جامع و شامل آورده که بر یک دنیا حکمت و معرفت مشتمل است:
(لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُور)[۲۰۳]

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

اجتماع حق فسخ با جبران خسارت- قسمت ۲

ج آوریل 9 , 2021
گفتار اول – امکان جمع حق فسخ با جبران خسارت درکنوانسیون ۴۶گفتار دوم – امکان جمع حق فسخ با جبران خسارت درحقوق ایران ۴۷ فصل سوم ـ آثار اجتماع فسخ و جبران خسارت………………………………………………………………….۵۲ گفتاراول- قاعده لاضرر ۵۳گفتار دوم- قاعده اتلاف ۵۵گفتار سوم- قاعده تسبیب ۵۵ گفتار اول– عدم تأثیر فسخ عقد ۵۷۵۸۶۶گفتار […]