روانشناسی با موضوع اثرات دارودرمانی بر اساس سن کودکان (دوره دبستان)

بعضی از تحقیق گران در مورد مصرف داروهای روان محرک به دلایل نظری و عملی اخطار داده ان (مانند،جنسن و همکاران،۱۹۹۹). اول اینکهً همونجوریکه می توان از هرگونه دارودرمانی با اینجور استفاده زیادی، توقع داشت، نگرانی هایی در مورد مشکلات جانبی این دوره هست. در بعضی از موارد، مشکل بشه بعضی از ویژگی های روان شناختی که به صورت مشکلات جانبی شدید بروز می کنن، مانند افزایش اضطراب رو از نشونه های مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی جدا کرد. تحقیق گرانی که این جور پرسشا رو مورد تحقیق قرار میدن همیشه تلاش دارن تعیین کنن که مثلا افزایش اضطراب به وجود اومده توسط مصرف دارو درزمان زمونه یا به خاطر این رخ می دهد که کودک به واسطه اثرات منفی شخصیتی یا بین فردی مشکل مشکل توجه/بیش فعالی کم کم مضطرب می شه (چرلند و فیتزپاتریک، ونس[۸] و همکاران،۱۹۹۹). علاوه بر این، بعضی از تحقیق گران در مورد موضوعات دیگه مربوط به دوز مناسب دارو، تجویز بیخود، اثر مصرف و نکاتی در مورد برنامه ریزی و اجرای روش اداره کردن کودکان تحت دارودرمانی، نگرانی مداومی رو بیان می کنن (بک، سیلورستون، گلور و دان[۹]،۱۹۹۹؛ بیدرمن و همکاران،۱۹۹۹، میلر[۱۰]،۱۹۹۹). کودکانی با این سن کم ممکنه درزمان دوره بسیار طولانی دارو مصرف کنن و روشن نیس که اثرات در حال افزایش اون روی رشد جسمی و یا هوشی کودک چه میشه (باکیننگهام،۱۹۹۹، موسسه ملی سلامت،۱۹۹۸). دلایلی هست نشون دهنده این که حساسیت نسبت به مشکلات جانبی داروها که در کودکان پیش دبستانی بیشتره (هاندن، فلدمن، لوریر و مورای[۱۱]،۱۹۹۹).اثرات جانبی دارو درمانی معمولاً خیلی زود ظاهر می شه،عادی ترین اثرات جانبی کوتاه مدت به کار گیری داروهای محرک عبارت ان از بی خوابی، کاهش اشتها، دل درد و سردرد. اثرات جانبی مثل این ها فقط در عده کمی از کودکان اتفاق می افتد که جزئئ و موقتیه.با این وجود درباره اثرات جانبی مصرف دراز مدت داروهای محرک اطلاعات محدودی هست اما یه اثر جانبی دارو در دراز مدت که بیشتر والدین درباره اون سؤال می کنن، کاهش احتمالی اندازه رشد کودکان می باشه(فرید من،دویال،۱۹۹۹ به نقل از بالاترین جایگاه السادات و محمدی،۱۳۸۱ ). ً تحقیق بیشتر در این بخش بسیار لازمه. در آخر، دارو رفتار حدود ۲۰% کودکان دارای مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی رو بهبود نمی بخشه (دوپاول و ایکرت[۱۲] ۱۹۹۷). نگرانی در مورد دخالت های دارویی در رسانه های عمومی هم درخشش داشته و به تناوب اخبار رسانه ای رو به میدون دست به گریبانی با رقابت های ارائه شده به وسیله این کودکان تبدیل می کنه (بانک[۱۳]،۲۰۰۰).

مشکلات

دخالت های غیردارویی خونواده محور هم می تونه رفتارای مزاحم کودکان دوره ابتدایی دارای مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی رو بهتر کنه و واسه بعضی از کودکان مؤثرتر از بقیه س. درکل به نظر می رسد که واسه کنترل مشکلات رفتاری کودکان، راهکارهای اصلاح رفتار مورد نظر مؤثرتر از راهکارهای دیگه شامل دخالت های شناختی-رفتاری یا شناختی باشه. درمان های شناختی-رفتاری بر مبنای فنون رفتاری قرار دارن که –در تلاش واسه افزایش کنترل شناختی فرد روی اعمال خود- با تلاش هایی بر ایجاد تغییر موثر در چگونگی تفکر مشخص در مورد رفتارای خود ترکیب شده ان (دوپول و ایکرت،۱۹۹۷؛ موسسه ملی بهداشت،۱۹۹۸).به کار گیری دخالت های اصلاح رفتار با هدف کنترل فعالیت رفتاری کودک و ساخت دهی به محیط کلاس به نظر می رسد که از نظر تحصیلی واسه کودک مؤثر باشه. درواقع می توان گفت محیط آموزشی مؤثر واسه کودکان دارای مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی باید محیط ساختارمند باشه.

آموزش های تربیتی باید مستقیما موضوع های محتوایی خاصی رو هدف بگیرن که کودک در اون مشکلاتی داره. راهکارهایی که ساختارمندی قابل توجه ای دارن، یادگیری رو پیشرفت می بخشن (دوپل و ایکرت،۱۹۹۸). مثلا، هروقت الگوسازی و تمرین زیاد با تقویت ترکیب شه، خوندن دروس ممکنه موثر تر شه، که همه اون، ساختارمندی قابل توجه ای رو در جهت تکلیف مورد یادگیری به وجود می آورد (نوئل[۱۴]و همکاران،۱۹۹۸). سوابق پژوهشی نشون می دهد که به خاطر بهره بردن از آموزش، لازمه که راهکارهای یادگیری به کودکان دارای مشکل مشکل توجه/بیش فعالی آموزش داده شه (فول استورم-برگرون،۱۹۹۸). لازمه که این کودکان نمایش عملی مشخص راه حل رو تجربه کنن. نه فقط توصیفی از اون رو بشنون. تمرین عملی تاکتیکا موفقیت بیشتری به دنبال داره تا اون که فقطً به این کودکان گفته شه که باید اون رو بکنن. این کودکان بیشتر نیازمند آموزش تکی، با دقیق شدن و فوکوس کردن روی موضوع محتوایی خاصی که نیاز به توجه داره مثل خوندن، ریاضی یا املا، از طرف معلم یا کمک معلم هستن. کار تکی و عملی، پرزحمت و سخته. بعضی از پژوهشا نشون داده ان که جلسه های تکی، با احتمال خیلی کم ممکنه به عنوان راهکارهای آموزشی کودکان دارای این مشکل مورد استفاده قرار بگیرن (کال وود-براث واید[۱۵]،۱۹۸۹). کاملا معلومه که در مورد کاربرد عملی و تاثیر اینجور رویکردهایی، تحقیق های بیشتری لازمه.

راه حل

رویکردهای درمانی چندجانبه- که بیشتر درمان چندالگویی[۱۶] نامیده می شه (مثل دارودرمانی و رفتاردرمانی)، واسه کودکان دارای مشکل مشکل توجه/ بیش فعالی موثر تره (گلداستین،۱۹۹۹). اما این راه و روش خطر ای رو دربردارد که ممکنه در درمان تکی مشاهده نشه. در گزارش بیانیه موسسه ملی سلامت (۱۹۹۸) گفته شده که رابطه و هماهنگی بین ارزیابیا و خدمات آموزشی (مدرسه محور) و بهداشتی (پزشکی) معمولاً بیشتر ضعیفه. تشخیص گذاران و دخالت گره های هر دو رشته ممکنه در ایجاد رابطه با خارج از رشته شون مشکل داشته باشن که این مشکل عاقبتای قابل توجه ای مثل بدترشدن شرایط کودک یا افزایش مشکلات جانبی مثل رفتارای ضداجتماعی به دنبال داره. رابطه و هماهنگی بین رشته ها چالشی در جفت و جور سازی خدمات واسه تمای افراد دارای ناتوانی بوده (درو و هاردمن،۲۰۰۰). به نظر می رسد که این شرایط واسه کودکان دارای مشکل مشکل توجه/بیش فعالی بدتر باشه چون حجم بالایی از درمان های دارویی و آموزش های مدرسه محور رادریافت می کنن. باتوجه بیشتر به آسون کردن رابطه بین پزشکان مربوطه و بقیه درمانگرها می توان این موقعیت رو بهتر کرد. به هرحال این رخ نمی دهد مگه اینکه به طور ارادی و هدف مند در برنامه های دخالت کودک آورده شه (باربارسی و اولسن[۱۷]،۱۹۹۸).

[۱]-Cunningham

[۲]-Ambrosini & Rapoport

[۳]-Teeter, Semrud-Clikeman

[۴]-Chabot

[۵]-Murrell

[۶]-Pelham

[۷]-Benedetto-Nasho, Tannock

[۸]-Cherland, Fitzpartrick, Vance

[۹]-Beck, Silverstone, Glor, Dunn

[۱۰]-Miller

[۱۱]-Handen, Feldman, Lurier & Murray

[۱۲]-Dupaul & Eckert

[۱۳]-Bank

[۱۴]-Noell

[۱۵]-Callwood,Brathwaid

 

[۱۶]-multimodal treatment

[۱۷]-Barbaresi & Olsen