پایان نامه حقوق

فایل رایگان پایان نامه حقوق : سلفیه

دانلود پایان نامه

ر هدف‏های دارای اولویت بالای واحد تصمیم گیری مشخص می‌شود، ثانیا میزان غافل گیری در برخورد با تهدید، بررسی می‌گردد و ثالثا زمان پاسخ گویی برای بحران، ارزیابی می‌شود.
برآیند این سه محور، میزان تأثیرات و درجه بحران را با توجه به سه عامل ذکر شده، تبیین خواهد کرد.
چنین رویکردی را هرمن در قالب مکعب بحران بیانی می‌کند که در این تحقیق نیز بررسی تأثیرات سلفیه بر بیداری اسلامی در قالب همین روش خواهد بود.
بر این اساس در مکعب بحران، هشت حالت متصور است:
جدول شماره 2: «هشت وضعیت احتمالی که حاصل ترکیب‌های متفاوت از سه ویژگی است
ردیف
تهدید
زمان
آگاهی
A
بحران
زیاد
کوتاه
غافلگیری
B
نوظهور
زیاد
زیاد
غافلگیری
C
کند
کم

زیاد
غافلگیری
D
تصادف
کم
کوتاه
غافلگیری
E
انعکاسی
زیاد
کوتاه
قابل پیش بینی

F
برنامه ای
زیاد
زیاد
قابل پیش بینی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

G
روال مند
کم
زیاد
قابل پیش بینی
E
اداری
کم
کوتاه
قابل پیش بینی
با توجه به این رویکرد، ابتدا باید اهدافی که توسط سلفی‏گری به خطر افتاده است، تبیین شود و سپس میزان غافلگیری مورد توجه قرار گیرد و آنگاه از نظر زمانی محاسبه شود که در تقابل با سلفیه در چه وضعیتی هستیم، آیا فرصت محدود است یا در دوره‏ای از زمان می‌توانیم با برنامه ریزی‏های میان مدت و دراز مدت به مقابله با این جریان بپردازیم.
1.2. نظریه پخش و تأثیرات سلفی‌گری بر بیداری اسلامی
در ابتدای فصل حاضر برای ارزیابی وضعیت تأثیر سلفیه بر فضای بیداری اسلامی از روش مکعب بحران استفاده شد و تبیین شد سلفیه شرایط بحرانی را برای جهان اسلام رقم زده است.
اما برای بررسی مصداقی و زوایای تأثیر به ناچار باید از روشی مناسب بهره جست. به نظر می‌رسد برای مصداق پژوهی تأثیرات سلفیه بر بیداری اسلامی، نظریه پخش یا اشاعه پاسخ گوی پرسش در این زمینه باشد.
نظریه پخش قدرت تبیین و توضیح هرگونه نوآوری فکری یا فیزیکی را دارد و هم علت اشاعه، نحوه گسترش و مسیرها و مجاری پخش آن و هم علل توقف آن و علل گسترش مجدد آن و نیز پایداری برخی از امواج و زوال برخی دیگر را توضیح می‏دهد. به عبارت دیگر اشاعه یا پخش عبارت است از فرآیندی که بر طبق آن یک امر فرهنگی که علامت مشخصه یک جامعه است، در جامعه دیگری به عاریت گرفته شده و مورد پذیرش قرار می‌گیرد.
همچنین در نظریه پخش از جریان اشاعه فرهنگی به عنوان وام گیری فرهنگی یاد می‏شود، که جوامع دیگر، هنجارهای فرهنگی یک جامعه را پذیرا می‌شوند.
پخش خود به انواع گوناگونی تقسیم می‌شود:
1.2.1. پخش جابجایی: این پخش زمانی رخ می‌دهد که افراد یا گروه‌های دارای یک ایده مخصوص، به طور فیزیکی از مکانی به مکان دیگر حرکت کنند و به این طریق، ابداعات و نوآوری‌ها در سرزمین جدید گسترش یابند.
1.2.2. پخش سلسله مراتبی: در این نوع از پخش، پدیده‌ها و نوآوری‌ها در قالب سلسله مراتب و از طریق توالی منظم دسته‌ها و طبقات، منتقل می‌شود و گسترش می‌یابد. ایده‌ها از یک فرد مهم به فرد دیگر، یا از یک مرکز شهری مهم به مرکزی دیگر گسترش می‏یابد. برخی این پدیده را «انتشار ریزشی» نیز گفته اند. یعنی فرایندی که از مراکز بزرگتر و مهمتر به مراکز کوچک تر سرازیر می‏شود.
1.2.3. پخش سرایتی یا واگیردار: این پخش در مقابل پخش سلسله مراتبی است. در این نوع پخش، گسترش عمومی ایده‌ها بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب صورت می‌گیرد، مانند اشاعه بیماری‌های مسری. این فرایند به شدت تحت تأثیر فاصله قرار دارد. بنابراین افراد و نواحی نزدیک، نسبت به افراد و نواحی دوردست، احتمال تماس بیشتری دارند.
دو نوع پخش سلسله مراتبی و سرایتی، از نوع پخش‌هایی هستند که دارای سرعت انتشار بالایی اند. در این دو نوع پخش، این افکار، اندیشه‌ها و مفاهیم اند که از سرزمین میزبان به سرزمین میهمان و جدید هجرت می‌کند و چون فیزیکی نیست دارای سرعت انتشار بالایی است. در واقع، هر دو از نوع پخش انبساطی تلقی شده‌اند.
عوامل نظریه پخش نیز در نگاه مبدع آن ـ هاگر استرند ـ در شش عامل خلاصه می‌شود:
حوزه یا محیط جغرافیایی که می‌تواند محیط پذیرا ـ همگرا ـ یا محیط ناپذیرا ـ واگرا ـ باشد.
زمان که می‌تواند به صورت مداوم یا به حالت دوره‌های متمایز از یکدیگر و متوالی در نظر گرفته شود. نقطه آغاز و تکوین پدیده‌ها را با T و دوره‌های متوالی آن را با t1,t2,t3 و نشان می‌دهند.
سومین عامل موضوع پخش است که ممکن است مادی یا معنوی باشد.
مبدأ پخش، مکان‌هایی است که محتوای پخش یا جریان مداوم پخش به آنها می‌رسد.
مسیر حرکت پدیده‌ها و مجاری انتقال نوآوری از مبدأ به مقصد فاصله جغرافیایی و فاصله اجتماعی ـ سیاسی در ارتباط پدیده‌ها را بیان می‌کند.
البته در این میان برخی از عوامل کاهنده پخش هستند. به عنوان نمونه میزان مسافت در پخش مؤثر است. به این معنا که هرچه از نقطه آغاز و مبدء از نظر مسافتی دور تر شویم، تأثیرات کمتر می‌شود. عامل دیگر زمان است که گذر زمان، نیز از میزان تأثیر می‌کاهد. علاوه بر دو مورد فوق، موانع و سدهای فرهنگی، جغرافیایی و… نیز عوامل کاهنده تلقی می‌شوند.
بر اساس نظریه پخش، یک امر فرهنگی که علامت مشخصه یک جامعه است، در جامعه دیگری به عاریت گرفته شده و مورد پذیرش قرار می‌گیرد. بر این مبنا در این تحقیق باید بررسی شود که نورم‌ها و هنجارهای فرهنگی سلفیه چگونه در فضای بیداری اسلامی توسعه و گسترش یافته است و چه انواعی از پخش در رشد و گسترش و تأثیرگذاری بر بیداری اسلامی مورد توجه بوده است و در این میان موانع گسترش نفوذ سلفیه در فضای بیداری اسلامی چه بوده است.
راهبرد و راهکار
پس از آن که ماهیت بحران در دو سطح تعریف شد و همچنین درجه اهمیت یا اولویت آن با توجه به تأثیراتی که بر بیداری اسلامی دارد، با تکیه بر روش تصمیم گیری و مکعب بحران مشخص شد، نوبت به تدوین راهبردهایی می‌رسد که برای مقابله با گسترش و نفوذ سلفیه در فرایند بیداری اسلامی مورد نیاز است.
واژه «راهبرد» (Strategy) مشتق از کلمه یونانی «استراتگوس» (Strategus) و مرکب از دو لغت «استراتوس» (Stratus) یعنی قشون و« آگاگس» (Agaugus) یعنی راهنما و به معنای فرمانده است. در یونان قدیم، فنون یا نقشه‌هایی که یونانیان و همچنین رومیان برای کسب پیروزی در جنگ به کار می‌بردند «استراتژوم» (Strategum) نامیده می‌شد. بر همین اساس، راهبرد در اصل و در معنای نخستین خود بیانگر حیله‌ها، نقشه‌ها و تدابیر نظامی بود. این اصطلاح در طول زمان به دو گونه معنای «دانش طرح‏ها و نقشه‏های نظامی» و دیگری به معنای «دانش حرکات و تاکتیک نظامی» اطلاق می‏گردید. ولی به تدریج منحصر در معنای اول شد و از همین رو، در نخستین تصوّر از راهبرد، آن را شیوه‏ای برای مدیریت صحنه نبرد و غلبه نظامی بر دشمن تلقی می‏کردند. اما در گذر زمان، کلاوزویتس تا حدودی حوزه و گستره کاربرد راهبرد را موسّع تر نمود و آن را «فن هدایت نیرو و تطبیق و هماهنگ ساختن نیروها جهت نیل به هدف‌های بزرگ» تعریف کرد. هر چند این تعریف نسبت به معنای اولیه آن دایره شمول بیشتری را دربر می‌گرفت، ولی این تعریف نیز همچنان راهبرد را بیانگر طرح‌های عملیاتی و تدابیر و هماهنگی‌های کلی در میدان جنگ تلقی می‏کرد و کمتر مسائل پیرامونی جنگ را دخیل در امر راهبرد می‏دانست.
“لیدل هارت” نخستین کسی بود که تلاش کرد معنای راهبرد را از دایره صِرف تدبیر میدان نبرد و امور مربوط به جنگ خارج و گستره مفهومی آن را فراخ تر نماید و تعریف این واژه را به امور سیاسی و کشورداری نیز مرتبط کند. مبتنی بر این هدف، وی راهبرد را «هنر (فن) تخصیص و کاربرد ابزار و وسایل نظامی برای نیل به هدف‌های سیاسی» تلقی کرد و بر این اعتقاد بود که راهبرد باید پلی باشد برای تحقق هدف‌های سیاسی یک کشور ـ ملت که تأمین امنیت ملی در رأس آنها قرار دارد.
به واسطه این توسّع در معنای راهبرد، انجمن تحقیقات نظامی وابسته به وزارت دفاع آمریکا نیز با تسرّی بخشی بیشتر به معنای این واژه، راهبرد را «علم و فن توسعه و کاربرد قدرت‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی یک ملت به هنگام صلح و جنگ به منظور تأمین حداکثر پشتیبانی از سیاست‌های ملی و افزایش احتمال پیروزی و تقلیل احتمال شکست» تعریف نمود. بدین ترتیب مفهوم راهبرد از معنای صرفاً نظامی خود به “راهبرد ملی” تبدیل شد که امروزه نیز در مفهوم گسترده تری تحت عنوان “راهبرد جامع” یا “راهبرد کلان” نامیده می‌شود. راهبرد جامع بیانگر فن، هنر یا دانش تصمیم گیری‌های منظم و حساب شده از طریق اطلاعات در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی است.
بر اساس آنچه که گذشت می‌توان بر این نظر بود که راهبرد نظامی، عبارت است از دانش، هنر و فن به کارگیری قوای نظامی یک ملت برای تأمین اهداف سیاسی آن. یعنی تصمیم گیری‌های منظم در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی برای حصول به اهداف ملی را راهبرد ملی و مترتب بر آن، تصمیم گیری در امور مربوط به جنگ و سایر امور نظامی جهت تحقق اهداف و منافع ملی را راهبرد نظامی گویند.
با این حال در این تحقیق مراد از راهبرد، سیاست‌های کلان حاکم بر روابط میان سلفیه و جمهوری اسلامی ایران در عرصه بیداری اسلامی است. به این معنا که اهداف(سیاست‌ها و راهبردهای کلان) جمهوری اسلامی در تعامل یا تقابل با سلفیه کدام است، تا به توان بر اساس آن به تبیین راهکارهای لازم جهت نیل به این اهداف دست یافت؟
مراد از راهکار در اینجا، همان روش رسیدن به راهبردهاست. یعنی چه روش‌ها و متدهایی برای رسیدن به اهداف و سیاست‌های کلان در حوزه مقابله با سلفیت وجود دارد. در حالی که راهبرد ماهیت انتزاعی دارد، راهکار ماهیت عملیاتی و اجرایی دارد؟ راهبرد، راه را به انسان نشان می‌دهد و راهکار، روش طی مسیر را به انسان یاد می‌دهد. بنابراین رابطه میان راهبرد وراهکار، رابطه یک سویه است. یعنی ابتدا باید راهبردها و استراتژی‌ها و سیاست‌ها مشخص شود و سپس راهکارها و روش‌های نیل به اهداف و سیاست‌ها مشخص شود و در سایه انجام مناسب راهکارها، راهبردها محقق شود.
در بحث سلفیه نیز هدف آن است که ابتدا، راهبردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی در مقابله با سلفیه تبیین شود و سپس راهکارهای نیل به این راهبردها مشخص گردد.
2. مفاهیم
برای فهم تأثیر و تآثرات سلفی‌گری بر بیداری اسلامی و تبیین راهکارهای جمهوری اسلامی ایران در مقابله آن، ابتدا باید سلف و سلفی‌گری مفهوم شناسی شود و سپس نقش و تأثیر آن مورد بررسی قرار گیرد. شکی نیست که مفهوم «سلف» از مفاهیمی است که هرچند در میان مسلمانان بار ارزشی دارد، اما توسط مکتب «سلفی‏گری» مصادره شده و در مفهوم آن، انحراف پدید آمده است. بی‏‏شک، آشنایی با این مفاهیم، نقش مهمی در فهم اندیشه «سلفی‏گری» خواهد داشت.
2.1. نقد و بررسی مفهوم سلف
مفهوم سلف، در گفتمان «سلفی‏گری» نقشی کلیدی دارد و کانون و محور آن شمرده می‏شود. ازاین‌رو، آشنایی با این مفهوم در اندیشه سلفی‌گری و وهابی، ضروری است.
2.1.1. معنای لغوی
«سلف» در لغت به معنی «پیشین» است. «سَلَفَ، یسلِفُ، سَلفاً و سلوفاً»، صیغه‌های صرفی و مصدر «پیشی گرفتن» است. به‌گفته «ابن‌فارس»، سلف، اصلی است که بر تقدم و سبقت دلالت دارد. پس سلف کسانی هستند که در گذشته بوده‌اند. «جوهری» نیز معتقد است که «سَلَفَ» به معنی «مضی» ـ یعنی گذشته ـ آمده است و سَلَفَ الرجل، یعنی «پدران گذشته مَرد». با توجه به این تعاریف، سلف معنایی نسبی دارد؛ هر زمانی، سلفِ زمان آینده خود است و در برابر آن، «خَلَف» قرار دارد؛ به‌عبارت ‌دیگر، ما نسبت به آیندگان، «سلف» و نسبت به گذشتگان «خلف» شمرده می‌شویم.
معنی متداول سلف نزد عامه مسلمانان، همان معنایی است که از ظاهر این لفظ استفاده می‏شود و هنگامی که «صالح» به آن اضافه گردد، به معنی گذشتگانی است که برای آیندگان مایه افتخار و سربلندی بوده‏اند. از این منظر، پیشینیان به‌سبب انتقال معارف اسلامی به نسل‌های بعدی (خلف) و مجاهدت‏هایی که برای حفظ کیان دین متحمل شده‏اند، دارای ارزش و احترامند. البته بی‏شک نزدیکی به عصر بعثت نیز به‌سبب قداست پیامبر گرامی اسلام9، خود عاملی برای احترام و عظمت گذشتگان شده است.
با این حال، در منابع اسلامی هرگز چنین یادمان افتخارآمیزی به معنی وجود ویژگی خاصی برای آن‌ها در حوزه تشریع نبوده است؛ به‌گونه‏ای که گفتار و رفتار آنان، هم‌ردیف گفتار و رفتار پیامبر گرامی اسلام9 تلقی شود و منشأ ایجاد حکم جدیدی در آیین اسلام گردد؛ بلکه هماره دیدگاه‏ها و نظرات آنان، به‌عنوان نظراتی که قابل توجه و دقت است، مورد توجه دوره‌های بعد بوده است.
2.1.2. معنای اصطلاحی
معنی اصطلاحی سلف، در بدعتی ریشه دارد که ابن‌تیمیه در قرن هفتم ایجاد کرد. وی برخلاف گذشتگان (سلف)، به مفهوم‌پردازی واژه «سلف» پرداخت و آن را در معنایی به کار برد که تا آن زمان، اندیشمندان اسلامی چنین معنایی را درباره سلف اراده نکرده بودند. مهم‌ترین بدعتی که ابن تیمیه و سپس سلفیان پس از او ‌بنیان نهادند، گسترش منابع تشریع به صحابه، تابعین و تابعین تابعین بود. به‌گفته ابن‌تیمیه:
“سلف کسانی هستند که در سه قرن بهتر اسلام زندگی می‏کردند و دارای تمامی فضایل بودند و آنان برای حل هر مشکلی، شایسته‏تر از سایرین هستند…”.
وی سپس توصیه می‏کند: “بر شما باد به آثار سلف. آنان آن‌چه را موجب شفا و کفایت است، آورده‏اند و پس از آن‌ها کسی چیزی که آنان ندانند، نیاورده است.”
وی تا آن‌جا پیش می‏رود که در کنار کتاب و سنت پیامبر9، سنت این گروه را نیز به‌عنوان یکی از منابع دین ذکر می‏کند:
“احکام الهی از سه راه ثابت می‏شود: کتاب خدا، سنت پیامبر9 و آن‌چه نخستین مسلمانان به آن عمل کرده‏اند؛ و تمسک به غیر از این اصول سه‌گانه برای اثبات حکم شرعی، جایز نمی‏باشد…”
وی در جایی دیگر می‏گوید: “استحباب افعال و داخل کردن آن‌ها در دین، به کتاب خدا، سنت پیامبر9 و آن‌چه نخستین گروندگان به اسلام بر آن بوده‏اند، ثابت می‏شود و جز این موارد، همه نوپدیدند و استحبابی ندارند.”
او هم‌چنین روش اهل سنت را جدا از پی‌روی از پیامبر گرامی اسلام9 ، پی‌روی کامل از سلف می‏شمارد. ابن‌قیم، شاگرد ابن‌تیمیه، این مسیر را ادامه می‏دهد و فصلی را با عنوان «فی جواز الفتوی بالآثار السلفیه والفتاوی الصحابیه» می‏گشاید. پایان این زنجیره، به وهابیان می‏رسد که می‏گویند: “ما معتقدیم که بدعت ـ و آن چیزی است که پس از سه قرن اول رخ داده است ـ برخلاف کسانی که آن را به خوب و بد، یا پنج نوع تقسیم می‏کنند، مطلقاً نکوهیده است.”
این در حالی است که بسیاری از کسانی که ظاهراً به سلفیان نزدیکند نیز چنین دیدگاهی را برنمی‏تابند. برای نمونه، شاطبی چنین جایگاهی را تنها به صحابه نسبت می‏دهد:
“سنت صحابه، سنتی است که به آن عمل می‏شود و محل رجوع است…”
2.2. نقد و بررسی حدیث خیره و مشروعیت سلف
مهم‌ترین دلیلی که سلفیان برای مشروعیت سلف ارائه کرده‏اند، حدیثی منسوب به پیامبر9 است:
«خیر الناس قرنی، ثم الذین یلونهم، ثم الذین یلونهم، ثم یجیء اقوام تسبق شهاده احدهم یمینه و یمینه شهادته»؛ «بهترین مردم، (مردمان) قرن من هستند؛ سپس کسانی که در پی ایشان می‌آیند و سپس دیگرانی که در پی آنان می‌آیند. پس از ایشان، مردمانی می‌آیند که گواهی هر یک، سوگندشان، و سوگند هرکدام، گواهی‌شان را نقض می‌کند.»
سلفیان با تکیه بر این حدیث، سه قرن نخستین اسلام را بهترین قرون اسلام می‏شمارند و به همین سبب، برای کسانی که در این سه قرن زندگی کرده‏اند، مرجعیت در ابعاد مختلف قائلند. به‌عقیده آنان، نه‌تنها پیامبر گرامی اسلام9 در این حدیث به «بهترین بودن» مسلمانان سه قرن نخست اسلام گواهی داده، بلکه مردمان قرون بعدی را مذمت کرده است و چنین وضعیتی نشانگر ضرورت پی‌روی نسل‏های بعدی از این سه قرن است که در اصطلاح

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره حقوق بشر

پاسخی بگذارید