پایان نامه های روانشناسی

منابع و ماخذ تحقیق رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

مانند بیمارانی که سال ها در بستر بیماری بوده اند سالخوردگان ساکن آسایشگاه های سالمندان و…
2- آنان که در حد بسیاری زیادی به گروه احساس تعلق می کنند و نمی توان آنها را از گروه جدا نمود مانند نظامی ها، شبه نظامی ها و…
3- آنان که ناگهان از گروه اخراج می شوند مانند بازنشستگان، اخراج شده ها، مطلقه ها و…
4- آنان که بدون اختیار خود به عضویت گروهی در آمدهاند زندانیان و …. (صدیق سروستانی،1383: 168). بطور کلی عوامل خودکشی را می توان در سه حوزه کلی دسته بندی نمود:
– اختلالات روانی و پزشکی
– مسائل اجتماعی
– مسائل ارگانیکی و جسمانی
اختلالات روانی در حوزه ویژگی های فردی است، اعتیاد، الکلیسم، اسکیزوفرنی و … موجب بروز حالتی در فرد می گردد که وی را به سوی خودکشی هدایت می نماید. در حالی که مسائل اجتماعی بیشتر به مسائلی چون مشکلات خانوادگی، بیکاری، جرم، محرومیت، فقر، جدائی و … می پردازد. در این حوزه هم نمی توان بصورت کامل منفک و مجرد از مسائل فردی به بحث نشست به هر روی هم ویژگی های فردی می تواند منجر به بروز مسائل اجتماعی گردد و هم مسائل اجتماعی می تواند ویژگی های فردی را تولید یا تشدید نماید.
اعتیاد، الکلیسم و بسیاری از بیماری های روانی می تواند محصول مسائل اجتماعی باشد و از سوی دیگر فردی که قابلیت های زندگی اجتماعی را ندارد و همچنین درونگرا و گوشه گیر است از اعتماد به نفس کافی برخوردار نمی باشد حساس و بدبین است، ساده و خوش باور است و … در حل مسائل روزمره زندگی اجتماعی خویش دچار مشکلاتی می شود که منجر به خودکشی می گردد اما گزینه سوم که شامل مسائل ارگانیکی و جسمی است ارتباطی مستقیم با بحث مورد نظر ما دارد که شامل مشکلات و مسائل جسمی مانند بیماری ها و معلولیت ها می باشد. بدیهی است جانبازان که به نوعی معلولیت دچار می باشند در هماهنگ شدن با گروهی که به آن تعلق دارند دچار مشکلاتی خواهند شد که حل آنها یا عدم توان حل آن نتایج مختلفی خواهد داشت، هر چند که نمی توان انتظار داشت این مشکلات و مسائل مختلف ممکن است منجر به خودکشی شود اما احتمالاً پیامدهایی به همراه داشته باشد که به مراتب تأثیرات سوء آن از خودکشی نیز بدتر باشد.
3) عوامل اجتماعی مؤثر بر خودکشی
در تبیین جامعه شناختی خودکشی شناسایی عوامل اجتماعی که موجب رخ دادن پدیده خودکشی می گردد مهم می باشد عاملی چون رفاه اقتصادی، فقر، طلاق، اعتیاد، زندگی سنتی و مدرن و …. تمام عوامل فوق می توانند دلایلی برای خودکشی باشند.
رفاه اقتصادی و افزایش درآمد افراد موجب فردگرا شدن میگردد و افراد را از تعلقات جمع گرایانه جدا و به حوزه ای کاملاً فردی وارد می نماید در چنین حالتی پیوندهای اجتماعی افراد بسیار ضعیف و محدود به گروه و طبقات خاصی آن هم در امور خاصی می گردد اصولاً همبستگی های مکانیکی و روابط عاطفی قوی کمتر است و بیشتر پیوندها مبتنی بر نیازهای شغلی و طبقاتی است حتی در این خانواده ها و افراد ازدواج مساله ای برای دست یافتن به موقعیت اقتصادی و اجتماعی بهتر تلقی می گردد یا برای رسیدن به جهانی نو این دسته از افراد چون به سمت فردگرایی پیش می روند در حل مسائل خود نیز سعی در تکروی و تنها بودن دارند و در نهایت نیز با مشکلات فراوانی روبرو می شوند و از همین رو نرخ خودکشی در کشورهای فنلاند، دانمارک، بلژیک، ایلات متحده، انگلستان و استرالیا بالاتر است(ستوده،1386: 220).
اما از دیگر متغیرهای اجتماعی که در بررسی آماری افزایش خودکشی را نشان می دهد زندگی صنعتی و گسترش شهرنشینی است. شهر نشینی از علائم و عوارض مدرنیته است هر چند مدرنیته دارای جنبه های مختلف و پیچیده ای است که ویژگیهای خاص خود را برای آن به همراه دارد اما شهرنشینی را به عنوان سمبل آن می توان مورد توجه و دقت قرار داد چرا که گسترش شهر نشینی در اثر صنعتی شدن جوامع و گسترش صنعت است در نهایت زندگی شهری که ویژگی های منحصر به فردی داشت موجب بالارفتن توقعات، کار زیاد، فاصله گرفتن آدم ها از هم، کاهش همبستگی مکانیکی و افزایش وابستگی ارگانیکی و در نهایت جدا شدن آدم ها ازیکدیگر و افزایش حس تنهایی در آنان می شود البته با گسترش فرهنگ زندگی شهری و رشد مصرف گرایی به روستاها، شکل زندگی روستایی به معنی سابق اهمیت خود را از دست داد به همین دلیل امروزه در بسیاری از کشورها چون ایالات متحده ما شاهد رشد خودکشی در روستاها هم هستیم.
مذهب از دیگر عوامل اجتماعی موثر بر خودکشی است براساس بررسی های دور کیم نرخ خودکشی در گروه های مذهبی با میزان همبستگی اجتماعی طرفداران مذاهب مختلف ارتباط دارد. البته برخی از ادیان و مذاهب مانند اسلام بطور کلی خودکشی را رد کرده و آن را عملی مذموم می شمارند به گونه ای که فردی که خودکشی نماید مرتکب عمل خلاف شرع شده و مستوجب عقوبت می باشد در حالی که مکاتبی چون کنفوسیوس، بودا و هندوئیسم مخالفت چندانی با خودکشی ندارند.
یکی از عوامل اجتماعی دیگری که به شدت در افزایش و کاهش خودکشی نقش اساسی دارد دین می باشد. دین قادر است که در جوامع مختلف با ایجاد هنجار و ارزش های اجتماعی خاص رفتار و عمل کنشگران اجتماعی را به سمت و سویی خاص سوق دهد، این در حالی است که به همان اندازه نیز در ایجاد همبستگی و روحیه ی تعاون در افراد جامعه تأثیرگذار است. یکی از فاکتورهای اساسی که نشان دهنده ی میزان همبستگی بالا در یک جامعه ی خاص می باشد میزان سرمایه ی اجتماعی می باشد، که یکی از ابعاد سرمایه ی اجتماعی میزان مشارکت افراد و گروه ها در فعالیت های اجتماعی است که این خود منجر به ایجاد فعالیت های دسته جمعی بدون از بین رفتن فردیت افراد می شود که در نتیجه این مشارکت خود می تواند عاملی اساسی در بازدارندگی افراد از ارتکاب خودکشی باشد، ذکر این مطالب به این خاطر بود که دین یکی از عوامل به شدت قدرتمند در جامعه می باشد که می تواند نقش زیادی را در ایجاد سرمایه ی اجتماعی در جامعه بازی کند.
بطور کلی هر نوع تقویت پیوندهای اجتماعی موجب کاهش نرخ خودکشی و هر نوع عملی که موجب کم رنگ یا بریده شدن پیوندهای اجتماعی گردد موجب افزایش میزان خودکشی می گردد، به همین دلیل طلاق در برابر ازدواج، مرگ و میر در برابر زاد و ولد، بیکاری در برابر اشتغال، اخراج در برابر پذیرش و …. موجب افزایش و کاهش نرخ خودکشی میگردند هر چند در مطالعه و بررسی آسیب های اجتماعی چه در تولید و چه درپیشگیری و درمان پیوندهای اجتماعی از مهمترین عناصر مورد توجه هستند در خودکشی این پیوندها از اهمیت قابل ملاحظه و چشمگیری برخوردارند به گونه ای که در تمام انواع خودکشی هایی که دورکیم شناسائی کرده اثر میزان پیوندهای اجتماعی بر خودکشی یا عدم خودکشی قابل ملاحظه می باشد.
2-15) مطالعهی تحقیقات پیشین
1) سلیمی و دیگران(1387) در پژوهشی با عنوان ابعاد رضایت زناشویی در همسران جانباز علاوه بر اینکه به بررسی تعیین ابعاد رضایت زناشویی در همسران جانباز جنگ تحمیلی می پردازند، بلکه همچنین رابطه ابعاد رضایت‏ زناشویی با سلامت روانی و مشکلات روان‏شناختی را نیز مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهند. روش پژوهش آنها نیز در تحقیق حاضر کمی و از پرسشنامه ساخت یافته برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است، بدین منظور از 104 نفر از همسران جانبازان(اعصاب و روان یا شیمیایی)درخواست شده تا پرسشنامه‏های این تحقیق را پاسخ دهند. آنها در پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال بوده اند که آیا همسران جانباز جنگ رضایت زناشویی مطلوبی دارند؟ نتایج‏ این پژوهش نشان می دهد که بین متغییرهای جمعیت‏شناختی و رضایت زناشویی کل‏، رابطه معناداری وجود ندارد به عبارتی دیگر اکثریت همسران جانباز رضایت زناشویی‏ متوسط دارند. افزون بر این، بیشترین و کمترین همبستگی بین نمره کل‏ رضایت زناشویی به ترتیب با زیر مقیاس‏های حل تعارض و جهت‏گیری‏ مذهبی به دست آمده است. همچنین یافته‏ها ی پژوهش نشان داده است که بین رضایت‏ زناشویی و مشکلات روان‏شناختی رابطه منفی و معنادار وجود دارد.در مجموع می‏توان از نتایج این پژوهش بیان کرد،که همسران جانباز جنگ تحمیلی با توجه به‏ باورهای مذهبی و پذیرش احتمال آسیب‏های شدید جسمانی و روانی‏ شوهران خود با همسران خود رابطه رضایت‏بخش زناشوئی داشته‏اند و تعداد فرزندان، درصد جانبازی، و افزایش سن نتوانسته این رابطه را به طور معنادار خدشه‏دار کند. ولی در نهایت نویسندگان کمک‏های روانشناختی را برای‏ جلوگیری از آسیب‏های احتمالی و فرسودگی توصیه می کنند.
2) در پژوهشی دیگر با عنوان تأثیر معلولیت جانبازان 52 درصد به بالا بر مسائل خانواده از دیدگاه همسران آنها در شهر اصفهان، قلی زاده و مرتضوی کهنگی(1384) به بررسی تأثیر معلولیت جانبازان 52 درصد به بالا بر مسائل خانوادگی از دیدگاه همسران آنها در شهر اصفهان پرداخته اند، روش پژوهش حاضر کمی و جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه ساخت یافته صورت گرفته است. جامعه ی آماری پژوهشگران نیز 810 نفر از خانواده های جانباز شهر اصفهان بود که نمونه به صورتی تصادفی از بین آنها انتخاب شده اند. نتایج به دست آمده در مورد سؤالات پژوهش حاکی از این می باشد که معلولیت جانبازان 52 درصد به بالا بر روی مدیریت خانواده، امور تربیتی‌ فرزندان، روابط عاطفی و روانی اعضای خانواده، امور تحصیلی فرزندان و امور اقتصادی و معیشتی خانواده بیش از حد متوسط با احتمال 59 درصد تأثیر داشته؛ ولی بر روی رفتار اجتماعی اعضای خانواده کمتر از حد متوسط بوده است.
در ارتباط با پیشینه ی تحقیق باید گفت که تلاش پژوهشگر در این راستا بوده که مرتبط ترین منابع مربوط به موضوع پژوهش مورد تحلیل قرار گیرد.
3) تولائی و حلی ساز در پژوهشی با عنوان بررسی همه گیر شناسی خودکشی موفق در جانبازان با بررسی 82 پرونده خودکشی جانبازان که به کمیسیون پزشکی بنیاد ارجاع شده و توسط یک پرسشنامه 28 سوالی مورد بررسی قرار گرفته بودند به این نتیجه رسیدند که بیشتر خودکشی ها توسط افراد جوان ، متأهل، بیکار، با وضعیت اقتصادی ضعیف و سطح تحصیلاتی پائین صورت گرفته است. که در این میان همچنین 17.1 درصد مجرد، 74.4 درصد، 7.3 درصد بیسواد، 56 درصد ابتدائی 14.6 درصد راهنمائی،17.1 درصد دبیرستانی و 4.9 درصد دانشگاهی بوده اند.
4) در پژوهشی دیگر که توسط تیمی اساتید پزشکی دانشگاه مازندران در سال 1376 مورد بررسی قرار گرقته است به بررسی همه گیر ی اختلالات روانی در جانبازان ساری پرداخته اند. این پژوهش روی 200 نفر از جانبازان با معلولیت 25 درصد و بالاتر انجام گرفته است که در نهایت آنها به این نتیجه رسیدند که 85.5 درصد از افراد مورد مطالعه دچار نوعی اختلال روانی بوده اند، به لحاظ موقعیت شغلی کارمندان و افراد بیکار با 26.5 و 21.5 درصد بالاترین سطح شیوع را داشتند و در پایان اینکه بیشترین شیوع در جانبازانی با معلولیت 25 تا 39 درصد می باشد.
5) عبادی و همکاران(1391) در پژوهشی با عنوان مقایسه تأثیر آموزش دو روش حل تعارض و مدیریت هوش هیجانی بر رضایت از زندگی همسران جانبازان اعصاب و روان به مقایسه ی دو روش تأثیر آموزش بر حل تعارض و مدیریت هوش هیجانی بر رضایت از زندگی همسران جانباز اعصاب و روان پرداخته اند. نمونه مورد نظر 90 نفر از همسران جانبازان اعصاب و روان در بیمارستان بقیه الله بوده که با تخصیص تصادفی در سه گروه حل تعارض، مدیریت هوش هیجانی و شاهد تقسیم شده اند. برای گروه حل تعارض برنامه آموزشی در سه جلسه دو ساعته به مدت سه هفته و برای گروه مدیریت هوش هیجانی برنامه آموزشی در پنج جلسه دو ساعته به مدت پنج هفته، به صورت آموزش گروهی ارائه شده است و برای گروه شاهد هیچ گونه آموزشی ارائه نگردیده. رضایت از زندگی هر سه گروه، قبل از مداخله و پس از مداخله(مرحله ی پیگیری و مرحله نهایی) بوسیله ی پرسشنامه رضایت از زندگی تعیین شده، یافته ها حاکی از این می باشد که نمره رضایت از زندگی در مراحل قبل از انجام مداخله در گروه های حل تعارض، مدیریت هوش هیجانی و شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشته است. بین نمرات رضایت از زندگی در مراحل قبل و شش هفته اول بعد از مداخله در هر سه گروه نیز اختلاف معناداری وجود نداشته، اما نمره رضایت از زندگی بین سه گروه در شش هفته دوم بعد از مداخله اختلاف معناداری را نشان داده است. نتایج بدست آمده از این پژوهش مبین تأثیر هر دو روش مورد مداخله بر رضایت از زندگی است.
2- 16) چارچوب نطری
معلولین یا جانبازان ( که به نوعی معلول جنگی محسوب می شوند) در بهترین وضعیت خود که تمام شرایط زندگی در محیط شخصی و جامعه برای آنها فراهم باشد و یا این که از نظر شخصی افرادی قوی و اجتماعی باشند، محدودیتهایی دارند که بر فرآیند تعامل آنها با اجتماع و جامعه محل زندگی اثر خواهد گذاشت. حداقل مشکلی که ممکن است در این شرایط پدید آید نیاز به کمک حداقلی دیگران از نظر فیزیکی است. این وابستگی و نیاز با نوع و شدت معلولیت ارتباط مستقیم دارد. به عنوان مثال فردی که یک دستش از مچ قطع شده مسلماً مشکلاتی به مراتب کمتر از فردی که از ناحیه چشم نابیناست دارد و فردی که قطع نخاع است مشکلات بیشتری نسبت به کسی که از یک پا دچار معلولیت است خواهد داشت. بنابراین شدت و نوع معلولیت در نوع مشکلات دخیل خواهند بود. مسأله این است که کارائی فرد معلول نسبت به دیگر افراد جامعه کاهش یافته و به عبارت دیگر کارکردی که از یک فرد با ویژگی های مشخص مانند جنس، سن، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و … ثابت انتظار می رود در یک فرد معلول ممکن است امکان پذیر نباشد. بر اساس دیدگاه مکتب کارکرد گرایی میزان اهمیت و ارزش هر عنصر اجتماعی به میزان کارائی آن برای جامعه باز میگردد. اینک احساس می شود نوع جانبازی که خود بیانگر شکلی معلولیت میباشد و شدت جانبازی که مبین میزان معلولیت است به گونه ای منطقی بر میزان و نوع کارکردهای جانباز اثر بگذارد. اما اثر گذاری این کاهش کارکرد بر آسیب های خانواده بر اساس نظریه آنومی دورکیم قابل تحلیل است. در این نظریه بر سازمان اجتماعی و اهمیت هماهنگی در میان اجزاء یک سیستم یا نظام تأکید میگردد. به عبارت دیگر اگر بخشی از یک نظام نتواند به درستی وظایف خود را به انجام رساند، سایر قسمتها دچار مشکل می شوند.
جانباز با محدودیتهای جسمی موجود و با توجه به اینکه این محدودیت از چه درجه ای برخوردار باشد دچار کاهش کارکرد می گردد. در این مرحله بخشی از کارکردهای وی معطل می ماند که به طور طبیعی از اهمیت نقش و منزلت وی در خانواده می کاهد. هر چند این کاهش کارائی می تواند با جهش از یک طبقه و موقعیت اجتماعی به طبقه یا موقعیت دیگر تغییر نماید، اما در مقایسه با ویژگی های تعریف شده مطمئناً فرد معلول نسبت به کارکردهای متعارف و قابل انتظار کارائی کمتری دارد. اگر فرد

مطلب مشابه :  بازداری رفتاری-خرید پایان نامه

پاسخی بگذارید