پایان نامه های روانشناسی

منابع و ماخذ تحقیق همبستگی اجتماعی

دانلود پایان نامه

تعریفش، نه شرایط و شکل های ارتکاب آن و نه انتظارات جامعه و برخوردهاو واکنش های جامعه با آن در سراسر جهان یکسان نمی باشد. شاید با بررسی تاریخی دقیق خودکشی به این نتیجه برسیم که این مساله قدمتی طولانی در تاریخ حیات بشر دارد هر چند امروزه جامعه شناسان گسترش صنعت و شهر نشینی و پیامدهای ناشی از مدرنیته را به عنوان مسایلی که در گسترش خودکشی موثر بوده مورد بررسی قرار می دهند اما این بدان معنا نمی باشد که خودکشی مساله ای امروزی است.
با توضیحاتی که در بالا بیان گردید اکنون این سؤال مطرح می شود که تعریف دقیق خودکشی از نگاه جامعه شناسی چیست؟
1) تعریف خودکشی
خود کشی به هر حالتی از مرگ اطلاق می شود که نتیجه مستقیم و یا غیر مستقیم عملی باشد که شخص قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش آگاه بوده است (آرون، 1366: 28). در ارتباط با خودکشی «کردار مثبت» مانند این است که فرد گلوله ای را در مغز خود خالی کند در حالی که «کردار منفی» مانند آن است که انسان خانه ای را که در آتش شعله ور است ترک نکند یا آنقدر غذا نخورد تا بمیرد اصطلاحات مستقیم و غیر مستقیم بازگو کننده تمایز همانند با تمایز مثبت و منفی است یک گلوله در شقیقه مستقیم به مرگ می انجامد در حالی که ترک نکردن خانه ای شعله ور در آتش یا امتناع از غذا خوردن ممکن است غیر مستقیم به مرگ منجر گردد یا نتیجه آن مرگ باشد (ستوده، 1386: 220).
در ارتباط با خودکشی شکل های بسیار متنوعی وجود دارد مثلاً سربازان و رزمندگانی که برای انجام عملیات،آگاهانه خود را به دست مرگ می سپارند مانند آنهایی که عملیات انتحاری انجام می دهند یا روی میدان مین می روند یا افسری که برای جلوگیری از این که وسیله جنگی وی به دست دشمن نیافتد خودرا به همراه وسیله نابود می کند.
در تاریخ ما نیز در فرقه اسماعیلیه گروهی تحت عنوان مجاهدین بودند که بی چون و چرا اوامر حسن صباح را اجرا می کردند آنها حتی بدون هیچ تردیدی خود را به کشتن میدادند. در تاریخ ثبت شده نماینده خواجه نظام الملک به قلعه الموت وارد شد تا با حسن مصباح مذاکره کند و حسن مصباح برای قدرت نمایی در جمع مریدان خویش اشاره ای به دو نفر کرد آن دو بدون لحظه ای درنگ با خنجر شکم خود را شکافتند و چون دو نفر دیگر اشاره کردآنها بدون معطلی خود را از بالای قلعه به زیر انداختند.
بنابراین مرگ آگاهانه و خودخواسته چه در هاله ای از افتخار و عظمت باشد وچه در اوج بدبختی و درماندگی و چه خاموش و بی سر و صدا نوعی خودکشی محسوب می شود که در رویکرد پژوهش حاضر قابلیت بررسی جامعه شناسانه را دارد.
2) دورکیم و خودکشی
جامعه شناسان و روان شناسان هر کدام از دیدگاهی ویژه مساله خودکشی را مورد بررسی قرار داده اند. یکی جامعه، ساختارها، ارتباطات و هنجارها و ناهنجاریها را دلیل خودکشی می داند و دیگری ویژگی های روانی، تعلقات شخصی، مسائل ژنتیکی و… در هر صورت نمی توان منکر تاثیر ویژگی های فردی و روانی افراد در پدیده خودکشی بود اما آنچه به پژوهش های جامعه شناسانه نزدیکتر است و جامعیت بیشتری دارد اثرات جامعه بر افراد می باشد.
دور کیم نخستین کسی است علت های غیر جامعه شناختی برای خودکشی را رد کرد وی با بررسی علمی و آمار و ارقام پدیده خودکشی دست به مطالعه جامعه شناختی گسترده ای زد و نظریه خود در مورد عمل خودکشی را بر پایه همبستگی اجتماعی مطرح نمود دورکیم معتقد است عامل اصلی و عمده ای که به زندگی ما هدف و معنا می بخشد حدود تعلق و ارتباط با دیگران در جامعه است در این صورت است که زندگی ارزش پیدا میکند اگر چنین نباشد هر چیزی ممکن است دستاویزی برای خلاص شدن از شر زندگی باشد گرچه خودکشی هیچ فردی قابل پیش بینی نمی باشد اما اینکه چه گروه ای از افراد بیشتر یا کمتر در معرض خودکشی قرار می گیرند را می توان پیش بینی کرد(صدیق سروستانی، 1383: 114). بنابراین می بینم که دورکیم اولاً از دیدگاه یک کارکردگرا به بحث خودکشی مینگرد و در نگاه کارکردی وی مساله کاملاً شخصی خودکشی که در ارتباط با فرد و زندگی شخصی است به دیگران و در مسیر این عملکرد ها قرار می گیرند اهمیت می یابند، از دیدگاه کارکردگرایانه دورکیم آنچه که ارتباط فرد با دیگران را تعریف می کند ساختار و نظام اجتماعی موجود است.
همانگونه که می دانیم دور کیم دو نوع همبستگی اجتماعی را تعریف نموده است: ارگانیکی و مکانیکی.
در همبستگی ارگانیکی نیازهاست که همبستگی را ایجاد می نماید نیازهای افراد به هم، آنها را در روابط ساختاری خاصی به هم پیوند می دهد مثلاً ما به پلیس، پرستار، پزشک احترام میگذاریم چون به تخصصشان نیاز داریم و عملاً نوعی علاقه قلبی خاص وجود ندارد. بازیکنان ورزشی تیم های حرفهای برای پول باشگاه در آن بازی می کنند اینها نمونههایی از همبستگی ارگانیکی در زندگی و جامعه است که دیگری و دیگران را برای خود می خواهیم. اما در محیط های سنتیتر و اجتماعات کوچکتر مانند خانواده، عشیره، طایفه و … همبستگی مکانیکی است علاقه مادر به فرزند، همسران به هم دلیل کسب منافع مادی نیست بلکه نوعی عبور از خود است وقتی در یک طایفه تمام اقوام برای حل مشکل یکی وارد عمل می شوند و… از این نوع هستند. پس همچنان که در بالا مشهود است تفاوت در احساسات جمعی و تقسیم کار عامل اصلی دو جامعه ی اورگانیک و مکانیک از هم می باشد.
در عین حال دورکیم نیز به اصل اعتدال معتقد است چرا که وی وابستگی و همبستگی اجتماعی بسیار بالا و بسیار پایین را در مساله اتصال و بریدن فرد به جامعه و هدایت به سمت خودکشی موثر می داند بنابراین هر نوعی از انسجام و همبستگی اجتماعی اگر از حد خود خارج شود مساله ساز می باشد هر چند این امر در اموری موجب پیشبرد امور هم می شود مانند خلبان جنگی ژاپنی که در جنگ جهانی دوم با بمب های موجود در هواپیما روی ناوهای جنگی آمریکایی فرود می آمدند به نوعی بیانگر و نمایش دهنده همبستگی اجتماعی بالا با آرمان های ملی بودند که در راه حفظ ملت و ملیت و چهار چوب های جامعه از جان خود گذشتند و یا در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران رزمندگانی که داوطلبانه از میدان های مین عبور کرده و خود را فدای مصلحت جمع و جامعه نمودند از این گروه هستند.
دور کیم مدعی شد که شفابخش تریم نوع انسجام اجتماعی از تعادلی بین تعلق بسیار زیاد و بسیار کم به گروه تشکیل شده است. تعلق بسیار زیاد فرد به گروه جایی برای پرداختن به زندگی فردی جدای از زندگی گروهی باقی نمی گذارد و تعلق بسیار کم فرد به گروه نیز فرد را از حمایت های گروه محروم می سازد(همان منبع: 144). با این توصیفات از دیدگاه دورکیم چهار نوع خودکشی وجود دارد که شرح هر کدام در زیر خواهد آمد، اما قبل از اینکه به شرح انواع خودکشی پرداخته ذکر این توضیح ضروری است.
دورکیم در یکی از مهمترین کتاب های خود با عنوان خودکشی بر اساس دو مفهوم ادغام اجتماعی و تنظیم اجتماعی چهار نوع خودکشی (دیگر خواهانه، خودخواهانه، خودکشی ناشی از آنومی و خودکشی تقدیر گرایانه) را مشخص می کند. مراد از ادغام اجتماعی میزان احساس تعلقی است که افراد به ارزش ها و هنجارها و به طور کلی به جامعه ی خود می کنند در حالی تنظیم اجتماعی به این معنا است که هنجارها و مقرارات اجتماعی تا چه اندازه قادرند که رفتارهای اجتماعی کنشگران خود را مدیریت و سازماندهی کنند. تغییرات در هرکدام از آنها منجر به نوع خاصی از خودکشی می شود که در ادامه به شرح آنها خواهیم پرداخت.
الف) خودکشی دیگرخواهانه
زمانی که همبستگی مکانیکی در جامعه ای بالا باشد فرد بین منافع خود و گروه اجتماعی تفاوتی قائل نمی باشد در چنین شرایطی هر چه که بتواند به جامعه منفعتی برساند همانند نفعی برای فرد است و هر عاملی که اجتماع را تهدید می نماید فرد در چنین حالتی آماده است تا خود را فدای جمع و جامعه نماید نمونه بارز این دسته از خود کشی ها را می توان در فداکاری های سربازان و فرماندهانی دانست که زمانی که سرزمین و ارزشهای آنها مورد تهدید قرار می گید حاضر به انجام هر گونه جان فدایی می باشند که نمونه ی ملموس آن نیز برای ما نبرد هشت سال دفاع مقدس می باشد.
نمونه ی دیگر مثال والدین می باشند، والدین سعی می کنند تا با فدا کردن خود زمینه هایی برای دفاع ازفرزندان و نجات جان آنها را فراهم نمایند در جریان جنگ ها و محیط های نظامی نیز ما می توانیم شاهد بروز چنین نوعی از خودکشی باشیم. دور کیم انسان ها را مجموعه ای هوموداپلکس (Homo duplex) می داند یعنی دارای شخصیت دو بخشی که یکی «خود» کاملاً شخصی است که جسم ، اندیشه، احساسات و عواطف دارد و دیگری وجدان جمعی است که مجموعه ای است از اخلاقیات و اندیشه های مشترک بین افراد. (همان منبع: 115)
با چنین تعریفی دور کیم ادامه میدهد اگر خود اجتماعی خیلی قوی باشد افراد را در معرض خودکشی دیگر خواهانه قرار می دهد و اگر خود اجتماعی خیلی ضعیف باشد فرد در معرض خطر خودکشی خودخواهانه قرار می گیرد. در جوامع سنتی و نخستین که همبستگی اجتماعی بالاتر بود عموماً خودکشی دگر خواهانه رواج داشت.
ب) خودکشی خودخواهانه
همانگونه که گفته شد براساس تبیین دورکیم خودکشی خودخواهانه زمانی رخ می دهد که فرد روابط ضعیفی را بین خود و جامعه احساس کند عدم همبستگی میان فرد و جامعه نوعی از انزوا را ایجاد می نماید. به عبارتی دیگر این نوع خودکشی به نظر دورکیم زمانی اتفاق خواهد افتاد که فرد یا افراد کمترین یا اصلاً هیچگونه احساس تعلقی به جامعه نمی کند.
خودکشی خودخواهانه می تواند حاصل تبیین فردی از جهان نیز باشد براساس پژوهش های انجام شده میزان خودکشی در جامعه پروتستان به علت فرد گرایی بالا از جوامع کاتولیک بالاتر است زیرا مرام پروتستان ها جهان را برای فرد تبیین می کند و این امر موجب گسیختگی پیوندهای او با گروه می گردد در این مذهب احساس گناه به وسیله اعتراف جبران نمی شود بلکه مورد غضب و خشم دیگران قرار می گیرد (آرون، 1366: 32). دو نوع خودکشی که در بالا تشریح شد مربوط به شدت و ضعف احساس تعلق اجتماعی بودند در حالی که آنچه در ادامه میآید خودکشی های می باشند که ناشی از شدت و ضعف تنظیم های اجتماعی در جوامع مختلف می باشند.
ج) خودکشی ناشی از بی هنجاری(آنومی)
جامعه ای که در آن قوانین و قواعد حاکم به تولید و سپس کنترل وقایع و رفتارهای اجتماعی می پردازند رفتارهای اجتماعی خواسته ها وآرزوهای افراد را کنترل و پیش بینی پذیر می نمایند. در یک جامعه که هنجارها کنترل و رعایت می شوند هنگام رانندگی شما مطمئن هستید که می توانید از چراغ سبز عبور نمایید در این جامعه رفتار راننده ای که از مسیر دیگر می آید قابل پیش بینی است حال اگر این کنترل های قانونی از بین رفته و ضعیف شوند جامعه دچار حالتی از بی نظمی می شود که به آن بی هنجاری یا نابسامانی گویند. این وضعیت بی هنجاری و یا نابسامانی روی عملکرد نهادها و گروه ها و حتی افراد تأثیر می گذارد و کنش متقابل میان افراد و جامعه را دستخوش دگرگونی می نماید.
در یک جامعه بی هنجار آداب، رسوم و سنن که موجب پیوند افراد به هم می شود و همبستگی اجتماعی را تولید نموده و موجب نظم بخشیدن به رفتارهای اجتماعی می شوند از بین رفته و تضعیف می گردند مثلاً مراسم و تشریفات قبل از ازدواج که آشنایی و صحبت و خواستگاری و… است ناگهان رنگ می بازد و دختر و پسر جوانی همین که از هم خوششان آمد دست هم را گرفته و به دنبال زندگی خود می روند یا همانند بسیاری از همبالینی های بدون ازدواج که در کشورهای بسیاری رواج یافته ممکن است پسر و دختری قبل از ازدواج مدت ها با هم در یک خانه زندگی مشترک داشته باشند ولی همسر رسمی نباشند.
این وضعیت که در اثر کاهش نظارت بر رفتارها و هنجارهای جامعه پدید می آید موجب بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی می شود که خودکشی یکی از آنهاست دورکیم در نتیجه گیری خود از این نوع خودکشی به مفهوم بی هنجاری اشاره می کند و بر این باور است که در دوران بحران های شدید اقتصادی و اجتماعی زمانی که فشار تورم در جامعه شدید است احتمال این نوع خودکشی بیشتر می شود چون در چنین مواقعی هنجارهای اجتماعی بیشتر تضعیف می گردد (ستوده،1386: 224).
بطور کلی دورکیم نظریه آنومی یا بی هنجاری را برای تمام آسیب های اجتماعی موثر می داند دورکیم این پدیده را بیشتر برای روحیه و نوع زندگی جدید و صنعتی می داند وی در جوامع شهری و مدرن مبانی محکم و ثابتی را برای هنجارها و ارزشها نمی یابد و معتقد است که نظام صنعتی و مدرن بسیاری از هنجارها و ارزش های مستحکم و قابل اتکا زندگی سنتی را حذف و نابود کرده، در حالی که هیچ چیز جدیدی را به عنوان جایگزین برای آن معرفی ننمود.
بی هنجاری، هنگامی به وجود می آید که معیارهای روشنی برای راهنمایی رفتار در حوزه معینی از زندگی اجتماعی وجود نداشته باشد و مردم در چنین وضعیتی احساس بی جهتی و نگرانی کنند(همان منبع: 224). چنین وضعیتی فرد را در موقعیتی قرار می دهد که زندگی و جهان را یکسره پوچ و بیهوده می نگرد در چنین وضعی که هنجارهای نظم بخش و کنترل کننده وجود ندارد فرد به آرزوها وامیال بی حد و حصر می اندیشد و عدم امکان دسترسی به آنها وی را در موضع انزوا و انفعال قرار می دهد و خودکشی یکی از اثرات این تفکرات است. با این حال در این وضعیت از آنجایی که ارزش های قدیمی از بین رفته و ارزش های جدیدی هم جایگزین آنها نشده اند، لذا به نظر دورکیم در این وضعیت احتمال خودکشی ناشی از بی هنجاری زیاد است.
د) خودکشی جبری(تقدیرگرایانه)
در خودکشی بی هنجاری فرد در اثر عدم وجود نظم و هنجارهای نظام بخش تصویری نابسامان و بی هدف از جامعه می یابد و در نهایت چون به این باور میرسد که در جهان موجود هر آنچه که هست باری به هر جهت و از سر بی نظمی و بدون محتوی می باشد دست به خودکشی می زند، در مقابل این گونه خودکشی ها، خودکشی جبری یا تقدیرگرایانه قرار دارد. اینگونه خودکشی ها بیشتر ناشی از اجبار و الزام هایی می باشد که هنجارها و ارزش های یک گروه یا جامعه ی خاص بر اعضای خود تحمیل می کند، به عبارتی دیگر هنجارها و ارزش ها در جوامعی که قدرت بالایی برای تنظیم رفتار افراد خود دارند معمولاً زمانی که عملی بر خلاف این ارزش ها و هنجارها روی می دهد، به شدت تحت فشار و الزام قرار می گیرند که البته بسته به نوع رفتاری که از خود سر می زنند احساس فشار و الزام خواهند کرد، لذا ممکن است فشار به حدی زیاد باشد که اقدام به خودکشی نمایند، که نمونه ی آن خودکشی زنان هندو در جامعه ای بود که بنابر عرف آن جامعه زنان می بایست خود را با جسد مرده ی شوهرانشان به آتش می کشیدند.
با بررسی های انجام شده می توان دریافت که عموماً چهار گروه بیشتر از سایرین در معرض خودکشی قرار دارند.
1- آنان که در حد بسیار زیادی در جامعه منزوی شده اند.

مطلب مشابه :  منبع مقاله با موضوع رضایت مشتریان

دیدگاهتان را بنویسید