پایان نامه های روانشناسی

پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : سرمایه ی فرهنگی

دانلود پایان نامه

میشود که به روش های مناسب سالم زیستن دست یافتهاند(رستمی؛ 58:1389-61).
2-2-4-نظریه ی بیکر:
دیدگاه فرآوری موادغذایی خانگی به وسیلهی بیکر مطرح شد. به نظر وی تهیه موادغذایی خانگی مثل تهیهی غذا برای خانواده تابعی از سرمایه و زمان موجود برای هر خانواده است. به نظر او علاوه بر زمان و سرمایه مشارکت زنان در بازارکار،ابعاد خانواده یا خانوادهی تک نفره و چندنفره در انتخاب غذاهای خانگی و آماده تاثیرگذار است(علیزاده اقدم،298،1391).
2-2-5-نظریه ی جاکانوسکی:
جاکانوسکی معتقد است، تقاضا برای مصرف غذاهای آماده، بستگی زیادی به راحتی دسترسی به آن غذا دارد و این جزء مهمی از تسهیلاتی است که مصرف کننده به آسانی به محصول دسترسی پیدا بکند. افزایش در تعداد فروشگاههایی که غذاهای آماده در بازار عرضه میکنند، بطور مستقیم باعث افزایش در مقدار مصرف غذاهای آماده و کاهش هزینه های بدست آوردن یک وعده غذای آماده میشود. گسترش فروشگاههایی که غذاهای آماده ارائه میکنند خود مبین رشد تاریخی و دراز مدت این صنعت می باشد. صنعت غذاهای آماده تلاش مداومی را برای پیدا کردن راهی جهت دسترسی بیشتر محصولات خود دارد و این تلاش مداوم با مراکز خرده فروشی که در مکانهای متنوعی مانند ساختمانهای اداری، فروشگاه های بزرگ و فرودگاهها بوجود آمده است، ظاهر میشود. غفلت از به حساب آوردن ساختار در حال تغییر بازار میتواند منجر به استنتاج های نادرستی از تغییر سلایق در طول زمان بشود یا اینکه رشد مداوم غذاهای آماده منتج از اوج تقاضای مصرف تلقی گردد. جاکانوسکی معتقد است، براساس نتایج حاصل از تحقیقی که وی در سال 2001 انجام داده است بیشترین رشد مصرف غذاهای آماده ناشی از عرضه و راحتی دسترسی به این نوع غذاها می باشد(Jekanowski, 2001: 72).

2-2-6-سرمایه ی فرهنگی:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تقریبا همهی محققان در این عقیده متفق القولاندکه نخستین باربوردیو مفهوم سرمایه ی فرهنگی را در اوایل دهه ی1960 بکار برده است. قبل از این زمان مفهوم سرمایه تنها برای سرمایه ی انسانی و سرمایهی طبیعی باز تولید شده بکار میرفت. اما بعدها مفهوم سرمایه به دو حوزه ی فرهنگ و هنر نیز راه یافت و مفهوم سرمایهی فرهنگی بوجود آمد. بوردیو این مفهوم را برای رفع یک مسئله تجربی ویژه یعنی این واقعیت که تنها توجه به موانع اقتصادی برای تبیین نابرابری موجود در موفقیتهای آموزشی دانش آموزان دارای طبقات اجتماعی گوناگون کافی نیست بکار برده است. بوردیو در انجام این مهم با بسیاری از تعاریف سنتی جامعه شناسی که به فرهنگ به مثابه ی ذخیره ی ارزشها و هنجارهای مشترک یا به عنوان ابزاری برای ابراز تمایلات مشترک می نگریستند مخالفت کرد. در عوض وی بر این عقیده بود که فرهنگ دارای بسیاری از ویژگیهایی است که سرمایه اقتصادیبه شمار می روند. بوردیو در نظریه ی کنش خود هدف از طرح مفهوم سرمایه ی فرهنگی را ارائهی سازوکار پیچیدهای میداند که از طریق آن نهادهای آموزشی موجب باز تولید نحوهی سرمایهی فرهنگی میشوند و به دنبال آن بازتولید ساختار فضای اجتماعی یا به عبارت دیگر بازتولید ترکیب طبقات اجتماعی انجام میگیرد. مفهوم سرمایهی فرهنگی تاثیر چشمگیری بر جامعه شناسی نهاده است. زیرا این مفهوم فرهنگ را در مرکز تحقیقات راجع به قشربندی وارد نموده است. این مفهوم در اواخر دهه ی 1970 با ترجمه شدن کتاب بازتولید وارد سنت جامعه شناسی انگلیسی زبان شده است. از زمان مطرح شدن این مفهوم توسط بوردیو، بیش از هر حوزهی دیگر در حوزهی آموزش و پرورش بکار رفته است و حجم عظیمی از تحقیقات تجربی و تاملات نظری پدید آمده است(باینگانی،بی تا:9).
2-2-6-1-تئوری سرمایه ی فرهنگی بوردیو:
سرمایه از نظر بوردیو هر نوع قابلیت و مهارت و توانایی اطلاق میشود که فرد میتواند در جامعه به صورت انتسابی یا اکتسابی به دست آورده و از آن در روابطش با سایر افراد و گروه ها برای پیشبرد موقعیت خود بهره ببرد. بوردیو تاکید میکند که سرمایه نباید به عنوان یک منبع صرفا مادی در نظر گرفته شود بلکه سرمایه میتواند نمادین(منزلت و احترام) و فرهنگی (قابلیت و دانش فرهنگی فرد) نیز باشد. توزیع همهی شکلهای سرمایه نابرابر است و ریشه در ساختارهای طبقاتی دارد.سرمایهی فرهنگی به شیوه های فرهنگی خاصی که در روند آموزشهای رسمی و خانوادگی در افراد تثبیت شده اشاره دارد و نیز ظرفیت شناخت افراد درکاربرد لوازم فرهنگی را در برمیگیرد. کاربرد ابعاد مختلف سرمایهی فرهنگی موجب تفاوت در نحوهی زندگی و بروز سلیقه های گوناگون گردیده است و به تبع آن تفاوت در کسب موقعیتهای برتر اجتماعی و استفاده از امکانات از قبیل کتاب،روزنامه،سینما و انواع ورزشهای خاص طبقات بالای اجتماعی مانند: اسب سواری،گلف و مانند آن را موجب میشود. در واقع استفاده کنندگان از سرمایهی فرهنگی در قشربندی اجتماعی در طبقه ی بالا اجتماع قرار میگیرند به عبارت دیگر دارندگان امتیازات اقتصادی که در طبقهی بالای اجتماع قرار دارند به راحتی به ابعاد مختلف سرمایهی فرهنگی دست مییابند.
2-2-6-2-ابعاد سرمایه ی فرهنگی:
از نظر بوردیو سرمایهی فرهنگی در سه شکل تجلی می یابد:
سرمایهی فرهنگی تجسم یافته:نوعی ثروت بیرونی است که به عنوان بخش جدایی ناپذیر از فرد درآمده است. این همان بخشی است که بوردیو آن را ابعاد سرمایهی فرهنگی همراه با تولد مینامد که نمیتواند آن را از طریق هدیه خرید یا مبادله به دیگری منتقل نمود. این نوع سرمایه به صورت آمادگیهای مداوم ذهن و جسم تجلی مییابد. این سرمایه میتواند با سرمایه گذاری زمان در شکل یادگیری افزایش یابد. این سرمایه در فرد عجین شده نوعی از رفتار فرد میشود نمیتواند به طور آنی انتقال یابد.
سرمایهی فرهنگی عینیت یافته:این سرمایه از بدیهیترین و آشکارترین نوع سرمایه ی فرهنگی است که افراد جامعه میتوانند از آن بهرهمند شوند. سرمایهی فرهنگی عینیت یافته بیشتر به شکل کالاهایفرهنگی و اشیای مادی و رسانه هایی نظیر: مجله ها،نقاشیها،مجسمه ها،تصاویر،کتابها،لغت نامه ها،ابزارها،ماشین آلات،و غیره تجسم مییابد،و از ویژگیهای بارز آن قابل انتقال بودن است. این سرمایه به نوعی در شکل اقتصادی هم مطرح است و نیز میتواند جنبهی نمادی آن حفظ شود. بطور خلاصه به همه ی اشیا و کالاهای فرهنگی عینی گویند. اما خصلت اساسی این سرمایه در این است که بر دارندگان آن اثر آموزشی میگذارد.
سرمایهی فرهنگی نهادینه شده:به قوانین و مقرارات نهادینه شدهای اطلاق میشود که برای دارنده آن پایگاه اجتماعی ایجاد میکند. لازمهی سرمایه فرهنگی نهادی قبل از هر چیز وجود افراد با صلاحیت و مستعد در جهت کسب انواع مدارک تحصیلی و دانشگاهی است. از طرف دیگر مستلزم وجود نهادهای رسمی است که هم این مدارک تحصیلی را صادر کنندو هم به آن رسمیت بخشند. از ویژگیهای بارز این سرمایه این است که به شکل پلی میان اقتصاد و فرهنگ عمل میکند و این توانایی را دارد که سرمایهی فرهنگی را ازطریق کاربرد آن به طور معقول و رسمی به نوعی سرمایهی اقتصادی تبدیل نماید(ابراهیمی وهمکارش،131:1391).
بوردیو معتقد است این واقعیت که در زمینهی غذا، تضاد اصلی به طور کلی با تفاوت در درآمد مطابقت دارد، تضادهای ثانویهای را پنهان کردهاست که هم در طبقات متوسط و هم در طبقهی بالا وجود دارد، یعنی تضاد گروههایی که سرمایهی فرهنگی بیشتر و سرمایهی اقتصادی کمتری دارند، با کسانی که داراییهایشان بر عکس این گروه ساخت یافته است. معمولاً محققان و ناظران تأثیر صاف و سادهی درآمد را در این واقعیت میبینند که هر قدر جایگاه فرد در سلسله مراتب اجتماعی بالاتر باشد، بخش کمتری از درآمد خود را خرج غذا میکند، یا اینکه در بودجهی غذایی، مبلغی که خرج غذاهای سنگین، پر چرب و چاق کننده میشود و ارزان هم هستند- ماکارونی، سیبزمینی، غلات، ژامبون، گوشت خوک- رو به کاهش میرود، در حالی که سهم فزایندهای از این بودجه خرج گوشت بدون چربی و غذاهای سبک تری (قابل هضم تری) میشود که چاقکننده نیستند (گوشتگاو، گوساله، گوسفند، بره و خصوصاً میوه ها و سبزیجات تازه). از آن جایی که اصل اساسی و واقعی ترجیحدادنها چیزی جز سلیقه نیست، یعنی فضیلتی که زادهی ضرورت است، نظریهای که مصرف را تابع سادهی درآمد میداند نیز همهی ظواهر را مؤید این فرض مییابد، زیرادرآمد نقش مهمی در تعیین میزان فاصله از جبر و ضرورت ایفا میکند. مبنای حقیقی تفاوت هایی که در حوزهی مصرف و حتی فراتر از آن دیده میشود تضاد بین سلیقههای ناشی از تجمل (یا آزادی) و سلیقههای ناشی از جبر و ضرورت است. دستهی نخست، سلیقههای کسانی است که دست پروردهی شرایط وجودی مادیای هستند که براساس فاصله داشتن از جبر و ضرورت، آزادیها و امکانات ناشی از مالکیت سرمایه تعریف میشود؛ دستهی دوم، جلوه گاه ضرورتهاییاند که خود نیز محصول همین ضرورتها میباشند. بنابراین میتوانیم سلیقهی عامیانهای را که غذاهای «شکم پر کن» و ارزان را میپسندد، از ضرورت باز تولید توش و توان کار کردن با کمترین هزینه ممکن استنتاج کنیم، یعنی وضعیتی که به پرولتاریا تحمیل میشود و در واقع تعریف این طبقه نیز هست (بوردیو؛247:1390-248).
از بین این چهار نوع سرمایه مطرح در نظریه بوردیو، چنین استنباط می شود که سرمایهی اقتصادی که شاخص آن، درآمد و دارایی افراد می باشد نقش کلیدی در دانش غذایی افراد میتواند داشته باشد. همچنین سرمایه فرهنگی نیز با شاخص مدرک تحصیلی و انواع مهارتها (که شامل مدارک سازمانی،یا پایان دوره های کارآفرینی،گواهینامهی فنی) به نظر میرسد میتواند تاثیر به سزایی بر روی دانش غذایی افراد داشته باشد.علاوه براین سرمایه اجتماعی که در حقیقت با موقعیتی که فرد با توجه به رابطهای که با افراد در جامعه دارد تعریف میشود. فرد با توجه به موقعیت و رابطه با دیگر افراد دست به انتخاب میزند بنابراین به نظر میرسد که بین سرمایهی اجتماعی و دانش غذایی رابطه وجود داشته باشد. (فیلد، 1386 و زنجانی زاده،1383).
2-2-7-نظریه ی یادگیری اجتماعی:
نظریهی یادگیری اجتماعی بر پیوند سه گانه ی میان فرد(فرآیندهای شناختی)،رفتار و محیط تاکید میکند. به سخن دیگر از آنجا که محیط در پهنه ای گسترده تعیین کنندهی رفتار است فرد فرآیند شناختی را برای تغییر و تفسیر محیط و رفتار خودش به کار میگیرد و نیز به گونهای رفتار میکند که محیطرا دگرگون سازد و با پیامدهای رفتاری دلخواه بیشتری روبه رو شود(گراف،الدر،بوث،1381،28). نظریهی یادگیری اجتماعی بیان میکند که کودک رفتارها را از راه پاداش،تنبیه،تقلید از الگوهای بزرگسالان میآموزد. همچنین کودکان با دیدن رفتار افراد دوروبرشان الگوهای نقش را میآموزند بدین سان آنها میآموزند تا با انتظارات و چشمداشتهای والدین و فرهنگ جامعه همنوا شود(Akls).بنابراین روش تغذیهی افراد جامعه اول بار در خانواده شکل میگیرد به همین دلیل آگاهی و رفتار تغذیهای زنان که موثرترین افراد در تغذیه خانواده اند بسیار حائز اهمیت است (Tepp and Goldenthal,1982:724).
2-2-8-نظریهی رفتار برنامه ریزی شده:
برای تبیین چرایی انتخاب فست فود و استفاده از غذاهای ناسالم چند رویکرد نظری وجود دارد:
1-رویکرد رشدی: در این رویکرد قرار گرفتن در معرض غذا،یادگیری اجتماعی است که بر انتخاب غذا تاثیر دارد. نظریهی یادگیری اجتماعی بر اهمیت یادگیری از طریق مشاهده رفتار،واکنشهای احساسی و نگرش دیگران به یک پدیده تاکید می ورزد، و معتقد است که مشاهده جنبههای مثبت و منفی رفتار دیگران پس از صرف یک غذای خاص تاثیر مهمی در انتخابهای غذایی افراد بر عهده دارد. اگرچه این دیدگاه ها به یادگیریهای تغذیهای در دوران کودکی اهمیت می دهند،اما یادگیریهای بزرگسالی را هم نادیده نمیگیرند.
2- رویکرد روان-فیزیولوژیک: این دیدگاه برای تبیین چرایی انتخاب یک غذای خاص تاثیرات عصبی-شیمیایی را با عواملی نظیر خلق و خو و استرس درهم می آمیزد. اگرچه سایق گرسنگی مهمترین محرک برای خوردن است اما انتخاب غذا تا حد زیادی تحت تاثیر شرایطی مانند: رنگ،بو،طعم و یا شیوهی آراستن غذا قرار میگیرد.
3- رویکرد شناختی: اگرچه این دیدگاه به عقلانی بودن کنشگران در فرآیند انتخاب اهمیت می دهد اما اهمیت نگرشها را نیز نادیده نمیگیرد. لذا در این رویکرد انتخاب ،تحت تاثیر ترکیبی از شناخت و نگرش است. علاوه بر نگرشها عواملی چون نفوذ اجتماعی،ادراک فرد از کنترل شخصی روی موقعیتها و نگرشهای دمدمی مزاجانه در این رویکرد اهمیت مییابند(گروسی،1389 : 4-3).
نظریهی رفتار برنامه ریزی شده توسطFishbeineوAjzan مطرح شد به طور گسترده در مطالعات مختلف جهت تعیین نگرش و باورهای مرتبط با انتخاب غذا به کار رفته است. از میان آنها میتوان به موارد مصرف فست فودها،مصرف میوه،سبزیجات و اسنک،مصرف غذاهای کم چرب،مصرف صبحانه و مصرف چربیهای اشباع شده اشاره نمود. مطالعات فراتحلیل تئوری رفتار برنامه ریزی شده نشان داد که سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده به خوبی قصد و بعد از آن رفتار را پیش بینی میکند. بر اساس این تئوری مهمترین عامل تعیین کنندهی رفتار قصد فرد برای انجام آن رفتار میباشد. قصد توسط سه عامل تعیین میگردد. اولین عامل نگرش فرد به رفتار است که بازتابی از ارزیابی مثبت و منفی فرد نسبت به آن رفتار می باشد. دومین عامل درک فرد از فشارهای اجتماعی ناشی از افراد مهم در انجام دادن یا ندادن رفتار (هنجارهای اجتماعی)است و سومین عامل درک فرد از آسانی و سختی انجام کار (کنترل رفتاری درک شده) می باشدکه شامل عوامل خارجی و داخلی است. این عوامل میتوانند موجب ممانعت یا تسهیل انجام رفتار گردند(یارمحمدی و همکاران،2:1390).این نظریه عواملی نظیریادگیری، نفوذ اجتماعی، نگرشها،ادراک کنترل،خلق و خو،استرس و لذت و راحتی مورد انتظار در انتخاب غذا را موثر میداند لذا میتوان گفت این نظریه سه رویکرد پیش گفته را با هم درنظر گرفته است. این نظریه بر اساس نظریه کنش مستدل شکل گرفته است. مفروض اساسی نظریه شناختی این است که بیشتر رفتارها آگاهانه،عقلانی و معطوف به هدف میباشند. از سوی دیگر این نظریه بر پایهی نظریهی ارزش انتظاری هم بنا شده است. نظریه ارزش انتظاری میگوید که کنشگران قبل از تصمیم گیری برای انجام یک کنش موارد متعدد و احتمالی انجام عمل را با توجه به پیامدهای احتمالی آن عمل مورد ارزیابی قرار میدهند. نظریهی رفتار برنامه ریزی شده می گوید که قصد کنشگر برای انجام یک کنش معمولا تحت تاثیر سه عامل است: نگرش، ارزشهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده . نگرش عبارت است از درجه بندی ارزیابی های مطلوب و نامطلوب از یک پدیده. ارزشهای ذهنی به اهمیت نظر دیگران دربارهی انجام و عدم انجام یک عمل و میزان تمایل فرد به موافقت با این نظرات اشاره دارد. کنترل رفتاری ادراک شده به ادراک فرد از آسانی یا سختی انجام عملی اشاره دارد. در واقع عامل سوم به گونه ای

مطلب مشابه :  رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه در مورد فعالیت های ورزشی

پاسخی بگذارید